چرا آمریکا قسد را کنار گذاشت؟
تحلیلها نشان میدهد ایالات متحده با بازنگری در اولویتهای خود در سوریه، حمایت از پروژه خودمختاری کردی را پرهزینه و ناکارآمد دانسته و در مقابل، تقویت دولت مرکزی دمشق را بهعنوان گزینهای واقعگرایانهتر برگزیده است.
به گزارش ایلنا به نقل از رایالیوم، نویل تیلر، تحلیلگر و خبرنگار امور خاورمیانه در پایگاه «اوراسیا ریویو»، معتقد است دولت ایالات متحده به رهبری دونالد ترامپ به این جمعبندی رسیده که ادامه حمایت از پروژه «خودمختاری کردی» دیگر با منافع راهبردی واشنگتن در سوریه همخوانی ندارد و در مقابل، تقویت دولت مرکزی سوریه به ریاست احمد الشرع را گزینهای کمهزینهتر و کارآمدتر ارزیابی کرده است.
به باور این تحلیلگر، نشانههای این تغییر رویکرد از زمان سفر احمد الشرع، رئیس دولت موقت سوریه(ملقب به الجولانی) به واشنگتن در نوامبر ۲۰۲۵ آشکار شد؛ سفری که در جریان آن رئیسجمهور آمریکا بهطور علنی از رهبری الشرع حمایت و بر ضرورت شکلگیری سوریهای متحد، باثبات و دارای حاکمیت مرکزی قدرتمند تأکید کرد. این موضعگیری را میتوان نقطه عطفی در بازتعریف سیاست آمریکا در قبال بحران سوریه دانست.
بر اساس این ارزیابی، واشنگتن از دسامبر سال گذشته بهتدریج رضایت خود را از عملکرد دولت دمشق ابراز کرده و عملا وارد مرحلهای از بازتنظیم اولویتها شده است؛ مرحلهای که در آن حفظ انسجام سرزمینی سوریه و کاستن از کانونهای واگرایی، بر تداوم همکاری با بازیگران غیردولتی مسلح ترجیح داده میشود.
در همین چارچوب، هرچند نیروهای دموکراتیک سوریه(قسد) سالها بهعنوان شریک اصلی آمریکا در مبارزه با داعش ایفای نقش کردند، اما در شرایط جدید بهعنوان مانعی بالقوه در مسیر بازتوحید سیاسی و نظامی سوریه تلقی شدهاند. این تغییر نگاه، بیانگر گذار واشنگتن از رویکرد تاکتیکیِ مبتنی بر بازیگران محلی، به رویکردی دولتمحور و متمرکز بر ثبات بلندمدت است.
در ژانویه گذشته، نیروهای دولت موقت سوریه با هدف اعمال حاکمیت مرکزی، عملیاتی نظامی را در مناطق تحت کنترل قسد آغاز کردند؛ اقدامی که بنا بر گزارشها، همزمان با فشارهای سیاسی و دیپلماتیک ایالات متحده بر رهبران قسد برای پذیرش ادغام در ساختار ارتش ملی سوریه همراه بوده است.
تیلر همچنین به مسئله زندانها و اردوگاههای تحت مدیریت قسد اشاره میکند؛ مراکزی که میزبان هزاران عضو و خانوادههای وابسته به داعش بودند. به اعتقاد او، انتقال مدیریت این تأسیسات به دولت مرکزی سوریه میتواند امکان فعالسازی مسیرهای دیپلماتیک مسدودشده، بهویژه در زمینه بازگرداندن اتباع خارجی به کشورهای متبوعشان را فراهم کند؛ مسیری که به دلیل فقدان مشروعیت بینالمللی قسد تاکنون با بنبست مواجه بوده است.
در جمعبندی این تحلیل آمده است که واشنگتن در نهایت، با نگاهی عملگرایانه و بعضا پرهزینه، تصمیم گرفته است بر پروژه شکلدهی به دولتی واحد در سوریه سرمایهگذاری کند؛ تصمیمی که اگرچه به معنای فاصله گرفتن از یک شریک قدیمی است، اما از منظر آمریکا میتواند به ثبات نسبی و بازتعریف نظم سیاسی در سوریه پس از جنگ منجر شود.