زرگر در گفتوگو با ایلنا:
اسرائیل سناریوی مهاجرت اجباری در غزه را دنبال میکند/عدم بازسازی غزه یک سیاست از پیش تعیین شده است
کارشناس مسائل منطقه گفت: اکنون اسرائیل عملاً چیزی برای تخریب در غزه باقی نگذاشته است. اگر حملات ادامه پیدا کند، هدف بعدی ناگزیر مراکز تجمع جمعیت، چادرها و محلهای اسکان موقت خواهد بود.
علی اصغر زرگر، کارشناس مسائل منطقه با اشاره به اعلام آمادگی ارتش اسرائیل برای حضور در غزه و جنگ با حماس در گفتوگو با ایران کرد: اسرائیل بهنظر میرسد که بقای خود را در بحرانسازی و تجاوز جستوجو میکند. به باور من، این رویکرد طی ۷۰ سال گذشته به یکی از عادتهای ثابت اسرائیل تبدیل شده است؛ اینکه با ایجاد بحران و حمله به همسایگان، بهویژه در مسئله فلسطین، خود را بهعنوان یک بازیگر محوری در جهان مطرح کند و سپس حمایتهای سیاسی، مالی و نظامی لابیهای صهیونیستی، آمریکا و برخی کشورهای اروپایی را دریافت کند. این، بهنوعی به یک اصل تثبیتشده در سیاست اسرائیل بدل شده و دیگر حتی نیازی به اثبات یا ارائه دلیل برای آن احساس نمیشود. در رابطه با غزه نیز میبینیم که چه از سوی دولت اسرائیل، چه لابیهای صهیونیستی در آمریکا و حتی برخی سیاستمداران تندروی آمریکایی، بارها این موضوع مطرح شده که بهتر است مردم غزه در نقطهای دیگر اسکان داده شوند تا بتوانند در آرامش زندگی کنند. این ایده هر از گاهی بهصورت رسمی از سوی برخی نهادهای اسرائیلی یا شخصیتهای سیاسی آمریکایی مطرح میشود؛ اینکه ساکنان غزه میتوانند به مناطقی مانند صحرای سینا یا هر نقطه دیگری در جهان منتقل شوند و در آنجا زندگی تازهای آغاز کنند.
وی ادامه داد: بهنظر میرسد این پروژه اکنون بهصورت عملی و از طریق اعمال فشار شدید بر فلسطینیان دنبال میشود. قرار بود کمیته یا کنفرانسی برای صلح و بازسازی غزه تشکیل شود و کشورهایی، از جمله برخی کشورهای اسلامی مانند ترکیه، در آن مشارکت داشته باشند. همچنین اعلام شد که حدود ۱۷ تا ۱۸ میلیارد دلار به صندوقی برای بازسازی غزه اختصاص یافته است. بعدها شایعاتی مطرح شد مبنی بر اینکه این منابع مالی در مسیر دیگری هزینه شده یا حتی در اختیار اسرائیل قرار گرفته است. قرار بود با استفاده از این منابع و سازوکارهای بینالمللی، روند بازسازی غزه آغاز شود. حتی میشد در کوتاهمدت، کمپها و خانههای ارزانقیمت برای جنگزدگان ایجاد کرد تا مردم تا زمان اجرای طرح جامع بازسازی، سرپناهی موقت داشته باشند، اما این اتفاق نیفتاد. به باور من، علت آن وجود یک سیاست کلی از سوی آمریکا، برخی کشورهای اروپایی و اسرائیل است؛ سیاستی که هدفش قرار دادن مردم غزه در شرایطی غیرقابل تحمل است تا زندگی در آنجا عملاً ناممکن شود. نتیجه نهایی چنین فشاری نیز میتواند تحقق همان هدف قدیمی، یعنی حذف مسئله فلسطین و مهاجرت اجباری ساکنان غزه به مناطق دیگر باشد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: اکنون اسرائیل عملاً چیزی برای تخریب در غزه باقی نگذاشته است. اگر حملات ادامه پیدا کند، هدف بعدی ناگزیر مراکز تجمع جمعیت، چادرها و محلهای اسکان موقت خواهد بود؛ یعنی همان مکانهایی که مردم بیپناه برای ادامه زندگی به آنها پناه بردهاند. از همین رو، بهنظر میرسد ادامه بمبارانها و کشتارها در راستای همان سیاست کلی باشد؛ رساندن شرایط به نقطهای که زندگی در غزه دیگر برای ساکنانش قابل تحمل نباشد و آنها ناچار به فکر مهاجرت بیفتند، حتی اگر مقصدشان جایی دور از فلسطین باشد. با این حال، بهنظر میرسد این پروژه در عمل با دشواری جدی مواجه است، زیرا بسیاری از فلسطینیان ترجیح میدهند جان خود را از دست بدهند اما تن به مهاجرت اجباری و پذیرش این ذلت ندهند. از این منظر، سیاست کنونی اسرائیل برای بازگشت دوباره به ویرانههای غزه، ادامه بمبارانها و آغاز مجدد جنگ، در امتداد همان راهبرد کلان ارزیابی میشود. نکته قابل توجه این است که پس از جنگهایی که اسرائیل و آمریکا طی سال گذشته و امسال علیه ایران به راه انداختند، مسئله غزه تا حد زیادی به حاشیه رانده شد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: پیش از آن، اسرائیل در انزوای گسترده بینالمللی قرار گرفته و در افکار عمومی جهان بهعنوان یک دولت جنایتکار شناخته میشد. تظاهرات گستردهای نیز در نقاط مختلف جهان علیه سیاستهای این رژیم برگزار میشد، اما با شکلگیری جنگها و تنشهای جدید علیه ایران، مسئله فلسطین و غزه تا حدی از مرکز توجه افکار عمومی خارج شد. همچنین رخدادهایی مانند تحولات ایران، مداخلات آمریکا و اسرائیل در این تحولات باعث شد که موضوع فلسطین تحتالشعاع قرار گیرد. به باور من، این روند بخشی از یک طراحی سیاسی از سوی اسرائیل و آمریکا بود تا فشار افکار عمومی جهانی علیه اسرائیل کاهش پیدا کند و این رژیم از موج گسترده اعتراضات بینالمللی فاصله بگیرد. با این حال، امروز دوباره مشاهده میشود که اسرائیل همان سیاست ویرانگر و خشونتآمیز خود را علیه غزه ادامه میدهد؛ غزهای که زندگی در آن به مرحلهای بسیار دشوار و طاقتفرسا رسیده است. لذا بهنظر میرسد هدف این است که شرایط آنقدر بحرانی شود که ادامه زندگی برای مردم این منطقه عملاً غیرممکن باشد.