چگونه ترامپ در دام شعار «حفاری کن، عزیزم، حفاری کن» گرفتار شد؟
تحلیلگران انرژی معتقدند سیاستهای اعلامی دونالد ترامپ برای افزایش تولید نفت، در عمل او را در چرخهای پیچیده از افزایش قیمتها، فشار بر بازار داخلی و وابستگی بیشتر به تحولات بازار جهانی نفت قرار داده است.
به گزارش ایلنا به نقل از الجزیره، جیاکومو لوتچیانی، استاد مدعو در مؤسسه عالی مطالعات بینالمللی و توسعه ژنو، در تحلیلی به بررسی پیامدهای سیاستهای انرژی ایالات متحده در دوره دونالد ترامپ پرداخته است.
او مینویسد ترامپ چندی پیش با افتخار اعلام کرده بود که «ناوگانی از نفتکشهای خالی» در حال حرکت به سوی سواحل آمریکا برای بارگیری نفت خام این کشور هستند؛ موضوعی که به گفته او نتیجه مستقیم تداوم بسته ماندن تنگه هرمز و محدود شدن جریان نفت در منطقه است.
به گفته این تحلیلگر، بسته شدن تنگه هرمز و تشدید محدودیتها بر کشتیهای مرتبط با منافع ایران، باعث شده مسیرهای صادراتی نفت خلیجفارس نیز با اختلال مواجه شود و تنها بخشی از نفت از طریق خطوط لوله عربستان، امارات و عراق به بازارهای جهانی برسد.
لوتچیانی در ادامه تأکید میکند که هرچند این وضعیت در ظاهر میتواند به تقویت جایگاه انرژی آمریکا و تحقق شعار ترامپ یعنی «حفاری کن، عزیزم، حفاری کن» منجر شود، اما واقعیت پیچیدهتر از این برداشت اولیه است.
او توضیح میدهد که افزایش قیمت نفت، اگرچه در نگاه نخست به نفع تولیدکنندگان نفت شیل در آمریکا است، اما به دلیل ساختار هزینهای بالا و استفاده گسترده از قراردادهای پوشش ریسک (هجینگ)، بسیاری از تولیدکنندگان از این افزایش قیمت بهره فوری نمیبرند.
به نوشته وی، در عمل بیشترین سود کوتاهمدت نصیب پالایشگاههای آمریکایی شده است، در حالی که مصرفکنندگان داخلی هزینه اصلی را پرداخت میکنند و قیمت بنزین در آمریکا بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
این استاد دانشگاه همچنین هشدار میدهد که ادامه وضعیت فعلی میتواند صادرات نفت خام آمریکا را افزایش دهد، اما همزمان فشار بیشتری بر بازار داخلی وارد خواهد کرد و در نهایت ممکن است همان هدف اعلامی «کاهش هزینه انرژی برای مردم» را تضعیف کند.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که ترامپ در آغاز بحران، برای کنترل قیمتها اقداماتی از جمله کاهش برخی محدودیتهای صادراتی را در دستور کار قرار داده بود، اما انتظار نداشت تنشها در منطقه طولانیمدت شود.
در جمعبندی این گزارش تأکید شده است که بازار نفت ذاتا جهانی است و هیچ بازیگری، حتی ایالات متحده، نمیتواند خود را از پیامدهای آن جدا کند؛ بهگونهای که در نهایت، هزینه بیثباتی بازار انرژی به همه کشورها از جمله آمریکا تحمیل خواهد شد.