خبرگزاری کار ایران

پایان ناگهانی یک نیروی نیابتی؛‌ چرا قسد با این سرعت فروپاشید؟

پایان ناگهانی یک نیروی نیابتی؛‌ چرا قسد با این سرعت فروپاشید؟

در کمتر از دو هفته، نیروهای دموکراتیک سوریه که سال‌ها خود را بازیگر اصلی شرق فرات می‌دانستند، بخش اعظم مناطق تحت کنترلشان را از دست دادند؛ فروپاشی‌ای که ریشه در ضعف ساختاری، ریزش اجتماعی و تغییر موازنه‌های سیاسی منطقه‌ای داشت.

به گزارش ایلنا به نقل از الجزیره، در اوایل ژانویه ۲۰۲۶، درگیری‌هایی میان نیروهای امنیتی دولت جدید سوریه و عناصر مسلح وابسته به «نیروهای دموکراتیک سوریه» (قسد) در محله‌های اشرفیه و شیخ مقصود شهر حلب آغاز شد. هرچند این درگیری‌ها در ظاهر محدود به دو محله بود، اما در عمل به زنجیره‌ای از تحولات سیاسی و نظامی انجامید که تنها طی دو هفته، به فروپاشی ساختار نظامی و سیاسی قسد در بخش وسیعی از شمال و شمال‌شرق سوریه منجر شد.

قسد که از سال ۲۰۱۵ با حمایت مستقیم آمریکا و با محوریت یگان‌های مدافع خلق کُرد (YPG) شکل گرفت، هرگز نیرویی یکپارچه و ایدئولوژیک نبود. بدنه آن ترکیبی ناهمگون از نیروهای کُرد وابسته به حزب اتحاد دموکراتیک (شاخه سوری پ‌ک‌ک)، اعضای قبایل عرب، برخی مسیحیان محلی و حتی عناصر پیشین نظام بشار اسد بود. این ناهمگونی، در شرایط تغییر موازنه قدرت، به نقطه‌ضعف مرگبار قسد تبدیل شد.

پس از سقوط نظام اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و شکل‌گیری دولت جدید در دمشق، ادامه حضور یک نیروی مسلح مستقل در حلب و سپس در مناطق شرق فرات، به‌ویژه با گرایش‌های جدایی‌طلبانه، برای دولت مرکزی غیرقابل‌قبول بود. تشدید تنش توسط عناصر قسد در حلب، به‌ویژه پس از شکست مذاکرات سیاسی و تلاش ناکام این نیرو برای کسب حمایت اسرائیل و تغییر موضع دولت ترامپ، باعث شد دمشق تصمیم به حل قاطع پرونده بگیرد.

عملیات ارتش سوریه در حلب کمتر از پنج روز به طول انجامید و با عقب‌نشینی کامل قسد از شهر پایان یافت. پس از آن، نیروهای دولتی به‌سرعت به سمت شرق حلب و غرب فرات پیشروی کردند. قسد که انتظار حمایت مستقیم آمریکا را داشت، با موضع بی‌طرف واشنگتن دچار فروپاشی شدید روحیه شد. این مسئله به‌ویژه در میان نیروهای عرب قسد که وفاداری‌شان بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، قبیله‌ای بود، به ریزش گسترده نیرو انجامید.

در استان‌های دیرالزور و رقه، قبایل عرب یکی پس از دیگری علیه قسد شوریدند و مراکز حساس، از جمله میادین نفتی و ساختمان‌های اداری، را به کنترل دولت سوریه بازگرداندند. هم‌زمان، ارتش سوریه از رود فرات عبور کرد و وارد منطقه جزیره شد؛ اقدامی که عملاً ستون فقرات نظامی قسد را شکست.

تلاش قسد برای استفاده ابزاری از پرونده زندان‌های داعش، از جمله آزادسازی زندانیان در الشدادی و تخلیه اردوگاه الهول بدون هماهنگی با دمشق، نه‌تنها مانع پیشروی ارتش نشد، بلکه خشم آمریکا را نیز برانگیخت. واشنگتن در نهایت به این جمع‌بندی رسید که مأموریت قسد به پایان رسیده و دیگر توجیهی برای بقای آن وجود ندارد.

در سطح سیاسی، دولت انتقالی سوریه با صدور فرمان ریاست‌جمهوری شماره ۱۳ در ژانویه ۲۰۲۶، گامی تعیین‌کننده برداشت. این فرمان ضمن به‌رسمیت شناختن کامل حقوق شهروندی، فرهنگی و زبانی کردهای سوریه، لغو تبعات سرشماری ۱۹۶۲ و اعلام نوروز به‌عنوان عید ملی، عملاً بهانه‌های سیاسی قسد برای تداوم پروژه جدایی‌طلبانه را خنثی کرد و این نیرو را در انزوای اجتماعی قرار داد.

در نهایت، توافق ۱۸ ژانویه میان مظلوم عبدی و احمد الشرع ـ که عملا به‌منزله تسلیم قسد بود ـ پایان رسمی «اداره خودگردان» را رقم زد. فروپاشی سریع قسد نه نتیجه یک نبرد نظامی کلاسیک، بلکه حاصل تلاقی ضعف ساختاری داخلی، ریزش پایگاه اجتماعی، تغییر موضع آمریکا، انزوای منطقه‌ای و مدیریت سیاسی حساب‌شده دولت جدید سوریه بود؛ عواملی که اسطوره «قدرت شکست‌ناپذیر قسد» را در زمانی کوتاه فرو ریخت.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز