خبرگزاری کار ایران

«فارن افرز» نوشت:

فروپاشی ایده برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران؛ تمرکز بر مهار و کنترل

فروپاشی ایده برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران؛ تمرکز بر مهار و کنترل

گزارشی در مجله «فارن افرز» نشان می‌دهد رویکرد آمریکا در قبال برنامه هسته‌ای ایران از ایده «حذف کامل» فاصله گرفته و به سمت راهبرد «مهار، محدودسازی و نظارت دقیق» حرکت کرده است.

به گزارش ایلنا، گزارشی تحلیلی در مجله آمریکایی «فارن افرز» نشان می‌دهد روند مذاکرات میان ایران و آمریکا به مرحله‌ای حساس و تعیین‌کننده رسیده است؛ مرحله‌ای که در آن دیگر ایده «برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران» عملاً از دستور کار خارج شده و جای خود را به رویکردی مبتنی بر «مهار، محدودسازی و نظارت دقیق» داده است.

بر اساس این گزارش، پایداری هرگونه توافق احتمالی در گرو تغییر رویکرد طرفین و عبور از منطق فشار حداکثری است؛ چرا که ادامه وضعیت فعلی نه تنها به پیشرفت مذاکرات کمکی نکرده، بلکه در هر دور گفت‌وگو، نوعی بن‌بست تکرارشونده را بازتولید کرده است.

«فارن افرز» تأکید می‌کند که اختلافات میان تهران و واشنگتن صرفاً فنی یا محدود به جزئیات برنامه هسته‌ای نیست، بلکه ریشه در نوع نگاه دو طرف به مفهوم مذاکره دارد؛ به‌گونه‌ای که آمریکا همچنان از گفت‌وگو به‌عنوان امتداد ابزار فشار و بازدارندگی استفاده می‌کند، در حالی که ایران آن را ابزاری برای مدیریت فشارهای خارجی می‌داند، نه پذیرش آن.

در این میان، تحولات سال‌های اخیر از جمله خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و بازگشت مذاکرات در سایه تنش‌های امنیتی، باعث شده فضای بی‌اعتمادی میان دو طرف تشدید شود. این شرایط، به گفته گزارش، مسیر دستیابی به توافق پایدار را پیچیده‌تر کرده است.

در بخش اصلی این تحلیل آمده است که برنامه هسته‌ای ایران نه قابلیت حذف کامل دارد و نه امکان رهاسازی بدون چارچوب؛ از همین رو، راه‌حل واقع‌بینانه به سمت «تنظیم و کنترل سطح فعالیت‌ها» سوق یافته است.

بر اساس این رویکرد، کاهش سطح غنی‌سازی به محدوده کاربردهای صلح‌آمیز، محدودسازی استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته و افزایش نظارت‌های بین‌المللی از جمله محورهای اصلی یک توافق احتمالی عنوان شده است. در مقابل، کاهش تدریجی تحریم‌ها به‌عنوان مشوق اقتصادی می‌تواند بخشی از این توافق را تشکیل دهد.

این گزارش همچنین تأکید می‌کند که اگرچه پرونده هسته‌ای در مرکز توجه قرار دارد، اما واقعیت ژئوپلیتیک منطقه نشان می‌دهد که تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان، نقش تعیین‌کننده‌تری در معادلات ایران و آمریکا ایفا می‌کند.

به اعتقاد نویسندگان این تحلیل، ایران حتی بدون دستیابی به توانمندی هسته‌ای نیز از ظرفیت اثرگذاری راهبردی در این منطقه برخوردار است و همین موضوع، ضرورت شکل‌گیری نوعی «تسویه اقتصادی-امنیتی» را در نگاه برخی محافل غربی تقویت کرده است.

در همین چارچوب، پیشنهادهایی درباره تبدیل ظرفیت‌های ژئوپلیتیک به سازوکارهای اقتصادی مطرح شده که بر اساس آن، مدیریت جریان انرژی می‌تواند به جای ابزار تقابل، به منبع درآمد و همکاری منطقه‌ای تبدیل شود. این مدل نیازمند چارچوب‌های نهادی و نظارتی بین‌المللی، به‌ویژه با نقش‌آفرینی سازمان ملل متحد است.

فارن افرز در ادامه می‌نویسد که هیچ توافقی بدون در نظر گرفتن سایر بازیگران منطقه‌ای، به‌ویژه اسرائیل، پایدار نخواهد بود؛ چرا که تداوم تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند هر توافق دوجانبه‌ای را تحت‌الشعاع قرار دهد.

در جمع‌بندی این گزارش آمده است که سیاست «فشار حداکثری» نه تنها به اهداف اعلامی خود نرسیده، بلکه در مواردی موجب افزایش سطح تقابل و پیچیده‌تر شدن بحران شده است. در مقابل، رویکرد جدید بر ایجاد توازن میان منافع امنیتی و اقتصادی طرفین استوار است؛ به‌گونه‌ای که هیچ‌یک از طرف‌ها به شکست کامل طرف مقابل منتهی نشود، بلکه نوعی «تعایش کنترل‌شده و مدیریت‌شده» شکل گیرد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز