احمد زیدآبادی فعال سیاسی در شیراز:
روزنامهنگاری در ایران با فرسایش شدید اعتماد عمومی مواجه است/ حتی سیاستمداران باتجربه قربانی اخبار نادرست میشوند
بحران کنونی ایران راهحل ساده و فوری ندارد
فعال سیاسی اصلاحطلب به تشریح دشواریهای کنشگری فکری و روزنامهنگاری در شرایط کنونی ایران پرداخت و با نگاهی تاریخی، ریشههای بحرانهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور را بررسی کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، احمد زیدآبادی در نشست بررسی وقایع دی ماه١٤٠٤ که به همت حزب توسعه ملی ایران اسلامی و حزب پیشرو اصلاحات شعبه استان فارس برگزار شد با تأکید بر دشواری سخن گفتن در شرایط فعلی اظهار داشت: روزنامهنگاری مبتنی بر خبر، مستلزم صحتسنجی دقیق، مقایسه منابع و آزمون روایتهای مختلف است، اما جامعه ایران به شدت دچار فرسایش اعتماد شده و شایعات بیپایه در آن بهسرعت بازتولید و در فضای مجازی، رسانههای رسمی و حتی عرصه بینالمللی منتشر میشود.
به گفته وی، این وضعیت باعث شده حتی افراد باتجربه در سیاست نیز اخبار نادرست را بازنشر کنند.
این روزنامه نگار معتقد است حساسیت بیش از حد او نسبت به فکت و داده باعث شده در محافل مختلف به عنوان فردی سختگیر شناخته شود و همین امر گاه روابطش را دچار تنش کند، زیرا بسیاری از روایتها و اخبار مطرحشده، فاقد مبنای معتبر هستند.
زیدآبادی تأکید کرد که در حوزه تحلیل و تفسیر، ذهنی باز دارد، اما در حوزه خبر، سختگیری را یک ضرورت حرفهای میداند.
این فعال سیاسی با اشاره به وقایع اخیر کشور گفت: حجم عظیمی از روایتهای متناقض، از روایتهای رسمی تا روایتهای مخالفان، در فضای عمومی در گردش است و جامعهای کمتحمل انتظار دارد هر روایت بهسرعت پذیرفته شود.
هرگونه تردید درباره یک روایت با اتهامزنی مواجه میشود
وی افزود: هرگونه تردید یا پرسش درباره صحت یک روایت، بلافاصله با اتهامزنی مواجه میشود؛ چه از سوی حامیان حکومت و چه از سوی مخالفان آن. این وضعیت، فضای تنگ و پرفشاری برای کسانی ایجاد کرده که تلاش میکنند فارغ از علایق و آرزوهای شخصی، به واقعیت نزدیک شوند.
زیدآبادی تأکید کرد: در چنین شرایطی حتی سکوت نیز با پرسش و اتهام مواجه میشود و همین امر سبب شده بسیاری از افراد ترجیح دهند سخن نگویند. هیچ دورهای در تاریخ معاصر ایران تا این اندازه بیان نظر درست دشوار نبوده است.
این فعال سیاسی اصلاحطلب در ادامه با مرور تاریخ ایران گفت: کشور در طول تاریخ خود فجایع و بحرانهای بزرگی را پشت سر گذاشته، از حمله اسکندر و فروپاشی ساسانیان گرفته تا حمله مغول و اشغال کشور در دورههای مختلف، اما همواره به اشکال گوناگون خود را حفظ کرده است. با این حال، ورود به عصر مدرن و مواجهه ناگهانی با مدرنیته، تعادل ذهنی و اجتماعی ایرانیان را برهم زده است.
زیدآبادی با اشاره به مواجهه ایران با روسیه تزاری و بریتانیا گفت: ایران در موقعیت جغرافیایی دشواری قرار گرفت و برای مدتها امکان اقدام مؤثر نداشت. پرسشهایی که از زمان عباسمیرزا درباره عقبماندگی ایران مطرح شد، هنوز هم بهطور کامل پاسخ داده نشده است.
وی یادآور شد: پروژه مدرنیته که طی قرنها در غرب شکل گرفته بود، به شکلی ناگهانی وارد ذهنی سنتی شد که توان هضم آن را نداشت. نتیجه آن، سردرگمی فکری و شکلگیری راهحلهای پراکنده و متناقض بود؛ از تأکید صرف بر قانون گرفته تا صنعت، تسلیحات یا مشروطهسازی قدرت.
زیدآبادی با اشاره به انقلاب مشروطه گفت: اگرچه امیدهایی شکل گرفت، اما در نهایت یک دولت اقتدارگرای متمرکز با زور سرنیزه بر سر کار آمد و آشفتگی فکری همچنان ادامه یافت. به گفته او، هنوز اجماعی درباره مسیر توسعه، نقش دولت، حدود اختیارات آن، حقوق شهروندان و الزامات زندگی اجتماعی وجود ندارد.
این روزنامه نگار تأکید کرد: جامعه ایران همزمان خواهان دولتی است که در زندگی مردم دخالت نکند و در عین حال همه نیازهای معیشتی و رفاهی را تأمین کند؛ تناقضی که به بحرانهای ساختاری دامن زده است.
بحرانهای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی نیازمند فداکاری جمعی است
زیدآبادی با اشاره به بحرانهای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی گفت: حل این مسائل نیازمند فداکاری جمعی است، اما هرگونه طرح این موضوع با اتهام توجیهگری مواجه میشود. هم نگاه مصرفگرایانه به طبیعت و هم فقدان قانونپذیری اجتماعی، بحرانها را تشدید کرده است.
در حوزه اقتصاد، این فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: حتی تعریف روشنی از مدل اقتصادی حاکم وجود ندارد؛ بهطوریکه برخی آن را نمونهای افراطی از نئولیبرالیسم و برخی دیگر اقتصادی دولتی و متمرکز میدانند. این تناقضها، به سردرگمی افکار عمومی دامن زده است.
وی در تحلیل ساختار سیاسی کشور گفت: دولت به معنای مدرن آن شکل نگرفته و ساختاری چندپاره و متناقض حاکم است که در آن نهادهای مختلف، بدون هماهنگی و پاسخگویی، تصمیمگیری میکنند.این وضعیت کشور را به نقطهای نزدیک به ناتوانی سیاسی رسانده است.
زیدآبادی در ادامه به کارکرد اجتماعی دین پرداخت و گفت: دین در گذشته نقش مهمی در بازتولید اخلاق اجتماعی و اعتماد عمومی داشت، اما سوءاستفاده سیاسی از آن، این سرمایه اخلاقی را فرسوده و نسل جدید را به دین بدبین کرده است؛ امری که انسجام اجتماعی را تهدید میکند.
بحران کنونی ایران راهحل ساده و فوری ندارد
وی تأکید کرد: بحران کنونی ایران راهحل ساده و فوری ندارد و بدون وقوع یک تحول بعید است به نظمی پایدار و عادلانه منجر شود.
این فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به تجربه عراق و افغانستان گفت: فروپاشی دولت بدون وجود جایگزین، به بیدولتی و هرجومرج منجر میشود و هزینههای انسانی و اجتماعی سنگینی دارد. حتی قدرتهای بزرگ نیز دیگر حاضر نیستند چنین پروژههایی را با هزینه مالی و انسانی بالا دنبال کنند.
وی با اشاره به تجربههای شخصی خود از سالهای اصلاحات و وقایع ۱۳۸۸ تأکید کرد: هر حرکت سیاسی، بهویژه کنشهای خیابانی، نیازمند استراتژی روشن و محاسبه دقیق پیامدهاست و بدون آن، تنها به بازتولید بحران میانجامد.
حرکت خیابانی بدون به رسمیت شناختن حق اعتراض به خشونت منجر میشود
زیدآبادی در تحلیلی جامع درباره پیامدهای حرکتهای خیابانی اخیر، گفت: حرکت خیابانی بدون به رسمیت شناختن حق اعتراض و تأمین امنیت آن حتماً به خشونت منجر میشود.
زیدآبادی معتقد است نقد سازنده میتواند مسیر اصلاحات را هموار کند و تصریح کرد: امید واقعی در اصلاحات تدریجی، مشارکت قانونی و فعالانه مردم و بهرهگیری از فشارهای داخلی و خارجی برای اصلاح خلاصه میشود.
وی همچنین درباره وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور گفت: ایران با تحولات جهانی در حوزه اقتصاد و فناوری عقب افتاده است، که این عقبماندگی ناشی از سیاستهای داخلی و تحریمهای خارجی است. تنها مسیر ممکن برای اصلاحات استفاده از فرصتهای موجود در چارچوب محدودیتهای سیاسی و تعارضات موجود، همراه با فعال بودن مردم و پیگیری مسالمتآمیز است.
این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: تنها در این چارچوب است که میتوان به تغییر و تحول تدریجی در کشور امیدوار بود و مسائل اقتصادی و اجتماعی را به تدریج سامان داد.