خبرگزاری کار ایران

حنیف غفاری در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد؛

سفارتخانه‌های ایران عملکرد رسانه‌ای مطلوبی داشتند/ فعالان فضای مجازی کشورهای مختلف نقش مهمی در ترسیم دستاوردهای ایران در جریان جنگ داشتند

سفارتخانه‌های ایران عملکرد رسانه‌ای مطلوبی داشتند/ فعالان فضای مجازی کشورهای مختلف نقش مهمی در ترسیم دستاوردهای ایران در جریان جنگ داشتند

حنیف غفاری معتقد است: دیپلماسی عمومی یک منظومه پویاست و اگر ابزار درست را برای انتقال پیام به کار نگیریم، هدف‌گذاری‌ها، استراتژی‌ها و تاکتیک‌هایی که ترسیم می‌کنیم فرصتی برای به فعلیت رسیدن و ظهور و بروز پیدا نمی‌کنند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، با تجاوز دشمن آمریکایی-صهیونیستی به ایران در روزهای پایانی سال گذشته و آغاز جنگی تحمیلی سوم یکی از مباحث مهم در این نبرد، جنگ رسانه‌ای بود که نقش و سهم تعیین‌کننده آن را بسیاری از مناسبات این جنگ شاهد بودیم.

با شروع جنگ فعالان رسانه‌ای در جناح‌های مختلف برای پیشبرد اهداف مدنظر خود آغاز به کار کردند. این نبرد رسانه‌ای تا جایی نمود داشت که حتی مقامات ارشد دشمن از جمله رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شخصاً با اظهارنظر در فضای مجازی بارها سعی کرد فضای روانی و سیاسی حاکم را به نفع خود تغییر دهد و در مقابل شاهد عملکرد فعالان رسانه‌ای و حتی مقامات سیاسی کشورمان در همین فضا بودیم که جبهه‌ای در مقابل دشمن را تشکیل دادند.

در گفت‌وگو با حنیف غفاری (روزنامه‌نگار و کارشناس رسانه و مسائل بین‌الملل) این موضوع را مورد نقد و بررسی قرار دادیم که در ادامه مشروح آن را از نظر می‌گذرانید:

در یک ارزیابی کلی عملکرد رسانه‌ای کشورمان در جنگ اخیر را چطور ارزیابی می‌کنید؟

ماهیت جنگ رمضان یک جنگ ترکیبی بود به این معنا که این جنگ تنها در بُعد نظامی ظهور و بروز نداشت. بخش مهمی از جنگ معطوف به روایت‌هایی بود که ما و دشمن از میدان نبرد ارائه می‌دادیم و این روایت‌ها نه تنها در داخل کشور دارای اهمیت بود بلکه در خارج از کشور هم نقش بسزایی در تنویر افکار عمومی داشت.

اهمیت بحث رسانه و نقش آن و جایگاه آن در جنگ رمضان غیر قابل انکار است. قطعاً با قطع اینترنت محدودیت‌هایی در این خصوص به وجود آمد اما به نظر می‌رسد که ما در مجموع از ظرفیت‌های باقی‌مانده استفاده بهینه‌ای کردیم. نظرسنجی‌هایی که در کشورهای مختلف دنیا درباره جنگ رمضان منتشر می‌شود نشان‌دهنده این است که پیام مقاومت ایران و انسجام و استواری کشورمان در برابر واشنگتن و تل‌آویو به خوبی در سطح جهانی مخابره شده و این مسئله خودش را در کشورهای دیگر هم نشان می‌داد.

بسیاری از فعالان فضای مجازی در کشورهای دیگر نقش بسزایی در ترسیم دستاوردهای ایران در جریان جنگ و همچنین تقبیح اقدام متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله ایران داشتند. مجموع این پتانسیل‌های درونی و برون مرزی سبب شد که در نهایت تصویری گویا و شفافی از جنگ رمضان و مقاومت مردم ایران شکل بگیرد.

نکته‌ای که در اینجا باید مدنظر قرار بگیرد این است که برخی وقایع تکان‌دهنده در جریان جنگ مثل فاجعه‌ای که در مدرسه میناب رخ داد به نقاط آشکارساز روایتگری ایران در جنگ تبدیل شدند. در حقیقت این اتفاقات به رسانه‌های داخلی و خارجی و همچنین فعالان فضای مجازی در خارج از کشور که مخالف جنگ بودند، کمک کردند که با روایتگری که ما از صحنه انجام می‌دهیم پیام مظلومیت و در عین حال اقتدار ایران را به جهانیان مخابره کنیم. قطعاً می‌شد کارهای بهتری انجام داد اما در مجموع من روند را مثبت و رو به جلو و حتی نسبت به جنگ دوازده روزه پر رنگ‌تر ارزیابی می‌کنم.

فعالان فضای مجازی را یکی از ظرفیت‌ها معرفی کردید. در روزهای جنگ شاهد فعال شدن سفارتخانه‌های ایران در کشورهای مختلف بودیم که عملکردی پر رنگ در فضای مجازی داشتند. این عملکرد را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اقداماتی که سفارتخانه‌های ما در فضای مجازی انجام دادند به زبان طنز، کاریکاتور، استفاده از فیلم، انیمیشن و موارد گوناگون بود. این عملکرد یک اقدام و ابتکار لازم و ضروری از سمت وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی کشورمان بود که این ظرفیت را تا پیش از جنگ می‌توان یک ظرفیت ناشناخته دانست که مسبوق به سابقه نبود و برای اولین بار خودش را اینگونه منسجم و مستمر نشان داد و تأثیرات مثبت آن را هم در کشورهای هدف و دیگر کشورها مشاهده کردیم.

تأثیرات مثبت این عملکرد را می‌توان در بین افکار عمومی مشاهده کرد که در میزان بازدید از پست‌ها در فضای مجازی یا انعکاس مجدد آن‌ها توسط کاربران دیگر مشخص است. به نظر می‌رسد که در کشور ما این مسئله درک شده که در قبال خیلی از مسائل و بحران‌ها دیپلماسی رسمی به تنهایی پاسخگو نیست و باید الگوها و مولفه‌های دیپلماسی عمومی را در خصوص ارتباط بین خودمان و افکار عمومی پر رنگ‌تر کنیم.

این مهم اقتضائات و ابزارهای نوینی را می‌طلبد، ما باید بر ادبیات جوامع هدف و محیطی که قرار است پیام ما را منتقل کند تسلط داشته باشیم. بنابراین باید دیپلماسی عمومی را درک و اجزای آن را تقویت کرد تا به یک منظومه پایدار تبدیل شود و در دوران پساجنگ هم بتواند نقش مهمی در روایتگری صحیح و روایتگری روشن‌گرایانه بر افکار عمومی دنیا داشته باشد.

آیا این تسلط بر ادبیات مطلوب و درک دیپلماسی عمومی از سوی سفارتخانه‌های ایران در کشورهای مختلف وجود داشت؟

ویژگی‌های محیطی، حساسیت‌های افکار عمومی و اقتضائات هر کشور در پیام‌هایی که از سوی سفارتخانه‌های ما تولید می‌شود مدنظر قرار می‌گیرد و این عملکرد بسیار خوبی است. در واقع اینگونه نیست که سفارتخانه‌های ما یک پیام یا یک جمله را به زبان‌های مختلف ترجمه کنند و همان را در فضای مجازی منتشر کنند بلکه در پیام‌ها و حتی استفاده از اشکال مختلف مثل متن نوشتاری تا کاریکاتور، فیلم، انیمیشن و... اهمیت تنوع از طرف دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی ما به خوبی درک شده است.

در این بین نکته بسیار مهم این است که وزارت خارجه ما نباید این را یک پروژه ببیند، بلکه باید به آن به عنوان یک پروسه نگاه کند. منظومه‌ای که در جریان جنگ شکل گرفته باید بسط داده و گسترش پیدا کند، همانطور که همه کشورها از جمله کشورهایی که با ما در تخاصم هستند در حوزه دیپلماسی عمومی هزینه‌های بسیاری می‌کنند.

تأکید من بر این است که ما نباید این مسئله را به مثابه یک مقطع گذرا یا یک رویکرد موقتی مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهیم. قطعاً می‌توانیم از ثمرات این دیپلماسی عمومی در آینده به نفع منافع ملی کشورمان در سطح بین‌المللی استفاده کنیم.

برخی فعالان رسانه‌ای بر این عقیده‌اند که اظهارات دستگاه‌ها رسمی و شخصیت‌های سیاسی نمی‌تواند در جامعه بین‌الملل نمود این را داشته باشد که این اظهارات از سوی مردم ایران است. به نظر شما در این جنگ صدای مردم ایران به چه شکل به جامعه جهانی منتقل شد؟

یکی از زمینه‌هایی که منجر به این شد که پیام مردم ایران به دنیا و نظام بین‌الملل مخابره شود، آگاهی قبلی افکار عمومی دنیا یا در واقع آمادگی ذهنی آن‌ها نسبت به عملکرد جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی بود.

پیش از جنگ رمضان دنیا شاهد جنایات رژیم صهیونیستی در جنگ غزه بود، موجی علیه این رژیم و جنگ‌طلبی‌هایش شکل گرفته بود و در جنگ دوازده روزه قبلی با ایران هم این مسئله شدت پیدا کرد.

اما زمان جنگ قبلی کوتاه‌تر بود و این مسئله ظهور و بروز کمتری پیدا کرد اما در جریان جنگ اخیر یکی از موضوعاتی که به انعکاس صدای مردم کمک کرد موضع‌گیری فعالان صلح‌طلب و مخالفت مردم دنیا با این جنگ بود. بسیاری از شهروندان عادی نقاط مختلف دنیا که فعالیت چندانی در فضای مجازی با رویکردهای سیاسی نداشتند هم با مشاهده عملکرد ترامپ و نتانیاهو و همچنین جنایات آن‌ها دست به موضع‌گیری زدند و علیه جنگ لب به انتقاد گشودند و نظرات خود را در فضای مجازی منعکس کردند.

بنابراین پیش از وقوع جنگ در خصوص احتمال این اتفاق و جنایت‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی یک پیش‌زمینه ذهنی در افکار عمومی دنیا وجود داشت و به عنوان یک کاتالیزور و عامل تسریع‌کننده در روایت‌گری ما از داخل کشور شد.

 در نبرد رسانه‌ای جنگ اخیر شاهد تولید و انتشار محتواهای تازه و خلاقانه‌ای بودیم که بعضاً ساختاری دراماتیک و بصری داشتند؛ مثل انیمیشن‌ها، فیلم‌ها و تصاویر مختلف. در این زمینه عملکرد رسانه‌ای را چطور ارزیابی می‌کنید؟

واقعاً محصولات تأثیرگذاری در این خصوص تولید شد، انیمیشن‌های لگویی یکی از این نمونه‌ها بود و علاوه بر آن نمونه‌های مختلفی را شاهد بودیم. این آثار دامنه مخاطبان بالایی داشتند و علاوه بر آن با ساختار بصری و دراماتیکشان موجب درک عمیق مخاطب از صحنه می‌شدند.

در بحث دیپلماسی سه عامل استراتژی، تاکتیک و ابزار بسیار تعیین‌کننده هستند. اگر شما استراتژی و تاکتیک خوبی داشته باشید باید آن را از مجرا و با ابزاری مناسب به جامعه و مخاطب هدف خود ارائه دهید. ما در این خصوص باید از مجاری و ابزارهایی استفاده کنیم که بتوانند بیشترین تأثیر را بر مخاطب داشته باشند و علاوه بر آن دامنه مخاطبان وسیعی را پوشش دهند. انیمیشن‌ واقعاً این قابلیت را دارد، در خیلی از جوامع اخبار ممکن است آنقدر نتواند نظر مردم را جلب کند اما فیلم‌هایی که با هوش مصنوعی ساخته می‌شوند جذابیت دارند.

کسانیکه با این ابزارها کار می‌کنند باید درک و سنجش درستی از ابزار و همچنین باید شناخت خوبی نسبت به آن کشور و طبع و ذائقه جوانان و نوجوانان آن داشته باشند. به نظر من با عملکردی که در این زمینه شاهد بودیم این شناخت تا حدی وجود داشت و تولیدات بصری هم توانستند نقش ویژه‌ای ایفا کنند.

بنابراین باید به این نکته دقت کنیم که دیپلماسی عمومی یک منظومه پویاست و اگر ابزار درست را برای انتقال پیام به کار نگیریم، هدف‌گذاری‌ها، استراتژی‌ها و تاکتیک‌هایی که ترسیم می‌کنیم فرصتی برای به فعلیت رسیدن و ظهور و بروز پیدا نمی‌کنند.

در شرایط حاضر که ممکن است تقابل نظامی با دشمنان بار دیگر تکرار شود، به نظر شما چه نقاط ضعفی در عملکرد رسانه‌ای وجود داشت که بهتر است به رفع آن اشکالات پرداخت؟

در برخی مواقع ابزارهایی که ما برای انتقال پیام به کار می‌گرفتیم با استراتژی‌ها و تاکتیک‌های ما همخوان نبود. به شکلی که استراتژی‌ها و تاکتیک‌ها درست ترسیم شده بود ولی انتقال پیام به خوبی صورت نمی‌گرفت.

تجربه جنگ چهل روزه اخیر اولین تجربه ایران بود که به این شکل و تا این حد صریح و مستقیم وارد این عرصه شد. من در مجموع عملکرد رسانه‌ای را خوب ارزیابی می‌کنم ولی تا زمانی که به شکل مطلوب بتوانیم استراتژی، تاکتیک و ابزار را در عرصه دیپلماسی عمومی  به خوبی به کار ببریم فاصله داریم. برای دستیابی به نتیجه مطلوب لازم است که یک وحدت رویه در نهادهای گوناگون داخل و خارج کشور به وجود بیاید و استمرار این رویکرد حفظ شود.

برخی بر این عقیده‌اند که اقدامات اخیر عملیاتی بوده که در جریان جنگ صورت گرفته و حالا دیگر باید به آن پایان دهیم. به نظر من اینگونه نیست و ما باید رویکردهای پسینی داشته باشیم و حتی پس از جنگ هم باید آن را دنبال کنیم. باید ریل‌گذاری و سیاستگذاری کنیم تا بتوانیم پیام‌ها را به مخاطب به صورت موثر ارائه کنیم.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز