خبرگزاری کار ایران

حسام اسلامی در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد؛

ثبت واقعیت‌های امروز جامعه، مسئله‌ای بسیار حیاتی برای کشور است/ باید برای انتشار روایات مستقل چاره‌ای اندیشید

ثبت واقعیت‌های امروز جامعه، مسئله‌ای بسیار حیاتی برای کشور است/ باید برای انتشار روایات مستقل چاره‌ای اندیشید

حسام اسلامی ثبت واقعیت‌های امروز جامعه ایران را مسئله‌ای حیاتی می‌داند که در سینمای مستند باید به آن پرداخت. او یکی از اصلی‌ترین معضلات سینمای مستند مستقل را نبود امکان مناسب نمایش آثار می‌کند.

حسام اسلامی کارگردان و تهیه‌کننده مستند در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، درباره امکان روایت مستقل از جنگ و وضعیت این روزهای کشور در سینمای مستند اظهار کرد: برای رفتن سراغ موضوعات مختلف و پیگیری یک روایت مستقل مشکل چندانی وجود ندارد، به هر حال می‌توان به سراغ آدم‌های مختلف رفت و با آن‌ها مصاحبه کرد و ساخت چنین اثری امکانپذیر است اما آنچه که معضل به حساب می‌آید منتشر کردن اثر است، به این معنا که به عنوان مستندساز من می‌توانم به سراغ آدم‌هایی بروم که لزوماً روایت غالب را قبول ندارند  و اظهارات آن‌ها را در مستندم بیاورم اما اینکه این مستند کجا و چطور می‌تواند به پخش برسد مسئله و مشکل اصلی است.

اسلامی تأکید کرد: برای انتشار فیلم مستند ما دو انتخاب داریم، اولین انتخاب رسانه ملی است که متأسفانه روایت‌های محدودی را می‌پذیرد و فقط صدای بخشی از جامعه را منتشر می‌کند و انتخاب دیگر رسانه‌های فارسی زبان خارجی هستند که آن‌ها هم به همین صورت تنها صدای یک بخش از جامعه را منتشر می‌کنند. اگر شما روایتی انسانی داشته باشید که نه شعاری باشد و نه خیلی واضح و مشخص موضع‌گیری کند و اثری عمیق‌تر و پیچیده‌تر باشد در هیچ یک از این رسانه‌ها امکان انتشار ندارید.

وی افزود: من به عنوان یک فیلمساز اگر به سراغ موضوعی متفاوت بروم و مستندی بسازم که نه مطلوب تلویزیون باشد و نه رسانه‌های فارسی زبان خارجی باید به سراغ انتشار اثرم در فضای مجازی بروم اما اکانت اینستاگرام یا توییتر من مخاطب چندانی ندارد که امکان دیده شدن اثرم فراهم باشد و خیلی راحت آنچه که تولید کردم در میان حجم انبوهی از تولیدات گم می‌شود و اگر بخواهم به سراغ صفحه‌هایی بروم که پربیننده هستند هم آن‌ها من را مجبور به پیگیری مسائل و نگاه خودشان می‌کنند. به نظر من این یک معضل بزرگ است که ما مستندسازها باید برای آن راه حلی پیدا کنیم.

این کارگردان با اشاره به اینکه در ماه‌های اخیر مشغول فیلمبرداری یک اثر مستند مربوط به جنگ بوده، گفت: من به عنوان یک مستندساز این روزها به هیچ اثری جز مستندسازی درباره جنگ نمی‌توانم فکر کنم و حتی پروژه‌ای که پیش از جنگ در دست داشتم را رها کردم. در جنگ دوازده روزه امکان کار چندان فراهم نبود و باید از نهادهای امنیتی بالادستی مجوز دریافت می‌کردید اما در جنگ اخیر فضا برای مستندسازی خیلی بهتر شده بود و من با نامه صنف تهیه‌کنندگان مستند که عضوش هستم توانستم در روزهای جنگ کارم را کلید بزنم در حالیکه در شرایط عادی آن نامه اصلاً هیچ کارایی خاصی نداشت و فقط در همین روزهای جنگ امکان فیلمسازی را برایم فراهم کرد.

وی افزود: من سراغ آدم‌های مختلفی رفتم و با آن‌ها مصاحبه کردم، مثلاً با خانمی مصاحبه کردم که خانه‌اش ویران شده و این خانم در آن وضعیت حجاب نداشت و من هم به خودم اجازه نمی‌دادم که از او بخواهم برای قرار گرفتن مقابل دوربینم حجاب داشته باشد، حالا این مستند به خاطر همین مسئله امکان انتشار در تلویزیون را ندارد، از طرفی من هم نمی‌خواهم مستند در شبکه‌هایی مثل «بی بی سی» و «اینترنشنال» منتشر شود چون آن‌ها را کاملاً دشمن می‌دانم. در این وضعیت من که به عنوان مستندساز این روزهای کشورم را به ثبت رسانده‌ام باید چگونه اثرم را به انتشار برسانم؟ به نظر من مسئله اصلی انتشار است، من در مستند روایت مستقلی داشتم، از شعار فاصله گرفتم، سعی کردم واقعیت زندگی مردم را به تصویر بکشم اما امکان انتشار اثرم وجود ندارد و باید این موضوع حل شود.

اسلامی تأکید کرد: من به شخصه تلاش‌هایی داشتم، سعی کردم مجراهایی برای انتشار اثرم پیدا کنم. بسیاری از رسانه‌های معتبر دنیا در ایران هیچ دفتر یا خبرنگاری ندارند در حالیکه ایران همواره در تیتر اخبار دنیا بوده، به دلیل اینکه ما به راحتی در دسترس رسانه‌های خارجی نیستیم، تقاضای بالایی برای دریافت مستند از ایران وجود دارد. این وضعیت یک امکان برای مستندسازان ایرانی فراهم کرده و من به شخصه رسانه‌ها را رصد می‌کنم و آن رسانه‌هایی که تا حدی به نگاه من نزدیک هستند را برای انتشار اثرم انتخاب می‌کنم. ممکن است در بین رسانه‌های داخلی هم بتوانم انتخابی نزدیک به نگاه خودم داشته باشم اما مسئله این است که آن رسانه دایره مخاطبانش گسترده باشد و من بتوانم اثرم را به مخاطبان بیشتری برسانم؛ برای من خارجی یا ایرانی بودن رسانه مسئله نیست؛ مسئله اصلی این است که هم اثرم امکان نمایش داشته باشد هم مخاطبان آن رسانه گسترده باشد.

اسلامی تصریح کرد: باید به این نکته هم اشاره کنم که در پروسه ساخت قطعاً محدودیت‌هایی وجود دارد، من یک ماه پیش به جنوب رفتم و سعی کردم به مکان‌های مختلفی که درگیر جنگ بوده، بروم ولی امکان حضور در برخی مکان‌ها برایم وجود نداشت که یکی از آن‌ها جزیره لارک بود. با وجود این محدودیت‌ها من بر این عقیده‌ام که مسئله اصلی همچنان پخش است و تولید تا حدی امکانپذیر است.

این کارگردان درباره تفاوت روایت ساده و روایت عمیق و پیچیده از جنگ گفت: مستندساز می‌تواند در اولین لایه به اولین پاسخی که می‌رسد بسنده کند؛ اما روایت عمیق‌تر این است که شما کنکاشتان در موضوع را ادامه دهید، موشکافی کنید و حداقل کمی جلوتر بروید. متأسفانه ما در تحقیق کمی ضعیف هستیم، حتی در روزنامه‌نگاری تحقیقی هم این ضعف دیده می‌شود در حالیکه در بسیاری از کشورها یک روزنامه‌نگار ممکن است برای یک گزارش چند هزار کلمه‌ای چند سال وقت بگذارد، این گزارش حتی می‌تواند مربوط به یک پرونده قتل باشد و اصلاً یک موضوع خاص فلسفی یا اجتماعی هم نباشد.

وی افزود: اینکه مستندساز به همان اولین سوال‌هایی که به ذهنش می‌رسد و همان اولین پاسخ‌ها بسنده کند یا جلوتر برود و به موضوعات دیگری هم فکر کند و پرسش‌های دیگری هم مطرح کند اثرش را عمیق‌تر یا سطحی‌تر می‌کند. مطمئناً پیگیری پرسش‌ها و پاسخ‌های عمیق پروسه تولید را زمانبرتر می‌کند ولی اثر ماندگارتر خواهد بود. به عنوان مثال درباره جنگ فعلی، همه از لامرد صحبت می‌کنند و هر کسی در حد یک تیتر از لامرد شنیده است؛ اینکه آمریکا در آنجا در منطقه مسکونی و ورزشگاه از موشک‌های جدیدی استفاده کرده که تابحال تست نشده بودند. شما در قالب یک خبر می‌توانید درباره این موضوع توصیفی داشته باشید و به عنوان مستندساز تصاویری از خیابان‌های آنجا و مناطق مورد هدف ضبط کنید اما می‌توانید با نگاهی عمیق‌تر به عنوان مستندساز سوالات بیشتری طرح کنید، مثلاً اینکه ویژگی لامرد و آن فضا چه بود که آمریکا آنجا را برای تست این موشک‌ها انتخاب کرد؟ چرا آمریکا مسئولیت فاجعه میناب را پذیرفت اما لامرد را نمی‌پذیرد؟ و... . این پرسش‌ها از یک ذهن پرسشگر مطرح می‌شوند که فیلمساز باید از خودش بپرسد و پیگیری کند. یک مستندساز یا روزنامه‌نگار در یک پرونده مثلاً جنایی حتی می‌تواند از کارآگاه‌ها یا افسر پرونده جلوتر برود و مخاطبش را با اطلاعات کامل‌تری مواجه کند، در این صورت است که اثر او ارزش بالاتری پیدا می‌کند وگرنه روایت رسمی و رایج که شاید درست هم باشد ممکن است آنقدر تکراری شود که هیچ آورده خاصی برای مخاطب خود نداشته باشند.

تهیه‌کننده مستند سینمایی «فرار از قصر» درباره پرداختن به ابعاد مختلف جنگ و شرایط اجتماعی کشور تصریح کرد: به نظر من پرداختن به ابعاد مختلف موضوعات مهم مثل وضعیتی که امروز کشور ما درگیر آن شده به لحاظ تاریخی بسیار مهم است. آنچه که مستندسازها ثبت می‌کنند، می‌تواند یک سند مهم تاریخی باشد. من فکر می‌کنم به دلیل شرایط جنگ و آسیب‌هایش آدم‌ها کمی بی‌پرواتر شده‌اند و راحت‌تر حرف می‌زنند. من در پروسه ساخت مستندم این مسئله را کاملاً حس کردم. من بر این عقیده‌ام که پرداختن به واقعیت‌های موجود در جامعه‌ امروز کشورمان مسئله‌ای حیاتی است و نادیده گرفتن‌شان بسیار خطرناک است. من ثبت این واقعیت‌ها را هم بسیار حیاتی و هم امکانپذیر می‌دانم اما امکان نمایش متأسفانه فراهم نیست.

این تهیه‌کننده تأکید کرد: مسئله پس از تولید این است که اثر کجا به نمایش در آید و پس از آن مستند آرشیو می‌شود و مسئله دیگر این است که آثار در کجا نگهداری شوند. نگهداری این مستندها هم بسیار مهم است و ما باید آرشیوی از تولیدات داشته باشیم که سال‌ها بعد برای تحقیق و پژوهش درباره این روزها منابع خوبی در دست پژوهشگران باشد. در کشور ما معمولاً آثار تلویزیون،‌ روزنامه‌ها، سایت‌ها و مجلات به خوبی آرشیو می‌شوند اما مستندها آرشیو نمی‌شوند و در فضای مجازی هم این آثار به شکل درست و حساب شده آرشیو نمی‌شوند. اگر روایت‌های مستقل نباشند و آرشیو نشوند محققان مجبور هستند به روایت‌های صداوسیما یا شبکه‌هایی مثل بی بی سی و اینترنشنال بسنده کنند.

اسلامی درباره کارکرد مستندسازی از شرایط حاضر کشور گفت:  مستندسازی در این شرایط نوعی تاریخ‌نگاری است، بخشی از کار ما اطلاع‌رسانی است و بخشی تحلیل‌گری و کمک به اینکه نادیده‌ها دیده شوند. وقتی چند سال از این وقایع بگذرد پژوهشگران اگر بخواهند درباره این روزها تحقیقی داشته باشند به سراغ مستندها خواهند رفت همانطور که اگر یک پژوهشگر بخواهد درباره دوران صفویه تحقیق کند به سراغ نوشته‌های آن زمان می‌رود. آنچه که مستندساز امروز ثبت می‌کند یک منبع و مرجع خواهد شد.

وی افزود: اینکه ما تصور کنیم یک اثر مستند می‌تواند معضلی را حل کند بسیار بلندپروازانه است،  ارائه راه حل بسیار بعید است اما مستندساز می‌تواند آنچه که دیده نمی‌شود یا نمی‌خواهند دیده شود را به تصویر بکشد؛ مسائل اجتماعی کشورمان در شرایط حاضر یا حتی موضوعاتی مثل فاجعه میناب. من پس از جنگ به میناب سفر کردم، وقتی از آنجا برگشتم خیلی‌ها از من می‌پرسیدند آیا واقعاً آنطور که برخی رسانه‌ها ادعا می‌کردند آن مدرسه یک پادگان نظامی بود؟ یا آیا واقعاً زیر آن مدرسه موشک بود؟ من درباره مشاهداتم به افراد توضیح می‌دهم اما بهتر است یک فیلم ساخته شود که به این پرسش‌ها پاسخ دهد نه اینکه ما کاملاً این پرسش‌ها را نادیده بگیریم. روایات مخدوش و مبهم بسیاری وجود دارد و یکی از کارکردهای مستند این است که این فضا را از بین ببرد و تمام سعی من هم همین است که روایت‌های مبهم را کنار بزنم. مطمئناً کنار زدن روایت‌های مبهم کار ساده و آسانی نیست. آسان‌ترین کار این است که شما با افرادی صحبت کنید که با شما هم‌عقیده هستند، حرف‌هایی که مطلوب نظر شماست را بزنند و همان را بازتاب دهید اما تحمل روایت‌های مختلف و اجازه بازتاب آن‌هاست که می‌تواند ارزشمند باشد.

تهیه‌کننده مستند «محاکمه مصدق» تأکید کرد: مسئله اصلی همین است که تولیدات مختلف بتوانند افراد مختلف را قانع کنند، مشکلی که امروز تلویزیون ما دارد این است که این رسانه فقط مخاطبان هم‌نظر با خودش را قانع می‌کند و برای باقی افراد هیچ کارکرد اقناعی ندارد؛ در حالیکه تلویزیون در بین رسانه‌های کشور بیشترین قدرت را دارد، تولیدکنندگان آثار تلویزیونی برای تولید اثر بهترین دسترسی‌ها و شرایط ممکن را دارند. قانع کردن مخاطب بدون شعار و با استدلال مسئله مهمی است که متأسفانه در تلویزیون ما جدی گرفته نمی‌شود و این رسانه همواره به دنبال ساده کردن مسائل است. به نظر من در شرایط حساسی که کشور دارد روایت‌های مستقل و متفاوت بسیار ارزشمند هستند و مستندسازان می‌توانند در این زمینه نقش‌آفرینی جدی و مهمی داشته باشند.

وی در پایان گفت: کسی که نه رسانه ملی و نه شبکه‌های معاند مثل اینترنشنال قانعش نمی‌کنند، می‌تواند مخاطب آثار مستقل باشد و دغدغه من به عنوان مستندساز این است که چطور می‌توانم با این مخاطبان ارتباط برقرار کنم و حرفم را به گوش آن‌ها برسانم.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز