خبرگزاری کار ایران

زرگر در گفت‌وگو با ایلنا:

طرح حمله به کوبا، سرپوش گذاشتن بر ناکامی آمریکا در جنگ با ایران است/پرونده هاوانا با ونزوئلا تفاوت ماهیتی دارد

طرح حمله به کوبا، سرپوش گذاشتن بر ناکامی آمریکا در جنگ با ایران است/پرونده هاوانا با ونزوئلا تفاوت ماهیتی دارد

کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: مطرح شدن نام کوبا در شرایط کنونی بیش از آنکه نشانه یک برنامه عملیاتی باشد، به نظر می‌رسد تلاشی برای پوشاندن ناکامی‌های آمریکا در جنگ با ایران باشد.

علی‌اصغر زرگر، کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به ادعای ترامپ مبنی بر حمله نظامی به کوبا پس از ایران در گفت‌وگو با ایلنا عنوان کرد: به نظر من طرح این مسئله صرفاً یک دلیل اصلی دارد. وقتی در داخل آمریکا پرونده‌های مختلفی علیه دونالد ترامپ و برخی اطرافیانش مطرح شد و فضای سیاسی داخلی آمریکا تحت تأثیر این موضوعات قرار گرفت، او تلاش کرد تا با نوعی فرافکنی افکار عمومی را از این مسائل منحرف کند. در همین چارچوب، اقدام به استقرار گسترده تجهیزات نظامی در اطراف ایران کرده و با هماهنگی بنیامین نتانیاهو جنگ علیه ایران را آغاز کرد؛ اما اکنون شرایط تا حدی متفاوت شده است. به نظر می‌رسد ترامپ امروز متوجه شده آن چیزی که تصور می‌کرد یک عملیات سریع، محدود و به اصطلاح تمیز و کوتاه علیه ایران خواهد بود، به آن سادگی محقق نشده است. هدف اولیه این بود که در یک بازه زمانی کوتاه به نتایج مورد نظر دست یابند، اما اکنون به نظر می‌رسد با وضعیتی شبیه به یک باتلاق روبه‌رو شده‌اند؛ وضعیتی که خروج از آن به سادگی امکان‌پذیر نیست. اهدافی که در هماهنگی با اسرائیل طراحی شده بود نیز به آسانی دست‌یافتنی به نظر نمی‌رسد و در عین حال هزینه‌ها نیز روز به روز در حال افزایش است. بنابراین، رسیدن به آن اهداف اولیه مستلزم پذیرش ریسک‌های بسیار بزرگ‌تری خواهد بود.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی، به نظر من دوباره شاهد نوعی فرافکنی هستیم. طرح موضوع کوبا از سوی ترامپ را می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد؛ اینکه بگوید علاوه بر ایران، مسئله دیگری به نام کوبا نیز وجود دارد و آمریکا قصد دارد با آن نیز همانند یک «قدرت یاغی» برخورد کرده و آن را مهار کند، در واقع این پیام را القا می‌کند که آمریکا همچنان قدرت مدیریت چند بحران را به طور همزمان دارد. حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا در چنین مقطع زمانی که برخی تحلیلگران می‌گویند بخش بزرگی از تجهیزات نظامی آمریکا در اطراف ایران مستقر شده و مشغول کار است، ترامپ ناگهان موضوع کوبا را نیز مطرح می‌کند؟ به نظر من پاسخ روشن است، این اقدام چیزی جز فرافکنی و تلاش برای پوشاندن ناکامی‌ها یا همان باتلاقی نیست که در ماجرای جنگ با ایران برای خود ایجاد کرده است. در این چارچوب، وقتی ترامپ می‌گوید بعد از ایران نوبت کوبا خواهد بود و اینکه کوبا «در مشت ماست» و آمریکا می‌تواند مسئله چند ده ساله این کشور را حل کند، در واقع همان الگوی فرافکنی را دنبال می‌کند. ابتدا برای پوشاندن رسوایی‌های داخلی آمریکا مسئله ایران را مطرح کرد و حمله به ایران را در دستور کار قرار داد و اکنون نیز موضوع کوبا را برجسته می‌کند.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: از سوی دیگر این احتمال نیز وجود دارد که طرح مسئله کوبا نوعی زمینه‌سازی سیاسی باشد. یعنی ممکن است در روزهای آینده (مثلاً تا پایان هفته یا اوایل هفته آینده) تحت فشارهایی که از سوی کشورهای مختلف از جمله اروپایی‌ها، چینی‌ها و دیگر بازیگران به دلیل نوسانات بازار نفت وارد می‌شود، ترامپ اعلام کند که آمریکا به اهداف خود در قبال ایران رسیده است. در چنین سناریویی ممکن است ادعا شود که ایران به اندازه کافی تضعیف شده و اکنون می‌توان از طریق مذاکره به نتایج مورد نظر رسید. در نتیجه حتی احتمال رسیدن به یک آتش‌بس موقت یا بلندمدت نیز وجود دارد. البته در فضای جنگی همواره شاهد اظهارات اغراق‌آمیز و حتی متناقض هستیم. اکنون نیز، گاه گفته می‌شود که آمریکا در هفته آینده موج تازه‌ای از حملات را آغاز خواهد کرد تا ایران را وادار به تجدیدنظر در سیاست‌های خود کند. اما تجربه نشان می‌دهد در زمان جنگ چنین گزافه‌گویی‌هایی از سوی طرف‌های مختلف مطرح می‌شود و لزوماً به معنای اجرای واقعی آن‌ها نیست.

وی افزود: بنابراین اگر بخواهیم به طور خلاصه پاسخ دهیم که چرا در این مقطع مسئله کوبا مطرح می‌شود، به نظرم این موضوع بیش از هر چیز پوششی برای عدم موفقیت آمریکا در جنگ با ایران است؛ زیرا انتظار آن‌ها این بود که ظرف حدود ۷۲ ساعت کار ایران را یکسره کنند و همان‌گونه که خودشان می‌گفتند، یک حمله محدود و مؤثر انجام دهند؛ اما چنین اتفاقی رخ نداده است. در عین حال فشارهای بین‌المللی نیز در حال افزایش است. البته این فشارها لزوماً به معنای مخالفت با حمله به ایران نیست، بلکه بیشتر ناشی از تأثیرات این جنگ بر بازارهای مالی و به‌ویژه بازار نفت است. این مسئله برای آمریکا اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا دولت آمریکا تا حد زیادی تحت تأثیر شرکت‌های بزرگ نفتی و تسلیحاتی قرار دارد. در نتیجه نوسانات شدید در بازارهای مالی و انرژی موضوعی نیست که بتوانند در بلندمدت آن را تحمل کنند.

زرگر گفت: اینکه آیا ایالات متحده اساساً توان اقتصادی و نظامی ورود به یک بحران دیگر، مانند کوبا، را دارد یا نه، باید گفت ترامپ پیش از این تجربه‌ای را در ونزوئلا پشت سر گذاشت که از نگاه خودش نوعی موفقیت محسوب می‌شود. او توانست با اقداماتی سریع و کم‌هزینه، به زعم خود تغییراتی در ساختار قدرت آن کشور ایجاد کند و نفوذ آمریکا را افزایش دهد. حتی تلاش کرد شرایطی را تحمیل کند که بر اساس آن ونزوئلا بخشی از تولید نفت خود را در اختیار آمریکا قرار دهد و شرکت‌های آمریکایی دوباره در صنعت نفت این کشور فعال شوند. این تجربه تا حدی برای ترامپ جذاب بود و شاید تصور می‌کرد در مورد ایران نیز می‌تواند به نتایج مشابهی برسد، اما در این محاسبه دچار اشتباه شد. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، وسعت سرزمینی، جمعیت و همچنین سطحی از ملی‌گرایی در جامعه ایران عواملی هستند که شرایط را کاملاً متفاوت می‌کنند. به همین دلیل به نظر می‌رسد در اینجا با یک ضربه محاسباتی مواجه شده است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: با این حال ممکن است ترامپ تصور کند که الگوی ونزوئلا را می‌توان در مورد کوبا نیز پیاده کرد، اما به نظر من کوبا با ونزوئلا تفاوت‌های جدی دارد. کوبا میراث تاریخی طولانی‌تری از مبارزات و مقاومت سیاسی دارد. البته در این کشور نیز به دلیل سال‌ها تحریم اقتصادی نارضایتی‌هایی در میان مردم وجود دارد، اما سابقه تاریخی و سیاسی کوبا باعث می‌شود که شرایط آن با ونزوئلا قابل مقایسه نباشد. به همین دلیل بعید به نظر می‌رسد کوبا به سادگی در اختیار سیاست‌های ترامپ قرار گیرد. در مجموع، مطرح شدن نام کوبا در شرایط کنونی بیش از آنکه نشانه یک برنامه عملیاتی باشد، به نظر می‌رسد تلاشی برای پوشاندن ناکامی‌های آمریکا در جنگ با ایران باشد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز