خبرگزاری کار ایران

علی آبان درباره کارنامه محمد حقوقی بیان کرد؛

آیا شاعران بزرگی مانند گوته و حافظ براساس تئوری شعر می‌سرودند؟

آیا شاعران بزرگی مانند گوته و حافظ براساس تئوری شعر می‌سرودند؟

نقدهای بانمک و شعرهای بی‌نمک

محمد حقوقی یکی از شعرا و منتقدان ادبی ایرانی بود که در همین روزهای بهاری اردیبهشت ماه چشم به جهان گشود. اگرچه به اشعار او نقدهایی وارد است اما او سنگ بنای نقد شعر را پایه گذاری کرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، محمد حقوقی یکی از شعرا و منتقدان ادبی ایرانی بود که در همین روزهای بهاری اردیبهشت ماه چشم به جهان گشود. اگرچه به اشعار او نقدهایی وارد است اما او سنگ بنای نقد شعر را پایه گذاری کرد. 

علی آبان، نویسنده، منتقد ادبی و مدرس دانشگاه به ایلنا گفت: بسیاری از هنرمندان همچون محمد حقوقی فراموش می‌شوند اما رسانه‌ها با پرداختن به این افراد از فراموش شدنشان جلوگیری می‌کنند.

او افزود: محمد حقوقی یکی از چهره‌های مطرح شعر نو و ادبیات نو در دوره معاصر بوده و جنگ اصفهان یکی از مجله‌های بسیار معتبری بود که به صورت گاهنامه چاپ می‌شد. شخصیت‌های بزرگی هم در این مجله فعالیت می‌کردند؛ هوشنگ گلشیری، احمد میرلایی، ضیا موحد، منصور کوشان، ابوالفضل نجفی و دیگر افرادی که شخصیت‌های بزرگ و مطرحی بودند.

آبان گفت: آثار این افراد همچنان نیز خوانندگانی دارد. البته بسیاری از این افراد نیز در طول زمان به تدریج فراموش شدند. حتی از سوی فعالان و علاقمندان ادبیات کمتر به برخی از این افراد توجه می‌شود. باید این مساله آسیب‌شناسی شود که نادیده گرفته شدن به دلیل تغییر ذوق مخاطبان بوده یا فراموش کردن آن‌ها.

او افزود: حقوقی هم از منظر نقد ادبی و هم شاعری شخصیت بسیار مهمی بود. او هم در زمینه پژوهش ادبی فعالیت‌های مهمی انجام داد و هم شاعر بود. به نظر می‌رسد اگر امروز نامی از محمد حقوقی باقی مانده بیشتر به دلیل پژوهش‌های ادبی‌اش است تا اشعارش.

آبان گفت: حقوقی هم منتقد ادبی بود، هم روزنامه‌نگار و هم پژوهشگر ادبی. شعر سرودن و نقد ادبی‌اش از همه پررنگ‌تر بود. البته شعرهایش نمک چندانی نداشتند، اما در نقد ادبی بسیار قوی عمل کرد. 50 سال سابقه فعالیت حرفه‌ای داشت. جنگ اصفهان نیز یک مجله آوانگارد بود. این مجله نگاه خاص و تخصصی به شعر معاصر داشت. او تمامی اشعار و شاعران را در آن مقاله بررسی کرده بود.

او افزود: حدود 10 کتاب شعر و تقریبا 7 کتاب بررسی شعرهای ایرانی از خود به یادگار گذاشت که انصافا نقدهای بسیار خوبی دارند و همچنان از آن‌ها استفاده می‌شود. در دهه 40 او کتابی منتشر کرده بود به نام شعر نو از آغاز تا امروز. این کتاب هنوز هم یکی از کتاب‌های مرجع به شمار می‌رود.

این مدرس دانشگاه بیان کرد: حتی از کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو از شمس لنگرودی نیز پیشی گرفت و مخاطبان بسیاری پیدا کرد. این کتاب به شعر نو، شعر نیمایی و پیروان نیما پرداخت و بعد از مدت‌ها جلد دوم کتاب نیز منتشر شد که کتاب بسیار ارزشمند و منبع معتبری درباره شعر معاصر در دوران معاصر است.

او افزود: حقوقی به شاعران معاصر به صورت جداگانه پرداخت که اصطلاحا تحت عنوان شعر زمان ما نام گرفت. او 5 کتاب در این زمینه منتشر کرد و به نیما، سهراب، شاملو، اخوان و فروغ پرداخت اما مرگ به او فرصت نداد که این اقدام را ادامه دهد.

آبان گفت: این کار را استاد فیض شریفی ادامه می‌دهد. به نظر من فیض شریفی جدی‌تر وبهتر کار کرده است. آقای حقوقی بیشتر به فرم و ساخت توجه داشت و یک نگاه ساخت‌گرایی داشت. نقدهایش نیز تابع همین نگرش وی بودند. بیشتر به صورت گرایی توجه داشت. نقد کاملا زبانی و فرم نقد آماری است. مثلا واژه دریا چنددرصد بسامد دارد و یا آسمان چنددرصد بسامد دارد.

او افزود: کتاب‌هایش به دانشجویان بسیار کمک کرد. محمد حقوقی یکی از پایه‌های مهم و قابل اعتنا و قابل احترام در زمینه نقد نو، نقد آثار نو و شعر نو محسوب می‌شود. منتقدان کنونی نیز از نقدهای وی بسیار بهره بردند و تکنیک‌های نقد ادبی را از او آموختند.

این منتقد ادبی گفت: در بررسی رویکردهای ادبی معاصر، تضاد میان «ساختارگرایی» و «ارتباط عاطفی با مخاطب» یکی از مباحث چالش‌برانگیز است. پژوهشگران بر این باورند که تمرکز بیش از حد بر فرم و ساختار، می‌تواند منجر به نوعی «معناگریزی» در اشعار شود.

او افزود: تحلیل سبک شعری «حقوقی» نشان می‌دهد که او در مقام شاعر، بیشتر یک «صورت‌گرا» و «ساخت‌گرا» بوده است. وی با تمرکز بر واژگان و بازی‌های زبانی، در دام فرم گرفتار شده که این امر از نظر برخی منتقدان، منجر به کاهش «شور عاطفی» و «ذوقی» در اشعار وی شده است. بر اساس این دیدگاه، مخاطب در مواجهه با اشعار حقوقی، بیش از آنکه با معنا درگیر شود، با ساختار و مفاهیم تئوریک مکتب‌های ادبی روبرو می‌شود.

آبان گفت: برخلاف برخی نظریه‌ها که معتقدند «شاعر خوب نمی‌تواند منتقد خوبی باشد»، حقوقی در هر دو حوزه فعالیت داشته است؛ اما در شعر، تمرکز بر بافت و فرم، باعث شده تا اشعار او از آن ویژگی «ماندگاری عاطفی» که در آثار بزرگی چون آثار گوته، شکسپیر یا جبران خلیل جبران دیده می‌شود، فاصله بگیرد.

او افزود: در بسیاری از سطور اشعار وی، نوعی «بی‌ثباتی معنایی» دیده می‌شود؛ گویی هر سطر مانند یک مصراع ناتمام رها شده و به معنای کامل نرسیده است. با این حال، با وجود این نقدها بر مقام شاعری، جایگاه حقوقی در مقام منتقد و پژوهشگر ادبیات معاصر، غیرقابل انکار و از افتخارات این حوزه شناخته می‌شود.

این پژوهشگر ادبی بیان کرد: شاعران بزرگ ایران بیشتر به سرودن شعر می‌پرداختند تا نقد ادبی. البته شاملو کتاب کوچه را نوشت اما بیش از این به نقد و پژوهش نپرداخت. نیما، اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی، فروغ فرخزد، هوشنگ ابتهاج، حسین منزوی فقط شاعر بودند و هیچ‌یک به نقد ادبی نپرداختند.

او درباره ضعف حقوقی در زمینه شعر بیان کرد: بسیاری براین باورند که شاعران اگر به نقد ادبی بپردازند در زمینه شعر سرودن ضعیف می‌شوند اما این امر درباره همه شعرا صدق نمی‌کند. حقوقی براساس مکاتب ادبی شعر می‌سرود و این ضعف بزرگی بود. گوته، حافظ و بسیاری از شعرای بزرگ هرگز براساس تئوری شعر نگفتند. به همین روی خواننده از خواندن شعر حقوقی لذت چندانی نخواهد برد و ذوق ادبی او را درک نخواهد کرد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز