سروش البخشی در گفتوگو با ایلنا:
موفقیت انیمیشنهای لگویی در ایدهپردازی و خلاقیت روایی است/ قطع اینترنت به دیده شدن آثار آسیب زد/ بهانهای برای ضعف در تکنیک وجود ندارد
سروش البخشی معتقد است با استفاده از هوش مصنوعی میتوان به کیفیت بصری مطلوبی در تولیدات نمایشی رسید و موضوع اصلی برای موفقیت آثار و دیده شدن آنها خلاقیت در ایدهپردازی و روایت است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، رسانه و تبلیغات امروز یکی از عرصههای مهم هر جنگ است. با وقوع هر جنگی طرفین درگیر به سرعت در رسانه فعالیت خود را پر رنگتر از قبل میکنند و از آنجا که توجه جهانیان نیز به این وقایع معطوف میشود، هر جناحی که بتواند در نبرد رسانهای عملکرد موفق و مطلوبی داشته باشد، میتواند به دستاوردهای بسیاری مثل همراهی و همدلی افکار عمومی یا حتی تغییر نظر شخصیتهای مهم سیاسی و موضعگیری در جهت منافع آنها برسد.
در جنگ تحمیلی اخیر که با حمله نیروهای آمریکایی- صهیونیستی به کشور آغاز شد نیز به وضوح میتوان اهمیت رسانه و عملکرد فعالان رسانهای را شاهد بود.
با این حال فعالیت رسانهای نیز امروز نسبت به گذشته ابعاد و اشکال متفاوتی پیدا کرده، دیگر نمیتوان صرفاً انتشار اخبار یا تصاویر مستند از وقایع را یک فعالیت رسانهای کافی و مطلوب دانست. امروز تولیدات نمایشی و تبیین ابعاد کمتر دیده شده درباره مسائلی چون منشأ تصمیمات سیاستمداران و اتفاقاتی که پشت پرده در حال رقم خوردن است نیز میتواند در بُعد رسانهای نقشی تعیینکننده داشته باشد.
طی روزهای گذشته با درگیر شدن ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل تولیدات نمایشی جالب توجهی در فضای مجازی منتشر شد که توجهات بسیاری را به خود جلب کرد. انیمیشنهایی که با هوش مصنوعی تولید شدند تا حدی در جذب مخاطب موفق بودند که برخی از این آثار به برنامههای تلویزیونی و اینترنتی پر مخاطب و معروفی راه پیدا کردند.
به همین بهانه در گفتوگو با سروش البخشی یکی از کارگردانهای فعال در حوزه فیلمسازی با هوش مصنوعی گفتوگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را میخوانید:
تولیدات نمایشی متعددی در روزهای جنگ منتشر شد که بعضی از این تولیدات مورد توجه قرار گرفت. به نظر شما با تجربه اخیر میتوان هوش مصنوعی را دارای نقشی جدی در جنگ رسانهها دانست؟
من حدوداً سه سال پیش در یک مصاحبه قبل از اینکه کشور وارد فضای جنگ بشود و این اتفاقات رخ دهد به این نکته تأکید کردم که هوش مصنوعی سلاحی است که فشنگهایش تمام نمیشود، خشابی که شما دارید میتواند دائماً پر باشد و با آن در جنگ رسانهای به دشمن شلیک کنید اما متأسفانه هیچکس قدر این سلاح را نمیداند و به آن بها نمیدهد.
اگر تیمهای متخصص جمع شوند و بخش خصوصی حمایت کند و دولت تمهیدی برای فعالیت بهتر بیندیشد اتفاقات خیلی خوبی در سالهای آتی رخ خواهد داد چون ما میتوانیم با ابزار هوش مصنوعی در جنگ رسانهای حرفهای بسیاری برای گفتن داشته باشیم. بهانهای در این زمینه وجود ندارد، ما تکنولوژی لازم و همه ابزارهایی که در همه جای دنیا وجود دارد را داریم. هنرمندان بسیاری هم هستند که میتوانند از این ابزار استفاده کنند و محصولات باکیفیتی ارائه دهند. زمانیکه من اولین فیلم کوتاه با هوش مصنوعی را ساختم که اولین بار در دنیا بود ما میتوانستیم جزو اولینها در دنیا باشیم و خیلی خوب کار کنیم و شرطش این بود که از ما حمایت شود.
تولید آثار نمایشی با هوش مصنوعی با توجه به سرعت عملی که در تولیدات آن وجود دارد، میتواند این امکان را در اختیار ما قرار دهد تا در بهترین زمان با بهترین کیفیت نسبت به مسائل روز واکنش نشان دهیم.
با توجه به اینکه در روزهای جنگ با قطعی اینترنت امکان فعالیت فعالان رسانهای از بین رفت. به نظر شما از ظرفیت محدودی که وجود داشت به خوبی استفاده شد؟
در فضای رسانهای دو رویکرد وجود دارد، اولین رویکرد این است که ما تأثیرگذاری را در ابعاد داخلی دنبال کنیم، رویکرد دوم این است که بعد خارجی مدنظر باشد. اگر مجموع فعالیتهای رسانهای ما در بعد داخلی را طی این سالها بررسی کنیم، واقعیت این است که ما در رقابت با رسانههای خارجی شکست خوردهایم و جناح شکستخورده حتی اگر اثر خوبی هم تولید کند در دنیا شانس چندانی برای دیده شدن ندارد.
مواردی وجود دارد که مثلاً اثری در زمینه جنگ روایتها تولید شده و بالای ۱۲ یا ۲۰ میلیون بازدید داشته است، همه از این تعداد بازدید ذوقزده و خوشحال شدند اما واقعیت این است که در سطح جهانی بازدید ۲۰ میلیون نفری، آمار چندانی بالایی نیست. ما جامعهای ۹۰ میلیون نفری هستیم و جمعیت دنیا حدود ۹ تا ۱۰ میلیارد نفر است، اگر قرار است در ابعاد جهانی حرفی برای گفتن داشته باشیم نباید به بازدید ۲۰ میلیون نفری اکتفا کنیم.
ما وقتی به جریان رسانهای داخل نگاه میکنیم خیلی موفق به نظر میرسیم اما در ابعاد جهانی و خارجی چندان خبری از موفقیتهای داخلی نیست و من این نظرات که گفته میشود ما در جنگ رسانهای پیروز شدهایم را قبول ندارم چون اگر شما اثری تولید کردید و مدعی موفقیت در عرصه جهانی هستید باید اثرتان حداقل توسط پنج درصد جمعیت جهان، بالای ۳۰۰ میلیون نفر بازدید داشته باشد و این اتفاق برای آثار ایرانی رخ نداده است.
به نظر من یکی از دلایل این اتفاق قطع بودن یا فیلتر بودن اینترنت است. اینترنت بستری است که میتوانیم از طریق آن با دنیا و جامعه بینالملل ارتباط بگیریم، وقتی این بستر برای ایرانیان بسته شده، ما نمیتوانیم چیزی با دنیا به اشتراک بگذاریم. شاید تصور بر این باشد که تولیدکنندگان اثر با داشتن اینترنت میتوانند اثرشان را به دنیا معرفی کنند اما واقعیت این است که آن محتوا در ابتدا از طریق مردم کشور خودمان باید مورد استقبال قرار گیرد و مردم خودمان از طریق همین استقبال آن اثر را با دنیا به اشتراک میگذارند و از طریق همین استقبال توجه جهانیان به محتواهای ما جلب میشود. وقتی ما اینترنت را قطع کردهایم و یا اینترنت طبقاتی ایجاد کردهایم آنچه که دیده شده توسط بدنه حاکمیت است و فقط خودمان از موفقیت حرف میزنیم و امکان اثرگذاری و اثرپذیری مردم را از بین بردهایم.
امروز که نزدیک ۳۰ میلیون نفر در طرح «جانفدا» ثبتنام کردهاند به این معناست که ما پتانسیل قدرتمندی در کشور داریم که این افراد میتوانند حداقل در جنگ رسانهای عملکرد مثبتی داشته باشند. اگر اینترنت قطع نبود همین سی میلیون نفر در فضایی مثل اینستاگرام میتوانستند یک همبستگی چشمگیر ایجاد کنند که به دنیا یک پیام فرهنگی بزرگ برساند، همین جمعیت سی میلیون نفری اگر از یک ویدئوی تولید شده توسط هنرمندان ایرانی استقبال کنند، آن اثر در سطح جهانی هم به شکل گستردهای دیده میشود اما عجیب است که خودمان این امکان را از خودمان گرفتهایم. چنین پیام فرهنگی پیشتر به دنیا ارسال شده، به عنوان مثال در مواردی بوده که مردم با همبستگی به صفحه شخصی یک فرد مراجعه کردهاند و با کامنت گذاشتن در صفحه او پیام مهمی را از سوی مردم به دنیا ارسال کردهاند، یک نمونهاش همبستگی مردم در برابر برخی اظهارات ترامپ درباره آن عنوان جعلی است که برای «خلیج فارس» به کار برد؛ مردم با مراجعه به صفحه شخصیاش در اینستاگرام و کامنت گذاشتن در آن صفحه، او را مجبور به عقبنشینی کردند. امروز هم مردم میتوانستند با رجوع به صفحه اینستاگرام ترامپ، ادعاهای او درباره مردم ایران را پاسخ دهند ولی واقعاً ناراحتکننده است که این امکان از مردم گرفته شده و خودمان به خودمان ضربه زدهایم.
بنابراین شما بر این عقیده هستید که ایجاد جریان رسانهای در قدم اول توسط مردم داخل ایران ایجاد میشود و به خارج از مرزها میرود؟
بله، وقتی جمعیت وسیعی از مردم ایران درباره یک محتوای خاص صحبت میکنند یا مورد استقبال قرار میگیرد شاخکهای جوامع اروپایی و آمریکایی تکان میخورد و درباره آن کنجکاو شده و به سراغش میروند. به عنوان مثال وقتی شما یک اتوموبیل ساختهاید و معتقد هستید که این وسیله نقلیه یکی از بهترین اتوموبیلهای دنیاست باید آن را از کارخانه بیرون بیاورید تا در رقابت قرار بگیرید و ویژگیهای مثبت و نقصهای محصولتان دیده شود، وقتی اتومبیلتان در کارخانه است و مردم هم نمیتوانند از آن استفاده کنند، صرفاً تبلیغ کردن چه رقابتی ایجاد میکند و چه موفقیتی به حساب میآید؟
اما در فضای رسانهای دنیا آثاری مثل انیمیشنهای کوتاه ساخته شده با هوش مصنوعی که با کاراکترهای لگویی شناخته میشدند بسیار مورد توجه قرار گرفتند.
استفبالی که از برخی آثار مثل همین انیمیشنهای لگویی صورت گرفته جالب توجه است اما ما امکان این را داشتیم که این آثار به مراتب بیشتر از این دیده شوند و مثلاً به جای دو شبکه اینترنتی یا تلویزیونی در ۳۰ شبکه پخش شوند. رویکردی که شاهد هستیم نشان میدهد که ما خود را به حداقلها قانع کردهایم و آن را حداکثرهای خود میدانیم. در صورتیکه اگر اینترنت داشتیم و امکان تبلیغات بیشتر بود و خودمان این آثار را در فضای مجازی به اشتراک میگذاشتیم، مطمئن باشید برد متفاوتتری داشت و در دنیا بیشتر دیده میشد.
ما نباید فضای مجازی را نادیده بگیریم، همین که ترامپ به جای سخنرانی بارها توییت زدن را ترجیح داده و اخبار مهم را از طریق صفحه خود در فضای مجازی منتقل میکند، به این معناست که آنها اهمیت این فضا را در این رقابت واقعاً جدی گرفتهاند و میدانند که این عرصه چه اهمیتی دارد و بخشی از جنگ در همین فضای مجازی است.
جدا از بُرد رسانهای آثار نمایشی تولید شده، کیفیت آثار را در چه سطحی میبینید؟
من این نکته را بارها گفتهام که ما به لحاظ کیفی هیچ مشکلی نداریم، ابزارهایی که امروز در اختیار تولیدکنندگان خارجی وجود دارد در اختیار هنرمندان داخلی هم هست و یادگیری استفاده از ابزار مسئله چندان مهمی نیست، بلکه مهمترین مسئله خلق اثر باکیفیت است.
اگر انیمیشنهای لگو توانسته مورد توجه مخاطبان خارجی قرار بگیرد دلیلش کیفیت بصری بالای این آثار نیست این موفقیت از خلاقیت تولیدکنندگان به دست آمده است. در استفاده از هوش مصنوعی شما میتوانید انواع انیمیشنها را به شکلهای مختلف تولید کنید و آنچه که به اثر شما کیفیت برتر میدهد روایتگری بهتر و خلاقیت شما است.
در این جنگ من منتظر بودم که آثار رئال هم تولید شود ولی این اتفاق رخ نداد و شاهد تولیدات انیمیشنی مثل همین لگوها بودیم که واقعاً کیفیت خوبی داشتند اما رفتن به سمت این تولیدات در شرایط جنگی که سرعت عمل یک اصل است، به این دلیل است که بسیاری از خطاها در این ساختار دیده نمیشود.
به هر شکل باید به این نکته تأکید کنم که ما در بحث تکنیک بسیار پیشرفت کردهایم و ابزارهای هوش مصنوعی اصلاً ابزارهای پیچیدهای نیستند و صرفاً نمیتوانیم به ساخت اثر در این ساختار افتخار کنیم. آنچه که باعث دیده شدن اثر میشود ایده آن است که این ایدهپردازی خلاقانه و خوب را در همین انیمیشنهای لگویی شاهد هستیم.
افراد خلاقی که هیچ شناختی از هوش مصنوعی ندارند با چند جلسه ورکشاپ میتوانند با ابزارهای درجه یک هوش مصنوعی کار کنند و در این حوزه مسئله اصلی خلاقیت استفادهکنندگان از ابزار است. ما در جنگی هستیم که در آن جنگ روایتها هم بسیار حائز اهمیت است، قرار نیست اثری برای حضور در جشنوارهها بسازیم، مسئله امروز ما تکنیک نیست بلکه مسئله اصلی روایت است. اساساً هوش مصنوعی به قدری پیشرفت کرده که ما نمیتوانیم به لحاظ تکنیکی بهانهای داشته باشیم.
گروههای متعددی هستند که در کشور خیلی خوب کار میکنند و نمونههای واقعاً جذاب و باکیفیتی از آنها دیدهام که در صورت فراهم بودن بستر رسانهای مطمئن باشید که ظهور و بروز بیشتری از آنها شاهد بودیم.
با توجه به اینکه بر وجود پتانسیل بالای تولیدات نمایشی با محوریت اتفاقات روز تأکید دارید. در شرایط جنگی چه انتظاری از مسئولان وجود دارد که عملکردشان برای دیده شدن آثار کمککننده باشد؟
اصلیترین انتظار این است که اینترنت در دسترس عموم باشد و از این حالت طبقاتی خارج شود. در هشت سال دفاع مقدس اقشار مختلف جامعه هر کس به سهم خود برای مقابله با دشمن و گذر کردن از آن روزها تلاش کرد، از هر کس در زمینهای که تخصص داشت استفاده شد و امروز هم دولت میتواند همین کار را انجام دهد.
دولت میتواند با یک فراخوان در زمینه فعالیت رسانهای در جنگ رسانهها افراد متخصص در این زمینه را بسیج کند. من چهار سال است که در زمینه تولید محتوا با هوش مصنوعی کار میکنم، ما با نهاد ریاست جمهوری در روزهای گذشته کار کردیم اما تیمهای بسیاری هستند که حاضر به فعالیت در این زمینه هستند. دولت میتواند تیمهای مختلفی تشکیل دهد و دقیقاً مثل روزهای جنگ تحمیلی اول که هر کس برای حضور در جبهه ثبتنام میکرد، افراد بسیاری برای حضور در این جبهه رسانهای حاضر به ثبت نام هستند. افراد بسیاری هستند که ایدههای خلاقانه بسیاری دارند و زمینه فعالیتشان فراهم نشده و این پتانسیل در حال از دست رفتن است.
من در دانشگاههای مختلفی هوش مصنوعی را تدریس میکنم و واقعاً استعدادهای فوقالعاده و بینظیری میشناسم که نباید از دست بروند. شکوفایی این استعدادها فقط در فضایی داخلی با مخاطبان اندک آورده چندانی نخواهد داشت و لازم است باز هم تأکید کنم که برای موفقیت در جنگ رسانهای با تکیه بر نیروهای مستعد و با انگیزه لازم است که اینترنت هم در دسترس عموم باشد تا استقبال از محتواهای تولید شده از طرف کاربران ایرانی آغاز شود و به دیگر نقاط دنیا برود.