مکی در گفتوگو با ایلنا:
ابعاد تنشهای تعرفهای جدید اروپا و آمریکا بر سر گرینلند/نگاه چین و روسیه به اختلافات واشنگتن و قاره سبز
کارشناس مسائل اروپا گفت: دولتهای اروپایی ممکن است با فشار افکار عمومی خود، فشاری به ترامپ وارد کنند اما این فشارها از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی به نظر مفید نیستند.
مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا با اشاره به تشدید تنش میان ایالات متحده و اروپا با محوریت گرینلند در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: با توجه به سیاستهای یکجانبهگرایانه دونالد ترامپ در قبال جنگ اوکراین، یک چالش جدید به نام گرینلند مطرح شده است که عملاً ناتو را با یک بحران بیسابقه در تاریخ هشتادساله این پیمان مواجه کرده است. ترامپ تلاش میکند با فشارهای بیشتر تعرفهای در خصوص گرینلند، اروپاییها را تحت تأثیر قرار دهد و حالا این موضوع به یک محور اصلی در روابط آمریکا و اروپا تبدیل شده است. این فشارها، به همان اندازه که میتوانند تأثیرگذار باشند، با چالشهای و ضعفهای ساختاری عمیقتری در اروپا مواجه هستند. گرینلند، با توجه به اینکه بزرگترین جزیره جهان است و دارای مواد معدنی نادر و نایابی است که میتواند با تکنولوژیهای روز، بسیاری از نیازهای آمریکا را تأمین کند، نقش مهمی در کاهش وابستگی آمریکا به چین ایفا میکند.
وی ادامه داد: همچنین، با آب شدن یخهای قطب، موقعیت حملونقل و ژئوپلتیکی این منطقه به شدت افزایش یافته و این موضوع، رقابت علنی بین قدرتهای بزرگ را در منطقه قطب به راه انداخته است. این در حالیست که اروپاییها در یک وضعیت بحرانی در قبال فشارهای سیاسی و اقتصادی آمریکا قرار دارند؛ به گونهای که اگر بخواهند از موضع خود عقبنشینی کنند، سیستم نرمال اقتصادی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته بود، به هم خواهد ریخت. در مقابل، اگر تصمیم به مقاومت بگیرند، با فشارهای اقتصادی آمریکا مواجه خواهند شد که تأثیر عمیقی بر رشد اقتصادی کشورهای اروپایی خواهد داشت. در حال حاضر، به دلیل بحران اوکراین و تبعات اقتصادی ناشی از آن، به خصوص در حوزه انرژی، که اروپا را درگیر کرده، وضعیت اقتصادی اروپا بسیار شکننده است و کشورهای بزرگ اروپایی، به خصوص آلمان، با رشد اقتصادی نزدیک به صفر مواجه هستند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: این وضعیت، رقابت این کشورها با قطبهایی مانند چین و آمریکا را در یک موقعیت بسیار حساس و پیچیده قرار داده است. فشارهای آمریکا به دولتهای اروپایی در خصوص افزایش هزینههای نظامی و اقتصادی، بهویژه در صورت مقاومت در برابر خواستههای آمریکا در زمینه تسلیحات، ناشی از آگاهی آمریکا از وضعیت اقتصادی شکننده اروپا است. به نظر میرسد آمریکا تلاش میکند با این فشارها، دولتهای اروپایی را به سمت یک صلح و سازش در خصوص نفوذ بیشتر آمریکا در مناطق مختلف، از جمله احتمال تصرف جزیرههای مهم، سوق دهد. در این میان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دارای خواستههای حداکثری و مشخص در خصوص جزیره گرینلند است. خواسته حداکثری او، تصور کنترل کامل این جزیره است، اما اگر این امر امکانپذیر نباشد، تلاش میکند حداقل حضور نظامی آمریکا در مناطق مورد نظر ایالات متحده را افزایش دهد.
وی افزود: واکنش اتحادیه اروپا در این زمینه، چه از نظر اقتصادی، چه نظامی و امنیتی، چه سیاسی، محدود است. واقعیت این است که دولتهای اروپایی در یک شرایط بسیار پیچیده قرار گرفتهاند. پس از جنگ اوکراین و نگرانیهای آمریکا در قبال این جنگ، تلاش برای خوداتکایی در حوزههای امنیتی، سیاسی و اقتصادی افزایش یافته است. توافقات دفاعی بین کشورهای اروپایی شکل گرفته است، اما عملیاتی کردن این توافقات و نقش آنها در میانمدت و بلندمدت هنوز مشخص نیست. در کوتاهمدت، اروپا به دلیل شرایط فعلی، نمیتواند واکنش جدی در برابر متحد دیرینه خود، یعنی آمریکا، نشان دهد. شاید تنها واکنش ممکن، تقویت نهادهای اتحادیه اروپا باشد تا بتوانند در مواجهه با سیاستهای یکجانبهگرایانه ترامپ مقاومت کنند؛ اما آمریکا نشان داده که به هیچ یک از معاهدهها یا نهادهای بینالمللی احترام نمیگذارد. آخرین مثال، خروج آمریکا از بخش اعظم توافقنامه و معاهده بینالمللی است که نشاندهنده تلاش آمریکا برای کاهش تأثیر نهادهای بینالمللی و افزایش آزادی عمل در سیاست خارجی است.
مکی در پایان خاطرنشان کرد: به نظر میرسد دولتهای اروپایی ممکن است با فشار افکار عمومی خود، فشاری به ترامپ وارد کنند اما این فشارها از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی به نظر مفید نیستند. همچنین، به نظر نمیرسد دولتهای اروپا دیدگاه یکسانی در مواجهه با خواستههای حداکثری آمریکا در خصوص مناطقی مانند گرینلند داشته باشند. بر این اساس هرچه شکاف بیشتری بین اروپا و آمریکا ایجاد شود، چین و روسیه که به عنوان دشمنان اصلی آمریکا شناخته میشوند، از این فشارها بهره خواهند برد. به عنوان مثال، وقتی آمریکا تعرفههای تجاری برای کالاهای اروپایی و چینی اعمال کرد، چین به سرعت صادرات خود را به کشورهای اروپایی افزایش داد و سعی کرد این فشارها را خنثی کند. این امر نشاندهنده مزیتهای اقتصادی چین و همکاریهای سیاسی بین اروپا و چین است. در خصوص جنگ اوکراین و روسیه نیز، هرچه شکاف بیشتری بین اروپا و آمریکا وجود داشته باشد، روسیه میتواند با استفاده از این فرصت، اهداف سیاسی خود را در منطقه پیش ببرد. به احتمال زیاد، روسیه با چنین موقعیتی، فرصت بهتری برای پیروزی در جنگ با اوکراین خواهد داشت.