خبرگزاری کار ایران

چهارمین سمپوزیوم مطالعات ایرانی در وین برگزار شد/ شاهنامه؛ دعوتی به تفاهم میان فرهنگ‌ها

چهارمین سمپوزیوم مطالعات ایرانی در وین برگزار شد/ شاهنامه؛ دعوتی به تفاهم میان فرهنگ‌ها

چهارمین سمپوزیوم مطالعات ایرانی با عنوان «پروفسور روبرت آدام پولاک؛ زندگی، آثار و میراث» به همت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش و در خانه حکمت ایرانیان، وین برگزار شد.

به گزارش ایلنا، چهارمین سمپوزیوم مطالعات ایرانی با عنوان «پروفسور روبرت آدام پولاک؛ زندگی، آثار و میراث» به همت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش و در خانه حکمت ایرانیان، وین برگزار شد. 

در این برنامه، پروفسور  روبرت آ. پاتزنر، نوه روبرت آدام پولاک و دانشمند زیست‌شناس اتریشی،  نصرت‌الله رستگار، معاون سابق انستیتو ایران‌شناسی آکادمی علوم اتریش و مدرس سابق دانشکده شرق‌شناسی دانشگاه وین، و رضا غلامی، استاد فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش، به ایراد سخنرانی پرداختند. 

روبرت آدام پولاک؛ از حقوق و ادبیات تا شرق‌شناسی و شاهنامه

نخستین سخنران این سمپوزیوم، پروفسور  روبرت آ. پاتزنر، نوه روبرت آدام پولاک بود که در سخنرانی خود به زبان آلمانی، تصویری از زندگی شخصی، پیشینه خانوادگی، فعالیت حرفه‌ای و علایق ادبی و شرق‌شناسی پدربزرگش ارائه کرد. 

پاتزنر به پیشینه خانوادگی پولاک اشاره کرد و گفت که روبرت آدام پولاک در ۲۰ آوریل ۱۸۷۷ در وین متولد شد. پولاک برای فعالیت‌های ادبی خود از نام خانوادگی‌اش استفاده نمی‌کرد و آثار ادبی خود را با نام «روبرت آدام» منتشر می‌کرد. 

وی همچنین به روابط دوستانه پولاک با شماری از شخصیت‌های برجسته فرهنگی و ادبی زمان خود، از جمله آرتور شنیتسلر و کارل کراوس اشاره کرد. 

یکی دیگر از ویژگی‌هایی که پاتزنر درباره پدربزرگش بیان کرد، عشق فراوان او به کتاب بود. به گفته وی، آپارتمان پولاک مملو از کتاب بود و او یکی از مجموعه‌های بزرگ کتاب‌های خصوصی در وین را در اختیار داشت. 

علاقه به شرق‌شناسی و ترجمه شاهنامه

وی توضیح داد که پولاک از دوران دانشجویی به شرق‌شناسی علاقه‌مند بود و در کلاس‌های مرتبط با قرآن نیز شرکت می‌کرد و حتی برخی آیات قرآن را به زبان آلمانی ترجمه کرده بود. 

اما مهم‌ترین دستاورد او در این حوزه، فعالیت گسترده‌اش برای ترجمه شاهنامه فردوسی به زبان آلمانی بود. به گفته پاتزنر، پولاک این ترجمه را در فاصله سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۲ انجام داد. 

وی با اشاره به دشواری‌های فنی کار در آن دوران گفت: پدربزرگش این ترجمه گسترده را شخصاً با ماشین تحریر تایپ می‌کرد و به دلیل کمیابی نوار جوهر ماشین تحریر، برای تهیه نسخه‌های متعدد از صفحات از کاغذ کاربن استفاده می‌کرد. 

 نصرت‌الله رستگار معاون سابق انستیتو ایران‌شناسی آکادمی علوم اتریش و مدرس سابق دانشکده شرق‌شناسی دانشگاه وین دومین سخنران سمپوزیوم بود که سخنان خود را به زبان آلمانی ارائه کرد و بخش قابل توجهی از سخنرانی خود را به معرفی شاهنامه، ترجمه‌های آلمانی آن واهمیت این اثر در انتقال فرهنگ ایران به جهان آلمانی‌زبان اختصاص داد. 

رستگار در آغاز سخنان خود ضمن تشکر از برگزارکنندگان، به سابقه طولانی فعالیت خود در زمینه پژوهش‌های مرتبط با شاهنامه اشاره کرد و گفت که حدود ۳۰ تا ۴۰ سال از عمر علمی خود را صرف پروژه‌های مرتبط با شاهنامه کرده است. 

وی سپس به نسخه‌ای تایپ‌شده از یک ترجمه آلمانی شاهنامه اشاره کرد که بررسی آن برای او تجربه‌ای شگفت‌انگیز بوده است. به گفته رستگار، ویژگی برجسته این ترجمه، منظوم و شاعرانه بودن آن و در عین حال پرهیز از زبان پیچیده و خشک دانشگاهی است؛ به گونه‌ای که مخاطب عمومی نیز می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. 

ترجمه فریدریش روکرت؛ بازآفرینی شاعرانه شاهنامه

 رستگار در ادامه، مترجم این اثر را معرفی کرد و توضیح داد که این ترجمه متعلق به فریدریش روکرت (Friedrich Rückert)، شاعر و شرق‌شناس برجسته آلمانی قرن نوزدهم است. 

به گفته وی، روکرت با تسلط عمیق بر زبان و ادبیات فارسی توانسته بود بخش‌های گسترده‌ای از شاهنامه را به زبان آلمانی ترجمه کند و در این کار، تلاش کرده بود وزن و لحن حماسی اثر فردوسی را نیز در زبان مقصد بازآفرینی کند. 

رستگار این ویژگی را از جنبه ترجمه‌شناختی بسیار مهم دانست؛ زیرا انتقال یک متن حماسی منظوم با حفظ وزن، موسیقی و فضای ادبی آن از فارسی به آلمانی، کاری دشوار و کم‌نظیر است. 

شاهنامه؛ فراتر از «کتاب پادشاهان» 

وی تأکید کرد: شاهنامه را نباید صرفاً «کتاب پادشاهان» دانست. از نظر او، این اثر تصویری گسترده از هویت ایرانی، اخلاق، ارزش‌های انسانی، صلح‌دوستی و شیوه زندگی جامعه ایرانی ارائه می‌دهد. 

به گفته رستگار، شاهنامه تنها روایت زندگی شاهان و جنگ‌های آنان نیست، بلکه در آن می‌توان بازتاب زندگی و ذهنیات گروه‌های مختلف اجتماعی را نیز مشاهده کرد

وی با این توضیح، شاهنامه را اثری با ابعاد گسترده تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و انسانی دانست که شناخت آن می‌تواند به درک عمیق‌تر فرهنگ و تمدن ایران کمک کند. 

رستگار برای مخاطبان آلمانی‌زبان، شاهنامه را به سه دوره اصلی تقسیم کرد: دوره اسطوره‌ای، دوره پهلوانی و دوره تاریخی. 

او همچنین یادآور شد: فردوسی در شکل دادن به این اثر عظیم از منابع مکتوب کهن و روایت‌های شفاهی و سینه‌به‌سینه بهره برده است. 

جایگاه زنان در شاهنامه 

وی با اشاره به برخی برداشت‌های کلیشه‌ای درباره جوامع شرقی، گفت: زنان در شاهنامه صرفاً شخصیت‌هایی حاشیه‌ای یا محدود به فضای خانه نیستند، بلکه در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی حضور دارند. 

به گفته وی، زنان در شاهنامه می‌توانند در مقام پادشاه، شخصیت‌های هنری، مشاوران خردمند و حتی در میدان‌های نبرد ظاهر شوند و در بسیاری از روایت‌ها نقش فعال و تعیین‌کننده‌ای دارند. 

وی با اشاره به سابقه فعالیت خود گفت: حدود ۲۵ سال تنها مدرس این حوزه بوده است و ابراز تأسف کرد که پس از پایان فعالیت او، ایران‌شناسی در فضای دانشگاهی اتریش با کم‌توجهی مواجه شده و جایگاه آن در ساختار دانشگاهی تضعیف شده است. 

 فردوسی و رویکرد میان‌فرهنگی

سومین سخنرانی سمپوزیوم را  رضا غلامی، استاد فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش، با عنوان «فردوسی و رویکرد میان‌فرهنگی» ارائه کرد. 

 غلامی در آغاز سخنان خود تأکید کرد که قصد ندارد به قرائت‌های رایج درباره فردوسی و ملی‌گرایی بپردازد، بلکه می‌خواهد ظرفیت دیگری از شاهنامه را بررسی کند؛ یعنی ظرفیت آن برای گفت‌وگوی میان‌فرهنگی، شناخت دیگری و عبور از مرزبندی‌های قومی و فرهنگی. 

وی میان «چندفرهنگ‌گرایی» و «میان‌فرهنگ‌گرایی» تمایز قائل شد و توضیح داد که میان‌فرهنگ‌گرایی فراتر از همزیستی فرهنگ‌هاست و بر گفت‌وگوی فعال، تأثیر متقابل فرهنگ‌ها، به رسمیت شناختن دیگری به عنوان یک سوژه برابر و عبور از خودمحوری فرهنگی و قومی تأکید دارد. 

یکی از محورهای اصلی سخنرانی غلامی، مفهوم خرد در شاهنامه بود. وی اظهار داشت که هر گفت‌وگوی میان‌فرهنگی نیازمند یک افق مشترک است و در شاهنامه فردوسی، می‌توان این افق مشترک را در مفهوم خرد یافت. 

به گفته وی، خرد در شاهنامه محدود به مرزهای جغرافیایی و قومی نیست و معیار ارزش‌گذاری انسان‌ها قرار می‌گیرد؛ چه ایرانی باشند، چه تورانی، هندی یا رومی. 

او با اشاره به شخصیت پیران ویسه توضیح داد که فردوسی حتی در میان شخصیت‌های تورانی، هنگامی که با انسانی خردمند و اخلاقی مواجه می‌شود، او را در جایگاهی بلند قرار می‌دهد؛ در مقابل، پادشاه ایرانی مانند کی‌کاووس هنگامی که از خرد فاصله می‌گیرد، مورد انتقاد فردوسی قرار می‌گیرد. 

 غلامی با بررسی داستان‌های مختلف شاهنامه اظهار داشت: در این اثر، خوبی و بدی به شکل مطلق میان دو قوم یا دو سرزمین تقسیم نشده است. به تعبیر وی، دشمن اصلی انسان در شاهنامه بیش از آنکه یک قوم یا ملت باشد، آز، غرور، جهل و بی‌خردی است؛ ویژگی‌هایی که می‌توانند در هر جامعه و نزد هر حاکم یا انسانی ظاهر شوند. 

وی همچنین با اشاره به داستان ایرج و ترجیح صلح و زندگی انسان بر قدرت، سرزمین و شکوه سیاسی، این روایت را نمونه‌ای از اولویت ارزش‌های انسانی بر رقابت‌های قومی و سیاسی دانست. 

از دیگر محورهای مهم سخنرانی، بررسی داستان زال و رودابه بود. 

غلامی این داستان را یکی از نمونه‌های برجسته ظرفیت میان‌فرهنگی در ادبیات کلاسیک دانست و گفت: مخالفت با این پیوند در ابتدا بر پیشینه خانوادگی و تاریخی رودابه و دشمنی‌های گذشته استوار است؛ اما زال با استدلال، گفت‌وگو و تأکید بر ارزش‌های درونی انسان می‌کوشد این نگاه را تغییر دهد. 

وی افزود که از این منظر، شکل‌گیری پیوند زال و رودابه و تولد رستم را می‌توان نمونه‌ای از عبور از پیش‌داوری‌های قومی و تاریخی و پیروزی گفت‌وگو بر تعصب دانست. 

به گفته وی، سیاوش پس از ورود به توران نه هویت پیشین خود را کنار می‌گذارد و نه فرهنگ سرزمین جدید را طرد می‌کند. او با ازدواج با دختر افراسیاب و ساخت شهری در سرزمین توران، نوعی ترکیب فرهنگی و تمدنی ایجاد می‌کند. 

 غلامی سیاوش‌گرد را از این منظر نمادی از یک «شهر میان‌فرهنگی» دانست؛ شهری که عناصر ایرانی در سرزمین تورانی و با مشارکت مردم آن سرزمین شکل می‌گیرد. 

وی تراژدی سیاوش را نیز در این چارچوب بررسی کرد و آن را نمونه‌ای از نابودی یک پل میان‌فرهنگی در نتیجه تعصب، افراط‌گرایی و سیاست حذف دیگری دانست. 

غلامی با اشاره به توصیه‌های فردوسی درباره حمایت از فقرا و انسان‌های آسیب‌پذیر، گفت: اخلاق شاهنامه را می‌توان فراتر از مرزهای قومی و جغرافیایی مورد مطالعه قرار داد. 

وی تأکید کرد که توجه فردوسی به انسان‌های محروم و کسانی که از نظر اقتصادی یا اجتماعی در موقعیت آسیب‌پذیر قرار دارند، نشان می‌دهد که کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعی در کنار مفاهیم قدرت و پهلوانی جایگاه مهمی در جهان اخلاقی شاهنامه دارد. 

غلامی در بخش پایانی سخنان خود بر ضرورت حفظ تعادل در تفسیر شاهنامه تأکید کرد و گفت: شاهنامه بدون تردید یک حماسه ملی است و در آن تمایزهایی میان ایران و انیران وجود دارد؛ بنابراین نمی‌توان این جنبه از اثر را نادیده گرفت. 

با این حال، به باور وی، این تمایز به معنای تقسیم مطلق جهان به «خوب‌های ایرانی» و «بدهای غیرایرانی» نیست. در شاهنامه ممکن است فردی از سوی دیگر این مرز خردمند، وفادار، بخشنده و شرافتمند باشد و در مقابل، یک پادشاه ایرانی نادان، ستمگر یا گرفتار آز و غرور شود. 

او این ویژگی را یکی از مهم‌ترین زمینه‌های امکان یک خوانش میان‌فرهنگی از شاهنامه دانست؛ خوانشی که ضمن وفاداری به ساختار و محتوای متن، از تحمیل یک تفسیر یک‌جانبه و امروزی بر آن نیز پرهیز می‌کند. 

شاهنامه؛ دعوتی به تفاهم میان فرهنگ‌ها

غلامی در جمع‌بندی سخنان خود گفت اگر اندیشه میان‌فرهنگی را به معنای دیدن جهان از منظر دیگری، گفت‌وگوی انتقادی با او و جست‌وجوی حقیقتی مشترک فراتر از مرزهای خون، تبار و جغرافیا بدانیم، شاهنامه را می‌توان یکی از آثار مهم ادبی برای تأمل درباره امکان تفاهم میان انسان‌ها و فرهنگ‌ها دانست. 

وی تأکید کرد که شاهنامه تنها درباره گذشته ایران سخن نمی‌گوید، بلکه می‌تواند در جهان امروز نیز الهام‌بخش گفت‌وگو درباره همزیستی، کرامت انسانی، صلح و شناخت متقابل فرهنگ‌ها باشد. 

 غلامی سخنان خود را با این جمع‌بندی به پایان رساند: خرد مرز قومی ندارد؛ کرامت انسانی مرز جغرافیایی ندارد؛ و گفت‌وگو می‌تواند در جایی پل بسازد که تعصب دیوار می‌سازد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز