خبرگزاری کار ایران

بیگدلی در گفت‌وگو با ایلنا تشریح کرد:

دلایل مخالفت دولت‌های اروپایی برای ورود به جنگ با ایران/نگاه ترامپ به ناتو در چارچوب درگیری با تهران

دلایل مخالفت دولت‌های اروپایی برای ورود به جنگ با ایران/نگاه ترامپ به ناتو در چارچوب درگیری با تهران

کارشناس مسائل اروپا گفت: ترجیح ترامپ این است که در صورت پایان یافتن جنگ، خود به عنوان بازیگر اصلی و حتی «قهرمان» این ماجرا معرفی شود.

علی بیگدلی، کارشناس مسائل اروپا با اشاره به مخالفت برخی کشورهای اروپایی در همراهی آمریکا علیه ایران در گفت‌وگو با ایلنا عنوان کرد: دولت‌های زیادی از اروپا با مشارکت در طرح واشنگتن برای حمله به ایران مخالفت کردند و مهم‌ترین کشوری که در این میان مطرح شد، اسپانیا بود؛ زیرا حمایت این کشور از فلسطین در برابر اسرائیل اقدامی نسبتاً جدید و قابل توجه به شمار می‌رفت. در واقع، چنین موضع‌گیری‌ از سوی اسپانیا چندان سابقه نداشت و همین مسئله اهمیت آنرا دوچندان کرد. از سوی دیگر، این کشور اعلام کرده است که بر اساس اصول و مواضعی که از آن دفاع کرده، عمل می‌کند و در همین چارچوب، اکنون نیز همان سیاست را در قبال مسائل جدید دنبال می‌کند. در این میان، دونالد ترامپ نیز چندین بار به این موضوع اشاره کرده است. به گفته او، در برخی موارد ممکن است اقدامات تنبیهی در نظر گرفته شود؛ حتی این احتمال مطرح شده که برخی کشورها از ناتو خارج شوند یا برنامه‌هایی در این راستا دنبال شود.

وی ادامه داد: در مورد انگلستان نیز باید گفت که آمریکا در مقطعی اجازه نداد برخی امکانات یا تجهیزات در اختیار این کشور قرار گیرد. دلیل این مسئله هم اختلافاتی بود که میان دو طرف در برخی موضوعات، از جمله تعرفه‌های تجاری، وجود داشت. علاوه بر این، دیدگاه‌های دو رهبر، یعنی ترامپ و استارمر، تفاوت‌هایی با یکدیگر دارد؛ دیدگاه استارمر تا حدی گرایش‌های سوسیالیستی دارد و همین مسئله چندان مورد پسند ترامپ نیست. به همین دلیل در مقطعی حمایت چندانی از سوی آمریکا صورت نگرفت. با این حال، پس از حمله‌ای که به قبرس انجام شد و ایران نیز واکنشی در قبال قبرس نشان داد، شرایط تغییر کرد. در آن مقطع، انگلستان اجازه داد هم نیروهایی به قبرس اعزام شوند و هم برخی امکانات در اختیار آمریکا قرار گیرد. با وجود این، تا حدی کدورت و سردی در روابط میان دو طرف باقی مانده است. موضوع دیگر به وعده آمریکا برای افزایش سرمایه‌گذاری در انگلستان مربوط می‌شود. قرار بود آمریکا سرمایه‌گذاری بیشتری در اقتصاد بریتانیا انجام دهد، به‌ویژه با توجه به اینکه این کشور با سطحی از بیکاری و مشکلات اقتصادی مواجه است، اما این وعده عملی نشد و همین مسئله نیز به تشدید اختلافات میان دو طرف انجامید.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در مورد فرانسه باید گفت که این کشور نوعی سیاست دوگانه را دنبال می‌کند. از یک سو نمی‌خواهد روابط اقتصادی خود را با ایران قطع کند؛ برای مثال، همکاری‌های صنعتی و مونتاژ خودرو نشان می‌دهد که فرانسه تمایل ندارد این روابط اقتصادی از بین برود. از سوی دیگر، فرانسه به دنبال آن است که در فضای پس از جنگ، فرصت‌های سرمایه‌گذاری در کشورهای عربی را نیز از دست ندهد. در همین راستا، فرانسه ناو هواپیمابر شارل دوگل را به منطقه اعزام کرده و در عین حال اجازه داده است آمریکایی‌ها از برخی پایگاه‌های نظامی این کشور استفاده کنند. با این حال، پاریس تلاش کرده است نوعی میانه‌روی در پیش بگیرد و خود را به طور کامل درگیر این بحران نکند؛ زیرا می‌خواهد در آینده از فرصت‌های اقتصادی در شیخ‌نشین‌های خلیج فارس و سایر کشورهای عربی برای سرمایه‌گذاری بهره‌برداری کند. موضوع دیگری که برای فرانسه اهمیت ویژه‌ای دارد، لبنان است. فرانسه لبنان را تا حدی تحت نفوذ تاریخی خود می‌داند و حتی قانون اساسی لبنان نیز در دوره‌ای با نقش و تأثیر فرانسوی‌ها تدوین شده است. به همین دلیل، فرانسه در این کشور نوعی جایگاه و پایگاه سنتی برای خود قائل است و نمی‌خواهد آنرا از دست بدهد. از این رو، در بحران‌هایی که میان لبنان و اسرائیل، به‌ویژه در ارتباط با حزب‌الله، شکل می‌گیرد، فرانسه معمولاً حمایت قابل توجهی از لبنان نشان می‌دهد؛ البته این حمایت تا حد زیادی با ملاحظات اقتصادی نیز همراه است.

وی افزود: با این حال، چنین رویکردی لزوماً درباره سایر کشورهای اروپایی صدق نمی‌کند. اگر از همین چند کشوری که نام برده شد بگذریم، بسیاری از کشورهای دیگر واکنش جدی یا پررنگی نشان نداده‌اند. در مورد آلمان نیز وضعیت تا حدی متفاوت است. آلمان از نظر نظامی در موقعیتی نیست که بتواند ناوگان یا نیروهای قابل توجهی به منطقه اعزام کند. در واقع، توان نظامی این کشور در حال حاضر در حدی نیست که چنین اقدامی از سوی آن ارزش عملیاتی زیادی داشته باشد. البته با سفری که صدراعظم آلمان به واشنگتن داشت، نوعی حمایت سیاسی و لفظی از سیاست‌های ترامپ در منطقه ابراز شد. با این حال، آلمان هنوز از توان نظامی بالایی برخوردار نیست. حتی در جریان جنگ اوکراین نیز بحث‌هایی درباره سرمایه‌گذاری گسترده برای بازسازی و تقویت ارتش آلمان مطرح شد، اما این برنامه‌ها هنوز به طور کامل به نتیجه نرسیده و ارتش این کشور همچنان از نظر توان رزمی محدودیت‌هایی دارد. به همین دلیل، موضع آلمان بیشتر در حد ابراز همدردی و حمایت سیاسی باقی مانده است. در جریان همان سفر به واشنگتن نیز مقامات آلمانی با ترامپ دیدار کردند و نوعی همدلی سیاسی نشان دادند. به طور کلی، ترامپ رضایت چندانی از ناتو و حتی از برخی کشورهای اروپایی ندارد. او تمایلی ندارد که کشورهای اروپایی به شکل گسترده وارد این درگیری شوند؛ زیرا در نهایت ممکن است در پایان جنگ به دنبال سهم‌خواهی باشند. به همین دلیل بعید است که ترامپ به طور رسمی از ناتو بخواهد وارد جنگ شود.

بیگدلی در پایان خاطرنشان کرد: ترامپ نمی‌خواهد پس از پایان جنگ مجبور شود پاسخگوی مطالبات کشورهای اروپایی عضو ناتو باشد. به نظر می‌رسد ترجیح ترامپ این است که در صورت پایان یافتن جنگ، خود به عنوان بازیگر اصلی و حتی «قهرمان» این ماجرا معرفی شود. بنابراین اعتماد چندانی به ناتو در این زمینه ندارد و تمایل ندارد کشورهای اروپایی شریک اصلی او در این بحران باشند. در عین حال، رابطه آمریکا و اسرائیل رابطه‌ای خاص و متفاوت است. در شرایط کنونی نیز اسرائیل به تنهایی توان عملیاتی قابل توجهی دارد و عملاً مانند مجموعه‌ای از چندین کشور عضو ناتو عمل می‌کند. به همین دلیل، از نگاه برخی تحلیلگران، آمریکا برای پیشبرد این اقدامات الزاماً نیازی به ورود رسمی ناتو به جنگ ندارد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز