خبرگزاری کار ایران

مجلسی در گفت‌وگو با ایلنا تشریح کرد:

هدف ترامپ از ترکیب جنگ روانی و تقابل نظامی/دلایل دستیابی به تفاهم و رسیدن به توافق

هدف ترامپ از ترکیب جنگ روانی و تقابل نظامی/دلایل دستیابی به تفاهم و رسیدن به توافق

کارشناس مسائل آمریکا گفت: تفاهم ۶۰ روزه باید نشان دهد که طرفین به نقطه‌ای رسیده‌اند که امکان ورود به مذاکرات جدی‌تر برای دستیابی به توافق نهایی وجود دارد.

فریدون مجلسی، کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به مواضع اخیر ترامپ درباره دستیابی به تفاهم با ایران در گفت‌وگو با ایلنا عنوان کرد: واقعیت این است که ترامپ تنها به جنگ روانی اکتفا نمی‌کند، بلکه این جنگ روانی را با جنگ واقعی، حملات سنگین و بمباران‌های مخرب و آسیب‌زا همراه کرده است و نمونه‌های آن را نیز در عمل دیده‌ایم. با این حال، انتظار دارد که مسئولان کشورها به‌صورت متعارف و بر اساس محاسبات عقلانی تشخیص دهند که آیا شانسی برای موفقیت و پیروزی دارند یا خیر. به نظر من، او در مورد ایران دچار یک اشتباه محاسباتی شده است.

وی ادامه داد: تصور می‌شد که آسیب دیدن کشور، صنایع، خانه‌ها، پادگان‌ها و کارخانه‌ها موجب خواهد شد که سیستم عقب‌نشینی کند یا کوتاه بیاید، اما چنین نیست. حتی ممکن بود کار تا مرحله زمین سوخته و نابودی همه‌چیز پیش برود، اما این طرز فکر با واقعیت‌های زندگی و شرایط روی زمین سازگار نیست. تا این لحظه، نیروگاه‌های کشور هدف قرار نگرفته‌اند. تنها یک پالایشگاه مورد حمله قرار گرفته و پالایشگاه‌های تولید بنزین نیز آسیب ندیده‌اند. در غیر این صورت، اگر نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌ها هدف قرار بگیرند، کشور در بحران فرو خواهد رفت. ممکن است جهان آن را جنایت جنگی تلقی کند، اما تاریخ نشان داده است که وقوع چنین جنایت‌هایی نیز کمکی به قربانیان آن نکرده است.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در مقطعی که ترامپ اعلام کرد همان شب حمله خواهد کرد و برخی اهداف را مورد اصابت قرار خواهد داد، احتمالاً پیش از آن توافقاتی حاصل شده بود؛ زیرا صبح همان روز، جمهوری اسلامی یکی از بالگردهای مهم طرف مقابل را هدف قرار داد و ترامپ نیز اعلام کرد که در واکنش به این اقدام، هر کاری از دستش برآید انجام خواهد داد. با این حال، بعداً گفت که میانجیگری‌هایی صورت گرفته و درخواست‌هایی مطرح شده است و به همین دلیل، آن شب حمله‌ای انجام نخواهد شد و دو طرف در مسیر رسیدن به توافق قرار گرفته‌اند. این تناقض‌ها، در عین حال، نشان‌دهنده روندی منطقی برای پایان دادن به جنگی پرهزینه و آسیب‌زا است؛ جنگی که اساساً ارتباط مستقیمی با ایران نداشته است. 

وی افزود: هر جنگی سرانجام باید به پایان برسد و این پایان می‌تواند در زمان‌های مختلف رخ دهد. نخست، پیش از وقوع خسارت‌های سنگین و برای جلوگیری از آسیب‌ها. دوم، در میانه راه، زمانی که واقعیت خسارت‌ها آشکار شده و ادامه جنگ هزینه‌های بیشتری تحمیل می‌کند و سوم، پس از نابودی کامل زیرساخت‌ها و گرفتار شدن کشور در رکود، مرگ اقتصادی و توقفی طولانی‌مدت؛ حالتی که بدترین سناریو محسوب می‌شود. اکنون در ابتدای مرحله میانی قرار داریم. زیرساخت‌ها هنوز باقی مانده‌اند و هنوز امکان تصمیم‌گیری وجود دارد.

مجلسی در پایان خاطرنشان کرد: در خصوص تفاهم و توافق نیز باید گفت که معمولاً هر توافقی ابتدا بر پایه یک تفاهم شکل می‌گیرد و سپس وارد مرحله دستیابی به نتیجه نهایی می‌شود. توافق، محصول تفاهم است، اما در مورد ایران و آمریکا، که این روند در بستر یک جنگ بزرگ شکل گرفته، تفاهم صرفاً مقدمه گفت‌وگو نیست، بلکه توافقی برای توقف فوری عملیات نظامی را نیز در دل خود دارد. این تفاهم ۶۰ روزه باید نشان دهد که طرفین به نقطه‌ای رسیده‌اند که امکان ورود به مذاکرات جدی‌تر برای دستیابی به توافق نهایی وجود دارد. ما از تعهدات پشت پرده اطلاع دقیقی نداریم، اما آنچه مشخص است، این است که این تعهدات باید مسیر رسیدن به توافق نهایی را هموار کنند. شخصاً معتقدم بقای ایران به این توافق وابسته است؛ چراکه برای بازگشت به شرایط عادی نیازمند دستیابی به توافقی هستیم که بتواند فضای روانی مثبتی ایجاد کند و امید را به جامعه بازگرداند. امروز تولید، صنعت و نقدینگی کشور با مشکلات جدی روبه‌رو هستند و کسانی که تنها شعار می‌دهند، نه این مشکلات را لمس می‌کنند و نه عمق آن را درک می‌کنند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز