نبرد روایتها از سرزمینهای اشغالی و بزرگترین قدرت جهان تا گهواره تمدنهای بشری؛
ائتلافِ فاتح به دروغ و التماس روی آورده است/ تحقیر دشمن با ماشینچمنزنی!
ایران امروز نه تنها در برابر ترکیب حداکثری فشارها تابآوری کرده، که به بازیگری تأثیرگذار و تعیینکننده در معادلات منطقهای و جهانی تبدیل شده است. در آن سوی میدان، ائتلافی که خود را فاتح میپنداشت، اینک در گردابی از ناکارآمدی راهبردی، دروغهای مکرر به افکار عمومی خود و فروپاشی تدریجی از درون، دست و پا میزند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در میانهی نبرد روایتها که امروز بخش جداییناپذیر معادلات جهانی است، شاید بهترین روش برای درک واقعیت، کنار زدن پردههای تبلیغاتی و مراجعه به زبان بیپیرایه مردم و ناظران بیطرف باشد. آنچه در ادامه میآید، تلاشی است برای مقایسه وضعیت امروز دو سوی یک نبرد تاریخی.
اول بهتر است با دو سوی نبرد آشنایی ضمنی پیدا کنیم. یک سوی این نبرد، دو کشور ثروتمند و قدرتمند جهان قرار دارند:
اولی؛ ساکنان صهونیستِ سرزمینهای اشغالی که روزگاری آن را «اتاق شیشهای» خاورمیانه مینامیدند و قرار بود ارض مقدس باشد تا پاسدار سه دین ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) باشد.
و دومی؛ بزرگترین قدرت جهان امروز با کولهباری از لقبهای پرطمطراق که جهانی؛ قرنها آرزوی تنها داشتن یکی از این القاب را داشته است! عناوین پر آب و تابی مانند: ابرقدرت جهان پس از جنگ جهانی دوم و بهویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، سرزمین آزادگان براساس ادعای تنها مهد آزادی و دموکراسی بودن در جهان، بزرگترین نیروی نظامی جهان با بودجهای بالغ بر ۹۰۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ که از نظر هزینههای نظامی در رتبه نخست جهان قرار دارد و معادل حدود ۳۹ درصد از کل هزینههای نظامی دنیاست و درحالیکه این نیروها از نظر امکانات، فناوری و تجهیزات پیشرفته، بزرگترین نیروی نظامی جهان محسوب میشوند، بزرگترین اقتصاد جهان با تولید ناخالص داخلی اسمی حدود ۳۱.۸ تریلیون دلار (برآورد ۲۰۲۶) و درحالیکه این کشور تقریباً یکچهارم تولید ناخالص داخلی کل کشورهای جهان را به خود اختصاص داده است و قدرت برتر اقتصادی جهان که بازتابدهنده جایگاه مسلط آمریکا در نظام مالی و تجاری بینالمللی است و اینکه دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره جهانی، نقش محوری در اقتصاد جهان دارد.
و طرف دیگر معادله؛ ایران اسلامی است که با قدمت تاریخی و تمدنی چندینهزارساله، یکی از گهوارههای تمدن بشری و گنجینه فرهنگ و هنر جهان بوده و به چهارراه تمدنها شناخته شده و درکنار آن، نقش محوری در جهان تشیع داشته است اما به دلیل موقعیت مهم استراتژیکاش، همواره ازسوی همسایگان دور و نزدیک در معرض تهاجم قرار داشته به ویژه با استقلالی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی کسب کرد، دههها؛ تنها، تحت فشارهای بیرحمانه، انواع تحریم و تهدید را پشت سرگذاشت و اکنون باوجود تمام مشقتها، معادلات قدرت در منطقه را بازتعریف کرده است.
و حال اگر بخواهیم سری به روایتهای تقابل میان دو قدرت منطقه یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی بزنیم و تصویری از درکنار هم قرار گرفتن امروزشان مقابل ایران ارایه دهیم، به چه نتایجی دست مییابیم؟ بهتر است این روایت را از زبان برخی ساکنان در کشورهای مختلف دنبال کنیم.
از زبان یک یهودی؛ روایت فروپاشی از درون
برای تصویر وضعیت امروز سرزمینهای اشغالی، نیازی به گزارشهای امنیتی یا تحلیلهای ژئوپلیتیک نیست. کافیست به اعترافات درونی همان جامعه گوش فرا دهیم. آلون میزراحی، نویسنده و کنشگر یهودی اسرائیلی که از منتقدان صهیونیسم به شمار میرود، در توییتی تأملبرانگیز، حال و هوای این روزهای جامعه خود را اینگونه به تصویر کشیده است:
برای خودم هم دقیقاً روشن نیست چه عاملی باعث میشود این حرف را بزنم، ولی برای یک بومی (در اسرائیل)، یک جای کار در اسرائیل میلنگد: یک وضع عجیب و پکر. یک چیزی سر جایش نیست. شاید مسئله به سلامتی نتانیاهو مربوط باشد یا به از دست دادن نوعی قابلیت راهبردی؛ نمیدانم. اما لحن قطعاً تغییر کرده، و ترس و درد را میتوان مشهودتر دید. بهنظرم اگر اوضاع با همین سرعت پیش برود، ظرف حدود یک ماه دیگر، این کشور تکهتکه فرومیپاشد.

این روایت، نه یک تحلیل ژئوپلیتیک که فریادی از دل جامعهای است که سالها با وعدههای امنیت و شکستناپذیری تغذیه شده و اکنون طعم تلخ واقعیت را میچشد.
نگاه بیرون به ایران؛ از حیرت یک سناتور نیجریهای تا شکست محاسبات دشمن
اما در سوی دیگر، برای توصیف وضعیت امروز ایران، شاید بهتر باشد از چشم اندیشمندان و ناظران خارجی به کشورمان نگاه کنیم. شهوسانی، سناتور نیجریهای که گویی ایران را با تمام وجود کاویده، با حیرت و تحسین میپرسد:
چگونه کشوری که ۴۷ سال تحت تحریم بود، به نرخ سواد بالای ۹۰ درصد رسید؟ آنها چگونه به نرخ سواد ۹۸ درصد برای شهروندان زن خود دست یافتند؟ چگونه توانستند یک سیستم مراقبتهای بهداشتی پیشرفته ایجاد کنند؟ چگونه توانستند یک نیروی نظامی قدرتمند بسازند؟ چگونه توانستند دانشمندان درجه یک تربیت کنند و یک پایگاه علمی قوی بسازند؟ چگونه توانستند با وجود تحریمها، برق بدون وقفه برای مردم خود فراهم کنند؟ چگونه توانستند با وجود تحریمها، پالایشگاه بسازند و اداره کنند؟ کدام کشور روی زمین میتواند تحت جنگ و تحریم به این مهم دست یابد؟ چرا آن کشورهایی که تحت تحریم نیستند، نمیتوانند به چنین دستاوردهایی برسند؟

این پرسشها زمانی معنادارتر میشود که نگاهی به میدان نبرد نظامی و رسانهای بیندازیم.
تحقیر دشمن با ماشینچمنزنی!
یک کاربر خارجی در شبکههای اجتماعی، در واکنش به بهکارگیری همه ظرفیتهای نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، با طنزی تلخ نوشت:
آمریکا هر آنچه در چنته داشت علیه ایران به کار گرفت: B-1، B-2، B-52، F-15، F-16، F-18، F-35 زیردریایی، ناوشکن، ناو هواپیمابر، هیمارس، سامانههای پدافندی پاتریوت و تاد؛ با این حال ایران همچنان دارد آنها را با پهپادهای ارزانقیمتی که صدای ماشینچمنزنی میدهند تحقیر میکند.

این تحقیر، تنها در میدان جنگ نیست. در عرصه رسانهای نیز دشمن به بنبست رسیده است. هاآرتص، روزنامه تأثیرگذار و نزدیک به جریان اصلی صهیونیسم، در هشداری صریح به کاخ سفید و کنست مینویسد:
در دام لفاظیها درباره تغییر نظام ایران نیفتید. علیرغم لفاظیها در واشینگتن و اورشلیم درباره سرنگونی حکومت ایران، آنها میدانند که چنین هدفی احتمالاً قابل دستیابی نیست.
اسپنسر حکیمیان هم نوشت:
ترامپ اکنون از مافوقهای اروپایی خود التماس میکند که در جنگ با ایران به او کمک کنند.

اعتراف دشمن به دروغهای تاریخی
شاید تکاندهندهترین بخش این روایت، جاییست که خود شهروندان اسرائیلی به تکذیب مقاماتشان میپردازند. یک کاربر صهیونیست با اشاره به بمباران تبلیغاتی ماههای اخیر، در شبی که آسمان تلآویو بار دیگر هدف قرار گرفته بود، نوشت:
کمتر از یک سال پیش نتانیاهو و ارتش به ما اطمینان دادند که پس از یک جنگ موفق با حزب الله، ما آنها را شکست داده و تواناییهای آنها را نابود کردهایم. هشت ماه پیش نتانیاهو و ارتش به ما اطمینان دادند که ما یک پیروزی تاریخی بر ایران به دست آوردهایم و سلاحهای هستهای و موشکهای آنها را نابود کردهایم. نتانیاهو و ارتش دروغ میگویند. این چیزی است که امشب در آسمان اسرائیل اتفاق میافتد.

«وقتی یک احمق ساکن کاخ سفید میشود...»
اینجاست که درستی پیشبینیهای راهبردی سیدحسن نصرالله، شهید مقاومت، بر دوست و دشمن اثبات میشود. او با نگاهی عمیق به تاریخ و ماهیت قدرتهای پوشالی آمریکا و صهیونیست گفت: وقتی یک احمق ساکن کاخ سفید میشود این مژدهای برای ماست…
این توصیف، عجیب نیست که از سوی چنین رئیسجمهوری و تیمی از مشاوران فاقد عقلانیت راهبردی، انتظار جملاتی مهمل و سیاستهایی متناقض داشته باشیم. آنها هنوز در توهمات خود غرقاند؛ آنجا که مشاور امنیت ملی ترامپ از او میخواهد «هرچه زودتر اعلام پیروزی کند و هرطور شده از باتلاق ایران خارج شود» (به نقل از فایننشال تایمز).
به راستی که باید به ترامپ و مشاوران راهبردیاش بابت «دستاوردهای» درخشان تجاوز به ایران تبریک گفت:
یک مدرسه دخترانه را در منطقه مسکونی بمباران کردند و چهره واقعی خود را به جهانیان نشان دادند.
تمامی پایگاههای راهبردی خود در خلیج فارس را از دست دادند یا مجبور به تخلیه آنها شدند.
گرانترین و پیشرفتهترین سامانههای راداری و پدافندی خود از جمله پاتریوتها را به گورستان تجهیزات جنگی در بیابانهای منطقه فرستادند.
تلآویو، حیفا و شهرهای راهبردی اسرائیل را به منطقه جنگی و هدف موشکهای دقیق تبدیل کردند.
کنترل مؤثر بر تنگه هرمز را که شریان حیاتی اقتصاد غرب و آسیاست، به ایران واگذار کردند.
قیمت جهانی نفت را که به ضرر اقتصاد غرب تمام میشود، افزایش دادند.
و ناگزیر شدند تحریمهای روسیه را لغو کنند تا شاید بتوانند با افزایش صادرات نفت روسیه، التیامی بر زخم افزایش قیمت نفت ببخشند.

نتیجهگیری:
این روایت، تنها گوشهای از یک واقعیت انکارناپذیر را نشان میدهد: ایران امروز نه تنها در برابر ترکیب حداکثری فشارها تابآوری کرده، که به بازیگری تأثیرگذار و تعیینکننده در معادلات منطقهای و جهانی تبدیل شده است. در آن سوی میدان، ائتلافی که خود را فاتح میپنداشت، اینک در گردابی از ناکارآمدی راهبردی، دروغهای مکرر به افکار عمومی خود و فروپاشی تدریجی از درون، دست و پا میزند.