بیگدلی در گفتوگو با ایلنا:
بحران اقتصادی و پروندههای خارجی عامل شکست حزب کارگر انگلیس/امکانسنجی حاشیهنشینی استارمر در لندن
کارشناس مسائل بینالملل گفت: ماندن یا رفتن استارمر به میزان حمایت او در درون حزب کارگر بستگی دارد اما شرایط کنونی بحرانی است.
علی بیگدلی، کارشناس مسائل بینالملل در تشریح دلایل شکست حزب کارگر در انتخابات محلی انگلیس در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: نخستوزیری «کی یر استارمر» در لندن متأسفانه با دورهای بسیار دشوار همزمان شد. از یک سو، جنگ اوکراین رخ داد؛ بحرانی که او و دولتش نتوانستند نقش چندان موفق و مؤثری در مدیریت و ساماندهی آن ایفا کنند. از سوی دیگر، او به این جمعبندی رسید که خروج از اتحادیه اروپا تصمیم درستی نبوده است. البته انگلستان هیچگاه بهطور کامل در ساختار اتحادیه اروپا ادغام نشده بود؛ برای مثال، واحد پول خود را تغییر نداد و به حوزه شینگن نیز نپیوست. با این حال، استارمر معتقد است که جدایی از اروپا اشتباه بوده و دیگران نیز در این تصمیم خطا کردهاند. با روی کار آمدن ترامپ، به دلیل اختلاف دیدگاههایی که میان دو طرف وجود داشت، استارمر چندان مورد توجه و حمایت او قرار نگرفت. یکی از مسائل مهم در این اختلاف، خودداری انگلیس از در اختیار گذاشتن یک پایگاه دریایی مهم به آمریکا برای استفاده در ارتباط با تحولات منطقهای و نزدیکی به ایران در اقیانوس هند بود. همچنین اجازه فرود برخی هواپیماهای آمریکایی نیز داده نشد. این اقدام برای بسیاری غیرمنتظره بود؛ زیرا روابط آمریکا و انگلستان همواره روابطی راهبردی و بنیادین تلقی میشد و همین مسئله باعث شد اختلافاتی میان ترامپ و دولت انگلستان شکل بگیرد.
وی ادامه داد: موضوع دیگر این بود که استارمر بیش از اندازه خود را به اتحادیه اروپا نزدیک کرد. بهگونهای که در بسیاری از تصمیمات مهم اروپا، عملاً در کنار فرانسه و آلمان قرار گرفت و انگلستان را درگیر سیاستهای اتحادیه اروپا کرد؛ در حالی که کشورش عضو این اتحادیه نیست. در پرونده جنگ اوکراین نیز نه انگلیس و نه اتحادیه اروپا عملکرد موفقی نداشتند. برخلاف فرانسه و بهویژه آلمان که حمایت گستردهای از اوکراین نشان میدادند، نتیجه عملی این سیاستها چندان موفق نبود. ترامپ نیز بارها تأکید کرد که جنگ اوکراین یک مسئله اروپایی است و خود اروپاییها باید مسئولیت آن را بر عهده بگیرند. از منظر اقتصادی نیز دولت استارمر نتوانست بازارهای جدیدی ایجاد کند و وضعیت اقتصادی انگلیس روزبهروز دشوارتر شد و نارضایتی در میان مردم، بهویژه در حوزه مدیریتهای محلی و شوراها، افزایش یافت. البته شکست در انتخابات شوراها لزوماً به معنای شکست قطعی نخستوزیر در انتخابات سراسری نیست، اما به هر حال نشانهای از کاهش محبوبیت دولت به شمار میرود. استارمر اعلام کرده که استعفا نخواهد داد و همچنان امیدوار است بتواند در انتخابات آینده به پیروزی برسد. با این حال، بخش مهمی از جامعه انگلیس هم از حزب محافظهکار ناراضی است و هم از حزب کارگر؛ به همین دلیل بخشی از آرا به سمت حزب رفورم حرکت کرده است. البته به نظر نمیرسد رفورمیستها نیز بتوانند تحول بزرگی ایجاد کنند، زیرا شرایط بینالمللی و اقتصادی جهان چندان مطلوب نیست.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: تحولات خاورمیانه، کمبود انرژی، محدود شدن مبادلات تجاری و کاهش سرمایهگذاری اروپا در منطقه، همگی بر وضعیت اقتصادی انگلیس تأثیر گذاشتهاند. همچنین سفر نهچندان موفق و تا حدی تحقیرآمیز استارمر به خاورمیانه نشان داد که لندن دیگر آن هیبت و نفوذ گذشته را در منطقه ندارد. در واقع، خاورمیانه تا حد زیادی از نفوذ سنتی لندن فاصله گرفته و انگلستان دیگر قدرت تعیینکننده سابق نیست. به باور منتقدان، استارمر از ابتدا نیز همه قابلیتها و شایستگیهای لازم برای اداره انگلستان در چنین شرایط بحرانی را نداشت. مردم عمدتاً به دلیل نارضایتی از عملکرد حزب محافظهکار به حزب کارگر روی آوردند، اما با روی کار آمدن ترامپ و تغییر شرایط جهانی، وضعیت اقتصادی انگلیس و بازارهای این کشور دچار مشکلات جدی شد. روابط لندن و واشنگتن نیز تا حدی سرد شد و همین امر باعث شد دولت انگلیس بیش از پیش به اتحادیه اروپا نزدیک شود. در مجموع، وضعیت داخلی انگلیس مناسب نیست، اقتصاد جهانی نیز در شرایط بحرانی قرار دارد و به نظر میرسد استارمر توانایی لازم برای حل این مشکلات پیچیده را ندارد. هرچند او تأکید کرده که استعفا نخواهد داد، اما احتمال مطرح شدن بحث برکناریاش در انتخابات سراسری یا حتی درون حزب کارگر وجود دارد.
وی افزود: البته حزب رفورم نیز احتمالاً نخواهد توانست تغییر شگرفی ایجاد کند؛ همانطور که دوره حکومت محافظهکاران نیز چندان موفق نبود. در بدترین حالت ممکن، استارمر با مجموعهای از بحرانهای داخلی و بینالمللی روبهرو شده است؛ بهویژه در یکسالونیم گذشته و همزمان با دوره ترامپ. در حال حاضر، بحث جایگزینی یا حتی برکناری استارمر در محافل سیاسی مطرح شده، با وجود آنکه او صراحتاً اعلام کرده به هیچ عنوان استعفا نخواهد داد. نامهای مختلفی نیز از درون حزب کارگر برای جانشینی او مطرح میشوند. با این حال، کنار رفتن او به تصمیم نهادهای داخلی حزب بستگی دارد. در نهایت، دفتر مرکزی و ساختار رهبری حزب باید درباره ادامه حضور یا کنار گذاشتن او تصمیمگیری کنند. البته انتخابات شوراهای محلی بهتنهایی تعیینکننده نتیجه انتخابات سراسری نیست، هرچند بیتأثیر هم نیست. استارمر همچنان این امید را دارد که بتواند شرایط را تغییر دهد و در انتخابات آینده موقعیت خود را حفظ کند، اما اگر نتواند حمایت لازم را در درون حزب به دست آورد یا در انتخابات موفق نشود، ناچار خواهد بود کنار برود.
بیگدلی گفت: واقعیت این است که نظم بینالمللی دچار آشفتگی شده و بسیاری از معادلات گذشته تغییر کردهاند. حتی آمریکا نیز با چالشهای جدی مواجه است. به گفته برخی تحلیلگران، بحرانهای جهانی بهگونهای پیش میروند که هر روز بیشتر از گذشته بوی یک رویارویی بزرگ جهانی احساس میشود. در چنین شرایطی، سفرهای دیپلماتیک و تحرکات سیاسی نیز الزاماً نتایج تعیینکنندهای ندارند. جهان در حال پوستاندازی است و قدرتهای جدید با سیاستهای متنوعتری وارد عرصه شدهاند. برای نمونه، عربستان سعودی که زمانی بهشدت تحت نفوذ انگلستان بود، اکنون روابط گسترده و متوازنی با چین، روسیه، ژاپن، کره جنوبی، اروپا و فرانسه برقرار کرده است. این نشان میدهد دوران یکهتازی سنتی انگلیس به پایان رسیده است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: سفر اخیر استارمر به منطقه نیز، که از سوی برخی سفر «تحقیرآمیز» توصیف شد، بازتاب چندان مثبتی نداشت و حتی در پارلمان انگلستان نیز با انتقادهایی همراه شد؛ انتقادهایی مبنی بر اینکه این سفر بدون برنامه مشخص بوده و دستاورد ملموسی نداشته است. در نهایت، ماندن یا رفتن استارمر به میزان حمایت او در درون حزب کارگر بستگی دارد. اما شواهد موجود نشان میدهد که او در این شرایط بحرانی، شایستگی و توانایی لازم برای اداره انگلیس را، دستکم از نگاه منتقدانش، بهطور کامل در اختیار ندارد.