خبرگزاری کار ایران

در یادداشت نگاهداری مطرح شد؛

رؤیای «خلیج ترامپ» و واقعیت ملت ایران

رؤیای «خلیج ترامپ» و واقعیت ملت ایران

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی گفت:ایران زاده تاریخ نیست. ایران تداوم تاریخ است. در جهانی که با جعل هویت‌ها و تحریف مرزها دست به گریبان است، پاسداری از واقعیت‌هایی چون «خلیج فارس» تنها دفاع از یک نام جغرافیایی نیست، بلکه دفاع از «ملت‌بودگی» ایرانی است.

به گزارش ایلنا، بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس در یادداشتی نوشت:

۱. اوهام سلطه‌جویانه و خیالِ خامِ «خلیج ترامپ»

ترامپ در اوهام خود در پی تغییر نام خلیج فارس به «خلیج ترامپ» است؛ گویی می‌خواهد میراث هزاران ساله تمدن ایرانی را با امضای شخصی خود پاک کند.

این توهم به جغرافیا محدود نمی‌ماند؛ در خیال خود می‌کوشد بر منابع نفتی خاورمیانه و جهان چنگ اندازد. اما واقعیت ساده است. اگر ایران از سنگر تاریخی و ملی‌اش در پاسداری از هویت خود عقب بنشیند، نام خلیج فارس نه تنها در خطر «تحریف عربی» بلکه در خطر تبدیل شدن به نماد هر نوع سلطه‌پذیری در جهان خواهد بود. 

۲. ملت‌بودگی؛ راز ماندگاری ایران

در برابر همه توطئه‌ها و فشارها، آنچه ایران را در طول تاریخ پایدار نگه داشته است، «ظرفیت ملت‌بودگی» اوست.

ملت‌بودگی یعنی پیوند ریشه‌دار میان مردم، سرزمین و فرهنگ؛ مفهومی که فراتر از دولت‌ها و نظام‌های سیاسی مدرن معنا پیدا می‌کند و به تاریخ و حافظه جمعی ایرانیان گره خورده است.

این انسجام تاریخی همان راز تاب‌آوری ایران است. نیرویی که اجازه نداده این سرزمین در برابر یورش‌ها، تحریم‌ها یا جنگ‌های رسانه‌ای فرو بپاشد. در جهانی که قدرت‌ها تغییر می‌کنند و ائتلاف‌ها فرو می‌ریزند، ملت ایران همچنان به عنوان «یک کل تاریخی» زنده مانده است، زیرا هویت او از عمق فرهنگ و پیوند مدنی‌اش با گذشته تغذیه می‌شود، نه از شعار یا سیاست روز.

۳.تفاوت میان مطالبه مردم و هدف بیگانه

در این میان، برخی به اشتباه فکر می‌کنند که فاصله‌ای که میان مردم و حکومت در سالیان گذشته به وجود آمده، ناشی از تضعیف ملت‌بودگی است. اما واقعیت این است که مردم ایران در هر برهه‌ای ممکن است منتقد و حتی معترض باشند و خواهان بهبود در اداره کشور شوند؛ اما نباید میان «خواست مردم» و «هدف بیگانه» خط تمایز را گم کرد.

از سوی دیگر، خواست مردم و دشمنان ایران، ماهیتاً با یکدیگر متفاوتند. مشکل بیگانگان خارجی، نقاط قوت ایران است؛ توان دفاعی، ذخایر انرژی، جایگاه ژئوپلیتیک و عمق فرهنگی تمدن ایرانی. اما دغدغه مردم، نقاط ضعف درونی است مانند ناکارآمدی‌ها، فساد، تبعیض یا فشارهای اقتصادی. این دو نه تنها شبیه هم نیستند بلکه در بسیاری موارد در تضاد مستقیم با یکدیگر قرار دارند.

مردم در پی اصلاح و بهبود ساختار کشورند، در حالی که بیگانگان در پی تضعیف و تجزیه آن‌اند. درک این تمایز، اساس وحدت ملی و نقطه افتراق میان «نقد سازنده» و «همسویی ناخواسته با خصم» است.

۴.دشمنی که نمی‌تواند تاب بیاورد

دشمنان ایران در ظاهر از پشت زرادخانه‌ها و رسانه‌های بزرگ سخن می‌گویند، اما شکافی عمیق میان قدرت ضربه زدن و طاقت ضربه خوردن آن‌ها وجود دارد.

آنان در ایجاد تنش، جنگ روایت‌ها و فشار اقتصادی مهارت دارند، اما در تحمل تبعات آن شکست‌پذیرند. ملت‌ها و دولت‌هایی که با افکار عمومی شکننده و جامعه مصرف‌زده اداره می‌شوند، طاقت فرسایش ندارند. این نقطه‌ضعف ساختاری است که مقاومت هوشمند و صبورانه ایران را به مزیتی راهبردی تبدیل کرده است.

در میدان سیاست جهانی، تاب‌آوری مهم‌تر از سرعت پاسخ است و این همان چیزی است که در دفاع مقدس هم برتری ایران را تضمین کرد.

۵. ترمیم شکاف ملت و حاکمیت؛ مسیر استحکام درونی

هیچ تاب‌آوری ملی بدون اعتماد عمومی پایدار نیست. بزرگ‌ترین سرمایه ایران در بزنگاه‌های تاریخی، هم‌سویی ملت و حاکمیت بوده است. هرگاه این رابطه تضعیف شده، آسیب‌پذیری افزایش یافته است.

راه ارتقاء تاب‌آوری ملی، کاهش شکاف‌ها و سوءتفاهم‌های میان ملت و حاکمیت است. این یعنی گفت‌وگوی صادقانه با مردم، شفافیت در تصمیمات کلیدی، به رسمیت شناختن حق اعتراض و مطالبه و در مقابل، پذیرش این واقعیت از سوی مردم که حفظ ثبات کشور بر هر اقدامی مقدم است.

جمع‌بندی

ایران زاده تاریخ نیست. ایران تداوم تاریخ است. در جهانی که با جعل هویت‌ها و تحریف مرزها دست به گریبان است، پاسداری از واقعیت‌هایی چون «خلیج فارس» تنها دفاع از یک نام جغرافیایی نیست، بلکه دفاع از «ملت‌بودگی» ایرانی است.

اگر وحدت، درک متقابل و صبوری ملی حفظ شود، نه ترامپ و نتانیاهو نه هیچ جبار و سفاک دیگری، در هیچ نقشه‌ای نمی‌تواند نامی جز «خلیج فارس» بر این آب نیلگون بنویسد.

یادمان نرود «ما برای آنکه ایران، گوهری تابان شود؛ خونِ دل‌ها خورده‌ایم...».

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز