موحدیان در گفتوگو با ایلنا:
وقوع جنگ قابل پیشبینی است؛ احتمال مذاکره کم است/ امارات از اتحادیه عرب هم خارج میشود؟
کارشناس مسائل سیاست خارجی گفت: دوری دیدگاه دو طرف باعث شده امیدی به مذاکره نباشد، به خصوص که هر چقدر ایران انعطاف نشان میدهد، آمریکا به دلایل ذکر شده نمیپذیرد و حاضر به پذیرش ادامه فناوری هستهای ایران نیست. در این شرایط، امکان مذاکره وجود ندارد. پیشبینی میشود در آینده، که مشخص نیست چه زمانی است و شاید در ماههای آینده و یا شاید در آینده نزدیکتر، این درگیریها ادامه پیدا کند. نشانههایی مانند اقدام امارات در ایجاد موانع و شبکه آهنی در اطراف مخازن نفت برای جلوگیری از شناسایی پهپادهای ایرانی، حاکی از ادامه این درگیریها است. بنابراین، امید چندانی به وقوع مذاکره وجود ندارد.
احسان موحدیان کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره عدم موفقیت آمریکا در جلب حمایت چین و شنیدهها درباره احتمال حمله مجدد، گفت: باید درک کرد که آمریکا دیگر آن نظم لیبرال سابق را دنبال نمیکند؛ نظمی که در آن احترام حداقلی به حاکمیت کشورها و تمامیت ارضی قائل بودند. در آن نظم، همکاری بینالمللی و مذاکره مبتنی بر بدهبستان تعریف شده بود. لذا وقوع جنگ قابل پیشبینی است. اینکه فکر کنیم جنگ دوباره اتفاق نمیافتد یک فکر اشتباه است.
هرچه زمان میگذرد آمریکا فضا و اعتبار جهانی خود را از دست میدهد
این کارشناس مسائل بین الملل گفت: چین به دنبال نمایش خود به عنوان یک میانجی معتبر و بیطرف است و با طرح مسائلی چونعدم دخالت در امور خارجی کشورها و تمرکز بر روابط اقتصادی گسترده با همه طرفها، سعی در معرفی خود به عنوان میانجی بیطرف دارد. موفقیتهایی چون احیای روابط ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳، اعتبار این رویکرد را افزایش داده و ارتباطات گسترده و فشار زیادی برای آتشبس داشته است.
موحدیان ادامه داد: با شکست استراتژی فشار حداکثری آمریکا از طریق چین که خودش را در قالب تداوم مدیریت ایران بر تنگه هرمز و همکاری اقتصادی دو طرف و تعاملاتی که از طریق راه آهن از طریق آسیای مرکزی ایجاد شده، نشان میدهد، به نظر میرسد که این شکست ترامپ، اعتبار الگوی زمامداری چین را افزایش داده و موفقیت روشهای چین را در جهان برجسته میکند. این امر عملاً آمریکا را به سمت خشونت و تنش بیشتر تحریک خواهد کرد.
وی افزود: آمریکا به این جمعبندی رسیده که هرچه زمان میگذرد در حال از دست دادن فضا است، از نظر اقتصادی در داخل دچار مشکل شده و اعتبار جهانی خود را از دست میدهد؛ بحرانهایی مانند تلاش برای تغییر نظام در ایران، تسلط بر نفت ایران، از بین بردن شرکا و متحدان منطقهای ایران و دستیابی به اورانیوم ایران، حل نشده باقی ماندهاند. مشکل تنگه هرمز هم به عنوان یک چالش اضافه شده و بهانههای اقتصادی در داخل و خارج آمریکا به وجود آورده است و همه مقصر اینها را آمریکا میدانند نه ایران.
عدم موفقیت آمریکا در جذب همراهی چین، باعث تشدید تنش در منطقه خواهد شد
در آینده نه چندان دور شاهد تشدید تنش خواهیم بود
وی ادامه داد: به نظر میرسد عدم موفقیت آمریکا در جذب همراهی چین، باعث تشدید تنش در منطقه خواهد شد. هرچند چین خواهان این است که عامل ثبات باشد، اما یک شکاف استراتژیک ایجاد خواهد شد. به نظر میرسد که آمریکا به احتمال زیاد از نقشی که چین به عنوان میانجیگر مستقل بخواهد ایفا کند، استقبال نخواهد کرد. بنابراین، پیشبینی میشود در آینده نه چندان دور شاهد تشدید تنش باشیم و آمریکا هم به این مسیر ادامه خواهد داد. لذا باید آمادگی خود را حفظ کرده و از ظرفیت کشورهایی مانند چین و روسیه برای یارگیری و افزایش ظرفیت اقتصادی و حل بحرانهای خودمان و افزایش امنیت خودمان استفاده کنیم.
این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به این سوال که در حال حاضر نام کشورهایی همچون چین، عمان، پاکستان و بعضا ترکیه بهعنوان میانجیهای احتمالی میان ایران و آمریکا مطرح شده است. با توجه به میزان نفوذ، وزن سیاسی و نقش هر یک از این کشورها در تحولات اخیر، ظرفیت و میزان اثرگذاری آنها را چگونه ارزیابی میکنید؟ گفت: کشورهایی مانند ترکیه و پاکستان به دلیل شرایط در حال گذار نظام بینالملل و اینکه ممکن است اینها بیشتر به منافع شخصی خودشان فکر کنند و منافع اینها شاید با منافع ما بیشتر در تضاد و رقابت قرار گیرد، چندان ایدهآل نیستند و به نظر میرسد که نمیشود روی ظرفیت آنها به شکل کامل حساب کرد.
اهرم فشار چین بدون متوسل به تهدید
موحدیان ادامه داد: ما با ترکیه و پاکستان در حوزههایی رقابتهای جدی داریم که این موارد ممکن است روی علاقهمندی آنها به یک میانجیگری مناسب تاثیر منفی بگذارد. اخبار و اطلاعاتی هم که منتشر شده است حاکی از آن است که در برخی از موارد پاکستان در انتقال پیامها عامدانه یا غیرعامدانه دقیق ایفای نقش نکرده است. از سوی دیگر برخی از کشورهای میانجی از قدرت نفوذ منطقهای کافی برخوردار نیستند و نمیتوانند ضمانتهای محکمی را ارائه دهند که بر قدرتهای بزرگ تاثیر لازم را بگذارند. اما اگر بخواهیم درباره چین صحبت کنیم باید بدانیم که سابقه چین در مقایسه با این کشورها بهتر است و هر چند در مورد جزایر سهگانه موضعگیری نامناسبی داشته است اما در مجموع به نظر میرسد که اگر ایران با قدرت رفتار کند اینها هم قابل اصلاح است.
وی تصریح کرد: از طرف دیگر بغیر از قابلیت تاریخی چین و ظرفیت آن برای ضمانتهای محکم و تاثیرگذاری بر قدرتها، با توجه به اینکه خودش نیز یک قدرت بزرگ است، برخلاف برخی از میانجیها با همه طرفها در منطقه از جمله کشورهای عربی، ایران، و حتی = صهیونیستها و آمریکاییها و اروپا روابط اقتصادی و سیاسی عمیق دارد و بزرگی و ظرفیت چین باعث میشود که انگیزهاش برای دستکاری پیامها کاهش پیدا کند و حرفش پذیرفته شود. چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و از سوی دیگر خریدار اصلی نفت عربستان هم است؛ این وزن اقتصادی به چین یک اهرم فشار واقعی میدهد بدون اینکه بخواهد تهدید نظامی کند یا متوسل به تهدید شود.
ترکیبی از چین و روسیه را به عنوان میانجی به کار بگیریم
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: از همه این موارد نیز مهمتر استقلال چین از غرب است. پاکستان یا ترکیه استقلالی از غرب ندارند و ترکیه عملا عضو ناتو است، پاکستان روابطش با آمریکا و تعاملاتش به ویژه در بخشهای نظامی با آمریکا کاملا مشخص است اما چین از این جهت برجسته است که فراتر از تاثیرگذاری آمریکا و یا اسرائیل میتواند تصمیم بگیرد این موضوع قابل تأمل است و سیاست خارجی مستقل و رفتار اخیرش با ترامپ میتواند مورد توجه باشد و در کنار روسیه به نظر میرسد که این دو کشور میتوانند به گونهای عمل کنند که در مذاکرات منافع ایران قربانی اهداف دیگر کشورها نشود.
موجدیان عنوان کرد: ما اگر بخواهیم یک میانجی داشته باشیم، یک میانجی خوب باید معتبر، مستقل، بیطرف و قدرتمند باشد. به نظر میآید چین کشوری است که هر چهار مورد را در بیشترین سطح میتواند داشته باشد و اگر ما ترکیبی از چین و روسیه را به عنوان میانجی به کار بگیریم هم اعتبار، هم بیطرفی و هم استقلال و قدرتمند بودن و هم نفوذ کافی را برای خودمان به ارمغان بیاوریم.
ضرورت انتقال روند میانجیگری از پاکستان به چین
وی درباره اینکه پاکستان در حال حاضر به صورت رسمی نقش میانجی را ایفا میکند آیا موضوع میانجیگری چین در پشت پرده اتفاق میافتد، گفت: پیش از این و در زمان شروع روند مذاکرات، پاکستان و چین بیانیهای مشترک منتشر و اصولی را برای کمک به ایجاد صلح اعلام کردند. با توجه به اینکه چین روابط خوبی با پاکستان دارد، فکر میکنم چین تلاشهایی میکند اما به نظر من انتقال روند میانجیگری از پاکستان به چین میتواند به ما کمک کند و بعید میدانم واکنش منفی جدی از سوی پاکستان ایجاد شود چراکه به هر حال پاکستان برای ما کشور مهمی است و به روندهای ترانزیتی و کریدورهای ما از امارات کمک میکند تا اینها منتقل شوند و برای مقابله با تحریمهای دریایی ادعایی آمریکا به ما کمک میکند. بنابراین، نباید به گونهای رفتار کرد که پاکستان رنجیده شود. با این حال، مجموع عواملی که ذکر شد، توجیه میکند که بیشتر از ظرفیت چین استفاده کنیم.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: در داخل کشور نیز باید اجماع و همصدایی شکل بگیرد. در گذشته پس از امضای برجام، اولین کشوری که به ایران آمد تا از مزایای آن استفاده کند، چین بود و پیشنهادهای خوبی ارائه داد که به دلایل مختلف عملیاتی نشد. اکنون که امیدی به ظرفیتهای آمریکا و اروپا نیست و آنها کاملاً خصمانه عمل میکنند، دستگاههای مدیریتی و اجرایی باید اجماعی را شکل دهند تا بتوانیم از ظرفیتهای چین و کشورهای همراه آن مانند پاکستان و کشورهای شرق آسیا بهتر استفاده کرده و این ظرفیتها را مدیریت کنیم. در جنگی که با آمریکا داریم و در آینده هم ادامه خواهد داشت، امیدواریم بتوانیم موفق و سربلند بیرون بیاییم و ایران بتواند به سمت ابرقدرتی و آزادسازی ظرفیتهای خود که تاکنون مورد بیتوجهی قرار گرفته، حرکت کند.
از آنجا که هر دو طرف خود را پیروز میدانند، احتمال وقوع مذاکره کم است
آمریکا دیگر همکار نمیخواهد، بلکه برده میخواهد
موحدیان درباره اینکه از ابتدای جنگ، شاهد بودیم که گاه و بیگاه ترامپ اعلام میکرد که مذاکراتی با ایران در حال انجام است یا در پشت پرده تماسهایی صورت گرفته است. اما در روزهای اخیر، اظهارنظرهای علنی درباره مذاکره از سوی هر دو طرف کاهش یافته است، فکر میکنید با توجه به تحولات در منطقه تشدید تنش را در روزهای آینده شاهد خواهیم بود، گفت: هر دو طرف معتقدند که پیروز هستند. آمریکاییها مدعی هستند که توانستهاند تواناییهای نظامی ما را هدف قرار دهند و از نظر اقتصادی هم ما را تحت فشار قرار دادهاند از سوی دیگر، ما معتقدیم که موفق بودهایم، زیرا نتوانستهاند اهداف خود را در زمینه تغییر رژیم، خارج کردن اورانیوم، محدود کردن توان موشکی و هستهای و مقابله با متحدان ایران محقق کنند.
وی تصریح کرد: از آنجا که هر دو طرف خود را پیروز میدانند، احتمال وقوع مذاکره کم است. علاوه بر این، آمریکا دیگر به دنبال نظم لیبرال نیست و خواهان تسلط مستقیم بر کشورها و منابع آنها و تأمین منافع خود است؛ دیگر همکار نمیخواهد، بلکه برده میخواهد و ایران چنین چیزی را نمیپذیرد. در چنین فضایی، امکان مذاکره وجود ندارد. این جنگ، جنگی موجودیتی است که باید در نهایت به برنده و بازنده مشخص منجر شود، اما تاکنون این اتفاق نیفتاده است.
امید چندانی به وقوع مذاکره وجود ندارد
این کارشناس مسائل سیاست خارجی گفت: دوری دیدگاه دو طرف باعث شده امیدی به مذاکره نباشد، به خصوص که هر چقدر ایران انعطاف نشان میدهد، آمریکا به دلایل ذکر شده نمیپذیرد و حاضر به پذیرش ادامه فناوری هستهای ایران نیست. در این شرایط، امکان مذاکره وجود ندارد. پیشبینی میشود در آینده، که مشخص نیست چه زمانی است و شاید در ماههای آینده و یا شاید در آینده نزدیکتر، این درگیریها ادامه پیدا کند. نشانههایی مانند اقدام امارات در ایجاد موانع و شبکه آهنی در اطراف مخازن نفت برای جلوگیری از شناسایی پهپادهای ایرانی، حاکی از ادامه این درگیریها است. بنابراین، امید چندانی به وقوع مذاکره وجود ندارد.
اینکه امارات بخواهد اقدامی را علیه ایران انجام دهد یک طنز است
این کارشناس مسائل بینالملل درباره شایعات و اخباری مبنی بر درخواست آمریکا از امارات متحده عربی برای حمله به ایران و تصرف برخی جزایر گفت: اینکه امارت بخواهد اقدامی را علیه ایران انجام دهد یک طنز است. امارات، ممکن است تجهیزات نظامی داشته باشد و بخواهد به تجهیزات و زیرساختهای ما آسیبی وارد کند همانطور که در حمله به تأسیسات نفتی لاوان مشاهده شد، هرچند به پالایشگاه حمله نشد، اما امارات از نظر جغرافیایی و ژئوپلتیک، جمعیتی و توانایی جلب همراهی کشورها، فاقد ظرفیت لازم برای انجام چنین اقدامی علیه ایران است. با این حال، گزارشها حاکی از آن است که امارات پایگاه نظامی هوایی خود را در اختیار آمریکا قرار داده و همچنین از نظر مالی هزینههای جنگ را نیز تقبل کرده است.
بسیاری از سرمایهگذاران، امارات را ترک کرده و به سنگاپور و سایر نقاط مهاجرت میکنند
موحدیان ادامه داد: از نظر فنی، امارات ممکن است توانایی انجام حمله را داشته باشد، اما در صورت اقدام، هزینههای بسیار سنگینی را به دلیل گستاخی در برابر ایران و همکاری با اسرائیل متحمل خواهد شد. فرض کنید امارات حمله را انجام دهد؛ ایران از نظر ظرفیت لجستیکی، منابع جنگی و نیروی انسانی قادر است به شدت امارات را مورد حمله قرار داده و زیرساختهای آن را از بین ببرد. در حال حاضر هم تا حدی این اتفاق رخ داده است؛ یعنی وقتی ما تنگه هرمز را به حدی بسته اعلام کردهایم، عملاً تمام ظرفیتهای صادرات انرژی امارات را در محاصره قرار دادهایم و به بندر فجیره حمله شده است. هرچند این موضوع را قبول نداشته باشیم، اما تواناییهای صادراتی و ظرفیت گردشگری امارات از دست رفته است. بسیاری از سرمایهگذاران، امارات را ترک کرده و به سنگاپور و سایر نقاط مهاجرت میکنند. از سوی دیگر امارات به قدری در جهان منفور شده که مجبور به انکار سفرهای مقاماتش به اسرائیل است.
امارات در تله اسرائیل و آمریکا گرفتار شده است
در صورت تکرار رفتارهای گستاخانه امارات چه بسا شاهد فروپاشی یا تجزیه این کشور باشیم
وی گفت: در چنین شرایطی، حمله به ایران به منزله «شلیک به سر خود» است. امارات در مسیری قرار گرفته که امکان یارگیری ندارد؛ با عربستان و کشورهای اسلامی درگیر است و عملاً با ایران مشکل دارد. امارات در وضعیت انزوا قرار گرفته و هیچ دوستی برای خود باقی نگذاشته و عملاً در تله اسرائیل و آمریکا گرفتار شده است. این سرنوشت کشورهایی است که فراتر از توان و ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود دست به ماجراجویی میزنند و این ماجراجویی، امارات را نابود خواهد کرد.
موحدیان گفت: باید توجه داشت که در داخل امارات هم بسیاری از امیرنشینها با رفتارهای ابوظبی مخالف هستند؛ از جمله شارجه، رأس الخیمه و دبی. رفتارهایی که ابوظبی به شکل گستاخانه و فراتر از ظرفیت امارات انجام میدهد، ممکن است در آینده نه چندان دور منجر به بازگشت امارات به وضعیت سال ۱۹۷۱ و حتی تجزیه آن شود و این امیرنشینها بخواهند رفتارهای مستقل خود را از سر گیرند. معتقدم در صورت تکرار رفتارهای گستاخانه، امارات از درون دچار مشکلات جدی خواهد شد و چه بسا شاهد فروپاشی آن باشیم.
آمریکا تحمیل هزینه به زیرساختارهای منطقه را هزینهای قابل قبول برای رسیدن به اهداف خود میداند
وی درباره تحلیل خود از تغییر رفتار عربستان در روزهای اخیر و خودداری ریاض از همراهی نظامی با ایالات متحده گفت: به نظر میرسد بعد از اتفاقاتی که در جنگ ۴۰ روزه اخیر افتاد، نوعی دودستگی میان کشورهای عربی شکل گرفت. برخی از این کشورها به این جمعبندی رسیدند که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، زیرساختهایشان، صادراتشان و منابعشان آسیب میبیند و علاوه بر این، امکان اینکه بتوانند روی آمریکا حساب کنند را هم نخواهند داشت. آمریکا آن ادعاهایی که در حمایت از آنها داشته را انجام نخواهد داد و اصولاً اهمیتی هم نمیدهد.
وی ادامه داد: به نظر میرسد بهویژه در رأس این کشورها عربستان قرار دارد که متوجه شده آمریکا تحمیل هزینه به زیرساختارهای منطقه را هزینهای قابل قبول برای رسیدن به اهداف خود میداند و اصولاً در این زمینه با اسرائیل همراهی دارد، و چهبسا ناراحت هم نمیشود و به این نتیجه میرسد که بازسازیای اتفاق میافتد و این بازسازی میتواند درآمد جدیدی برای آمریکاییها ایجاد کند.
این کارشناس مسائل بین الملل گفت: نکته دیگر این است که این کشورها متوجه تغییر ماهیت تهدید از سمت ایران شدهاند. پیش از این، رقابتهایی که با ایران داشتند به جنگهای نیابتی و تنشها منجر شده بود، اما اکنون با این جنگی که اتفاق افتاده، نگران هستند؛ چراکه این جنگ ایران و ظرفیتهای ایران را درگیر میکند. در این فضا تمرکز ایران بر بقای خود است، تا گسترش نفوذ منطقهای. در چنین شرایطی اگر اسرائیل تقویت شود، این میتواند تهدیدی جدی برای ریاض باشد. درست است که ممکن است تهدید ایران کمتر شده باشد، اما در مقابل تهدید اسرائیل برای عربستان افزایش مییابد.
شنیدههایی درباره احتمال خروج از اتحادیه عرب مطرح شده است
موحدیان تصریح کرد: از این رو عربستان به جای تقابل، در این فضا به دنبال تنشزدایی است و به این فکر میکند که اگر ایران بیش از این تضعیف شود، فضای نامساعدی برای خود عربستان ایجاد خواهد شد. بنابراین، نگرانی از ضعیف شدن بیش از حد ایران هم برای آنها وجود دارد. مسئله دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، رقابت عربستان با امارات است. به هر حال رقابتهای پنهانی که با همپیمان سابق خود، یعنی امارات، دارند – کشوری که زمانی شریک استراتژیک آنها بود – قابل توجه است. این رقابتها پیشتر در یمن و سودان هم بروز پیدا کرد. حمایت امارات از جنبشهای جداییطلب در یمن در تضاد با رویکرد عربستان برای حفظ تمامیت ارضی یمن بود و همین اختلافات حتی به درگیری دو طرف در یمن منجر شد. اکنون هم خروج امارات از اوپک و شنیدههایی درباره احتمال خروج از اتحادیه عرب، بههمراه نزدیکی افراطی امارات به اسرائیل، موجب شده که عربستان در رویکردهای خود بازنگری کند.
وی ادامه داد: در کنار این موارد، الزامات اقتصادی و داخلی عربستان هم اهمیت دارد. این کشور در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ به دنبال جذب سرمایه و ایجاد ثبات است. ثبات منطقهای و امنیت پایدار برای جذب سرمایهگذاری خارجی و تکمیل پروژههای زیربنایی بسیار مهم است. بحران و درگیری نظامی، اهداف اقتصادی عربستان را تهدید میکند و تداوم این وضعیت میتواند برنامههای توسعهای آن را با چالش جدی مواجه سازد.
این کارشناس مسائل بین الملل گفت: همچنین باید توجه داشت که هرچند عربستان ظرفیتهای دریای سرخ را برای کاهش آسیبپذیری اقتصادی خود و دور زدن تنگه هرمز دارد، اما در صورت بروز بحران، بابالمندب قابلیت بسته شدن از سوی یمنیها را دارد و میتواند تهدیدی برای تحقق رشد اقتصادی و اجرای چشمانداز این کشور باشد. علاوه بر مواردی که گفته شد، کاهش اعتماد به آمریکا هم عامل مهمی است.
وی تاکید کرد: توهینهای ترامپ به رهبری عربستان و بیاعتبار شدن تضمینهای امنیتی آمریکا، به همراه تمرکز آمریکا بیشتر بر منافع اسرائیل و توجه به سمت چین و نگرانیهایش در شرق آسیا، باعث شده عربستان به سمت تنوعبخشی به روابط خود حرکت کند. همکاری عربستان با ترکیه و پاکستان را هم باید در همین راستا تفسیر کرد. این رویکرد چندوجهی شامل تقویت همکاری با چین و روسیه و تبدیل چین به شریک تجاری اصلی نیز میشود.
موحدیان گفت: از طرف دیگر، عربستان در مسیر عادیسازی روابط با اسرائیل چیزی به دست نیاورد و جنگ غزه و رفتار زننده اسرائیل در جنگ های اخیر، همراه با مخالفت شدید افکار عمومی، عربستان را به سمت تغییر رویکرد سوق داده است.