ساسانیها در حال آزمایش و توسعه آلیاژ برنج با کاربرد نظامی بودند/ سه کلاهخود ساسانی موزه بریتانیا راز ۱۴۰۰ ساله را فاش کرد
کشف تازهای از دل پژوهشهای علمی، تصویری متفاوت و پیشرفتهتر از فناوری فلزکاری در دوران امپراتوری ساسانی ارائه میدهد؛ دورهای که اکنون به نظر میرسد فراتر از سنتهای شناختهشده، در حال تجربهگری روی آلیاژهای نوین نیز بوده است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، براساس یک مطالعه جدید که روی یافتههای باستانشناسی از مرو و نینوا انجام شده، فلزکاران ساسانی حدود ۱۴۰۰ سال پیش نهتنها با آلیاژ برنج آشنا بودهاند، بلکه بهطور فعال در حال آزمایش و توسعه کاربردهای آن بودهاند. این یافتهها نشان میدهد که برنج، آلیاژی از مس و روی در این دوره نقشی فراتر از آنچه پیشتر تصور میشد، داشته است.
یورونیوز در گزارشی اعلام کرده است، برای دههها، مطالعات مربوط به فلزکاری ایران باستان عمدتاً بر برنز، طلا و نقره متمرکز بود و نقش برنج در این میان کمرنگ و مبهم باقی مانده بود. اما اکنون با بهرهگیری از روشهای پیشرفتهای مانند فلورسانس اشعه ایکس، میکروسکوپ الکترونی روبشی و رادیوگرافی دیجیتال، شواهد دقیقی از استفاده این آلیاژ در اشیای ساسانی به دست آمده است.
انتخاب دو منطقه مرو و نینوا برای این مطالعه، اهمیت ویژهای دارد. مرو بهعنوان یکی از مراکز مهم شهری و نظامی در شرق امپراتوری و نینوا بهعنوان نقطهای کلیدی در غرب، نشاندهنده گستردگی جغرافیایی این فناوری هستند. کشف برنج در هر دو منطقه حاکی از آن است که استفاده از این آلیاژ محدود به یک کارگاه یا منطقه خاص نبوده، بلکه بخشی از یک الگوی گسترده در سراسر مرزهای امپراتوری محسوب میشده است.
در مرو، اشیایی مانند سنجاقسرهای تزئینی، دستبندها و یراقآلات با ترکیبات برنجی شناسایی شدهاند. در مقابل، در نینوا شواهدی چشمگیرتر از کاربرد نظامی این آلیاژ به دست آمده است. بررسی سه کلاهخود ساسانی که امروزه در مجموعه موزه بریتانیا نگهداری میشوند نشان داد که از برنج در ساخت تسمهها، پرچها و حتی پوششهای ورقی استفاده شده است.
در مقابل، شواهد بهدستآمده از نینوا، ابعاد پیچیدهتر و پیشرفتهتری از کاربرد برنج را آشکار میکند. سه کلاهخود ساسانی که امروزه در مجموعه موزه بریتانیا نگهداری میشوند، نشان میدهند که این آلیاژ در ساخت اجزای مختلف تجهیزات نظامی نیز به کار رفته است. تصویربرداریهای دقیق نشان داده که از برنج برای ساخت تسمهها، پرچها و حتی پوششهای ورقی روی قطعات آهنی استفاده شده است. این ترکیب هوشمندانه، همزمان استحکام آهن و جلوه بصری برنج را در کنار هم قرار میداده است.
این یافتهها نشان میدهد که برنج تنها به دلیل ظاهر درخشان و شباهتش به طلا مورد توجه نبوده، بلکه بهواسطه ویژگیهایی چون چکشخواری بالا و قابلیت شکلدهی، در کاربردهای فنی و نظامی نیز نقش داشته است.
به گفته پژوهشگران، این گذار از استفاده تزئینی به کاربردهای مهندسی، نقطه عطفی در متالورژی ساسانی به شمار میرود. چون برنج به دلیل چکشخواری بالا، قابلیت شکلدهی آسان و امکان برش و سوراخکاری بهتر نسبت به بسیاری از آلیاژهای برنز، گزینهای مناسب برای ساخت قطعات ورقی و کاربردهای عملی بوده است.
اهمیت این کشف، تنها به بازنگری در سطح فناوری ساسانیان محدود نمیشود، بلکه میتواند به حل یکی از پرسشهای مهم در تاریخ فناوری نیز کمک کند، چگونگی گسترش گسترده استفاده از برنج در اوایل دوره اسلامی. در حالی که برنج در قرون اولیه اسلامی به یکی از آلیاژهای غالب در غرب آسیا تبدیل شد، منشأ این تحول همواره محل بحث بوده است. اکنون به نظر میرسد که شواهد ساسانی از مرو و نینوا، همان حلقه مفقودهای باشد که این گذار تاریخی را توضیح میدهد.
به این ترتیب، امپراتوری ساسانی نهتنها بهعنوان قدرتی نظامی و هنری، بلکه بهعنوان یکی از بازیگران مهم در تاریخ فناوری و نوآوریهای متالورژیک نیز قابل بازتعریف است؛ جایی که فلزکاران آن، قرنها پیش از تثبیت این فناوری، در حال آزمودن و توسعه آلیاژی بودند که بعدها به بخش مهمی از فرهنگ مادی جهان تبدیل شد.