نتایج یک پژوهش:
۶۹ درصد کارگران احساس ناامنی میکنند!
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد ۶۹ درصد کارگران خط مقدم با وجود افتخار به شغل خود، به علت بیثباتی شیفتها و سلب اختیار بر زمان کار، احساس ناامنی شغلی شدیدی میکنند.
به گزارش ایلنا و به نقل از پایگاه خبری توسعه منابع انسانی (HRD)، پژوهش تازۀ مؤسسۀ Propeller Insights به سفارش شرکت Fountain (در ژوئن ۲۰۲۶ با مشارکت ۱۰۱۴ کارگر بخشهای لجستیک، خردهفروشی، مهمانداری و خدمات درمانی در آمریکا) تصویری نگرانکننده از وضعیت حقوق و امنیت نیروی کار ارائه میدهد.
بر اساس یافتههای این نظرسنجی، اگرچه ۷۷ درصد کارگران به شغل خود افتخار میکنند، ۶۹ درصد آنان خود را دستکم تا حدودی «قابل جایگزینی» میدانند؛ وضعیتی ناشی از بیثباتی برنامۀ کاری، اختیار محدود بر زمان کار و فقدان مسیر روشن برای پیشرفت شغلی.
تضعیف قدرت چانهزنی و حقوق اولیه نیروی کار
کارشناسان روابط کار، احساس «قابل جایگزین بودن» را صرفاً یک دغدغۀ فردی نمیدانند، بلکه آن را حاصل کاهش قدرت چانهزنی کارگر در برابر کارفرما قلمداد میکنند. اتخاذ تصمیمات مربوط به زمان کار، آینده و مسیر شغلی بدون مشارکت مستقیم نیروی کار، منزلت و امنیت شغلی آنان را نشانه رفته است.
همچنین ۴۷ درصد کارگران معتقدند جامعه و کارفرمایان با وجود نقش اساسی نیروی کار خط مقدم در چرخۀ اقتصادی، ارزش واقعی کار آنان را پاس نمیدارند. ۵۶ درصد نیز از عدم درک مدیران ارشد نسبت به فشار و استرس واقعی این مشاغل گلایه دارند؛ هرچند ۶۳ درصد کارگران رفتار مشتریان را محترمانه و ۶۸ درصد آنان نظرسنجی گاهبهگاه مدیران را تأیید کردهاند.
تغییر ناگهانی شیفتها؛ تعرض به زمان شخصی و خانوادگی
در میان عوامل استرسزا، ۴۱ درصد کارگران تغییرات غیرقابل پیشبینی و لحظهای در برنامۀ کاری را مهمترین عامل فشار روانشناختی معرفی کردهاند. همچنین ۳۱ درصد از نبود مسیر ارتقای شغلی و ۳۰ درصد از اختیار بسیار اندک خود بر زمان و نحوۀ انجام کار ابراز نارضایتی میکنند.
بیثباتی برنامۀ شیفتی تنها یک مسئله مربوط به جداول اداری نیست، بلکه مداخله آشکار در حق برنامهریزی کارگر برای زندگی شخصی، رسیدگی به خانواده، تحصیل و استراحت محسوب میشود. کارگری بدون اطلاع قبلی از زمان کار، عملاً کنترل بر بخش مهمی از زندگی خویش را از دست میدهد. تانیا کارلسون، مدیر ارشد شرکت Fountain، تأکید میکند بیثباتیِ حلنشده شیفت کاری، روحیۀ نیروی کار را تخریب کرده و حدود یکچهارم کارگران را نسبت به آیندۀ شغلی بدبین ساخته است.
فناوری در خدمت سلطۀ کارفرما یا تمکین از حقوق کارگر؟
در بخش دیگری از این پژوهش، ۴۵ درصد کارگران استفاده از فناوری را مایۀ آسانی کارهای روزمره دانسته و از ابزارهای هوش مصنوعی برای تنظیم شیفتها استقبال کردهاند؛ مشروط بر ایجاد کنترل بیشتر بر زمان کار در اختیار خود آنان.
از منظر حقوق کار، مسئله اصلی چگونگی بهکارگیری ابزارهای دیجیتال است: آیا فناوری در خدمت افزایش اختیار کارگر قرار میگیرد یا سلطۀ کارفرما بر نیروی کار را تشدید میکند؟ شفافیت و اعطای اختیار به کارگر میتواند ناامنی شغلی را کاهش دهد، اما بهکارگیری ابزارها بدون مشارکت کارگر، مشکلی را حل نخواهد کرد.
ضرورت تغییر نگاه به نیروی کار و تضمین امنیت شغلی
تحلیل نهایی دادهها از تناقضی جدی در دنیای کار پرده برمیدارد. کارگران وظایف خود را با افتخار انجام میدهند، اما سیستمهای مدیریتی آنان را آسیبپذیر و قابل تعویض رها کردهاند.
تضمین امنیت شغلی، ثبات زمان کار، حق مشارکت در تصمیمگیریهای کارگاهی و احترام به حریم زندگی شخصی، از ارکان دستنیافتنی حقوق کارگران به شمار میروند. کارفرما نباید نیروی کار را صرفاً ابزاری قابل تعویض ببیند؛ بلکه قانونگذاران و صاحبان سرمایه باید حق داشتن آیندهای مطمئن و باکرامت را برای طبقات مولد و فرودست به رسمیت بشناسند.
ایجاد برنامههای کاری قابل پیشبینی و فراهم کردن مسیرهای روشن ارتقای شغلی، گام نخست برای خروج از این بحران ناامنی است.