مکی در گفتوگو با ایلنا تشریح کرد:
دلایل عدم همراهی نظامی اروپا با ترامپ در تنگه هرمز/ابعاد منتفی بودن استفاده آمریکا از بند پنجم پیمان ناتو
کارشناس مسائل اروپا گفت: اروپاییها همین حالا در مرزهای خود با یک تهدید امنیتی در قالب پرونده اوکراین روبرو هستند و حالا به خوبی میدانند که همسویی هر کشور دیگر با اسرائیل و آمریکا، واکنش تند ایران را به همراه خواهد داشت.
مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا در تشریح دلایل عدم همراهی متحدان غربی ایالات متحده با ترامپ برای اعزام نظامیان خود به تنگه هرمز در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: جنگی که موسوم به «جنگ رمضان» شده، متفاوت از جنگهای قبلی خلیج فارس است و اساساً با گذشت ۱۸ روز از آغاز این جنگ هنوز اهدافی که ایالات متحده و اسرائیل به دنبال آن بودند محقق نشده و بر این نکته اذعان دارند که این یک برداشت و برآورد غلط از وضعیت موجود جامعه ایران بوده که در نهایت دست به چنین حملهای علیه ایران زدهاند. در داخل آمریکا عملاً کسانی که از گزینه جنگ حمایت میکردند همین حالا با انتقادهای متعدد و گوناگون از سوی جامعه نخبگانی روبرو هستند و به نوعی تحمیل هزینههای متعدد بر آمریکا را ناشی از همین تحلیلها و برآوردهای غلط میدانند که در مجموع روند جنگ، نه تنها به اقتصاد ایالات متحده بلکه به پیکره سایر اقتصادهای جهان هم ضربه وارد کرده است.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی دولتهای اروپایی با این سوال روبرو میشوند که عملاً آنها باید در چه جنگی مشارکت کنند؟ از دید آنها جنگ فعلی که ایالات متحده با تحریک اسرائیل علیه ایران به راه انداخته، هیچ هدف مشخصی ندارد و حتی مشخص تنش را افزایش داده و هزینههای زیادی را برای تمام جهان به خصوص در حوزه انرژی در بر داشته است. بسیاری از مقامات نظامی اروپا بر این عقیده هستند که نیروی دریایی آنها از نیروی دریایی ایالات متحده قویتر نیست و بر همین اساس ورود آنها به جنگی که آمریکا هم نمیداند قرار است چگونه آنرا به پایان برساند، برای قاره سبز دشوار و در هالهای از ابهام قرار دارد. نکته مهم دیگر این است که کشورهای اروپایی همین حالا در پرونده اوکراین با روسیه روبرو هستند و نه تنها پس از گذشت چهار سال هنوز هیچ نتیجه ملموسی در این پرونده به دست نیاوردهاند، بلکه هزینههای آن برای دولتهای اروپایی به شدت افزایش پیدا کرده و در داخل پایتختهای آنها نارضایتی عمومی ناشی از تورم و همچنین تقابلهای حزبی و سیاسی را رقم زده است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: اروپاییها همین حالا در مرزهای خود با یک تهدید امنیتی در قالب پرونده اوکراین روبرو هستند و حالا به خوبی میدانند که همسویی هر کشور دیگر با اسرائیل و آمریکا، واکنش تند ایران را به همراه خواهد داشت و هزینههای آنها را افزایش خواهد داد. بر این اساس اگر مواضع صدراعظم آلمان در خصوص جنگ ۱۲ روزه را که گفته بود اسرائیل کارهای کثیف اروپا را در خاورمیانه انجام میدهد را در کنار موضع فعلی وی قرار دهیم، میبینیم که اروپاییها به خوبی میدانند که پیامد تعمیق جنگ و بحران در منطقه میتواند چه خواهد بود. به همین دلیل است که میبینیم دولتهای اروپایی به درخواست دونالد ترامپ برای پیوستن آنها به ائتلاف نظامی علیه ایران در تنگه هرمز پاسخ مثبت ندادند. در مقابل باید توجه شود که درخواست ایالات متحده از اروپاییها هم یک درخواست مشخص و با هدفگذاری روشن نیست.
وی افزود: ایالات متحده دو ناو از مهمترین ناوهای ارتش خود را وارد منطقه کرده اما آنها را در فاصله بسیار دورتر از آبهای خلیج فارس و ایران قرار داده و حالا از اروپاییها درخواست میکند که ناوهای خود را به این منطقه اعزام کنند. همین موضوع و حفظ فاصله حداقل هزار کیلومتری ناوهای ایالات متحده از ایران این سوال را برای دولتهای اروپایی به وجود میآورد که اساساً آنها قرار است با کدام تضمین امنیتی به اسکورت کشتیها بپردازند؟ هر ناوی در منطقه میتواند به پاشنه آشیل اروپا برای ایران تبدیل شوند و به همین دلیل آنها حتی اگر بخواهند هم، نمیتوانند اقدام عملیاتی همسو با درخواست آمریکا را انجام دهند. توجه داشته باشید که در جنگ اول و دوم خلیج فارس، کشورهای اروپایی اقدام به اعزام نظامیان خود به منطقه و مشارکت در این جنگ با آمریکا کردند. آنها حتی در جنگ عراق و افغانستان در قالب ناتو با آمریکا همراهی کردند اما در این نقطه چنین همراهی از سوی اروپاییها دیده نمیشود.
مکی در پایان خاطرنشان کرد: همین حالا در مورد اعزام نظامیان بیشتر ایالات متحده به منطقه در واشنگتن اختلافنظرهای زیادی وجود دارد و بر همین اساس تنها اقدامی که اروپاییها میتوانند همسو با آمریکا انجام دهند، در اختیار گذاشتن پایگاههای نظامی خود در سطح منطقه است که آنهم میتواند به اهدافی تبدیل شود که داراییهای سیاسی – نظامی اروپا را در منطقه را مورد هدف قرار دهد. بر همین اساس اروپاییها با مشکلات عدیده در خصوص همراهی با ایالات متحده در جنگ فعلی روبرو هستند. نکته نهایی این است که اتکای ترامپ به اعضای ناتو در قالب بند ۵ پیمان ناتو هم منتفی است؛ چراکه در این بند آورده شده که ورود سایر اعضای ناتو برای حمایت از یک عضو دیگر این پیمان در حالی انجام خواهد شد که آن عضو مورد حمله واقع شده باشد؛ این در حالیست که ایالات متحده و اسرائیل آغازگر جنگ علیه ایران بودهاند و هیچ تهدیدی علیه آنها وجود نداشته است. بر همین دلیل بعید است که اعضای اروپایی ناتو ریسک تحمل هزینههای بیجهت ورود به این جنگ آنهم به درخواست ترامپ را به جان بخرند.