مومنی در گفتوگو با ایلنا تشریح کرد:
دلایل تشدید جنگ اوکراین و روسیه در آستانه آتشبس/نگاه اروپا به تحولات در کییف و تنگه هرمز
کارشناس مسائل روسیه گفت: اروپا نیز تلاش میکند بخشی از تمرکز افکار عمومی و سیاسی را که متوجه تحولات تنگه هرمز و خلیج فارس شده، دوباره به سمت اوکراین معطوف کند.
قاسم مومنی، کارشناس مسائل روسیه با اشاره به تشدید جنگ اوکراین و روسیه در آستانه آتشبس میان دو کشور در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: جنگ اوکراین و روسیه، موضوعی پیچیده و چندلایه است که عوامل و فاکتورهای متعددی در آن دخیل هستند. این جنگ صرفاً میان اوکراین و روسیه جریان ندارد، بلکه در واقع نوعی جنگ ترکیبی و اطلاعاتی میان آمریکا، اروپا و برخی کشورهای منطقهای با روسیه و اوکراین است. به بیان دیگر، میتوان گفت روسیه در یک اردوگاه قرار دارد و طرف مقابل نیز از شبکهای از بازیگران مختلف برخوردار است؛ بازیگرانی که هر کدام بر اساس منافع خود در این جنگ مشارکت دارند و اهداف خاصی را دنبال میکنند. برای مثال، شاهد هستیم که عربستان قراردادهای مختلفی در حوزه همکاریهای نظامی منعقد میکند. در شرایطی که اوکراین همچنان به کمکهای نظامی اروپا و آمریکا نیاز دارد، این کشور تلاش کرده در حوزه پدافند هوایی، موشکی و پهپادی وارد فضای همکاریها و ارائه خدمات شود و با کشورهای عربی قراردادهایی امضا کند. این روند، هم برای اوکراین بودجه و درآمد ایجاد میکند، هم اعتبار سیاسی به همراه دارد و هم نوعی پشتوانه منطقهای برای این کشور در خاورمیانه فراهم میسازد. از سوی دیگر، جنگ خلیج فارس باعث شده قیمت نفت به بیش از ۱۱۰ دلار برسد و همین مسئله عملاً بخشی از فشار تحریمها علیه روسیه را کاهش داده است.
وی ادامه داد: روسها توانستهاند درآمدهای کلانی از محل فروش نفت به دست آورند و امتیازات اقتصادی قابل توجهی کسب کنند. به همین دلیل نیز در مقطعی تلاش کردند فشار کمتری به اوکراین وارد کنند و شدت حملات خود را کاهش دهند تا بتوانند از این شرایط و مزایای اقتصادی بهره بیشتری ببرند. اما اکنون شرایط تا حدی تغییر کرده است. به نظر میرسد روسها درباره تحرکات آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس به اطلاعات و ارزیابیهای جدیدی رسیدهاند و این اقدامات را جدیتر تلقی میکنند. روسیه به این جمعبندی رسیده که تحولات جدید میتواند تمام مزایایی را که از بحران خاورمیانه و وضعیت تنگه هرمز به دست آورده، بر هم بزند و منافع نفتی این کشور را تهدید کند. در نتیجه، مسکو تلاش کرده فشار بیشتری بر اوکراین وارد کند، زیرا اوکراین یکی از نقاط حساس و راهبردی برای اروپا به شمار میرود و روسیه از این طریق میتواند اروپاییها را نیز تحت فشار قرار دهد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در همین حال، اوکراین نیز طی سالهای اخیر تجربه قابل توجهی در مقابله با پهپادها و موشکها به دست آورده است. این کشور توانسته بخشی از فناوریهای مورد نیاز خود را بومیسازی کند. اوکراین اساساً کشوری صنعتی است و زیرساختهای صنعتی متعددی در مناطق مختلف دارد. به کمک حمایتهای آمریکا و اروپا، صنایع دفاعی و بومی این کشور به شکل گستردهای توسعه یافته و اوکراینیها توانستهاند با استفاده از فناوریهای غربی به توانمندیهای جدیدی دست پیدا کنند و از تکنولوژیهای پیشرفتهتری بهره ببرند. به همین دلیل، به نظر میرسد تشدید جنگ در شرایط فعلی بیشتر ناشی از نگرانیهای روسیه است. از سوی دیگر، اروپا نیز تلاش میکند بخشی از تمرکز افکار عمومی و سیاسی را که متوجه تحولات تنگه هرمز و خلیج فارس شده، دوباره به سمت اوکراین معطوف کند. در همین چارچوب، اوکراین نیز حملاتی را علیه پالایشگاههای روسیه انجام داده تا درآمدهای نفتی مسکو را هدف قرار دهد.
وی افزود: در خصوص تلاش برخی رهبران اروپایی برای دیدار با ولادیمیر پوتین نیز باید گفت که اروپا در شرایط فعلی تمایلی ندارد وارد جنگ خلیج فارس شود؛ زیرا چنین حضوری هزینههای سنگینی برای این قاره خواهد داشت و توان اروپا را فرسوده میکند. اروپاییها نگرانند که در صورت درگیری مستقیم در خاورمیانه، توان نظامی و سیاسیشان تحلیل برود و حتی روسیه در آینده فشار بیشتری بر کشورهای اروپایی وارد کند. به نظر میرسد اروپا تلاش میکند در خلیج فارس حضوری محدود و کنترلشده داشته باشد تا درگیر مستقیم بحران نشود. در مقابل، آمریکا عملاً در منطقه درگیر شده و خروج آسانی از خلیج فارس بدون دستاورد سیاسی برای واشنگتن متصور نیست؛ بهویژه آنکه دونالد ترامپ به دنبال آن است که هرگونه تحول احتمالی را به عنوان یک موفقیت سیاسی و بینالمللی مطرح کند.
مومنی در پایان خاطرنشان کرد: اروپا اما شرایط متفاوتی دارد. چون به شکل مستقیم وارد جنگ نشده، فعلاً بیشتر در نقش میانجی ظاهر میشود و تلاش میکند برخلاف آمریکا، درگیر یک بحران فرسایشی نشود. اروپاییها اکنون طرحها و پیشنهادهای مختلفی را دنبال میکنند و در پشت صحنه نیز همکاریها و حمایتهایی از برخی کشورهای عربی و حتی اسرائیل دارند، اما در نهایت تمایلی به حضور مستقیم در جنگ ندارند. مواضع مقامهای اروپایی، از رئیسجمهور فرانسه گرفته تا نخستوزیران ایتالیا، انگلیس و حتی اسپانیا، نشان میدهد که آنها نمیخواهند وارد بحرانی شوند که پایان و دستاورد مشخصی ندارد. از نگاه اروپا، سود اصلی این جنگ نصیب آمریکا میشود؛ چه از طریق فروش نفت و سلاح، چه از طریق تثبیت حضور نظامی در خلیج فارس و چه از منظر دستاوردهای سیاسی احتمالی برای دولت آمریکا. به همین دلیل، اروپا تمایلی ندارد هزینههای این بحران را بپردازد و خود را مستقیماً درگیر آن کند.