یک نقاش در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛
با خودکار هم میتوان آثار شگفتانگیز خلق کرد/ «هنر» یعنی «جزییات»
علیرضا چمک نقاش معاصر را باید یکی از هنرمندان صاحبسبک در زمینه به کار گیری خودکار دانست. با دیدن آثار او میتوان به این نکته پی برد که در تمام سبکها این تکنیک و خلاقیت است که حرف اول را میزند. او میگوید: این سبک نقاشی برای من در ابتدا جدی نبوده و در حد اتود بوده است.حین انجام چنین تجربهای دریافتم که بهرهگیری از الکل در نقاشی با خودکار، چه اتفاقات شگفتانگیزی را رقم میزند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، آنچه نقاشی را به هنری فاخر تبدیل میکند، نوآوری و خلاقیت است؛ آنهم در زمانهای که تمام شیوهها و تکنیکها، توسط قبلیها مورد آزمون و خطا قرار گرفته. اتفاقا در چنین فضایی است که خلاقیت اهمیتی دوچندان مییابد و در چنین شرایطی کار هنرمند برای ابداع سبکها و تکنیکهای جدید کاری بس دشوار است.
علیرضا چمک (نقاش معاصر) را باید در دسته هنرمندان نوگرا و خلاق دانست. او در نمایشگاه اخیر خود به ارائه آثاری پرداخته که با خودکار خلق شدهاند. کیفیت این آثار در حدی است که مخاطب در ابتدا تکنیک و سبک و متریالهای به کار رفته در آن را، تشخیص نمیدهد.
«جوهر خط» عنوان آخرین نمایشگاه علیرضا چمک است که دیماه امسال در گالری با برگزار شد. آثار سما انوشهر نیز در این نمایشگاه پیش روی مخاطبان قرار گرفت.
در بخشی از بیانیه نمایشگاه «جوهرِ خط» آمده است: خودکار، به عنوان ابزاری بیادعا در هنر، مهارت و ظرافت خاصی را برای کار هنری میطلبد. خودکار در دستِ هنرمندان حاضر در این نمایشگاه، به زبانی برای بیان جهان بیرون و درون بدل شده است. این دو جهان از جوهر خودکار به جوهر خط میرسند؛ تا آنچه هنرمندان مد نظر دارند را بیان کنند. جوهرِ خط، یادآور میشود که ابزاری ساده در دست هنرمند، هر خط را به امکانی تازه بدل میکند.»
علیرضا چمک درباره این رویداد، همچنین سبک و سیاق تابلوهایش با ایلنا گفتگو کرد. او در مقطع کارشناسی فارغالتحصیل رشته نقاشی است و کارشناسی ارشد پژوهش هنر دارد. وی تاکنون چند نمایشگاه انفرادی برگزار کرده و در چند نمایشگاه گروهی نیز حضور یافته است.

برگزاری نمایشگاه «جوهرِ خط» آخرین فعالیت اجرایی شما محسوب میشود؛ جز این رویداد به چه کارهای دیگری مشغول هستید؟ هم در زمینه خلق آثار و هم آموزش.
امسال برای من سالی شلوغ بود. بعد از مدتها دوری از فضا بود که نمایشگاه «جوهرِ خط» را به اتفاق خانم سما انوشهر برگزار کردم. در این رویداد خانم مژده حسنی کیوریتور بودند. طی یکی، دوسال گذشته، نهایتا در دو دوره از حراج تهران، شرکت کردم. امسال همزمان با نمایشگاه انفرادی خودم که «نام من سرخ» نام داشت و مهرماه برگزار شد، چند رویداد گروهی را نیز پیش رو داشتم. به واسطه چنین کارهایی است که خودم را تنظیم میکنم و به فعالیت مشغولم. در رابطه با آموزش هم فعال هستم و تدریس میکنم.
شما در مقایسه با دیگران نظر میرسد کمکار هستید.
همینطور است. اما من از آن دسته افرادی هستم که نمیتوانم تمرکزم را روی دو کار بگذارم. معمولا اینگونه است که باید تمرکزم را روی نقاشی بگذارم؛ نه اینکه شاگردی نداشته باشم یا هنرجو نپذیرم. اما کلا اینگونه هستم که باید تمرکزم روی یک کار باشد.
خیلیها اعتقاد دارند هنرمند باید صرفا روی خلق اثرش متمرکز باشد و از کارهای جانبی دیگر بپرهیزد. آنهایی که نگاه متعصبتری دارند میگویند؛ تدریس هنرمند را از مسیر اصلیاش که خلق اثر هنری است، باز میدارد.
حداقل من چنین روحیهای دارم در حالی که خیلی از دوستان و هنرمندان اینگونه نیستند و همزمان به چند کار مشغول هستند. آنها همچنان که به خلق آثارشان میپردازند، شاگردانی دارند و در دانشگاه نیز تدریس میکنند و به کارهای دیگر نیز میپردازند. من واقعا اینگونه نیستم و در این زمینه تلاشهایی هم داشتهام، اما موفق نبودهام. در نهایت اینکه همواره روی یک پروژه تمرکز میکنم.

یک اثر بدون عنوان از چمک/ تکنیک خودکار روی بوم/ ابعاد ۱۱۰در ۱۱۰ سانتی متر
شاید به همین دلیل و به دلیل عدم موازی کاریها در پروژههایتان است که نسبت به خیلی از همدورهایهایتان، خروجی قابل قبولتری دارید.
اما این مدل کار کردن دشواریهای خودش را دارد و راحت نیست. موضوعی که وجود دارد و خودتان هم به آن اشاره کردید، نابسامانی اقتصادی است. با وجود چنین فضایی هنرمندان چارهای ندارند جز اینکه به کارهای مختلف بپردازند و روی یک پروژه متمرکز نباشند. آنها چارهای جز این ندارند؛ مگر اینکه فرد از نظر مالی و اقتصادی آنقدر تامین باشد که بگوید من فقط نقاشی میکشم و هیچ کار دیگری انجام نمیدهم.
علاوه بر عدم وجود بازار فروش در عرصه تجسمی، دنیای هنر بازار آشفتهای دارد.
متاسفانه همینطور است که میگویید.

یک اثر از چمک خارج از مجموعه «جوهرِ خط»/ تکنیک ترکیب مواد
شما بر تکنیک رنگ روغن اشراف دارید؛ چه شد که به سراغ نقاشی با خودکار رفتید؟ اغلب مخاطبان و حتی هنرمندان در این باره اطلاعات کمی دارند.
بله همانطور که گفتید من در زمینه رنگ روغن هم فعالیتهای جدی داشتهام. آثار زیادی دارم که با رنگ روغن خلق شدهاند. در رابطه با خودکار هم باید بگویم همه چیز اتفاقی شد. یادم میآید اولینبار که تصمیم گرفتم با خودکار روی پارچه کار کنم، صرفا میخواستم اتود بزنم و در نهایت اثر را بعدا با رنگ روغن اجرا کنم.
سال نود و پنج، یا نود و شش بود که با خودکار اتود زدم. البته اثری که خلق کردم خیلی دمدستی بود. بعدا نشستم و فکر کردم و با خودم گفتم شاید بتوان روی نقاشی با خودکار کارهایی انجام داد.
از ابداعات و خلاقیتهایی که در جهت تکمیل سبک نقاشی با خودکار به کار گرفتهاید، بیشتر بگویید.
کاری که انجام دادم این بود که صرفا یک خودکار دست نگرفتم. در طول تجاربم چند خودکار را به کار گرفتهام. تمرکزم را اینگونه روی کار گذاشتم که صرفا خودکار محض نباشد و بتوانم از دیگر مواد در جهت ارتقای کارم استفاده کنم. کار دیگری که انجام دادم این است که آب والکل را وارد کار کردهام. حین انجام چنین تجربهای دریافتم که بهرهگیری از الکل در نقاشی با خودکار، چه اتفاقات شگفتانگیزی را رقم میزند. در ادامه هم به کسب تجربه پرداختم. سپس این رویه را ادامه دادم و شروع کردم به بازی و جوهر و الکل. یا مثلا در بخشهایی از آثارم، ابزار خودکار است؛ اما با قلممو کار شدهاند.
آنچه تابلوهای شما را با آثار خودکاری دیگران متفاوت میکند این است که تخت نیستند؛ بلکه بعد دارند. سایهروشنها، نوع انتخاب رنگها، نور بافتی که ایجاد میکنید همه در ایجاد بُعد تاثیر بسیار دارند
همینطور است. از سویی در خلق آثار، همواره ذهنم درگیر جزییات است. معتقدم کاری کار است که جزییات بسیار داشته باشد. زمانی که بیننده چنین کاری را تماشا میکند، نباید بداند از کجا شروع کند!

یک اثر دیگر از علیرضا چمک/ تکنیک خودکار روی بوم/ ابعاد ۶۰ در ۶۰ سانتیمتر
آثار خودکاری شما خیلی پر جزییات هستند. نمونهاش یکی از نقاشیهای شماست که زنی را با دو ماهی بر روی شانه نشان میدهد. نمونه آثارتان را نمیتوان در کارنامه دیگر هنرمندان همنسلتان دید. از طرفی مخاطب تشخیص نمیدهد که تابلوها با چه کشیده شدهاند.
این لطف شماست که به عنوان مخاطب آثارم آنها را پر جزییات میبینید. از سویی این غیر تکراری بودن آثارم در کار دیگران دلایلی دارد؛ یکی توجه به جزییات و دیگری همین موردی است که خودتان گفتید؛ اینکه مشخص نیست آثارم با خودکار خلق شدهاند. این مشخص نبودن برای مخاطب طرح سوال میکند و شاید هم او را کمی گیج نماید. زمانی که مخاطب از فاصله خیلی نزدیک آثارم را ببیند با خودش میگوید خیلی بافت خودکار را نمیبینم.
آیا میتوان این شیوه را سبک دانست؟ و اینکه چقدر در ایران به آن پرداخته شده است؟
اتفاقا دوستی دارم که پیشنهاد داد که این سبک و شیوه را به ثبت قانونی برسانم. آن دوست میگفت تا امروز ندیدهام که هنرمند یا هنرمندانی چنین آثاری را خلق کنند. زمانی هم که به علاقمندان توضیحات را ارائه میکنم، خیلی بیشتر به یادگیری راغب میشوند. در رابطه با یاد آوردن نام هنرمندان حافظه ضعیفی دارم. معمولا آنها را با نمایشگاهها و آثارشان به یاد میآورم؛ به همین دلیل از کسی اسم نمیبرم.
چه شد که به برگزاری نمایشگاهی دو نفره با خانم سما انوشهر فکر کردید و آن را عملی نمودید؟
دلیل انتخاب ایشان به عنوان هنرمند دیگرِ نمایشگاه، همین کار کردنشان با خودکار بود. جز خانم انوشهر دو، سه نفر دیگر را سراغ دارم که روی نقاشی با خودکار تمرکز دارند. این اولینبار است که با هنرمندی دیگر نمایشگاه دو نفره برگزار کردم و خب شیوه مرسوم برگزاری نمایشگاههای انفرادی و گروهی است، لذا این نوع همکاری برایم تجربهای جدید محسوب میشود. در رابطه با برگزاری نمایشگاه «جوهرِ خط» نیز باید بگویم؛ خانم مژده حسنی دو سالی بود که تمایل خود را اعلام کرده بود. ایشان میگفتند شما و خانم انوشهر هر دو با شیوه خودکار کار میکنید و پیشنهادشان برگزاری یک نمایشگاه بود. من در مقابل این پیشنهاد، کمی مقاومت میکردم؛ میگفتم درست است که هر دوی ما با خودکار کار میکنیم؛ اما فضای ذهنی ما مقداری با هم تفاوت دارد؛ بنابراین تصورم این بود که کنار هم قرار گرفتن آثارمان، شاید اتفاقی را رقم نزند. میگفتم اینکه هر دو صرفا با خودکار به خلق اثر میپردازیم، برای برگزاری نمایشگاه، کافی نیست. در ادامه صحبتها انجام شد و گفتم چرا که نه؟! و این مدل کار کردن، در نوع خود تجربهای جدید است. در ادامه هم کارها انجام شد و نمایشگاه را هم برگزار کردیم که ظاهرا اتفاق بدی هم نبود.

یک اثر از سما انوشهر در نمایشگاه «جوهرِ خط»/ تکنیک خودکار/ ابعاد:۱۷۰×۱۴۰ سانتیمتر
آثار شما و خانم انوشهر، همخوان و همراستا هستند. با دیدن آثار نمایشگاه، اینگونه به نظر میرسد که رشته یا نخی آثار شما دو هنرمند را به لحاظ محتوا، مضمون، قاببندیها و ابعاد به هم مرتبط میکند. اما نمیتوان آن نخ و رشته را یافت. یا شاید با هماهنگی قبلی و برای همین رویداد فعلی به خلق آثار پرداختهاید.
هیچگونه هماهنگی بین من و خانم انوشهر برای خلق آثار وجود نداشته است. درباره تفاوتها و شباهتها و آن خط یا نخ تسبیح که آثار من و ایشان را به هم ربط میدهد؛ شاید دلیلش این باشد که کار من خیلی حول محور انسان میچرخد. فیگوراتیو برای من همیشه در پرده و پلان اول است. در آثارم هر چه هست، پشت سر این مقوله؛ یعنی «انسان» قرار میگیرد. آثار خانم انوشهر را باید نقطه مقابل یا شاید تکمیل کننده، بدانم. در آثار ایشان انسان را کمتر میبینید و بیشتر با طبیعت بیجان مواجه هستید. این روبروی هم قرار گرفتن انسان و طبیعت بیجان را چون شما پرسیدید، به ذهنم رسید. قبلا در اینباره صحبتی نشده بود.
آیا در نمایشگاه اخیر، اثری از شما فروخته شد؟
در رابطه با نمایشگاه اخیر باید بگویم بله مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت؛ در زمینه فروش هم باید بگویم که خریدارانی آمدند که واقعی بودند. اصولا چند دسته مخاطب داریم. دسته اول صرفا کنجکاو هستند و به دیدن آثار بسنده میکنند. عدهای دیگر هم کنجکاوند آثار را ببیند و هم اینکه خرید کنند؛ اما زمانی که به آنها میگویید فلان تابلو سیصد میلیون تومان، ناگهان عقب میکشند. دسته دیگر از مخاطبان آنهایی هستند که واقعا خریدار هستند و قبلا هم برخی از آثار هنرمند موردنظرشان را خریداری کردهاند و قصدشان این است که مثلا مجموعهشان را کامل کنند. چنین روندی وجود دارد اما الان، یکی دو سالی است که شرایط عوض شده. با توجه به تجربیاتم باید بگویم تابلوهایم آثاری هستند که مردم آنها را دوست دارند. به هرحال آثار من با خودکار خلق میشوند و با آثار دیگر سبکها به لحاظ رنگ تفاوتهایی دارند.
اینکه میگویید شرایط یکی دو سالی است تغییر کرده، منظورتان بحران اقتصادی است؟
این مشکل که وجود دارد. با هنرمندان و گالریداران که صحبت کنید به مشکلات بیشتری پی خواهید برد. مثالی هست که میگوید یک سوزن به خودت بزن و یک جوالدوز به دیگران! جنگ دوازده روزه را مثال میزنم. همه ما دیدیم که برخی سعی داشتند دارو ندارشان را به سرمایهای تبدیل نمایند و میرفتند طلا و ارز میخریدند. در چنین شرایطی من خودم را جای مردم میگذارم و میگویم طرف باید مغزش تکان خورده باشد که در چنین شرایطی به نمایشگاه بیاید و نقاشی بخرد؛ در حالی که هزینههای ضروریتری دارند. از طرفی آنچه ما تولید میکنیم، کالای لوکس محسوب میشود. چنین کالا و اثری زمانی خریداری میشود که حداقل شرایط برای مردم فراهم باشد.
انشالله شرایط به سمت و سویی نرود که تن به تولید آثار بازاری، سفارشی و سازمانی بدهید.
میتوانم بگویم لااقل برای خودم چنین اتفاقی نمیافتد و تمرکزم روی هنرم خواهد بود.
آیا آموزش برای شما امری جدی است و چقدر از سبک و سیاقی که در آن فعالیت دارید، توسط نسلهای جدید، استقبال میشود؟
جالب است که بگویم میزان استقبالها، برای فراگیری نقاشی با خودکار بسیار بالاست. روز و هفتهای نیست که پیامهایی در این رابطه به من ارسال نشود؛ اینکه آیا کلاس برگزار میکنم یا خیر. یا مثلا میگویند قیمت و هزینه حضور در کلاسها، چقدر است؟ یا میگویند ما میخواهیم تحت تعلیم قرار بگیریم و برای حضور در کلاسها باید کجا بیایم؟ بله مقوله آموزش برایم بسیار جدی است. دوست دارم کلاسهای شلوغی داشته باشم تا به این واسطه، نسل بعدی را تربیت کنم.
شاگردانتان را بر چه اساس انتخاب میکنید. آیا هنرجویان باید پیشتر طراحی و نقاشی و مولفههای مهم را آموخته باشند؟
برای من همینطور است که گفتید. راستش را بخواهید خیلی زمان و حوصله این را ندارم که از صفر با بچهها سر و کله بزنم. شاگردانی که داشتهام و دارم، معمولا افرادی هستند که قبلا دورههایی را گذراندهاند. طی همین رویه، مثلا فرد میگوید من دورههایی را گذراندهام و به طور مثال تکنیک رنگ روغن را بلدم و میخواهم نزدت بیایم و به این واسطه مجموعهای ببندم. یا میگویند شما تکنیک را به من یاد بده. ابدا این حوصله را ندارم که هنرجویانم را از ابتدا آموزش دهم.
طی برگزاری نمایشگاه «جوهرِ خط» گالری برگزارکننده چقدر در قرارداد، جانمایی آثار و نورپردازیها، با شما همکاری کرد؟
برگزاری نمایشگاه مذکور اولین تجربه همکاری من با گالری «با» بوده است. واقعیتش در ابتدا برای همکاری با این گالری دو به شک بودم. به این دلیل که همکاریهای قبلی وجود نداشت. حین انجام تعامل برای همکاری بود که در این رابطه با برخی از دوستانم مشورت کردم و نظرشان مثبت بود. حال از این انتخاب رضایت دارم.

«حوا» اثری از علیرضا چمک/ تکنیک خودکار روی بوم/ ابعاد:۶۰×۸۰ سانتیمتر
از دیگر فعالیتهایتان چه خبر؟ حضور در نمایشگاههای گروهی یا حراجهای داخلی و خارجی.
اتفاقا یکی از اتفاقات سال گذشته من، حضورم در حراج تهران بود که با چالشهایی مواجه شد و انتقاد و ناراحتی مرا برانگیخت. در این زمینه برنامهای داشتم که عملی نشد. با خودم برنامهریزی کرده بودم تا حداقل چند سال به صورت مستمر در حراج شرکت کنم. سال گذشته اثری را به حراج ارائه کردم که اتفاقا در نمایشگاه «جوهر خط» پیش روی مخاطبان قرار گرفت. در نهایت اثرم انتخاب شد و رفت تا نمایش داده شود. من نیز منتظر این اتفاق بودم که از طرف ارشاد با من تماس گرفتند و گفتند اثرت پذیرفته نشده است! اگر اثرم امسال هم در حراج پذیرفته میشد، سابقه حضورم به سه دوره میرسید. میخواستم به واسط حضور آنلاین در سه، چهار دوره حراج تهران، در مراحل حضوری و جدیتر راه یابم. برای این روند با گالری برنامهریزی کرده بودیم.
چرا اثرتان را نپذیرفتند؟
به این دلیل که سوژهام «حوا» است، اثرم را نپذیرفتند. اینکه چرا اصلا حوا؟!
آیا اثر نکتهای محتوایی داشته؟
خیر اثر من اصلا و به هیچ وجه، مشکل محتوایی نداشته و فقط به صرف اینکه سوژهام را «حوا» انتخاب کردهام و نام نهادهام، رد شده! از هر طریقی که میخواستیم وارد شویم، میسر نشد.
آیا موضوعی ناگفته مانده است؟
خیر گفتنیها گفته شد و بابت توجهتان به بنده و هنر نقاشی با خودکار از شما سپاسگزارم.