قنادباشی در گفتوگو با ایلنا تشریح کرد:
دلایل تقابل امارات و اتیوپی با سودان/ابعاد تحرکات اسرائیل و آمریکا در شمال و شاخ آفریقا
کارشناس مسائل آفریقا گفت: آنچه امروز در سودان جریان دارد، صرفاً یک جنگ داخلی نیست، بلکه صحنهای از رقابتهای پیچیده منطقهای و بینالمللی است.
جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل آفریقا با اشاره به فاز تقابل دیپلماتیک سودان با امارات و اتیوپی در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که جنگ داخلی سودان، که اکنون وارد چهارمین سال خود شده، بههیچوجه ریشهای داخلی ندارد. این جنگ، جنگی خاص و کمسابقه است که معادلات خارجی، رقابتهای منطقهای و رویارویی قدرتهای بیرونی، عامل اصلی شکلگیری آن بودهاند. در واقع، این بحران خانمانسوز و ویرانگر، بیش از آنکه محصول اختلافات داخلی باشد، نتیجه دخالتها و رقابتهای خارجی است. بهجرأت میتوان گفت در تاریخ آفریقا کمتر جنگی با این میزان تخریب و ویرانی دیده شده است. حتی در جهان سوم نیز نمونهای مشابه برای کشوری با این وسعت و اهمیت، کمتر وجود دارد. سودان، حتی پس از جدایی سودان جنوبی، همچنان کشوری بسیار پهناور است؛ کشوری که حدود یک میلیون و ۸۸۰ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و از ایران نیز بزرگتر است. این کشور طی سه سال اخیر حوادثی را تجربه کرده که در تاریخ جهان سوم کمسابقه بوده است. نکته جالب توجه این است که این جنگ کمترین ریشه قومی، مذهبی یا حتی اختلافات سیاسی داخلی را دارد و عمدتاً به معادلات بیرونی و شکل جدیدی از استعمار بازمیگردد. در این صحنه، بازیگران بینالمللی متعددی فعال هستند. یکی از محورهای اصلی این رقابت، بازار طلا و الماس است؛ رقابتی که میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی جریان دارد. عربستان بهنوعی حامی عبدالفتاح البرهان است و او هر زمان که با مشکل مواجه میشود، سفری به ریاض دارد و از حمایت آنجا برخوردار میشود.
وی ادامه داد: در مقابل، امارات روابط نزدیکی با نیروهای تحت فرمان محمد حمدان دقلو، معروف به حمیدتی، فرمانده نیروهای واکنش سریع، دارد. این روابط در چند سطح تعریف میشود. نخست، ارائه کمکهای تسلیحاتی، بهویژه تجهیزاتی مانند پهپادها؛ دوم، بهکارگیری نیروهای آموزشی از کشورهایی مانند اوکراین و کلمبیا برای آموزش استفاده از این تجهیزات؛ و سوم، قاچاق طلا از سودان. بخش مهمی از طلای استخراجشده از منطقه جبل عامر در دارفور، تحت پوشش نیروهای حمیدتی، از طریق لیبی به امارات منتقل و در آنجا فروخته میشود. تا زمانی که عربستان و امارات روابط نزدیکی با یکدیگر داشتند، این شکاف چندان آشکار نبود؛ اما امروز اختلافات جدی میان دو کشور بهوجود آمده است. حتی چند ماه پیش شاهد بودیم که عربستان برخی بنادر استان حضرموت را، که گفته میشد کشتیهای حامل سلاح اماراتی در آن حضور داشتند، بمباران کرد. این موضوع نشاندهنده عمق اختلافات میان ریاض و ابوظبی است و بخشی از بحران سودان نیز به همین شکاف بازمیگردد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: بخش دیگری از بحران، ناشی از اختلافات میان اروپا و آمریکا است. آمریکاییها علاقهمندند حضور و نفوذ بیشتری در منطقه داشته باشند و انگلیسیها نیز در همین مسیر حرکت میکنند. از همین رو، مسئله سودان تحت تأثیر این رقابتها قرار گرفته و هر یک از بازیگران تلاش میکنند منافع طرف مقابل را محدود یا خدشهدار کنند. در این میان، اسرائیل نیز اهداف خاص خود را دنبال میکند. اسرائیلیها امروز فرصت چندانی برای نفوذ و پیشبرد سیاستهای خود در منطقه ندارند، زیرا با بحرانی جدی، بهویژه در عرصه سیاست خارجی، روبهرو شدهاند. در واقع، سیاست خارجی اسرائیل تا حد زیادی دچار انجماد شده است. بسیاری از کشورها، حتی برخی کشورهای عربی، تمایل ندارند روابط آشکار و گستردهای با تلآویو داشته باشند؛ بهویژه پس از جنایات گسترده در غزه، از جمله کشته شدن دهها هزار نفر و حدود ۲۰ هزار کودک. افزون بر این، اقداماتی مانند پاره کردن منشور سازمان ملل توسط نماینده اسرائیل در برابر دیدگان جهانیان، تصویر این رژیم را بیش از پیش مخدوش کرده است.
وی افزود: در چنین شرایطی، اسرائیل تلاش میکند مانع شکلگیری جریانهای ملی در شاخ آفریقا شود. این منطقه از نظر راهبردی اهمیت فراوانی دارد و اگر در اختیار جریانهای معتقد به هویت عربی قرار گیرد، میتواند به بستری برای تهدید اسرائیل تبدیل شود. از همین رو، تحرکات اسرائیل عمدتاً ماهیتی نظامی و امنیتی دارد و در قالب پیامها و هشدارهایی به عبدالفتاح البرهان دنبال میشود؛ هشدارهایی مبنی بر اینکه سودان نباید به سمت حمایت از گروههای فلسطینی یا نزدیکی بیشتر به ایران حرکت کند. در واقع، نوعی نگرانی در میان بازیگران منطقهای و بینالمللی شکل گرفته که شاخ آفریقا و شمال آفریقا ممکن است به پایگاهی برای گروههای ملی و مقاومت تبدیل شود. به همین دلیل، میتوان گفت بحران جدیدی در منطقه در حال شکلگیری است.
قنادباشی گفت: در این میان، مسئله اتیوپی نیز اهمیت دارد. اتیوپی یکی از ارتشهای بزرگ و پرشمار آفریقا را در اختیار دارد، اما با مشکلات داخلی فراوانی مواجه است و عملاً توان چندانی برای ایفای نقش گسترده برونمرزی ندارد. با این حال، همکاریهایی میان اتیوپی و اسرائیل دیده میشود؛ از جمله به رسمیت شناختن سومالیلند، اقدامی که بسیاری از کشورهای آفریقایی آن را محکوم کردند. این رفتار نشان میدهد که بخشی از حاکمیت اتیوپی به حمایت آمریکا، اسرائیل و تا حدی انگلیس متکی است. با این حال، سودان اکنون به اندازه کافی ویران شده و عملاً میان نیروهای عبدالفتاح البرهان و حمیدتی تقسیم شده است. اگرچه در مقاطعی از شدت درگیریها کاسته شد، اما حملات اخیر، بهویژه حمله به فرودگاهها و پیشرویهای زمینی، حامل این پیام است که برخی بازیگران خارجی تحمل پیشروی بیشتر ارتش سودان در مناطق تحت کنترل رقبایش را ندارند. این اقدامات بیش از هر چیز جنبه هشدار و اخطار به البرهان دارد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، اتیوپی نیز به دلیل جمعیت مسلمان قابلتوجه خود، نسبت به گسترش جریانهای ضداسرائیلی حساس است و تلاش میکند سودان را از حرکت در این مسیر بازدارد. در کنار این مسائل، اختلافات آبی میان مصر، سودان و اتیوپی بر سر سد النهضه همچنان ادامه دارد؛ سدی که باعث کاهش سهم آب سودان و مصر شده و حتی در مقاطعی تا آستانه یک جنگ تمامعیار پیش رفته است. با این حال، سودان در شرایط کنونی آنقدر درگیر بحران داخلی است که توان پیگیری جدی مطالبات خود در این پرونده را ندارد. در مجموع، به نظر میرسد آنچه امروز در سودان جریان دارد، صرفاً یک جنگ داخلی نیست، بلکه صحنهای از رقابتهای پیچیده منطقهای و بینالمللی است؛ رقابتهایی که از طلا و منابع طبیعی گرفته تا موازنههای ژئوپلیتیکی، شاخ آفریقا و حتی امنیت اسرائیل را دربرمیگیرد.