۶ کتاب جدید نشر عینک رونمایی شد
۶ کتاب جدید نشر عینک با حضور اعضای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در سالن «سینماتوگراف» موزه سینمای ایران رونمایی شد.
به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه خبری موزه سینمای ایران، آیین رونمایی از۶ کتاب جدید نشر عینک با همکاری انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران و موزه سینمای ایران، بعد از ظهر روز یکشنبه، ۲۲ شهریور ماه سال جاری، با اجرای رضا صائمی، منتقد سینما و با سخنرانی ذبیحالله رحمانی، منتقد سینما، فیلمساز و مدیر بخش سینمایی نشر عینک و آرش جواهری، داستاننویس و مدیر نشر عینک و جمعی از اعضای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در سالن «سینماتوگراف» موزه سینمای ایران برگزار شد.
در ابتدای نشست، رضا صائمی، در معرفی آیین رونمایی از ۶ کتاب جدید نشر عینک با همکاری انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران گفت: واقعیت این است که در کمیته فرهنگی انجمن منتقدان همیشه سعی میکنیم برای کتابهای تازهای که در حوزه سینما منتشر میشود، مراسم رونمایی برگزار کنیم و خوبی این کتاب این بود که خود نویسندگان این کتاب هم از اعضای این انجمن هستند. امروز، ۶ کتاب از نشر عینک به همت ذبیحالله رحمانی رونمایی خواهد شد که حاوی نقد شش فیلم مهم تاریخ سینمای ما از جمله «دایره مینا» داریوش مهرجویی، «سوته دلان» علی حاتمی، «کندو» فریدون گُله، «تنگنا» امیر نادری، «آرامش در حضور دیگران» ناصر تقوایی و «رگبار» بهرام بیضایی است. در واقع، ۶ روایت از این فیلمها را در این کتابها میبینیم.
او افزود: فکر میکنم که این مدل تولید کتاب، اصلا خاطرهبازی با فیلمها نیست، بلکه یک نوع احضار تاریخ سینما به اکنون برای فهم سینمای امروز ماست. هنگامی که فهرست فیلمها و این کتابها را با وضعیت سینمای امروز ایران مقایسه می کنم، فکر می کنم اینها برای تاریخ گذشته نیستند، بلکه تاریخ سینمای ما خیلی جلوتر از وضعیتی است که الآن سینمادچارش شده.
این منتقد سینما با تشبیه ۶ کتاب جدید نشر عینک به برنامه نمایش نسخههای مرمتشده آثار شاخص سینمای ایران در موزه سینما به مناسبت روز ملی سینما عنوان کرد: از سوی دیگر، موزه سینما با مدیریت فاطمه محمدی مدیر موزه، در همین سالن، به مناسبت روز ملی سینما، نسخههای مرمتشده آثار شاخص سینمای ایران را در هفته گذشته به نمایش گذاشت و یکی از دوستان که برای نمایش ویژه «هامون» داریوش مهرجویی آمده بود، گفت اینقدر شلوغ شده بود که جا برای نشستن نبود. فکر میکنم تولید کتابهایی از این دست به همین معناست یعنی آن نسخه ترمیم شده برای دوباره دیدن فیلم است، نوشتن نسخه تک نگارانه از فیلمهای مهم تاریخ سینما، فرصتی برای تامل، بازخوانی و باز اندیشی دوباره ایجاد میکند. از اینرو فکر میکنم که این خاطرهبازی با فیلم نیست چون نسلهای بعدی هم درباره آنها صحبت میکنند و بازخوانی جدیدی با توجه به تجربه زیسته خودشان خواهند داشت.
صائمی، سینما را یکی از ساحت های مهم تاریخ فرهنگی یک کشور نامید و گفت: من فکر میکنم یکی از ساحت های مهم تاریخ فرهنگی یک کشور سینماست چون تجربههای زیسته جمعی و حتی ردپای تفکرات و گفتمانهای سیاسی و اجتماعی را میتوان در فیلمها دید. بنابراین نوشتن کتابهایی از این دست که با فیلمهای مهم تاریخ سینما مواجهه پیدا میکند، از این منظر مهم است. چه بسا به فهم اکنونیت و تاریخ معاصری کمک می کند.
رضا صائمی رابطه فیلمهاو امکان تأثیرگذاری اجتماعی آنها را اینگونه تشریح کرد: این کتابها، فقط نقد فیلم نیست، بلکه مباحث جامعهشناسی هم در آن میبینید از اینرو یک بحث بینارشته ای به واسطه فیلم مطرح میشود. مثلا «دایره مینا» داریوش مهرجویی، فارغ از داستان و جنبه فنی و سینمایی، باعث شد سازمان انتقال خون در ایران شکل بگیرد و این تأثیرگذاری اجتماعی یک فیلم را نشان میدهد. حالا، این بازخوانی ها در قالب کتاب میتواند به فهم بهتر اینها کمک کند. وقتی عنوان کتابها را نگاه میکردم، با خودم میگفتم که این فرصت تاریخی نیست بلکه یک حسرت تاریخی است. شاید مطالعه این کتابها مسئولان سینمایی را به تامل وادارد که ببینند از کجا به کجا رسیدهایم.
سپس رضا صائمی از ذبیحالله رحمانی و آرش جواهری دعوت کرد تا پشت تریبون قرار بگیرند.
ذبیحالله رحمانی، مسئول بخش سینمایی نشر عینک راجع به ایده جمعآوری یک کتاب نقد راجع به آثار برتر تاریخ سینمای ایران اظهار داشت:وقتی کتابهای دوستان چاپ میشد، میدیدم که به فیلمهای همه فیلمسازان در آن اشاره میکردند به طوری که معمولا حق مطلب ادا نمیشد چون یک فیلمساز ممکن است در طول زندگیاش بالغ بر ۱۰ یا ۲۰ فیلم ساخته باشد و اگر بخواهید بررسی میکنید، میبینید که امری ناشدنی است مگر اینکه چند منتقد راجع به یک فیلم بنویسند تا شاید حق مطلب ادا شود.
این باعث شد که من روی یک فیلم متمرکز بشوم تا ۷ منتقد روی آن نقد بنویسند و البته یک جا هم تخطی کردیم و ۸ نقد نوشته شد.
او افزود: موقعی که با دوستان در نشر عینک صحبت میکردیم، ماهها طول کشید یعنی به همین سادگی نبود که اسامی انتخاب شود و به سرعت مشغول شویم. در صحبتهایی که داشتیم، من پیشنهاد دادم که اگر ۸۰ عنوان کتاب نقد چاپ شود، حق مطلب سینمای ایران ادا خواهد شد. خب، این کار عظیمی است و در بخش خصوصی هم تقریبا غیرممکن است. محبت و پیگیری بهاره میرحسینی و آرش جواهری باعث شد که دلگرم باشیم. با همه این اوصاف، در یک سال و ۶ ماه که این فعالیت را شروع کردیم، ۲۲ جلد به ثمر رسید. همه مراحل آنها انجام گرفته و ۱۱ جلد از آن به چاپ رسیده است. بقیه هم در آینده نزدیک منتشر خواهد شد.
مهمترین دلیلی که دوست داشتیم این کتابها به ثمر برسد این است که نگاه منتقدان نسل سوم و چهارم را ببینیم و روی این موضوع تاکید داشتم. از آنجا که نسل اول و دوم درباره این فیلمها با نگاه و نگرش خودشان نوشتهاند ولی نسلهای بعدی کم و بیش در این باره دست به قلم برده بودند. تصمیم بر این شد که این دو نسل، با قلم و نگاه خودشان در این باره بنویسند. راجع به اینکه نگاه اجتماعی، سیاسی و جامعهشناسی داشته باشند و همه جوانب را بررسی کنند، با همه آنها صحبت کردیم. اگر کسی هر ۶ کتاب را بخواند، میتواند حجم عظیمی از اطلاعات راجع به دهه ۵۰ و ۶۰ شمسی به دست بیاورد.
ذبیحالله رحمانی با تشریح روند انتخاب منتقدان برای مشارکت در انتشار کتابها، سخنانش را به پایان برد و گفت: ابتدا، یک فهرست ۱۰۰ نفره از منتقدان داشتیم که برخی از آنها مشغله داشتند و نتوانستند همراهی کنند. نظری که من برای انتخاب منتقدان داشتم این بود که قلم خوبی داشته و همچنین، تا به حال، کتابی به شکل مستقل انتشار نداده باشند. بر مبنای این معیارها، به یک فهرست ۲۴ نفره رسیدیم که در انتشار این ۶ کتاب مشارکت داشتهاند.
آرش جواهری در ابتدا، به تشریح تفاوت الگوی زبانی و الگوی تصویری پرداخت و گفت: همانطور که فیلمنامه زیر سلطه فیلم قرار میگیرد، منتقد هم زیر سلطه فیلم قرار میگیرد و فقط نشانگانی میدهد. نقدی که عمیق باشد، بازی واژگانی خودش را طراحی میکند و فیلم را به چالش میکشد. اینگونه یک بازی زیبا ایجاد میشود و یک نقد زیبا، در واقع، یک بازی زیبا بین یک منتقد و یک هنرمند است. یک بازی که هر دو طرف به دو زبان مختلف صحبت میکنند، یکی به زبان واژگان و دیگری به زبان تصویر.
نشر عینک با حرکتی که انجام داده به این بازی دامن زده و یک بازی را با پیشکسوتان تیم مقابل آغاز کرده است. اگر فیلمهای قدیمی را مثل پیرمردها ببینیم، وقتی پیرمردها با یک تیم جوان بازی میکنند، به شوق میآیند و مجدد حرفهای بسیاری برای گفتن دارند. فکر میکنم تلاشی که نشر با حمایت خانم میرحسینی و به همت آقای رحمانی کرده، بازگشت دوباره به این فیلمها میتواند یک نگاه نو را به آنها ایجاد کند و یک بازی زیبا پدید بیاید. امیدوارم هستم که این بازی در آینده با حمایت دوستان ادامه پیدا کند و بتوانیم به فیلمهای دهه ۶۰ تا حتی امروز برسیم.
آیین رونمایی از ۶ کتاب جدید نشر عینک با گفتوگوی نویسندگان با مدیران نشر عینک راجع به طریقه ارتقای کیفیت محتوایی و بصری کتابها در چاپهای بعدی و ثبت عکس یادگاری اعضای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران پایان یافت.