مجلسی در گفتوگو با ایلنا:
اوکراینیها به گزینهای رأی میدهند که وعده پایان جنگ و برقراری صلح را بدهد/هزینه ادامه جنگ با روسیه برای اروپا بالا رفته است
کارشناس مسائل بینالملل گفت: رئیسجمهوری اوکراین احتمالا تمایل ندارد نامش در تاریخ بهعنوان بازنده جنگ یا پذیرنده صلح به نفع روسیه ثبت شود و به این خاطر رجوع به آرای عمومی را برگزید.
فریدون مجلسی، کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به آمادگی زلنسکی برای برگزاری انتخابات ریاستجمهوری و همهپرسی در اوکراین در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: باید توجه داشت که مدتهاست دوره قانونی ریاستجمهوری ولودیمیر زلنسکی به پایان رسیده و او به بهانه جنگ، انتخابات را برگزار نکرده و از واگذاری قدرت خودداری کرده است؛ در حالی که برگزاری انتخابات وظیفهای بود که باید در زمان مقرر انجام میشد و صرفاً جنگ به عاملی برای تعویق آن تبدیل شد. البته علاقه به قدرت، ویژگی مشترک بسیاری از سیاستمداران است؛ اما در مورد زلنسکی، مسئله مهمتر آن است که او بهراحتی به ابزاری در دست اروپاییها در مسیر تشدید تنشها بدل شد. در آغاز بحران، گروههایی تحت عناوینی مانند نیروهای داوطلب یا چریکی به دونتسک اعزام شدند و درگیریها شدت گرفت. اروپاییها نیز از این روند حمایت کردند که اکنون این حمایت بهویژه برای کشورهایی مانند آلمان، پیامدهای سنگینی داشته است. آلمان که دیرتر از دیگران وارد این مسیر شد، با قطع خط لوله گاز و مشکلات اقتصادی ناشی از آن روبهرو شد و اروپا بهطور کلی با تبعات این سیاست دستوپنجه نرم میکند.
وی ادامه داد: در عین حال، روسیه نیز با آغاز جنگ و استفاده گسترده از قدرت نظامی، چهرهای متجاوز و زورگو از خود نشان داد که البته میتوانست اختلافات با اوکراین را از مسیر مذاکره حلوفصل کند. با این حال، واقعیت آن است که همه مسئولیت جنگ متوجه روسیه نیست. مردم دونتسک و بهویژه کریمه (که پیشتر عنوان جمهوری خودمختار داشت) با رأی مجلس محلی مسیر جدایی را در پیش گرفتند. ساکنان این مناطق عمدتاً روستبار هستند. حتی اوکراین نیز کشوری با مردمی اسلاو است و ریشههای تاریخی مشترکی با روسیه دارد؛ چنانکه شکلگیری روسیه تاریخی از کییف آغاز شد و روابط دو کشور بهگونهای نبود که وقوع چنین جنگی اجتنابناپذیر باشد. به باور برخی تحلیلگرها، بخشی از تداوم جنگ، کشتارها و ویرانیها نیز به عملکرد زلنسکی بازمیگردد. در شرایطی که پس از فروپاشی یک امپراتوری، جمهوریهای تازهاستقلالیافته میتوانستند در قالبی مانند فدراسیون یا کنفدراسیون نوعی همکاری یا پیوند مجدد را تجربه کنند، اما تمایل اوکراین به پیوستن به ناتو در تشدید تنشها مؤثر بود.
این دیپلمات پیشین کشورمان تصریح کرد: واقعیت این است که ادامه جنگ، اوکراین را بهتدریج فرسوده کرده است. زیرساختهای اقتصادی هدف قرار میگیرند، مناطق مسکونی آسیب میبینند و توان نظامی اوکراین هرگز با روسیه قابل مقایسه نیست. در مقابل، روسیه طی این سالها ارتش خود را بازسازی کرده و صنایع نظامیاش را که پس از فروپاشی شوروی آسیب دیده بودند، تقویت کرده است. در حالی که اوکراین متحمل خسارات سنگینی شده، روسیه توانسته بخشی از ظرفیتهای نظامی و صنعتی خود را بازیابی و حتی تقویت کند. از سوی دیگر، هزینههای حمایت از اوکراین برای آمریکا و اروپا سنگین بوده است. سالانه صدها میلیون دلار صرف کمکهای نظامی و مالی میشود و میلیونها آواره اوکراینی نیز به اروپا منتقل شدهاند؛ موضوعی که فشار اقتصادی و اجتماعی قابلتوجهی ایجاد کرده است. بخشی از تورم در اروپا نیز ناشی از همین هزینههای تحمیلی جنگ است؛ آن هم در شرایطی که اروپا با رقابت فزاینده تولیدکنندگان و صادرکنندگان جدید در بازار جهانی مواجه است و ادامه این وضعیت برای هیچیک از طرفها قابل تحمل نیست.
وی افزود: بر این اساس، پیشبینی میشود که در صورت برگزاری انتخابات، مردم خسته اوکراین به گزینههایی رأی دهند که خواهان پایان جنگ باشند. احتمال دارد توافق صلح با رأی مثبت مردم روبهرو شود. زلنسکی نیز شاید تمایل نداشته باشد نامش در تاریخ بهعنوان بازنده جنگ یا پذیرنده صلحی به نفع روسیه ثبت شود؛ از اینرو ممکن است ترجیح دهد تصمیم نهایی را به رأی مردم یا دولت بعدی واگذار کند. از منظر روسیه، برگزاری انتخابات یا همهپرسی میتواند بهمنزله یک پیروزی تلقی شود؛ پیروزی که در نهایت به سود پوتین تمام خواهد شد و در مقابل، شکست سیاسی برای اروپاییهایی خواهد بود که در شکلگیری و تداوم این جنگ نقش داشتهاند. البته روسیه نیز هزینههایی پرداخته است؛ از جمله خدشهدار شدن وجهه بینالمللیاش بهعنوان کشوری که به زور متوسل شد. اما با پایان جنگ، بخشی از این هزینهها کاهش مییابد، تحریمها ممکن است تعدیل شود و صنایع بازسازیشده نظامی در خدمت قدرت ملی قرار گیرد. بازار روسیه نیز که پس از فروپاشی شوروی به دلیل ناآشنایی با نظام تجارت بینالملل تضعیف شده بود، بهتدریج فعالتر شده است.
مجلسی در پایان خاطرنشان کرد: در این میان، برای ایران نیز پایان جنگ میتواند پیامدهایی داشته باشد؛ از جمله کاهش فشارهای سیاسی ناشی از اتهام حمایت از روسیه در جنگ اوکراین. درباره جانشین احتمالی زلنسکی، به نظر میرسد شانس پیروزی با نامزدی باشد که رویکردی متمایل به صلح با روسیه داشته باشد. هرچند هنوز نمیتوان درباره شخصیت مشخصی اظهار نظر کرد، اما در تاریخ سیاسی اوکراین، بهویژه در مناطق شرقی که جمعیت روستبار بیشتری دارند، رؤسایجمهور متمایل به روسیه بارها انتخاب شدهاند؛ هرچند برخی از آنان با اعتراضات و تحولات سیاسی کنار گذاشته شدند اماذاکنون شرایط تغییر کرده است. میلیونها نفر از طرفداران جریانهای ناسیونالیست اوکراینی به اروپا مهاجرت کردهاند و ترکیب جمعیتی رأیدهندگان نیز دگرگون شده است. در چنین فضایی، مابقی رأیدهندگان (که از جنگ، ویرانی و تلفات انسانی خسته هستند) بهاحتمال زیاد به گزینهای رأی خواهند داد که وعده پایان جنگ و برقراری صلح را بدهد.