خبرگزاری کار ایران

مرکز پژوهش های مجلس با تبیین مولفه‌هایی برا افزایش تاب اوری در جنگ عنوان کرد؛

تاب آوری اجتماعی راز موفقیت در جنگ تحمیلی

تاب آوری اجتماعی راز موفقیت در جنگ تحمیلی

مرکز پژوهش های مجلس، در گزارشی با بیان اینکه می توان جنگ ها را در دنیای امروز، جنگ های چند بعدی نظامی، اجتماعی، رسانه ای دانست، به تبیین مولفه هایی برای افزایش تاب آوری اجتماعی در ایران در جنگ به پرداخته است.

به گزارش ایلنا، دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش‌‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی با عنوان «تاب‌آوری اجتماعی راز موفقیت در جنگ تحمیلی» تصریح کرده است که جنگ‌ها در ظاهر، اموری نظامی هستند که دو ارتش را با یکدیگر درگیر می‌کند. اما در لایه‌های عمیق‌تر جنگ نظامات اجتماعی و رسانه‌ای دوشادوش نظامیان در جنگ وارد می‌شوند. تصور کنید نظام رسانه شایعه قحطی را در جامعه ترویج کند؛ در این شرایط اگر جامعه آموزش کافی ندیده باشد، هرج و مرج و نارضایتی جامعه را پیش از ورود نظامیان دشمن، با شکست روبرو می‌کند. یا دشمن با فشار به زیرساخت‌های حیاتی جامعه، می‌تواند زندگی روزمره جامعه را مختل کند و بنیادهای تولیدی را در هم شکند؛ در این وضعیت ممکن است جامعه برای عقب‌نشینی ارتش خود از جنگ و صلح با مذلت فشار آورد. در واقع می‌توان جنگ‌ها را به ویژه در دنیای امروز، جنگ‌های چند بعدی نظامی، اجتماعی، رسانه‌ای و ... دانست. 

ایران در دوره مدرن بارها مورد حمله و اشغال دولت‌های غربی در دوره قاجار و پهلوی واقع شد. حملاتی که تحقیر و قحطی و غارت منابع تنها دستاوردش برای ایران بود. ایران همچنان به علت مزیت‌های ژئوپلیتیکی و منابع طمع نیروهای استکباری جهان را برانگیخته است. با این تفاوت که در دوره انقلاب اسلامی، استقلال‌خواهی حکومت و مردم ایران، مانع دست‌درازی این قدرت‌ها به ایران شده بود. 

جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در رمضان ۱۴۰۴، در شرایطی رخ داد که پیش از آن سال‌ها نظام اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ایران با حملاتی سنگین از سوی غرب روبرو بوده است. تحریم‌های ظالمانه (حتی در دارو و غذا)، زیرپا گذاشتن قراردادهای بین‌المللی مانند برجام، دزدی از منابع بانکی و نفتی ایران در کشورهای دیگر، ساخت ده‌ها شبکه تلویزیونی و رسانه‌ای علیه ایران و ...، فشارهای مختلفی بر ایران وارد کرد. فشارهایی که باعث شد، مشکلات درونی ایران که در هر کشوری متداول است، به سختی حل شود و منجر به بروز برخی نارضایتی‌ها در ایران شد. اما جنگ و دخالت‌های اخیر بیگانگان در ایران، باعث ایجاد وحدتی کم‌نظیر میان ایرانیان شده است. لذا دشمن تمام تلاشش را برای درهم‌شکستن این وحدت و انسجام می‌کند و تاب‌آوری جامعه را هدف قرار داده است. با بررسی‌های میدانی، تجربیات جنگ ۱۲ روزه و سایر دستاوردهای تحقیقی، مولفه‌هایی برای افزایش تاب‌آوری اجتماعی در ایران در این جنگ به دست آمده که به شرح زیر است:

۱- ایجاد کمپین‌هایی برای حمایت از افراد آسیب‌دیده از جنگ: برای افرادی که خانه و شغلشان در این جنگ آسیب دیده است باید از ظرفیتهای جامعه استفاده کرد؛ کمپین‌هایی مانند پویش هموطن با من هم افطار شو، با من هم خانه شو، با من همسفر شو و ... . این وضعیت ضمن کمک به آسیب‌دیدگان باعث افزایش همبستگی و احساس مفید بودن برای سایر اعضای جامعه می‌شود و حس فداکاری خودبه‌خود تاب‌آوری اجتماعی را افزایش می‌دهد.

۲- افزایش ایستگاه‌های صلواتی در سطوح کوچکتر محلات: اکنون ایستگاه‌های صلواتی در هر ناحیه شهری تهران حداقل چهار تا پنج مورد دیده می‌شود. اما در شهرهای بیرون از تهران این وضعیت وجود ندارد. علاوه بر این در خود تهران نیز نیازمند افزایش این ایستگاه‌های صلواتی چه در سطوح کوچکتر محلی و چه در مناطق کمتر مذهبی شهر به ویژه در غرب تهران هستیم. شنیدن آوای این ایستگاه‌ها در کنار ارائه خوراکی و خدمات به همه اعضای محله هم احساس امنیت می‌دهد و هم همه اعضای محله با هر سلیقه سیاسی مخاطب آن‌ها خواهند بود و باعث همبستگی می‌شود.

۳- تمهیدات جذاب برای کودکان در سطح شهر و تجمعات: کودکان در این جنگ بسیار در تنش قرار دارند و بسیاری از توجیهات و توضیحات بزرگسالان را نمی‌فهمند. به ویژه در تهران که امکان حضور و تفریحات بیرون از خانه (مدرسه و پارک و ...) وجود ندارد مگر شبها در تجمعات شهری. در نظر گرفتن بخش هایی برای بازی کودکان در این تجمعات مانند چرخ و فلکهای کوچک سیار و توزیع خوراکی و اسباب بازی و ... برای کودکان می‌تواند جذاب باشد.

۴- اطلاع‌رسانی به همه بخش‌های جامعه: وضعیت جنگ و واقعیت‌های میدانی توسط ماهواره‌ها به ویژه شبکه هایی مانند ایران اینترنشنال سانسور می‌شود. از سوی دیگر بخشی از جامعه صرفا مخاطب این رسانه‌ها هستند و اخبار ما را نمی‌شنوند. راه اندازی رادیو شهری و پخش اخبار جنگ از سوی بلندگوهای میادین و مساجد در دو ساعت مشخص از شبانه روز.محورهای این اطلاع رسانی باید مبتنی بر گزارش پیروزی ها و وضعیت منابع انرژی و تأمین کالاهای اساسی باشد.

۵- توزیع عادلانه ارزاق: هرچه جنگ طولانی‌تر شود، اضطراب ناشی از کمبود مواد غذایی و بهداشتی بیشتر می‌شود. علاوه بر این فروش آزاد آن‌ها باعث دپوی این کالاها توسط ثروتمندان می‌شود که حتی ممکن است به خراب‌شدن و هدر رفتن این کالاها منجر شود. لذا مناسب است که مدل کوپنی برای ایام جنگ حداقل در سطح طراحی و زیرساخت وجود داشته باشد تا در صورت ادامه‌دارشدن جنگ به توزیع عادلانه کالا و جلوگیری از دپوی کالا توسط ثروتمندان منجر شود.

۶- تمهیدات مالی برای غیرکارمندان و مستاجران: عمده تمهیدات مالی دولت در ایام جنگ متوجه کارمندان بوده است. مساله تعطیلی و از بین رفتن کسب و کارها در کشور به ویژه در تهران جدی است. این بحران به ویژه برای کسانی که خانه و محل کسب و کارشان اجاره‌ای است، دوچندان است. دولت باید بسته‌هایی برای کارگران، مستاجران و ... در نظر گیرد.

در راستای گشایش تگناهای اقتصادی مردم پیشنهادات ذیل قابل پیگیری است:

-راه اندازی سامانه ای جهت اعلام خوداظهاری شهروندان از وضعیت اقتصادی

-ثبت بیکاری مردم در زمان جنگ با ذکر کارفرما و علت بیکاری

راهبرد حل مسئله:

- حمایت از کارفرما مشروط به، به کار گیری مجدد فرد و ممنوعیت بیکاری وی تا یکسال آینده

- حمایت تسهیلاتی از افراد بیکار شده مشروط به راه ندازی کسب و کار تا ۳ ماه آینده

- پرداخت ۲۰ درصد از حداقل حقوق تا ۳ ماه آینده 

-ثبت شماره چک و اسناد مالی که تأمین نقدینگی آن در دوران جنگ برای فرد بحران زیستی ایجاد می کند. 

- ثبت چالش تأمین مسکن از سوی مستأجران

- ممنوعیت اجبار به تخلیه منازل مسکونی از سوی موجران

- تمدید قراردادهای استیجاری که در اسفند ۱۴۰۴ تا پایان فروردین ۱۴۰۵ به پایان می‌رسند، به مدت سه ماه طبق شرایط قرارداد فعلی بدون هیچ نوع افزایشی در مقدار اجاره و پول پیش

راهبرد حل مسئله:

۱- تأخیر ۲ ماه وصول چک ها و اوراق مالی افرادی که چالش اقتصادی آنها در سامانه ثبت و تأیید شده است. 

-ثبت نیازمندی های غیر قابل دسترسی مردم در دوران جنگ 

راهبرد حل مسئله:

- دسترسی هیت امنای محلات( مساجد) به نیازهای اعلامی مردم و طراحی برای رفع نیاز های اعلامی از طریق دستگاه های اجرایی     

۷- برنامه مشخص برای تخلیه موقت مکان‌های اعلامی برای بمباران: خوب است محل‌هایی در مترو برای خارج کردن مردم از محل های اعلامی برای بمباران ایجاد شود و افراد در معرض خطر به سرعت جابجا شوند. البته نه جابجایی به صورت دائم، بلکه صرفا برای ساعاتی که بمباران صورت می‌گیرد. البته مکان‌های دائمی به ویژه برای بازی کودکان در مترو می‌تواند به آرامش جامعه منجر شود.

۸- تداوم حضور مردم در میدان شهری: حضور مردم در شهر و دیدن یکدیگر و احساس مفید بودن برای مقاومت، تاب‌آوری مردم را بالا می‌برد. باید برنامه‌های متنوع برای سطح شهرهای مختلف طراحی و اجرا کرد (به‌ویژه تشییع شهدا) و با مردم برای ادامه حضور گفتگو کرد و توجیه شوند. مطالب اخیر نظامیان در تشکر از جامعه بسیار مفید بوده است. اما در ادامه ممکن است صدمه زدن به جامعه و ایجاد تقابل در جامعه برای این تجمعات احتمالا چالش‌آفرین خواهد بود. باید تا حد ممکن از این وضعیت پیشگیری شود و در هر تجمع افرادی برای پیشگیری از وضعیت‌های بحرانی تربیت و آماده شوند.

۹- تلاش برای بازگرداندن سطحی از زندگی عادی در شهر: بخش عمده‌ای از فرسایش روانی و چالش برای تاب‌آوری بیکار بودن و رصد اخبار ( به صورت مستمر) است. اگر مردم مشغولیت‌هایی داشته باشند، پویایی و نشاط بیشتری خواهند داشت. این مشغولیت هم می‌تواند کارهای شغلی و روزمره باشد و هم طراحی برای کمک مردم به جبهه‌های جنگ که در مورد ۱۲ عنوان خواهد شد.

۱۰- محوریت‌بخشی بیشتر به مساجد و مکان‌های محلی: در صورت افزایش حمله به زیرساخت‌ها، محله‌ها، نیازمند مکان‌هایی برای اطلاع‌رسانی و خدمات‌رسانی هستند. افراد درون مساجد باید مدل و اطلاع‌رسانی این وضعیت را به صورت اطلاعیه به تمام خانه‌های محل خود بدهند و با مدیران ساختمان‌ها و نفرات کلیدی محله هماهنگ باشند. علاوه بر این مکان‌های جانشین و جایگزین برای مساجد نیز باید وجود داشته باشد تا در صورت آسیب دیدن مساجد جایگزین شوند.

۱۱- تعریف نیروی حمایت گر و پشتیان اجتماعی- سرکشی کادر محلات( بسیج و مددکاران اجتماعی) از منازل و خانواده ها و رصد وضعیت اقتصادی، نیازها، سلامت خانواده ها و تعریف لینک ارتباطی با مردم محله با هدف اطمینان از وجود نیروی پشتیبان و حمایت گر اجتماعی و انتقال نیازها به هیأت امنای محلات و دستگاه ای ذیربط

۱۲- استفاده از ظرفیت‌های مردمی برای جبهه‌های جنگ، امداد شهری و رسیدگی به جامعه: اکنون با تعطیلی مشاغل، مدارس و دانشگاه‌ها بخش عمده‌ای از جامعه عملا بیکار هستند و همین باعث پایین آمدن تاب‌آوری ایشان می‌شود. از سوی دیگر با آسیب‌دیدن جامعه و زیرساخت‌ها عملا نیازهای معطل‌مانده‌ای پدید می‌آید. آموزش‌های امدادی به جامعه، تشکیل خدمات‌رسانی‌های پشت جبهه‌ای مانند دفاع مقدس ۸ساله (از دوختن لباس تا پختن غذا و امدادرسانی و ...)، راه‌اندازی سیستم داوطلبی (در سطوح مختلف از محلی تا ملی) برای کمک به آسیب‌دیدگان جنگ می‌تواند ظرفیت‌های اجتماعی را به کمک دفاع از کشور بیاورد.

۱۳- بازتعریف «امید به زندگی» در گفتمان سلامت (بعد معرفتی و هویتی)

-تبیین «سلامت معنوی» به عنوان ضامن تاب‌آوری

امید به آینده نباید در گرو وعده‌های رفاهی مادی (که ممکن است در جنگ محقق نشود) تعریف شود. امید باید به «سلامت در مسیر حق» و «کرامت انسانی» گره بخورد.

راهبرد حل مسئله:

- ادغام آموزش‌های «سلامت معنوی» در پروتکل‌های درمانی توسط کادر درمان؛ بدین معنا که به بیماران تفهیم شود، حفظ روحیه و امید به زندگی، بخشی از درمان و نوعی جهاد است.

- استفاده از ظرفیت روحانیون مستقر در بیمارستان‌ها برای بازتعریف رنج و بیماری در بستر «امتحان الهی» و «سعادت اخروی» تا فشار روانی ناشی از سختی‌های مادی کاهش یابد.

-تغییر پارادایم از «درمان‌محوری» به «مقاومت‌محوری»

امید جامعه زمانی بالا می‌رود که احساس کند در برابر تهدیدات بی‌دفاع نیست.

راهبرد حل مسئله:

- آموزش عمومی مفهوم «بهداشت دفاعی»؛ یعنی شهروند بیاموزد که رعایت اصول بهداشتی، استفاده صحیح از دارو و مدیریت استرس، نوعی دفاع از امنیت ملی است.

- برچسب‌زنیِ تلاش برای حفظ سلامت به عنوان «کار ارزشی و فرهنگی» نه یک الزام پزشکی خشک.

۱۴- افزایش مشارکت قاعده‌مند مردم در نظام سلامت (بعد اجتماعی و مدیریتی)

-استقرار «شبکه بهورزان و داوطلبان سلامت محله»

در صورت حملات به زیرساخت‌های بیمارستانی، دولت به تنهایی پاسخگو نیست. تاب‌آوری سیستم وابسته به ظرفیت‌های محلی است.

راهبرد حل مسئله:

- سازماندهی ساکنان هر محله (به ویژه بازنشستگان پزشکی و پرستاران، دانشجویان و نیروهای جهادی) در قالب «ستادهای سلامت محله»

- تفویض اختیار به این ستادها برای مدیریت «داروخانه‌های اجتماعی» (توزیع داروهای بیماران مزمن در سطح محله جهت کاهش بار مراجعه به بیمارستان‌ها) و انجام مراقبت‌های اولیه.

-سیستم «همسایگی سلامت» (پشتیبانی اجتماعی)

انزوا باعث کاهش تاب‌آوری می‌شود. مشارکت اجتماعی در حوزه سلامت باید به شکل کمک‌های عینی و مشخص خودش را نشان بدهد

راهبرد حل مسئله:

- اجرای طرح «هر خانواده، حامی یک خانواده آسیب‌پذیر» در حوزه سلامت؛ مثلاً خانواده‌ای که توانایی دارند، دارو یا مکمل‌های غذایی مورد نیاز خانواده‌ای که بیمار صعب‌العلاج دارد را در شرایط بحران تامین کند.

- شناسایی دقیق بیماران خاص و نیازمند توسط پایگاه‌های سلامت و اتصال آن‌ها به شبکه‌های حمایتی مردمی.

۱۵- اقدامات تخصصی و زیرساختی (بعد فنی و درمانی)

-مدیریت دارویی مبتنی بر «اقتدار خانواده»

قطع شدن زنجیره تأمین دارو یکی از جدی‌ترین تهدیدهایی است که در شرایط بحران با آن مواجهیم.امید به آینده در گرو اطمینان از دسترسی به دارو است.

راهبرد حل مسئله:

- ابلاغ پروتکل «ذخیره‌سازی هوشمند دارو» برای همه بیماران مزمن از جمله دیابت، فشار خون، تیروئید و سایر بیماری‌های مشابه. این پروتکل مشخص می‌کند هر بیمار حداقل برای چه مدتی باید داروی اضافی در اختیار داشته باشد.

- استفاده از ظرفیت شبکه بهورزان برای آموزش عمومی در مورد روش‌های صحیح نگهداری دارو و نحوه مدیریت مصرف در شرایط کمبود.

-ارتقای تاب‌آوری مراکز درمانی 

بیمارستان‌ها باید در بدترین شرایط نیز خدمت‌رسانی کنند تا امید جامعه حفظ شود.

راهبرد حل مسئله:

- تجهیز تمامی مراکز درمانی به «سیستم‌های انرژی جایگزین» (ژنراتورهای با سوخت دوگانه) و «منابع آب مستقل» برای تداوم عملیات در زمان قطع زیرساخت شهری.

- راه‌اندازی بیمارستان‌های صحرایی و تیم‌های سیار درمانی که بتوانند در کوتاه‌ترین زمان ممکن خود را به مناطق بحران‌زده برسانند و مردم ببینند که سیستم درمانی رهایشان نکرده است.

-آموزش مهارت‌های زیست در بحران (افزایش شایستگی فردی)

شهروندی که آگاه باشد و مهارت داشته باشد، در بحران کنترل خود را از دست نمی‌دهد و دچار هراس نمی‌شود.  

راهبرد حل مسئله:

- برگزاری دوره‌های عملی در مساجد و محیط‌های کاری برای آموزش کمک‌های اولیه پیشرفته، مهارت کنترل خونریزی و روش‌های احیای قلبی-ریوی (CPR). هدف این است که افراد بتوانند در لحظات طلایی پیش از رسیدن نیروهای امدادی، وارد عمل شوند.

- تهیه و توزیع بروشورهای کاربردی با عنوان «راهنمای بقای سلامت» بین خانواده‌ها. در این بروشورها روش‌های ساده اما مهمی مانند ضدعفونی کردن آب با حداقل امکانات، نحوه مدیریت و پانسمان زخم و همچنین استفاده از داروهای گیاهی به عنوان جایگزین در شرایط اضطراری توضیح داده شده است.

 

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز