یادداشتی از قاسم مؤمنی:
اروپا و آمریکا، همراهی ناگزیر با وجود اختلافها
کارشناس مسائل بینالملل نوشت: تضاد دوسوی آتلانتیک شاید تا انتهای دولت دوم رئیسجمهوری فعلی آمریکا ادامه داشته باشد و در نهایت بعد از وی ممکن است رویه عوض شود.
قاسم مؤمنی، کارشناس مسائل بینالملل طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح دلایل و پیامدهای تهدید خواندن ایالات متحده از سوی اروپا پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد:
اینکه میگویند اتحادیه اروپا وابسته به آمریکا است اصلاً درست نیست. از این منظر اینکه اظهارات وزیر خارجه یک کشور اروپایی در نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا به جایی رسیده که ایالات متحده را تهدید دانستهاند اما این مواضع نه تصمیمساز بوده و نه مصوبهای داشته، در حقیقت نمیتواند نظر کل اتحادیه اروپا باشد و اساساً نمیتوان این موضوع را یک مسأله بنیادین و جدی دانست.
اگر قرار باشد اتحادیه اروپا به جایی برسد که آمریکا بتواند مواضعش را به آن دیکته کند، موضوع فرق میکند. دوم اینکه شالوده بحث مذکور فقط آمریکا نیست، بلکه مسئله روسیه و اوکراین هم هست. در اتحادیه اروپا اینطور نیست که همه کشورهای اروپایی درباره یک موضوع، مثلاً تحریم سپاه، نظر واحدی داشته باشند. خیلیها مثل فرانسه اعتراض داشتند و قبول نمیکردند و مقاومت میکردند، اما در نهایت به یک جمعبندی رسیدند و به خاطر منافع خودشان این کار را انجام دادند.
در مورد تقابل با واشنگتن هم اتحادیه اروپا یکدست نیست و درباره مواضعش اختلافاتی وجود دارد. اظهارنظرها بررسی میشود و تصمیمسازی به صورت جمعی انجام میگیرد و این را باید در قالب گفتوگوهای داخل اتحادیه اروپا دید، نه بهعنوان موضع نهایی این بلوک سیاسی - اقتصادی. بر این اساس اظهارات وزیر خارجه مجارستان یا هر مقام دیگری که ایالات متحده را برای اولین بار تهدیدی برای اروپا خوانده است، نمیتواند مبنای سیاسی یا قانونی برای کشورهای دیگر عضو اتحادیه اروپا باشد.
بسیاری معتقدند تهدید اصلی از منظر اتحادیه اروپا توان نظامی آمریکا نیست، بلکه رفتار غیرقابل اتکای آن است. رفتار ترامپ از نظر جامعه بینالملل مورد قبول نیست و نوع نگاه او به جامعه جهانی و سیاست و دیپلماسی ویژگیهای خاص و چند بعدی دارد. اتحادیه اروپا این نگاه را قبول ندارد، اما مجبور است در راستای منافع مشترک همراهی کند. نقطه ضعف اتحادیه اروپا اوکراین است و ترامپ هم دست روی اوکراین گذاشته است. اوکراین سد مقابل روسیه است و اگر کییف شکست بخورد، یعنی روسها میتوانند تا برلین و پاریس از نظر سیاسی و امنیتی اعمال نفوذ کنند، نه لزوماً فیزیکی. به همین دلیل اروپاییها مجبور هستند تا با ترامپ همکاری کنند.
سیاست اتحادیه اروپا همکاری همهجانبه با آمریکا است و باید بپذیریم که اتحادیه اروپا همین حالا با آمریکا در مسائل بینالمللی همسو و همراه است. درباره اینکه آیا این شکاف و اختلاف عمیق است یا نه، به نظر نمیرسد که عمق زیادی داشته باشد و بیشتر در حد اظهارنظر است و همین حالا آمریکاییها و اروپا علیه ایران متحد شدهاند. در موضوع اوکراین هم متحد یکدیگر هستند و آمریکاییها میخواهند هزینههای ناتو را تا حد کافی گردن اروپاییها بیندازند. روند فعلی همین است؛ شاید تا زمان ترامپ به این شکل ادامه داشته باشد و بعد از او ممکن است رویه عوض شود، اما فعلاً آمریکا به نوعی اروپا را در چارچوب منافع خودش همراه کرده است.