بیگدلی در گفتوگو با ایلنا:
پکن تقابل با آمریکا در حوزه قحطی انرژی را دنبال میکند/پیامد نزاع دو قدرت بر سفر آتی ترامپ به چین
کارشناس مسائل آمریکا گفت: واشنگتن تلاش میکند میان چین و روسیه فاصله ایجاد کند، اما تصور نمیکنم در این مسیر چندان موفق باشد.
علی بیگدلی، کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به نادیده گرفتن تحریمهای جدید نفتی آمریکا از سوی چین و تقابل دو قدرت در حوزه انرژی در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: در آغاز این جنگ قدرت میان دو کشور، پکن نمیخواهد بپذیرد که آمریکا نوعی قحطی انرژی ایجاد کند. مسئله دوم این است که چین، به هر صورت، ملاحظاتی درباره ایران دارد؛ زیرا سیاست خارجی ما با روسیه و چین هم راستا است و به همین دلیل، این کشورها تلاش میکنند شرایط را حفظ کنند، بهویژه اینکه از حق وتو برخوردارند. نکته سوم این است که اگر ما به چین نفت میفروشیم، آن را زیر قیمت جهانی عرضه میکنیم؛ یعنی بین ۸ تا ۱۲ دلار پایینتر از قیمت جهانی. بنابراین، این امتیاز برای چین وجود دارد و طبیعی است که نخواهد آن را از دست بدهد. البته اگر چین از ایران نفت نخرد، میتواند از روسیه خرید کند. اکنون نیز از روسیه نفت میگیرد، اما به دلیل روابطش با ایران، ترجیح میدهد همچنان از ایران هم نفت بخرد.
وی ادامه داد: از طرف دیگر، مسیر صادرات نفت ایران به چین اهمیت زیادی دارد. اخیرا شنیدم که یک نفتکش دو میلیون بشکهای که از ایران به سمت پالایشگاههای خصوصی در چین حرکت کرده بود، با وجود خط و نشان توسط آمریکا، متوقف نشده است. این را میتوان نوعی امتیاز در آستانه سفر ترامپ به چین دانست. موضوع دیگر این است که چین در مقطعی، حجم مبادلات تجاریاش با آمریکا را به حدود ۷۵۰ میلیارد دلار رسانده بود و آمریکا بزرگترین شریک تجاری چین محسوب میشد. اکنون این رقم تا حدی کاهش یافته و به حدود ۶۰۰ میلیارد دلار رسیده است. یکی از دلایل سفر ترامپ به چین نیز همین است که این مبادلات را متوازن کرده و دوباره احیا کند. چین مشتری مهم بسیاری از کالاهای آمریکایی است؛ از جمله گوشت خوک، مشروبات الکلی و ذرت. آمریکا با توجه به کاهش اشتغال، تلاش میکند این روابط تجاری را حفظ کند و در عین حال، چین را تا حدی از روسیه دور کند. البته این هدف بهسادگی عملی نمیشود، زیرا چین و روسیه قراردادهای راهبردی دارند و بعید است پکن از مسکو جدا شود. لذا آمریکا تلاش میکند میان چین و روسیه فاصله ایجاد کند، اما تصور نمیکنم در این مسیر چندان موفق باشد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در نتیجه، همانطور که در ابتدا گفتم، چینیها تمایلی به چنین تقابلی ندارند. جنگ قدرت میان آمریکا و چین و روسیه شاید در این مقطع مطرح باشد، اما مسئله تایوان در حال حاضر اولویت اصلی نیست. موضوعات جنجالیتری شکل گرفته که اجازه نمیدهد تایوان محور اصلی مذاکرات و دیدارها باشد. در ادامه این روند، با توجه به اینکه مسئله انرژی نیز مطرح است، این تقابل میتواند بر منطقه، اقتصاد جهانی و بازار انرژی بینالمللی تأثیر بگذارد. بههرحال، دو طرف ماجرا دو غول تجاری هستند و اگر وارد فاز تقابل شوند، این مسئله تنها به حوزه انرژی محدود نخواهد ماند و بر حوزههای دیگر، از جمله نظامی و فناوری نیز اثر خواهد گذاشت. با این حال، حیات سیاسی چین بر مبنای تجارت شکل گرفته، نه نظامیگری؛ درست برخلاف روسیه که بخش مهمی از حیاتش به قدرت نظامی گره خورده است. چینیها اگرچه بودجه نظامی خود را افزایش داده و ارتششان را نوسازی میکنند، اما این اقدامات بیشتر جنبه بازدارندگی دارد تا تهاجمی. چین تمایلی ندارد وارد جنگی شود که بازارهای تجاریاش را از بین ببرد. بنابراین، نگرانی جدی از وقوع درگیری مستقیم وجود ندارد و زمینه یک برخورد گسترده چندان فراهم نیست.
وی در پایان خاطرنشان کرد: با این حال، آمریکاییها تلاش میکنند این قدرت تجاری مهارنشدنی چین را تا حدی کنترل کنند؛ اقدامی که شاید در برخی مناطق، از جمله آمریکای جنوبی، بتواند تا اندازهای به صادرات چین لطمه بزند، هرچند تأثیر آن چندان تعیینکننده نخواهد بود. به نظر من، هدف اصلی سفر ترامپ به چین، جدا کردن نسبی چین از روسیه و تا حدی دور کردن پکن از ایران است. در واقع، ابعاد سیاسی این سفر بیش از جنبههای اقتصادی آن اهمیت دارد. با وجود مقاومتی که چینیها نشان دادهاند و تأکید کردهاند که باید صادرات نفت ایران ادامه پیدا کند، به نظر میرسد آمریکاییها نیز نمیخواهند مزاحمت جدی برای صادرات نفت ایران به چین ایجاد کنند؛ زیرا ممکن است چین دست به اقدامات متقابل بزند و خرید کالاهای آمریکایی را کاهش دهد. در مجموع، این سفر اهمیت زیادی دارد. همانطور که ترامپ هنوز نتوانسته در روابط با مسکو، بهویژه به دلیل مسئله اوکراین، به نقاط مشترک جدی برسد، اکنون تلاش میکند از طریق مذاکره سیاسی، روابط نزدیکتری با چین ایجاد کند و اگر امکان داشته باشد، فاصلهای میان چین با ایران و روسیه به وجود آورد.