خبرگزاری کار ایران

در آیین بزرگداشت فردوسی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی مطرح شد؛

شاهنامه؛ سپاهی از واژگان برای پاسداری از هویت ایران

شاهنامه؛ سپاهی از واژگان برای پاسداری از هویت ایران

آیین بزرگداشت حکیم فردوسی، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، سه شنبه ۲۲اردیبهشت‌ماه۱۴۰۵، با حضور و سخنرانی محمود شالویی رئیس انجمن، میرجلال‌الدین کزازی چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی، محمدجعفر یاحقی عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، محمود جعفری‌دهقی استاد گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران و قدمعلی سرامی استاد زبان و ادبیات فارسی، در فضای مجازی برگزار شد.

به گزارش ایلنا، در ابتدای این مراسم محمود شالویی رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گفت: فردوسی، حکیم نامدار و سخنور ایرانی، با روح بلند، زبان نافذ و اندیشه توانمند خود توانسته است در طول سالیان متمادی در جان و ضمیر ایرانیان جایگاهی استوار و ماندگار بیابد. 

او افزود: شاهنامه، این اثر گران‌سنگ، با نام و یاد خدا آغاز می‌شود و همین آغاز، خواننده را به جایگاه بلند معنوی و معرفتی فردوسی رهنمون می‌سازد؛ آنجا که از خدایی یاد می‌کند که جان و خرد از آنِ اوست و هیچ اندیشه‌ای از او فراتر نمی‌رود. 

وی ادامه داد: خداوندی که فردوسی از او سخن می‌گوید، فراتر از نام و نشان و گمان است؛ خدایی که آفریننده جهان است و اندیشه آدمی به کنه ذات او راه نمی‌یابد، اما دل‌های مؤمنان جایگاه درک حضور او می‌شود. 

شالویی بیان کرد: فردوسی که در مکتب ایران بالیده، در عین پرداختن به حماسه‌ها و شکوه ایران، همواره با فروتنی و تواضع از خداوند یاد می‌کند و همه آنچه را که این سرزمین به دست آورده، نتیجه عنایت الهی می‌داند. 

رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گفت: در نگاه فردوسی، توانایی انسان در گرو دانایی اوست؛ چنان‌که فردوسی می‌گوید «توانا بود هر که دانا بود» و از همین رو، همگان را به دانش‌اندوزی فراخوانده می‌خواند. 

او افزود: دانش و اندیشه در مسیر تعالی، زمینه‌ساز پویایی و جوانی جامعه است و از همین رهگذر، انسان به رشد و بالندگی دست می‌یابد؛ اندیشه و دانش، انسان را به سوی وحدت، همدلی و انسجام سوق می‌دهد و این همان عاملی است که در طول تاریخ، موجب حفظ هویت و اصالت ایرانیان شده است. 

شالویی تأکید کرد: اگر به پیشینه این سرزمین بنگریم، درمی‌یابیم که ایران همواره در سایه همین همبستگی و همدلی توانسته است هویت و موجودیت خود را حفظ کند و بی‌تردید در آینده نیز چنین خواهد بود. 

وی گفت: ملت ایران با تأسی به شاهنامه و آموزه‌های فردوسی، همدل و هم‌زبان باقی خواهد ماند و این همدلی می‌تواند زمینه‌ساز بالندگی و فروزندگی بیشتر آنان باشد. 

او در پایان خاطرنشان کرد: پاسداشت یاد و نام فردوسی و نگهداری شاهنامه به‌عنوان میراثی گران‌بها، وظیفه‌ای همگانی است و باید با خواندن و به‌کار بستن آموزه‌های آن، از این گنجینه ارزشمند بهره‌مند شد. 

سپاهِ واژگان فردوسی

در ادامه این آیین، میرجلال‌الدین کزازی به ایراد سخن پرداخت و با اشاره به جایگاه بی‌بدیل فردوسی در تاریخ و فرهنگ ایران گفت: از دیرباز بیان شده است اگر فردوسی در یکی از تاریک‌ترین و دشوارترین روزگاران تاریخ ایران برنمی‌خاست، امروز ما که در جغرافیای ایران‌زمین زندگی می‌کنیم، نمی‌توانستیم خود را ایرانی بدانیم و به زبان فارسی سخن بگوییم. 

وی تأکید کرد: این داوری نه از سر دلباختگی و شورمندی، بلکه بر پایه شناختی درست و راستین از فردوسی است. 

کزازی در ادامه بیان کرد: فردوسی با سپاهی در برابر تازش دشمنان ایران ایستاد؛ دشمنانی که چشم طمع به این سرزمین دوخته بودند. این سپاه، سپاهی شگفت‌انگیز و نیرومند بود که حتی نیرومندترین ارتش‌های جهان نیز توان ایستادگی در برابر آن را نداشتند. این سپاه چیزی نیست جز سپاه واژگان! 

وی شاهنامه را اثری دانست که در پهنه اندیشه، فرهنگ و جان مردمان پدید آمد و توانست ایران را از گزند پراکندگی و فروپاشی برهاند. 

به باور کزازی، فردوسی با این اثر سترگ، ایران را به‌سان جهانی شکوهمند، فسون‌کار، دلربا و نازش‌خیز در دل و جان ایرانیان نشاند. 

کزازی افزود: در روزگاری که بر اثر آشوب‌های گوناگون بیم آن می‌رفت که ایران یکپارچگی خود را از دست بدهد، این اثر شگفت‌انگیز همچون سپاهی استوار، پراکندگی‌ها را به هم پیوست و مایه استواری هویت ایرانی شد. 

استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبائی در پایان گفت: پایمردی ایرانیان در مقابل حمله بیگانگان، آزمونی بزرگ در تاریخ ماست؛ چه اینکه ایرانیان، همچون دیگر آزمون‌های سرنوشت‌ساز، از آن سربلند بیرون آمدند. 

ندای «شاهنامه» برای همبستگی ملی

سومین استاد و سخنران حاضر در این مراسم محمدجعفر یاحقی بود. او با اشاره به شرایط دشوار روزگار کنونی، بر ضرورت بازگشت به پایه‌های بنیادین فرهنگی تأکید کرد و «شاهنامه» فردوسی را یکی از استوارترین این پایه‌ها دانست که ایرانیان را به هویت خویش متوجه می‌سازد. 

او افزود: در زمانه‌ای که جامعه بیش از هر زمان به همبستگی، همدلی و همراهی نیازمند است، آموزه‌های فرهنگی شاهنامه راهگشا است؛ شاهنامه تنها اثری ملی نیست، بلکه دارای ابعادی انسانی و جهانی است و پیام آن فراتر از مرزهای جغرافیایی و قومی، ناظر بر کلیت انسان و ارزش‌های مشترک بشری است. 

یاحقی با تأکید بر اینکه ساختار و محتوای «شاهنامه» هر دو بر همدلی و یگانگی دلالت دارند، افزود: برخلاف تصور رایج که شاهنامه را صرفاً اثری حماسی و مبتنی بر نبردها و پهلوانی‌ها می‌داند، لایه درونی این اثر بر مبانی انسانی و ارزش‌های مشترک استوار است و همین ویژگی آن را به متنی زنده و کارآمد برای امروز بدل کرده است. 

وی سه اصل بنیادین «خرد، دانش و راستی» را محور اصلی آموزه‌های «شاهنامه» دانست و گفت: این اصول می‌توانند پیونددهنده انسان‌ها باشند؛ چراکه هیچ انسانی از دانش، بینش و راستی بی‌نیاز نیست. 

به گفته او، در «شاهنامه» افزون بر دانش، مفهوم «بینش» نیز جایگاهی والا دارد؛ به این معنا که انسان بتواند ارزش‌ها را در درون خود درک و متجلی سازد. 

یاحقی «راستی» را از مهم‌ترین مفاهیم کمتر مورد توجه در «شاهنامه» برشمرد و آن را عامل تعادل، اعتدال و پیوند اجتماعی دانست که در قالب داد و دادگری نمود بیرونی می‌یابد؛ مفهومی که جامعه امروز بیش از هر زمان به آن نیازمند است. 

وی در ادامه با اشاره به شرایط کنونی کشور، بر ضرورت تقویت یکپارچگی و همبستگی ملی تأکید کرد و گفت: بازگشت به این اصول و آموزه‌ها می‌تواند زمینه‌ساز انسجام درونی و همچنین جلب همراهی آزادگان و خردمندان جهان باشد. 

این استاد زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه دشواری‌ها و آسیب‌ها می‌توانند زمینه‌ساز پختگی و استواری باشند، افزود: ملت ایران با تکیه بر آموزه‌های ایرانی و اسلامی، به‌ویژه تعالیم شاهنامه، می‌تواند آزادگی، استواری و هویت خویش را حفظ کند. 

وی در پایان با تأکید بر اینکه «آزادگی» از ویژگی‌های بنیادین ایرانیان است، خاطرنشان کرد: «شاهنامه» ندایی روشن برای بازگشت به این ارزش‌هاست و می‌تواند در مسیر تقویت هویت و همبستگی ملی نقشی مؤثر ایفا کند. 

شاهنامه؛ پیام‌آور آزادی و آزادگی

در ادامه محمود جعفری‌دهقی استاد گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران با تقدیر از انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گفت: ایرانیان از دیرباز الگویی تکرارشونده را به‌عنوان شیوه‌ای برای مقابله با هجوم بیگانگان به کار گرفته‌اند. این الگو شامل چند بخش بوده است؛ نخست، مقابله نظامی که در آن سرداران و مبارزان ایرانی در برابر مهاجمان ایستادگی می‌کردند. 

او افزود: بخش دوم، خیزش‌های اجتماعی بوده است که پس از هجوم بیگانگان رخ می‌داد؛ چنان‌که پس از حمله اسکندر، اشکانیان به قدرت رسیدند و پس از آن نیز خیزش‌هایی مانند قیام ابومسلم خراسانی، یعقوب لیث و طاهریان شکل گرفت. 

وی ادامه داد: بخش سوم این الگو، ورود نخبگان ایرانی به ساختار قدرت بود؛ نمونه آن را می‌توان در دوره عباسیان و همچنین در دوره مغول مشاهده کرد که ایرانیان در اداره حکومت نقش‌آفرین شدند. 

او گفت: بخش نهایی این الگو، مبارزه فرهنگی و انتقال فرهنگ ایرانی به قوم مهاجم بوده است و شاهنامه‌سرایی یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این نوع مقابله فرهنگی به شمار می‌رود. 

وی افزود: در دوره اشکانیان، گروهی از ایرانیان با روایت حماسه‌های ملی به شهرها و روستاها می‌رفتند و این سنت در طول تاریخ ادامه یافت. بعدها دهقانان ایرانی به حفظ این میراث پرداختند و پیش از فردوسی، شاعرانی چون «دقیقی» در این مسیر گام برداشتند و سنت نقالی ادامه همین راه شد. 

جعفری‌دهقی ادامه داد: پس از حمله مغول نیز شاهنامه‌خوانی و شاهنامه‌سرایی استمرار یافت و حتی پس از فردوسی، شاهنامه‌های دیگری سروده شد و اما «شاهنامه» فردوسی همواره مورد توجه و بهره‌برداری قرار گرفت. 

وی گفت: «شاهنامه» اثری است که به جامعه جهانی تعلق دارد و در جغرافیای خاصی محدود نمی‌شود؛ در عین حال، سند حماسه ملی و هویت ایرانیان و یکی از شگفت‌ترین آثار حماسی جهان است. 

او افزود: بنیاد اندیشه در «شاهنامه» بر «خرد» استوار است و آغاز آن با نام خداوند جان و خرد، نشان‌دهنده همین رویکرد است. از این‌رو، «شاهنامه» گنجینه‌ای از آموزه‌های حکمی و اخلاقی برای همه جهانیان به شمار می‌رود. 

وی ادامه داد: «شاهنامه» پیام‌آور آزادی و آزادگی است و انسان را به خردگرایی، دادگری، آرمان‌خواهی، ظلم‌ستیزی و اندیشه‌ورزی دعوت می‌کند. 

جعفری‌دهقی گفت: بن‌مایه‌های داستان‌های «شاهنامه» از روایت‌ها و حماسه‌هایی شکل گرفته که از دیرباز در میان ایرانیان سینه‌به‌سینه نقل شده و بازتاب‌دهنده شیوه زندگی، اخلاق، نبردها، پیروزی‌ها و شکست‌های نیاکان ماست. 

دهقی تصریح کرد: «شاهنامه» نگهبان زبان فارسی و سنت‌های ملی ایرانیان است و توانسته است ارزش‌های ایرانی را با باورهای دینی درآمیزد و زمینه‌ساز همبستگی ایرانیان با فرهنگ‌ها و باورهای گوناگون شود. 

شاهنامه؛ نوری پایدار و بی‌زوال

در پایان نیز قدمعلی سرامی استاد زبان و ادبیات فارسی، طی سخنانی گفت: شاهنامه اثری ژرف و چندلایه است که انسان را به شناخت خویشتن فرا می‌خواند و او را متوجه هویت خویش می‌سازد. 

وی افزود: این اثر بزرگ تنها خطاب به گروه یا طبقه‌ای خاص نیست، بلکه همه انسان‌ها را دربرمی‌گیرد و از پادشاه تا درویش و از هر قشر و جایگاهی را مخاطب قرار می‌دهد. 

او ادامه داد: شاهنامه همزمان دو بُعد را در خود جای داده است؛ از یک سو هویت انسانی را در گستره‌ای جهانی بازمی‌نماید و از سوی دیگر، هویت ویژه ایرانی را در میان اقوام گوناگون این سرزمین تبیین می‌کند؛ از این رو به فرهنگ ایرانی و فرهنگ آزادگان جهان تعلق دارد. 

وی گفت: در این کتاب، تمامی لایه‌های وجودی انسان و شیوه‌های زیست او بازتاب یافته است و می‌توان اندیشه‌های فردی و جمعی بشر را در آن بازشناخت. 

او افزود: شاهنامه همچون نوری پایدار و بی‌زوال است که حیات فرهنگی را تداوم می‌بخشد و همان‌گونه که خورشید در جهان نقش‌آفرین است، این اثر نیز در فرهنگ ایرانی چنین جایگاهی دارد. 

وی ادامه داد: شاهنامه می‌تواند پیوندی میان جهان مادی و معنوی برقرار کند و انسان را به درکی عمیق‌تر از هستی برساند. 

سرامی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: زبان فارسی به‌عنوان زبان مادری و فرهنگی ما، حامل مفاهیم ژرف انسانی است که در شاهنامه به اوج رسیده و خوانش این اثر می‌تواند انسان را به تأمل، پژوهش و شناخت عمیق‌تر از خویشتن خویش سوق دهد. 

وی افزود: شاهنامه ما را به خودباوری فرا می‌خواند و یادآور می‌شود که انسان با تکیه بر توانایی‌های درونی خود می‌تواند جایگاه خویش را در جهان بازیابد. 

او در پایان تأکید کرد: شاهنامه منبعی برای روشنایی، مهر و پیوند است و بهره‌گیری از آن می‌تواند مسیر همبستگی، آگاهی و بالندگی جامعه را هموارتر سازد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز