یادداشتی از سیدجلال ساداتیان؛
تقابل نظامی اروپا و آمریکا بر سر گرینلند تاچه حد جدی است؟
مقاومت اروپا، نشاندهنده یک تحول جدی در روابط بینالملل با ترامپ است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
سیدجلال ساداتیان، کارشناس مسائل اروپا طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح ابعاد نزاع و تنش اروپا و آمریکا بر سر گرینلند پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد:
در یک تحلیل عمیق از وضعیت جهانی، بهویژه رفتار دونالد ترامپ، روابط آمریکا با اروپا، و مسائل گرینلند، ونزوئلا و اوکراین، میتوان به چند نکته کلیدی دست یافت که نشاندهنده چالشهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی جهانی است و اتفاقا رییسجمهور ایالات متحده در آن نقش مستقیم دارد. ترامپ همچنان دنبال آن است که خودش را در صحنه جهانی مطرح کند و بهنظر میرسد که او، با انتشار ادعاها و تهدیدات، سعی دارد در صدر مسائل جهانی قرار گیرد.
با این حال، این ادعاها باید اثبات شوند و نتیجهای که از آنها میگذرد، بستگی به مقاومتهایی دارد که در مقابلش ایجاد میشود. مسأله گرینلند یکی از مواردی است که ترامپ بهخوبی آن را بهعنوان یک ابزار فشار استفاده میکند. این منطقه، بهدلیل منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی خود، یک میدان جنگ جدید برای رقابتهای بینالمللی است و ممکن است حتی اگر اروپا در مقابل این ادعاهای آمریکایی موضع گیری کند، ممکن است ترامپ به سمت کانادا حرکت کند.
کانادا، بهدلیل روابط تاریخی با بریتانیا و فرانسه، یک چالش جدی برای آمریکا محسوب میشود. در مورد اوکراین، ترامپ با اظهارنظرهایی که مطرح کرد، سعی کرده است نقش خود را بهعنوان یک میانجی جدی نشان دهد. اما این اظهارنظرها، بهویژه در مورد بودجه نظامی و پیشنهادات برای حل و فصل نزاع با روسیه، بهخوبی پذیرفته نشدهاند. پوتین نیز در این مسأله، شرایطی را مطرح کرده که شامل عدم عضویت اوکراین در ناتو و بازگشت مناطقی مثل دونتسک و لوهانسک به روسیه است. این در حالیست که اروپا، بهویژه کشورهایی مثل فرانسه و آلمان، در مقابل ادعاهای ترامپ در قبال گرینلند مقاومت کرده و این مقاومت، گاهی بهصورت اظهارنظرهای تند و گاهی بهصورت اقدامات سیاسی و اقتصادی انجام شده است.
با این حال، بهنظر میرسد که اروپا دیگر نمیخواهد بهعنوان یک ابزار در دستان آمریکا قرار بگیرد و دنبال استقلال بیشتری است. از سوی دیگر، وضعیت داخلی ترامپ نیز دچار مشکلاتی شده است. آمارهای نظرسنجی نشان میدهد که محبوبیت او بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. وعدههای اقتصادی او نیز بهخوبی پاسخگوی نیازهای مردم، بهویژه اقشار ضعیف جامعه، نبوده و این موضوع، یکی از دلایل اصلی این است که ترامپ دنبال مسائل جهانی میرود تا توجهات عمومی را از مشکلات داخلی منحرف کند.
در نهایت، میتوان گفت که قدرت و تأثیر ترامپ نسبت به قبل از دوره ریاستجمهوری اش کاهش یافته است. مسائل گرینلند، ونزوئلا و اوکراین، همگی نشاندهنده چالشهایی هستند که نهتنها برای آمریکا، بلکه برای تمامی کشورهای جهانی مهم است. مقاومت اروپا، نشاندهنده یک تحول در روابط بینالمللی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت اما به هر ترتیب تقابل نظامی قاره سبز با آمریکا بر سر گرینلند دور از ذهن است.