آیا کوبا هدف بعدی ترامپ پس از جنگ ایران خواهد بود؟
در پی افزایش تهدیدهای واشنگتن علیه هاوانا و تشدید سیاستهای فشار اقتصادی، گمانهزنیها درباره احتمال تغییر رویکرد دولت ترامپ از فشار سیاسی به اقدامات سختگیرانهتر علیه کوبا بار دیگر در محافل بینالمللی مطرح شده است.
به گزارش ایلنا، تکرار تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر احتمال سرنگونی نظام سیاسی کوبا پس از پایان جنگ با ایران، موجی از بحث و گمانهزنیها را درباره احتمال مداخله نظامی واشنگتن در هاوانا بهراه انداخته است؛ اقدامی که برخی آن را در چارچوب تلاش برای بازآرایی نفوذ آمریکا در آمریکای لاتین ارزیابی میکنند، بهویژه پس از تغییرات سیاسی در ونزوئلا و بازداشت نیکلاس مادورو.
بر اساس این تحلیلها، برخی کارشناسان روابط بینالملل معتقدند تهدیدهای آمریکا علیه کوبا، همراه با تشدید تحریمهای جدید، با هدف جدا کردن هاوانا از شبکه متحدانش- بهویژه چین و روسیه- و کاهش نقش این کشور بهعنوان یک بازیگر مخالف سیاستهای واشنگتن در منطقه کارائیب صورت میگیرد.
برخی تحلیلگران میگویند این تهدیدها در چارچوب راهبردی با عنوان «بازدارندگی مبهم» قرار دارد؛ راهبردی که در آن سایه جنگ و احتمال درگیری نظامی بهعنوان ابزاری برای فشار سیاسی بر دولت کوبا استفاده میشود، بدون آنکه الزاما واشنگتن قصد ورود به جنگی طولانیمدت را داشته باشد؛ بهویژه با توجه به حساسیت تاریخی روابط دو کشور.
ترامپ اخیرا دولت میگل دیاز-کانل، رئیسجمهور کوبا را به سرنگونی تهدید کرده است؛ آن هم در شرایطی که آمریکا تحریمهای جدیدی علیه هاوانا اعمال کرده که دولت کوبا آنها را «غیرقانونی» و «ظالمانه» توصیف کرده است.
در همین چارچوب، یک استاد ارتباطات سیاسی در دانشگاه کادیز اسپانیا، به وبگاه خبری «ارم نیوز» تأکید کرده است که سیاست دولت ترامپ در قبال کوبا بر اساس «مهار پویا» پیش میرود؛ یعنی تشدید فشارهای اقتصادی و تحریمها بهعنوان ابزاری برای تغییر تدریجی واقعیت سیاسی و ژئوپلیتیکی این کشور، بدون ورود مستقیم به جنگ.
به گفته این کارشناس، تحریمها در عمل نوعی «دیوار محاصره» ایجاد میکنند که هدف آن تضعیف تدریجی ساختار اقتصادی کوبا و کاهش توان این کشور برای ایفای نقش مستقل در سیاست منطقهای است.
در ادامه این تحلیلها آمده است که این فشارها با هدف جدا کردن کوبا از متحدان بینالمللی خود مانند روسیه، چین و ایران، و تضعیف ظرفیت آن برای مقاومت در برابر سیاستهای واشنگتن طراحی شده است؛ بهگونهای که تحریمها بهعنوان «محاصرهای جراحیشده» عمل میکنند.
همچنین تأکید شده است که تهدیدهای لفظی ترامپ و تحرکات نظامی احتمالی آمریکا بخشی از راهبرد «بازدارندگی مبهم» است؛ یعنی ایجاد سایه دائمی تهدید نظامی برای وادار کردن هاوانا به دادن امتیازات سیاسی و امنیتی، بدون آنکه لزوماً جنگی رخ دهد.
برخی تحلیلگران معتقدند این سیاست در ارتباط با جنگ ایران نیز قابل تفسیر است و نشان میدهد واشنگتن در تلاش است قواعد جدیدی برای نفوذ جهانی خود تعریف کند و پیام روشنی به چین و روسیه درباره حوزه نفوذ در آمریکای لاتین ارسال کند.
در همین حال، برخی کارشناسان بر این باورند که هدف آمریکا نه اشغال کوبا، بلکه تضعیف ساختاری و کنترل غیرمستقیم این کشور است؛ بهگونهای که توان تصمیمگیری مستقل و نقشآفرینی ژئوپلیتیکی آن محدود شود.
بر این اساس، مداخله نظامی همچنان بهعنوان یک گزینه روی میز باقی میماند، اما تنها در صورتی مطرح خواهد شد که کوبا اقداماتی جدی برای شکستن محاصره یا میزبانی از نیروهای رقبای آمریکا انجام دهد.
از سوی دیگر، برخی تحلیلگران حوزه آمریکای لاتین معتقدند فشارهای واشنگتن بر هاوانا بخشی از راهبرد گستردهتر برای بازآرایی نفوذ آمریکا در منطقه است؛ بهویژه پس از تحولات ونزوئلا و تلاش برای تقویت جایگاه آمریکا در آمریکای جنوبی.
در عین حال، این کارشناسان تأکید میکنند که هدف دیگر این سیاستها میتواند تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی آمریکا، بهویژه جامعه کوباییتبار در فلوریدا، در آستانه انتخابات آینده کنگره باشد.
با این حال، برخی تحلیلگران نسبت به موفقیت این سیاستها تردید دارند و معتقدند کوبا تجربه طولانی در مواجهه با تحریمهای اقتصادی دارد و میتواند در برابر این فشارها مقاومت کند، هرچند این وضعیت ممکن است پیامدهای داخلی قابل توجهی برای جامعه این کشور داشته باشد.
در نهایت، برخی ناظران بعید میدانند آمریکا به سمت جنگ مستقیم با کوبا حرکت کند و معتقدند سیاست واشنگتن بیشتر بر پایه فشار حداکثری، جنگ روانی و اقدامات محدود و کوتاهمدت است، نه درگیری نظامی گسترده.