پیامی فراتر از تهدید؛ «کلمه رمزی» که سناریوی جنگ علیه ایران را سوزاند
تحلیلگر برجسته جهان عرب، «کلمه رمز» نهفته در سخنرانی اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی را عامل اصلی فروپاشی سناریوی جنگ علیه ایران میداند؛ پیامی که با هشدار درباره منطقهای و طولانیشدن هر درگیری، محاسبات کاخ سفید را برهم زد.
به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقهای «رایالیوم» به سه دیدار مردمی آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در روزهای اخیر اشاره کرد و نوشت که ایشان در این سخنرانیها پیامهای قوی و صریحی برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل داد؛ پیامی که نشان میدهد که ایشان هیچ ترسی از تهدیدهای این ائتلاف دوگانه ندارند.
در مقابل، مقامات عالیرتبه سیاسی و نظامی اسرائیل با نگرانی و شتاب به واشنگتن رفتند تا درباره نگرانی خود از احتمال عقبنشینی ترامپ از گزینه نظامی و جایگزینی آن با مذاکرات و راهحل سیاسی، هشدار دهند. ژنرال ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، بهصورت ناگهانی به پایتخت آمریکا سفر کرد و با مقامات ارشد نظامی ایالات متحده دیدار کرد.
بهنظر میرسد ترامپ در میدان جنگ روانی و دیپلماتیک، دستکم در این مرحله، بازنده شده است؛ تهدیدهای پررنگ او علیه ایران هرگز به اقدام نظامی نینجامید و در نهایت ناچار شد با توسل به میانجیهایی چون رجب طیب اردوغان، مسیر بازگشت به مذاکرات را دنبال کند. حتی نمایش گسترده قدرت دریایی آمریکا و اعزام ناوها و اسکادرانها نیز نتوانست اراده سیاسی و محاسبات راهبردی تهران را تغییر دهد.
آنچه بهمثابه «کلمه رمز» پشت عقبنشینی ترامپ از حمله نظامی به ایران و حتی تعویق نامحدود آن قرار دارد، پیام صریح و تهدیدآمیز رهبر انقلاب است. آیتالله خامنهای در دیدار با مردم در سالگرد رحلت امام خمینی( ره) تأکید کردند که ایران آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود، اما در صورت تعرض، با تمام توان پاسخ میدهد و ضرباتی سنگین وارد خواهد کرد. مهمتر از همه، هشدار ایشان درباره منطقهای و طولانیشدن هرگونه جنگ علیه ایران بود؛ هشداری که سناریوی درگیری کوتاه و کنترلپذیر را از اساس بیاعتبار میکند.
«جنگ منطقهای» به این معناست که دامنه درگیری به مرزهای ایران محدود نخواهد ماند و همه بازیگران وابسته به محور مقاومت وارد میدان میشوند؛ از حزبالله لبنان و الحشد الشعبی عراق گرفته تا انصارالله یمن. در چنین سناریویی، پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و بیش از ۷۰ هزار نظامی مستقر در آنها نیز به بخشی از معادله جنگ و اهداف مستقیم آن تبدیل خواهند شد.
بزرگترین دغدغه تلآویو صرفا عقبنشینی ترامپ از تهدید نظامی علیه ایران نیست، بلکه احتمال دستیابی واشنگتن و تهران به توافقی است که با سه مطالبه راهبردی اسرائیل همخوانی نداشته باشد:
-نخست:، جلوگیری کامل از دستیابی ایران به سلاح هستهای از طریق توقف غنیسازی و انتقال ذخایر اورانیوم به یک کشور ثالث.
-دوم: متوقفکردن برنامه موشکی ایران، بهویژه موشکهای دوربرد و فوقصوتی که توان هدفگیری عمق سرزمینهای اشغالی، از جمله تلآویو و حیفا را دارند.
سوم: پایان دادن به حمایت مالی و نظامی ایران از نیروهای مقاومت، از حزبالله لبنان و گروههای عراقی الحشد الشعبی گرفته تا انصارالله یمن.
تجربه بازگشت جسد حدود پنج هزار سرباز آمریکایی از عراق پس از لشکرکشی در سال ۲۰۰۳، بهروشنی نشان داد که جنگهای منطقهای چه هزینه سنگینی برای واشنگتن دارد؛ تجربهای که در صورت حمله به ایران، میتواند با تلفات چند برابر تکرار شود، آن هم در شرایطی که ایران از توان موشکی پیشرفته، پهپادهای رزمی و قابلیتهای پنهان نظامی برخوردار است.
در همین چارچوب، واکنش بازارهای جهانیــ از کاهش قیمت نفت تا افت طلا، نقره و دلارــ نشانهای معنادار از کاهش احتمال جنگ و تمایل فزاینده ترامپ به گزینههای دیپلماتیک است. به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا، دستکم تا این مرحله، در عملیکردن گزینه نظامی ناکام مانده و برای پرهیز از خسارتهای سنگین و یک جنگ منطقهای فراگیر، ناچار به تعویق و بازنگری در راهبرد خود شده است.