خبرگزاری کار ایران

فرنود الهامی مطرح کرد؛

انتقاد بر فراخوان جشنواره موسیقی جوان و ابهام در بخش «تنبور»

انتقاد بر فراخوان جشنواره موسیقی جوان و ابهام در بخش «تنبور»

فرنود الهامی نوازنده تنبور خطه کرمانشاه و صحنه، درباره فراخوان جشنواره موسیقی جوان، با تمرکز بر ابهام‌ها و کاستی‌های بخش تنبور یادداشتی را در اختیار ایلنا قرار داده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در پی انتشار فراخوان جشنواره موسیقی جوان، ابهام در بخش تنبور بار دیگر به موضوعی پرسش‌ برانگیز برای مدرسین و هنرجویان این ساز تبدیل شده است؛ موضوعی که از معرفی نامشخص برخی مقام‌ها و روایت‌های مورد استناد تا معیارهای داوری، تعریف «تمامی روایات» و تفکیک میان مقام‌نوازی، مقام‌خوانی و آهنگسازی را در بر می‌گیرد.

فرنود الهامی نوازنده و مدرس تنبور، در اینباره یادداشتی را در اختیار ایلنا قرار داده است.

نویسنده این یادداشت معتقد است‌؛ نبود مرزبندی و مستندات روشن در فراخوان، علاوه بر سردرگمی متقاضیان، می‌تواند بر اعتبار علمی و امکان داوری عادلانه جشنواره تأثیر بگذارد.

متن کامل یادداشت فرنود الهامی به این قرار است:

همانند سال گذشته، فراخوان جشنواره موسیقی جوان منتشر شد؛ اما متأسفانه ابهام در بخش «تنبور»، بار دیگر باعث سردرگمی هنرجویان شده است.

تفاوت فاحش میان شفافیت دستورالعمل‌های سایر سازهای مقامی با ابهام موجود در بخش تنبور، وضعیت تأمل‌برانگیزی را رقم زده است. در این میان، مواردی در فراخوان به چشم می‌خورد که برای بسیاری از مدرسین و هنرجویان، غیرشفاف و پرسش‌برانگیز است. 

۱. اجرای مقام گل و خاک در هر دو حوزه

درباره مقام «گل و خاک» دو روایت از استاد سید ایاز قزوینه و استاد حسین روحتافی وجود دارد؛ در حالی که این روایت‌ها در میان مدرسین حوزه صحنه کمتر شنیده شده است. مشخص نیست در چنین شرایطی، هنرجو چگونه و از چه طریق باید به این منابع دسترسی پیدا کند. 

۲. اجرای مقام ساقی نامه

نخست آنکه «ساقی‌نامه» اساساً متعلق به رپرتوار ساز تنبور نیست، بلکه بخشی از موسیقی فولکلور مناطق لک‌زبان و کردزبان است که توسط اساتید با اشعار و روایت‌های گوناگون اجرا شده است. دوم اینکه، پس از پرس‌وجو از اساتید و راویان حوزه گوران، هیچ پیشینه یا نشانه‌ای از روایتی مشخص به نام «ساقی‌نامه» در این حوزه یافت نشد. 

۳. مقام طرز هجرانی به روایت استاد سید ایاز قزوینه

امیدوارم طراحان محترم فراخوان، مستندات خود را در این خصوص ارائه کنند. بنده تاکنون روایتی به نام «طرز هجرانی» در هیچ‌ یک از آثار به‌ جامانده از ایشان نشنیده‌ام. ذکر این عنوان تنها باعث سردرگمی هنرجویان می‌شود؛ چرا که مقام «طرز» در منطقه صحنه، تنها در طبقه‌بندی یکی از اساتید آمده که در آنجا نیز اثری از نام «هجرانی» دیده نمی‌شود. 

۴. ترکیب دو مقام آوازی به «اختیار» متقاضی و بسط و گسترش بر آن مقام‌ها از میان مقام‌های آوازی ارائه شده از طرف هیئت داوران

در این بخش، یکی از مهم‌ترین چالش‌های فراخوان دیده می‌شود. در اینجا منطق تصمیم‌گیری با واژگان به‌ کار رفته در تضاد است. اگر انتخاب بر عهده هنرجو است، چرا بر اساس معیارهای هیئت داوران محدود شده است؟ و اگر معیار اصلی، نظر هیئت داوران است، چرا از واژه «اختیاری» استفاده شده است؟ در هر صورت، این‌عدم شفافیت، باعث سردرگمی شرکت‌کنندگان شده است. 

۵. تمام روایات بابانواسی

ابهام اساسی دیگر، تعریف نامشخص از اصطلاح «تمامی روایات» است. مشخص نیست منظور از این عبارت، سه روایت مقام بابانواسی در منطقه گوران است، یا روایت‌های ثبت‌شده توسط تمام اساتید پیشکسوت وعدم مرزبندی دقیق در این بخش، عملاً ارزیابی عادلانه شرکت‌کنندگان را غیرممکن می‌سازد. 

۶. تاویل و بسط و گسترش نغمات بر اساس مقام طرز و مجنونی و سحری به طور الزامی و یا ساخت قطعه‌ای بر مبنای طرز و مجنونی و سحری بر اساس فرم‌های سماعی رایج در سنت موسیقی تنبور مانند سه جانان، بالوشان، هل پرکه و…

در فهرست مقامات ارائه‌شده، تنها مقام «سجاران» برای هنرجویان شناخته شده است. منبع یا نامی از اساتید راوی ذکر نشده است. برای هنرجویی که قصد شرکت در جشنواره را دارد، این عناوین پرسش‌برانگیز است: آیا این عناوین متعلق به روایتی خاص از یک استاد صاحب‌سبک است، یا نام‌گذاری شخصی؟ در یک رویداد ملی که ادعای ترویج رپرتوار اصلی را دارد، ابهام در تعیین «روایت مبنا»، نه‌تنها مسیر آماده‌سازی هنرجویان را سد می‌کند، بلکه از اعتبار علمی فراخوان نیز می‌کاهد. 

۷. تمهید: با توجه به کثرت آرا و اذهان در اجرای مقام‌ها و الحان تنبور و خطر پنهان شدن و فراموشی شیوه‌نوازی‌های قدما و استادان صاحب‌لحن و حفظ میراث ارجمند و سترگ موسیقی مقامی یارسان، در جشنواره امسال توجه به ریشه‌ها و مبانی آواز و تنبور از امتیاز ویژه برخوردار است. 

نکته‌ی بسیار حائز اهمیت دیگر، تکرار این پاورقی در انتهای هر دو بخش «آوازی» و «سازیِ تنبور» است. این رویکرد، افزون بر ایجاد سردرگمی در میان هنرجویان، از نظر ساختاری نیز آسیب‌زا است. 

پرسش اساسی اینجاست: آیا در بخش‌سازی نیز، از متقاضی انتظار «مقام‌خوانی» (با تمام ویژگی‌های کلامی و رواییِ آن) می‌رود یا صرفاً «مقام‌نوازی» مد نظر است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، تفاوت معیار داوری میانِ دو بخشِ «مقام‌خوانی» و «مقام‌نوازی» عملاً از بین می‌رود؛ در حالی که این دو، از نظر فنی دو حوزه‌ی کاملاً متمایز هستند. 

۸. ساختِ یک تصنیف بر مبنای فرم‌های رایج در موسیقی تنبور بر اساس مقام‌های مجلسی هر دو حوزه به انتخاب متقاضی. 

در خواستِ «ساخت تصنیف بر اساس مقام‌ها» دچار ابهام مفهومی است؛ چرا که از منظر تئوریک و ساختاری میان «بداهه‌نوازی» و «ساخت تصنیف» تفاوت‌های بنیادی وجود دارد. تصنیف، دارای ملودی منسجم، ساختاری مشخص و مبتنی بر وزن شعر است. تقاضای خلق آن به‌صورت «لحظه‌ای و آنی» درخواستی غیرمنطقی است؛ لذا پیشنهاد می‌شود برای جلوگیری از سردرگمی شرکت‌کنندگان و حفظ دقت داوری، بخش «آهنگسازی» در فراخوانی مجزا و با معیارهای تخصصی تعریف گردد.

با توجه به موارد فوق، از داوران و اساتید گرامی بخش تنبور، صمیمانه تقاضا دارم جهت حفظ اعتبار علمی این رویداد و جلوگیری از برداشت‌های نادرست هنرجویان، نسبت به بازنگری و صدور یک «اصلاحیه» دقیق در فراخوان اقدام نمایید. شفاف‌سازی این ابهامات، تنها راه رسیدن به یک رقابت عادلانه و علمی است که در آن، معیار ارزیابی هر هنرجو بر اساس تخصص واقعی‌اش مشخص گردد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز