خبرگزاری کار ایران

چرا ادبیات کارگری به حاشیه رفته است؟

از تغییرات ساختاری در محیط‌های صنعتی و اجتماعی تا کاهش تجربه‌های مستقیم نویسندگان در محیط‌های کارگری

از تغییرات ساختاری در محیط‌های صنعتی و اجتماعی تا کاهش تجربه‌های مستقیم نویسندگان در محیط‌های کارگری

ادبیات کارگری هنوز ظرفیت‌های فراوانی برای روایت دارد و نویسندگان جوان می‌توانند با بازگشت به این حوزه، جایگاه آن را احیا کنند. ثبت تجربه کارگری نه تنها از نظر ادبی بلکه به لحاظ تاریخ اجتماعی اهمیت دارد و بخشی از تاریخ شفاهی ایران را تشکیل می‌دهد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، ادبیات کارگری یکی از پرطرفدارترین حوزه‌های ادبی در ایران است که البته امروز این حوزه به حاشیه رفته است. بسیاری معتقدند این حوزه ویژه گروه‌های چپ است و برخی آن را به قشری مربوط می‌دانند که در جنوب ایران برای صنعت نفت کار می‌کردند و فضاهای کاری آنها ادبیات کارگری را شکل داد. 

ادبیات کارگری طرفداران گذشته را ندارد

مهدی کفاش، نویسنده به خبرنگار ایلنا  گفت: ادبیات کارگری در دهه 40 و 50 و به دلیل جریان چپ در کشور طرفدارانی داشت اما امروز در جهان سازوکار آن از بین رفته است. دیگر چیزی به نام طبقه بورژوا و کارگر وجود ندارد. نمی‌توانیم بگوییم مدیرعامل کارخانه بورژوازی است و کارگر آن از طبقه محروم کارگری.

او افزود: دیگر این نگاه ایدئولوژیک به ادبیات وجود ندارد و مخاطبی هم ندارد. ادبیات کارگری به عنوان یک خاطره ادبی جذابیت‌هایی دارد اما دیگر کارکرد خود را از دست داده است. طبقه بندی مارکسیستی در دنیا وجود ندارد و آرمان‌شهری به نام کمونیست تنها در کره شمالی وجود دارد. مگر معدود آثاری مانند نیم دانگ پیونگ دانگ که در آن امیرخانی به کره شمالی سفر کرده و از آن کشور نوشته است.

کفاش گفت: مشکلات کارگران مربوط به ادبیات کارگری به آن مفهومی که دهه 40 و 50 وجود داشت، نیست بلکه مسائل و دغدغه‌های اجتماعی است. اگر هم بخواهیم درباره فقر مالی کارگر بنویسیم، می‌توانیم به جای کارگر هر فردی با هر شغلی را قرار دهیم. مثلا کشاورز به مفهوم سابق نیز دیگر وجود ندارد چراکه با مدرن شدن کشاورزی دیگر کشاورز هم به مفهوم سابق نداریم.

ادبیات امروز شبیه به زندگی امروز است

رامبد خانلری، نویسنده و مترجم درباره سطح آثار ادبی کشور به خبرنگار ایلنا گفت: سطح کیفی آثار به شدت افزایش یافته است. این امر بیانگر توجه بیش از حد به تجربه زیسته نویسندگان در نگارش داستان‌هایشان است. ادبیات امروز ما شبیه زندگی‌مان شده است؛ برخلاف نویسندگان دهه 60 و 70 که از روی دست نویسندگان دهه‌های 40 و 50 تقلید کرده و داستان‌های آن‌ها را الگوی داستان‌نویسی خود قرار می‌دادند.

او افزود: این امر موجب شد که در دودهه از زیستمان در ادبیات غایب باشیم. برخلاف دهه‌های اخیر، ادبیات از دهه 80 وارد دگردیسی شد و نویسندگان شروع کردند به تشریک زندگی زیسته خود با دغدغه داستانی. در حقیقت از زندگی زیسته خود در داستان‌هایشان استفاده کرده و دغدغه‌های اجتماعی روز جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند را در رمان‌هایشان عنوان کردند. این امر اکنون در ادبیات داستانی ایران به اوج رسیده و داستان‌های موجود در بازار گواه این امر است که زندگی داستان‌نویس بخش غیرقابل انکار دنیای داستانی او شده و این امر دلیلی برای حرکت رو به جلوی داستان‌نویسان است.

زیست کارگری در جنوب دیگر تکرار نشد

آرش آذرپناه، نویسنده کشورمان به خبرنگار ایلنا گفت: درباره ادبیات کارگری، این نوع ادبیات در گذشته جایگاه ویژه‌ای در داستان‌نویسی ایران داشته است، به‌ویژه در دهه ۶۰ که یکی از اوج‌های داستان کارگری در ایران بود. نویسندگان مکتب جنوب مانند صمد طاهری، اصغر عبداللهی و قاضی رهاوی نقش مهمی در احیای این جریان داشتند و داستان کارگری را از سطح گزارش‌های ساده به سطحی متعالی‌تر رساندند.

او افزود: داستان‌هایی مانند «کره در جیب» از طاهری نمونه‌ای از بهترین داستان‌های کارگری آن دوره است و داستان‌های عبداللهی پرتره‌ای کامل از زندگی کارگران جنوب ایران ارائه می‌دهند. دلیل اینکه بخش عمده‌ای از ادبیات کارگری از جنوب ایران برخاسته، زیست منحصربه‌فرد کارگری در خوزستان است؛ زیستی که در هیچ نقطه دیگر ایران تکرار نمی‌شد.

آذرپناه گفت: شرکت نفت بزرگ‌ترین مجموعه صنعتی تاریخ ایران بوده و وجود محله‌های کارگری، فروشگاه‌ها، مدارس، کتابفروشی‌ها و باشگاه‌هایی که تنها کارگران و خانواده‌هایشان از آن استفاده می‌کردند، محیطی کامل و یکپارچه برای شکل‌گیری روایت‌های کارگری فراهم می‌کرد. این زیست صنعتی شبیه محیط‌های انقلاب صنعتی انگلستان بود و طبیعی است که چنین محیطی بستر شکل‌گیری داستان‌های کوتاه و رمان‌های ارزشمند باشد.

آذرپناه گفت: این تجربه زیست کارگری را می‌توان در آثار نویسندگانی که خود در جنوب زیسته‌اند نیز مشاهده کرد، از جمله در رمان «جن‌نامه» هوشنگ گلشیری که بخش مهمی از آن به زندگی کارگران شرکت نفت در آبادان اختصاص دارد.

او افزود: داستان‌های کوتاه دهه ۶۰ که توسط نویسندگان جنوب نوشته شدند، بخش مهمی از جریان ادبی آن دوره را شکل داده و پرتره‌ای از زندگی طبقه کارگر ارائه کردند. چهره‌هایی مانند محمدرضا صفری نیز در بوشهر ادامه‌دهنده این مسیر بوده‌اند و بسیاری از نویسندگان مکتب جنوب نقش مؤثری در توسعه ادبیات کارگری ایفا کردند.

او افزود: اگرچه امروز ادبیات کارگری به قدرت گذشته نیست، اما مسائل طبقه کارگر هنوز در داستان‌ها حضور دارند. کمرنگ شدن این نوع ادبیات دلایل متعددی دارد، از جمله محدودیت‌هایی که بر انتشار آثار دارای مضامین سیاسی یا اجتماعی اعمال می‌شود و تغییرات ساختاری در محیط‌های صنعتی و اجتماعی ایران. بخشی از ادبیات کارگری گذشته بر پایه تجربه مستقیم نویسنده در محیط‌های صنعتی شکل گرفته و امروز با تغییر این محیط‌ها، امکان شکل‌گیری آثار مشابه کمتر شده است.

او افزود: بسیاری از نقدهای ادبی مهم جهان توسط منتقدان مارکسیست نوشته شده و جریان چپ همچنان یکی از پر تولیدترین جریان‌های فکری در جهان است. و اینکه گفته می‌شود تفکر چپ در ایران کم‌رنگ شده، نوعی ساده‌سازی است. 

آذرپناه گفت: ادبیات کارگری هنوز ظرفیت‌های فراوانی برای روایت دارد و نویسندگان جوان می‌توانند با بازگشت به این حوزه، جایگاه آن را احیا کنند. ثبت تجربه کارگری نه تنها از نظر ادبی بلکه به لحاظ تاریخ اجتماعی اهمیت دارد و بخشی از تاریخ شفاهی ایران را تشکیل می‌دهد.

او افزود: خاطره‌نگاری درباره زیست کارگری، محیط‌های زندگی و روابط اجتماعی آن، بخش مهمی از حافظه تاریخی کشور را حفظ می‌کند؛ حافظه‌ای که در غیر این صورت ممکن است فراموش شود.ناداستان ابزاری برای ثبت تجربه‌های واقعی، روزمره و ملموس است. ناداستان به نویسنده امکان می‌دهد روایت‌هایی ارائه دهد که در داستان‌های کلاسیک امکان‌پذیر نیست؛ روایت‌هایی که از دل تجربه زیسته و زندگی واقعی بیرون می‌آیند و به مخاطب فرصتی برای نزدیک شدن به تجربه‌های دیگران می‌دهند.

او افزود: این تجربه‌ها، هرچند ساده به نظر می‌رسند، ارزش تاریخی و فرهنگی بالایی دارند و به شکل‌گیری فرهنگ کتابخوانی و ادبیات مدرن کمک می‌کنند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز