آیا دوران سلطه کارگر و محافظهکار در بریتانیا رو به پایان است؟
نتایج اولیه انتخابات محلی در بریتانیا نشان میدهد نظام سنتی دوحزبی این کشور با چالشی جدی روبهرو شده و حزب «اصلاح بریتانیا» به رهبری نایجل فاراژ توانسته با پیشروی چشمگیر خود، معادلات سیاسی لندن را وارد مرحله تازهای کند؛ تحولاتی که برخی تحلیلگران از آن بهعنوان آغاز پایان انحصار قدرت توسط دو حزب کارگر و محافظهکار یاد میکنند.
به گزارش ایلنا به نقل از الجزیره، بر اساس نتایج اولیه، حزب کارگر به رهبری کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، بخش قابل توجهی از پایگاههای سنتی خود را از دست داده، در حالی که حزب راستگرای «اصلاح بریتانیا» موفق شده صدها کرسی در شوراهای محلی به دست آورد و جایگاه خود را بهعنوان بازیگری تأثیرگذار در سیاست بریتانیا تثبیت کند.
رسانههای انگلیسی پیشبینی کردهاند انتخابات محلی اخیر که برای تعیین بیش از پنج هزار عضو شوراهای محلی در انگلستان و همچنین نمایندگان پارلمانهای محلی اسکاتلند و ولز برگزار شد، میتواند مقدمه تغییرات عمیق در فضای سیاسی این کشور باشد.
شبکه بیبیسی گزارش داده است که حزب کارگر صدها کرسی را از دست داده، در حالی که حزب اصلاح بریتانیا به رهبری فاراژ بیش از ۶۴۰ کرسی به دست آورده است؛ نتیجهای که بسیاری آن را زنگ خطر برای احزاب سنتی ارزیابی میکنند.
در پی انتشار این نتایج، نایجل فاراژ اعلام کرد رقابت سنتی میان حزب کارگر و محافظهکار «مرده و دفن شده است»، هرچند استارمر تأکید کرده قصد کنارهگیری از قدرت را ندارد.
فاراژ که مواضعی نزدیکتر به آمریکا و اسرائیل دارد، توانسته از نارضایتی عمومی نسبت به نخبگان سیاسی بریتانیا بهرهبرداری کند. او خواستار لغو توافقات اخیر لندن با اتحادیه اروپا شده و بر حمایت گستردهتر بریتانیا از آمریکا در پروندههایی همچون تقابل با ایران تأکید دارد. وی همچنین خواستار لغو محدودیتها بر صادرات تسلیحات انگلیسی به اسرائیل و کنار گذاشتن حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو شده است.
برخی تحلیلگران معتقدند رشد جریانهای غیرسنتی در بریتانیا بخشی از روند گستردهتری است که طی سالهای اخیر در اروپا مشاهده میشود؛ روندی که در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان و ایتالیا نیز به تضعیف احزاب سنتی و تقویت جریانهای پوپولیستی و راستگرا منجر شده است.
در همین راستا، حسنی عبیدی استاد روابط بینالملل دانشگاه ژنو، معتقد است هنوز برای پیشبینی رسیدن حزب فاراژ به قدرت زود است، اما نتایج اخیر بدون تردید نشانه آغاز افول انحصار تاریخی قدرت در بریتانیاست.
در مقابل، برخی مقامهای سابق بریتانیایی معتقدند موفقیت جریانهای راستگرا بیش از آنکه ناشی از برنامهریزی دقیق سیاسی باشد، محصول بهرهبرداری از احساسات عمومی و نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی است. آنان تأکید میکنند انتخابات محلی الزاماً به معنای تغییر فوری سیاستهای کلان دولت نیست.
با این حال، شماری از کارشناسان بر این باورند که نظام سیاسی بریتانیا وارد مرحلهای از فرسایش و بیثباتی شده است؛ وضعیتی که در آن بخش قابل توجهی از رأیدهندگان، احزاب سنتی را ناتوان از حل بحرانهایی چون مهاجرت، رکود اقتصادی و شکافهای اجتماعی میدانند.
برخی تحلیلگران حتی معتقدند دولت استارمر ممکن است در ادامه با فشارهای سیاسی بیشتری روبهرو شود، بهویژه آنکه مخالفان، حزب کارگر را فاقد برنامه اقتصادی مؤثر و بیش از حد متمایل به گسترش هزینههای رفاهی میدانند.
در مجموع، هرچند هنوز برای اعلام پایان کامل نظام سنتی دوحزبی در بریتانیا زود است، اما نتایج انتخابات اخیر نشان میدهد فضای سیاسی این کشور در حال ورود به دورهای تازه و پیچیده است؛ دورهای که در آن احزاب نوظهور و جریانهای راستگرا میتوانند نقش پررنگتری در آینده سیاسی لندن ایفا کنند.