مکی در گفتوگو با ایلنا تشریح کرد:
دلایل و ابعاد برگزاری نشست ابتکار جامعه سیاسی اروپا در ارمنستان/چشمانداز اختلاف واشنگتن و بروکسل
کارشناس مسائل اروپا گفت: اروپا اکنون در وضعیت استیصال سیاسی، امنیتی و اقتصادی قرار دارد؛ وضعیتی که نشاندهنده فقدان ابتکار عمل در مواجهه با بحرانهای پیرامونی، بهویژه بحران اوکراین، است.
مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا در تشریح دلایل و ابعاد برگزاری نشست ابتکار جامعه سیاسی اروپا در ارمنستان در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: ابتکار «جامعه سیاسی اروپا» از سوی امانوئل مکرون پس از حمله روسیه به اوکراین مطرح شد؛ ابتکاری که هدف آن، ایجاد بستری فراتر از اتحادیه اروپا برای اجماعسازی درباره نحوه مواجهه با روسیه و همچنین مدیریت مسائل سیاسی و امنیتی اروپا بود. با این حال، اگرچه بسیاری از کشورهای اروپایی همچنان داوطلب عضویت در اتحادیه اروپا هستند، اما شکافها و اختلافات موجود در درون اروپا به اندازهای عمیق و گسترده شده که هنوز چشمانداز روشنی درباره آینده این اتحادیه دیده نمیشود. جامعه سیاسی اروپا نیز در همین بستر و شرایط شکل گرفته است. عنوانی که برای نشست اخیر رهبران جامعه سیاسی اروپا در انتخاب شد، «ساختن آینده، وحدت و ثبات در اروپا» بود؛ شعاری که درست برخلاف واقعیت امروز اروپا به نظر میرسد. آنچه اکنون در اروپا مشاهده میشود، بیش از آنکه نشانی از وحدت و ثبات داشته باشد، بیانگر آشفتگی، شکاف و اختلافنظرهای عمیق است. مهمترین چالش نیز به روابط اروپا با آمریکا بازمیگردد؛ چالشی که هرچه زمان میگذرد، برای اروپاییها پیچیدهتر و دشوارتر میشود.
وی ادامه داد: حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، یک چالش امنیتی جدی برای اتحادیه اروپا و معماری امنیتی پس از جنگ جهانی دوم ایجاد کرد. بازگشت ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵ و سیاستهای یکجانبهگرایانه او در قبال پایان دادن به جنگ اوکراین، این شکاف امنیتی را در اروپا بیش از گذشته عمیق و آشکار کرد. اروپاییهایی که در تأمین تسلیحات مورد نیاز اوکراین ناتوان بودند، ناچار شدند برای ادامه حمایتهای مالی، نظامی و سیاسی از کییف، به نوعی با ترامپ سازش کنند. این اختلافات البته تنها به حوزه امنیتی محدود نماند. تعرفههایی که دولت آمریکا بر کالاهای اروپایی اعمال کرد، بازار آمریکا را برای اروپا دشوارتر ساخت. پیامد این وضعیت، افزایش هزینههای تولید در اروپا و کاهش قدرت رقابت کالاهای اروپایی بود؛ مسئلهای که میتواند رشد اقتصادی اروپا را کاهش دهد و تبعات سیاسی، اقتصادی و امنیتی گستردهای برای این قاره به همراه داشته باشد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در ادامه همین بحرانها، حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران نیز ضربه دیگری به اروپا وارد کرد. واکنش غافلگیرکننده ایران، بهویژه در موضوع تنگه هرمز، هزینههای سنگینی را بر کشورهای اروپایی تحمیل کرد. در واقع، یکی از بازندگان اصلی جنگ ایران و آمریکا، دولتهای اروپایی بودند که از منظر زنجیره تأمین انرژی و کالا، متحمل خسارتهای قابل توجهی شدند. این مسئله نیز میتواند تأثیر منفی مستقیمی بر رشد اقتصادی اروپا بگذارد. از سوی دیگر، پاسخهای منفی برخی دولتهای اروپایی به درخواستهای ترامپ برای همراهی در جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران، شکاف میان اروپا و آمریکا را بیش از پیش افزایش داد. تا جایی که نخستوزیر لهستان از احتمال فروپاشی پیمان ناتو سخن گفت. همچنین پس از برخی تنشهای لفظی میان مقامات اروپایی و واشنگتن (از جمله اظهاراتی مبنی بر اینکه «ایران آمریکا را تحقیر کرده است») ترامپ نیز از کاهش نیروهای نظامی آمریکا در آلمان خبر داد؛ اقدامی که میتواند ضربهای دیگر به همکاریهای امنیتی اروپا و آمریکا و انسجام ناتو وارد کند.
وی افزود: در چنین شرایطی، نشست ایروان برگزار شد؛ اما اروپا پیش از آنکه به «وحدت و ثبات» بیندیشد، باید راهی برای ترمیم شکافهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی خود پیدا کند؛ شکافهایی که کشورهای اروپایی را بهشدت درگیر و گرفتار کردهاند. نکته مهم و نگرانکننده برای اروپا آن است که کاهش رشد اقتصادی و افزایش تورم، میتواند پیامدهای سیاسی سنگینی برای دولتهای اروپایی داشته باشد. مهمترین این پیامدها، افزایش گرایش افکار عمومی به احزاب راست افراطی است. بر اساس آخرین نظرسنجیها در آلمان، حزب آلترناتیو برای آلمان اکنون به یکی از بازیگران اصلی صحنه سیاسی این کشور تبدیل شده و در صورت برگزاری انتخابات، شانس بالایی برای پیروزی خواهد داشت. در فرانسه نیز نگرانیها درباره احتمال پیروزی جریانهای راست افراطی در انتخابات ریاستجمهوری آینده بسیار جدی است. در بسیاری از کشورهای کوچک و متوسط اروپایی نیز گرایش به این جریانها رو به افزایش است. مجموعه این دادهها نشان میدهد که اروپا در وضعیت پیچیده و بحرانی سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار دارد.
مکی گفت: در نتیجه، نشست جامعه سیاسی اروپا در ایروان، هرچند از نظر تبلیغاتی و رسانهای بسیار مورد توجه قرار گرفت و حضور رهبران حدود ۵۰ کشور در آن برجسته شد، اما بعید به نظر میرسد بتواند تأثیر عمیقی بر کاهش شکافها و ایجاد ثبات در اروپا داشته باشد. البته برای ارمنستان و پاشینیان، برگزاری این نشست اهمیت ویژهای داشت؛ زیرا یکی از مهمترین گردهماییهای سیاسی اروپا در این کشور برگزار شد. ارمنستان پس از جنگ با آذربایجان طی سالهای اخیر، تحت فشار شدیدی قرار گرفته و تلاش کرده است با نزدیکی به اروپا و آمریکا، خلأ حمایتی روسیه را جبران کرده و موقعیت خود را در برابر باکو تقویت کند. یکی دیگر از تحولات قابل توجه این نشست، حضور نخستوزیر کانادا بود؛ نخستین بار که یک کشور غیراروپایی در نشست سران جامعه سیاسی اروپا مشارکت میکرد. اظهارات نخستوزیر کانادا در این نشست نیز جالب توجه بود؛ او کانادا را «اروپاییترین کشور غیراروپایی» توصیف کرد. دولت کانادا در دوره اخیر، بهدلیل اختلافات جدی با ترامپ، تلاش کرده روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود را متنوعتر کرده و به اروپا نزدیکتر شود تا موقعیتش در برابر آمریکا تقویت شود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: با این حال، کانادا که بخش عمده تجارتش به آمریکا وابسته است، برای تنوعبخشی به روابط اقتصادی و امنیتی خود با دشواریهای فراوانی روبهرو خواهد بود؛ بهویژه در شرایطی که خود اروپا نیز با بحرانهای عمیق دستوپنجه نرم میکند و به نظر نمیرسد بتواند شریک قدرتمندی برای اتاوا باشد. در مجموع، اروپا اکنون در وضعیت استیصال سیاسی، امنیتی و اقتصادی قرار دارد؛ وضعیتی که نشاندهنده فقدان ابتکار عمل در مواجهه با بحرانهای پیرامونی، بهویژه بحران اوکراین، است. اروپا بدون آمریکا عملاً توان خروج از بحران اوکراین را ندارد و در قبال تنشهای خاورمیانه و جنگ آمریکا علیه ایران نیز نتوانسته نقش مؤثر و مستقلی ایفا کند. دلیل اصلی این ناتوانی آن است که اروپا دیگر از قدرت نرم و انسجام گذشته برخوردار نیست. وحدت و هماهنگی لازم میان دولتهای اروپایی برای ایفای نقش بهعنوان یک قطب قدرت در عرصه منطقهای و جهانی، تضعیف شده و در حال حاضر نیز چشمانداز روشنی برای بازگشت این انسجام دیده نمیشود.