خبرگزاری کار ایران

مرکز پژوهش های مجلس در تحلیلی تبیین کرد؛ 

پایان جنگ رمضان، آغاز فصل تازه‌ای در فهم توانایی‌های «ایران قوی» است

پایان جنگ رمضان، آغاز فصل تازه‌ای در فهم توانایی‌های «ایران قوی» است

مرکز پژوهش‌های مجلس، در تحلیلی در خصوص تصویر ایران فاتح پسا جنگ رمضان، با بیان اینکه پایان جنگ رمضان، آغاز فصل تازه ای در فهم توانایی های «ایران قوی» است، عنوان کرد که در این فصل جدید، تهدید جای خود را به فرصت می دهد و بحران به بستری برای «بازآفرینی قدرت ملی» بدل می گردد.

به گزارش ایلنا، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی تحلیلی در خصوص «تصویر ایران فاتح پسا جنگ رمضان» با توجه به صحبت های دکتر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه «ما مطمئنیم که در این جنگ با ایمان و بصیرت مردم، ایران فاتح و مقتدر خواهیم بود و نظم بومی را با کشورهای منطقه برقرار می‌کنیم»، عنوان کرد که پایان جنگ رمضان، آغاز فصل تازه‌ای در فهم توانایی‌های «ایران قوی» است؛ فصلی که در آن تهدید جای خود را به فرصت می‌دهد و بحران به بستری برای «بازآفرینی قدرت ملی» بدل می‌گردد. آنچه در این دوره معنا می‌یابد، صرفاً سکوت پس از نبرد نیست؛ بلکه پیدایش افق‌های نو در حکمرانی، اقتصاد و نقش منطقه‌ای است؛ افقی که با تکیه بر تجربه‌ی عبور از سختی‌ها، ایران را در جایگاه «ایرانِ فاتحِ پساجنگ» می‌نشاند. کشوری که نه‌تنها از دل بحران برخاسته؛ بلکه از آن برای بازتعریف ظرفیت‌های خود بهره گرفته است. این پیروزی، نشانه «بلوغ نهادی و پایداری اجتماعی» است؛ آغاز مرحله‌ای که تصویری تازه از ایران را شکل می‌گیرد.


عبور از مرحله جنگ، دریچه‌ای تازه برای گذار از «مدیریت بحران» به «مدیریت تحولات» می‌گشاید. یکی از مهم‌ترین پیامدهای این تجربه‌، تقویت انعطاف راهبردی و ظرفیت تطبیق در سطوح مختلف حکمرانی است؛ ظرفیتی که به نظام سیاسی امکان می‌دهد در مواجهه با تغییرات سریع منطقه‌ای و جهانی، به سوی «سیاست‌گذاری آینده‌نگر و فعال» حرکت کند. در کنار این تحول، سرمایه اجتماعی و اعتماد ملی، نقش تعیین‌کننده‌ای در «سیمای ایران پساجنگ» ایفا می‌کند؛ چراکه «تاب‌آوری اجتماعی و همبستگی ملی»، بستر لازم برای استمرار کارآمدی نظام تصمیم‌گیری در شرایط پیچیده را فراهم می‌آورد.


در سطح نهادی نیز «دوره پساجنگ» می‌تواند به نقطه آغاز «نوآوری‌های ساختاری در سازوکارهای تصمیم‌سازی» و هماهنگی میان حوزه‌های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. تجربه بحران‌های بزرگ غالباً به «شکل‌گیری نهادهای تازه و الگوهای جدید حکمرانی» می‌انجامد؛ امری که می‌تواند به بازآرایی ظرفیت‌های مدیریتی کشور و ارتقای کارآمدی نظام حکمرانی منجر شود. همزمان، تحولات ناشی از جنگ، زمینه‌های بازتعریف نظم ژئوپلیتیکی منطقه را نیز فراهم می‌آورد و این امکان را پیش روی ایران قرار می‌دهد که در فرآیند شکل‌گیری ترتیبات جدید منطقه‌ای، نقشی فعال و اثرگذار ایفا کند.


در چنین شرایطی، حکمرانی اقتصادی و تقویت بنیان‌های اقتصاد تاب‌آور نیز اهمیت مضاعفی می‌یابد. تجربه مواجهه با فشارهای خارجی نشان داده است که «پایداری اقتصادی»، پیوندی مستقیم با «ظرفیت‌های نهادی و کیفیت حکمرانی» دارد. از این رو، دوره پساجنگ می‌تواند آغاز مرحله‌ای تازه در تقویت «اقتصاد درون‌زا»، توسعه شبکه‌های همکاری منطقه‌ای و گسترش «پیوندهای اقتصادی چندجانبه» باشد. در کنار این روند، «سرمایه دانشی و فناورانه» برآمده از تجربه جنگ رمضان نیز به‌عنوان یکی از ارکان قدرت نرم ایران، جایگاهی فزاینده در معادلات قدرت ملی پیدا می‌کند.


در نهایت، مجموعه این تحولات را می‌توان در چارچوب افقی گسترده‌تر و تمدنی نیز فهم کرد. عبور موفق از تهدیدهای بزرگ، تنها به تثبیت قدرت مادی یک کشور محدود نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند زمینه‌ساز بازتعریف «نقش تاریخی و تمدنی ایران» در محیط پیرامونی و نظام بین‌الملل باشد. از این منظر، دوران پساجنگ رمضان را می‌توان مرحله‌ای دانست که در آن تجربه بحران، به فرصتی برای تعمیق حکمرانی قوی، تقویت ظرفیت‌های ملی و گشودن افق‌های تازه در مسیر پیشرفت و نقش‌آفرینی ایران بزرگ در نظم در حال تحول منطقه‌ای و جهانی تبدیل می‌شود.

 

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز