خبرگزاری کار ایران

مکی در گفت‌وگو با ایلنا تشریح کرد:

راهبرد دوگانه اروپا با اسرائیل و آمریکا در حمله به ایران/تأثیر تمرکز قاره سبز بر خاورمیانه در پرونده اوکراین

راهبرد دوگانه اروپا با اسرائیل و آمریکا در حمله به ایران/تأثیر تمرکز قاره سبز بر خاورمیانه در پرونده اوکراین

کارشناس مسائل اروپا گفت: وضعیت تنگه هرمز برای اقتصادهای وابسته به واردات انرژی در اروپا نگران‌کننده است.

مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا با اشاره به هرگونه مشارکت کشور‌های اروپایی در حملات اسرائیل و آمریکا به ایران در گفت‌وگو با ایلنا عنوان کرد: نقش دولت‌های اروپایی در تحولات اخیر و درگیری‌های میان ایران از یک‌سو و ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، نقشی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت یا صرفاً انفعالی توصیف کرد. در جریان عملیات‌های پیشین و نیز در تنش‌های نظامی اخیر، برخی دولت‌های اروپایی متناسب با میزان حضور و ظرفیت نظامی خود در منطقه، در رهگیری موشک‌های ایران و کمک به اسرائیل برای مقابله با حملات موشکی مشارکت داشته‌اند. این سطح از همکاری، هرچند در مواردی غیرمستقیم و با احتیاط سیاسی همراه بوده، اما نشان‌دهنده نوعی همسویی عملی با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل است. در میان مواضع اعلامی، اظهارات صدراعظم آلمان از برجستگی ویژه‌ای برخوردار بود. موضع‌گیری‌های منتسب به مقام‌های ارشد در آلمان، به‌ویژه در حمایت از اقدامات اسرائیل، بازتاب گسترده‌ای یافت و از سوی برخی تحلیلگران یادآور ادبیاتی دانسته شد که در دوره‌های تاریخی خاصی از این کشور سابقه داشته است. 

وی ادامه داد: این مواضع نشان داد که بخشی از نخبگان سیاسی اروپا، نگاه انتقادی و حتی خصمانه‌ای نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارند و در بزنگاه‌های امنیتی، جانب هم‌پیمانان غربی خود را می‌گیرند. با این حال، سیاست اروپا در قبال ایران همواره دوگانه و همراه با پیچیدگی بوده است. از یک سو، برخی کشورهای اروپایی میزبان گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی، از جمله سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، بوده‌اند؛ موضوعی که در کشورهایی چون فرانسه، آلمان و انگلیس سابقه دارد و همواره محل انتقاد تهران بوده است. از سوی دیگر، همین دولت‌ها در مقاطعی نقش میانجی در مذاکرات هسته‌ای میان ایران و آمریکا را ایفا کرده‌اند اما پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، رویکرد اروپا دچار تغییر محسوسی شد. دولت‌های اروپایی به‌تدریج از نقش میانجی فاصله گرفتند و در بسیاری موارد، در کنار آمریکا و اسرائیل در اعمال فشارهای سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی علیه ایران قرار گرفتند. در برخی موضوعات، مواضع اروپا حتی تندتر از واشنگتن ارزیابی شد. نمونه بارز این مسئله، تلاش برای فعال‌سازی سازوکار «اسنپ‌بک» و بازگرداندن تحریم‌ها بود که عملاً به معنای اعلام پایان عملی برجام تلقی شد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: استناد به ادعاهای مربوط به عدم پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ای، بهانه‌ای برای تشدید فشارها فراهم کرد و نشان داد که اروپا در این مقطع، کنشگری مستقل منطقه‌ای خود را به حاشیه رانده و با سیاست‌های تهاجمی آمریکا و اسرائیل همسو شده است. با این حال، در جریان جنگ اخیر، اروپایی‌ها کوشیدند میان حمایت سیاسی از اسرائیل و پرهیز از درگیری مستقیم توازن برقرار کنند. این احتیاط به‌ویژه در رفتار بریتانیا مشهود بود. دولت انگلیس تا روزهای پایانی، درباره اعطای مجوز استفاده از برخی پایگاه‌های خود برای عملیات علیه ایران تعلل نشان داد، هرچند در نهایت همکاری‌هایی صورت گرفت. در پی برخی تحرکات نظامی، گزارش‌هایی از هدف قرار گرفتن تأسیسات مرتبط با بریتانیا در قبرس منتشر شد؛ موضوعی که با واکنش محتاطانه دولت قبرس همراه بود. این رویکرد نشان می‌دهد حتی دولت‌هایی که در چارچوب ناتو با آمریکا هم‌پیمان‌اند، نسبت به پیامدهای مستقیم ورود به جنگ علیه ایران نگرانی دارند. در سطح اروپا نیز دیدگاه‌ها یکدست نیست. در اسپانیا، مقام‌های ارشد از جمله نخست‌وزیر و وزیر خارجه صراحتاً اعلام کردند که آمادگی ندارند اجازه دهند از پایگاه‌های این کشور برای حمله به ایران استفاده شود. در مقابل، تحرکاتی در آلمان مشاهده شد که از انتقال تجهیزات و جنگنده‌های آمریکایی به برخی پایگاه‌های این کشور حکایت داشت. 

وی افزود: همچنین رئیس‌جمهور فرانسه از اعزام ناو هواپیمابر این کشور به منطقه خبر داد؛ اقدامی که بیش از آنکه به معنای ورود مستقیم به جنگ باشد، پیامی بازدارنده و نمایشی در چارچوب سیاست قدرت تلقی می‌شود. یکی از مباحث مهم در این میان، تأثیر احتمالی تمرکز اروپا بر خاورمیانه بر روند جنگ اوکراین است. سه کشور اصلی اروپایی، یعنی بریتانیا، فرانسه و آلمان، به‌عنوان اعضای کلیدی ناتو، نقش مهمی در حمایت تسلیحاتی و مالی از اوکراین ایفا می‌کنند. در صورتی که این کشورها بخواهند منابع نظامی و لجستیکی خود را به سمت خاورمیانه سوق دهند، ناگزیر از کاهش سطحی از حمایت‌ها در جبهه اوکراین خواهند بود. چنین تغییری می‌تواند موازنه موجود را بر هم بزند و فرصت‌هایی برای روسیه ایجاد کند. این دغدغه در تحلیل‌های برخی رسانه‌ها و محافل سیاسی اروپایی نیز بازتاب یافته است.افزون بر ملاحظات ژئوپلیتیک، عامل اقتصادی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در احتیاط اروپا دارد. جنگ اوکراین هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد کشورهای اروپایی تحمیل کرده و رشد اقتصادی در بسیاری از آن‌ها کاهش یافته است.افزایش قیمت انرژی، تورم و فشار بر معیشت شهروندان، دولت‌ها را در موقعیت حساسی قرار داده است. 

مکی گفت: در چنین شرایطی، گسترش درگیری به خلیج فارس و احتمال اختلال در تردد انرژی از تنگه هرمز می‌تواند موج تازه‌ای از افزایش قیمت نفت و گاز را به همراه داشته باشد؛ مسئله‌ای که برای اقتصادهای وابسته به واردات انرژی در اروپا نگران‌کننده است. از منظر افکار عمومی نیز ورود مستقیم به جنگ علیه ایران پرهزینه خواهد بود. جامعه اروپایی نسبت به مداخله‌های نظامی خارجی حساس است و تجربه جنگ‌های گذشته، از جمله عراق، همچنان در حافظه جمعی باقی مانده است. دولت‌ها به‌خوبی می‌دانند که مشارکت آشکار در یک جنگ جدید، می‌تواند تبعات سیاسی داخلی و حتی تغییر در آرایش قدرت در انتخابات آینده را در پی داشته باشد. 

وی در پایان خاطرنشان کرد: در مجموع، به نظر می‌رسد اروپا در وضعیت کنونی راهبردی دوگانه را اعم از حمایت سیاسی و لجستیکی از آمریکا و اسرائیل، همراه با پرهیز از ورود مستقیم و تمام‌عیار به جنگ با ایران. هرچند امکانات نظامی و زیرساختی اروپا در اختیار متحدانش قرار دارد، اما اراده‌ای جدی برای مشارکت مستقیم در عملیات تهاجمی مشاهده نمی‌شود. تداوم جنگ، تشدید بحران انرژی و پیچیده‌تر شدن معادلات ژئوپلیتیک، همگی عواملی هستند که اروپا را به سمت احتیاط بیشتر سوق می‌دهند. بر این اساس، اگرچه نمی‌توان احتمال تشدید نقش‌آفرینی اروپا را به‌طور کامل منتفی دانست، اما در شرایط فعلی، به نظر می‌رسد دولت‌های اروپایی ترجیح می‌دهند در حاشیه میدان نبرد باقی بمانند و از درگیری مستقیم اجتناب کنند که بیش از هر چیز، بازتاب محاسبه هزینه و فایده در محیطی سرشار از عدم قطعیت راهبردی است.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز