وقتی متجاوز به هیچیک از کنوانسیونهای بینالمللی متعد نمیماند؛
تخریب گسترده مواریث فرهنگی کشور/ تروریستها به تاریخ هم رحم نمیکنند
در تجاوز و غارتگری تنها انسانها قربانی نمیشوند، میراثفرهنگی نیز بهعنوان حافظه تاریخی ملتها در خط مقدم آسیب قرار میگیرد. تجربه سالهای اخیر در عراق، سوریه و افغانستان نشان داده که درگیریهای نظامی، فروپاشی نظم اداری و بحرانهای سیاسی میتوانند در زمانی کوتاه، هزاران سال تاریخ را نابود کنند. تخریبهای سازمانیافته توسط داعش در عراق و سوریه، آسیب به حدود ۲۹۰ سایت تاریخی در سوریه و نابودی یا غارت حدود ۷۰ درصد آثار موزه ملی کابل در افغانستان، نمونههایی هستند که جامعه جهانی هنوز با پیامدهای آن دستوپنجه نرم میکند. و اینک متجاوزارن تروریست آمریکایی-صهیونی تخریب آثار تاریخی ایران را نشانه رفتهاند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، پس از تجاوز ارتش تروریست آمریکا و اسرائیل به حریم ایران، بخش قابل توجهی از آثار تاریخی کشورمان مورد تهدید و تخریب قرار گرفت. تجاوز دشمن به حریم و عرصه برخی آثار تاریخی ملی و جهانی ایران نظیر کاخ گلستان و قلعه فلک الافلاک و بافت تاریخی اصفهان و حریم نقش جهان مشخص کرد که دشمن هرگز به کنوانسیونهای بینالمللی وفادار نیست. اما دشمن تنها با حمله به آثار باستانی و تخریب آنها با جنگ با تمدن ایران برنخواسته بلکه چند روز قبل درست در روزهای تجاوز تروریستهای آمریکایی و اسراییلی به ایران، پلیس فیلادلفیا در آمریکا محمولهای از شمشیرهای مفرغ متعلق به گورها و محوطههای باستانی تالش متعلق به ایران را در گمرک این ایالت از قاچاقچیانی که از مبدا امارات این آثار را به آمریکا قاچاق کرده بودند، کشف کرد.
اکنون پرسش اصلی آن است که تجاوز نظامی یا شبکههای قاچاق، کدامیک بیشترین آسیب را متوجه آثار و بناهای تاریخی کشور میکنند؟
الگوی تخریب در جنگهای معاصر
با تسلط داعش بر بخشهایی از عراق بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷، تخریب میراث فرهنگی به بخشی از سیاست ایدئولوژیک و اقتصادی این گروه تبدیل شد. شهر باستانی «نمرود» که متعلق به تمدن آشوری بود، بهطور گسترده با بولدوزر و مواد منفجره تخریب شد و تصاویر ویرانی آن واکنش جهانی برانگیخت. شهر تاریخی «هترا» نیز که از مهمترین آثار دوره اشکانیان در عراق بود، آسیب جدی دید و بخشهایی از شهر باستانی «نینوا» در موصل هم نابود شد. تنها در شهر موصل، دستکم ۲۸ بنای تاریخی در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ تخریب یا غارت شدند. در همین دوره، موزه موصل که پیش از جنگ، هزاران قطعه ارزشمند باستانی را در خود جای داده بود، هدف حمله قرار گرفت و بسیاری از آثار آن یا در برابر دوربینها تخریب شدند یا به سرقت رفتند و وارد بازار سیاه جهانی شدند. براساس برآوردهای غیررسمی در برخی مناطق تحت کنترل داعش، بیش از ۵۰ درصد میراث باستانی دچار آسیب یا غارت شدند. اگرچه تعیین رقم دقیق اشیای خارجشده از عراق به دلیل ماهیت غیرقانونی قاچاق ممکن نیست، اما کارشناسان معتقدند این رقم به هزاران قطعه میرسد. گزارشهای بینالمللی فروش این آثار را یکی از منابع مالی مهم داعش اعلام کردند.

در سوریه نیز، جنگ داخلی که از سال ۲۰۱۱ آغاز و با حضور داعش در بخشهایی از کشور همراه شد، خسارات گستردهای به میراث فرهنگی این کشور وارد کرد. حدود ۲۹۰ محوطه و اثر تاریخی در جریان جنگ آسیب دیدند که از این میان، ۱۰۴ اثر به شدت آسیب دید و ۲۴ اثر تاریخی نیز به طور کامل نابود شد. براساس گزارش یونسکو، از میان شش اثر تاریخی ثبت جهانی شده سوریه در فهرست میراث بشری، ۵ اثر جهانی دچار آسیب جدی یا تخریب شدند؛ از جمله «پالمیرا» و شهر قدیم «حلب» که تصاویر ویرانی آنها بازتاب گسترده در جهان داشت. در مناطق تحت کنترل داعش نیز، غارت آثار تاریخی به سازوکار سازمان یافته برای تأمین مالی تبدیل شد. تا جایی که در برخی دورهها و براساس گزارشهای جهانی، بین ۱۵ تا ۲۰ درصد درآمد این گروه از محل فروش آثار باستانی غارت شده تأمین شد. گزارشهای جدید پس از سقوط دولت بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴ نیز از افزایش غارت آثار تاریخی در سایه فقدان امنیت حکایت دارد و در سال ۲۰۲۵، سرقت چند مجسمه رومی از موزه ملی دمشق گزارش شد که نگرانیها درباره موج تازه قاچاق اشیای تاریخی را افزایش داد.
در افغانستان دوره نخست طالبان نیز، تخریب میراث فرهنگی شدید گزارش شد. طالبان در در سال ۲۰۰۱، دستور تخریب دو تندیس عظیم بودا در دره بامیان را صادر کرد؛ تندیسهایی با ارتفاع ۵۵ متر و ۳۸ متر که از شاخصترین آثار بودایی جهان به شمار میرفتند. انفجار این مجسمهها یکی از نمادینترین فجایع فرهنگی قرن بیستویکم نامگذاری و در ردیف جنایت فرهنگی قرار گرفت. اما آسیبها محدود به بامیان نبود. در جریان دههها جنگ داخلی و ناامنی، از بیش از ۱۰۰ هزار شیء تاریخی موجود در موزه ملی کابل، حدود ۷۰ درصد آثار موزه غارت یا نابود شد.
این آثار شامل مجسمهها، کتیبهها، اشیای زرین و آثار مربوط به دورههای یونانی-باختری و کوشانی بودند که بسیاری از آنها بعدها در شبکههای قاچاق بینالمللی مشاهده شدند. پس از بازگشت مجدد طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، مقامات جدید البته وعده حفاظت از آثار تاریخی را مطرح کردند، اما در همین دوره نیز گزارشهایی از تداوم حفاریهای غیرمجاز و قاچاق آثار باستانی توسط این گروه در افغانستان منتشر شده است.

باید مراقب غارتگران فرصتطلب بود
اگرچه تجربههای جنگ و بحرانها در کشورهای منطقه یک الگوی مشخص را دنبال میکردند و سه عامل تخریب ایدئولوژیک، آسیبهای جانبی جنگ و گسترش قاچاق اشیای تاریخی در سایه فقدان نظارت بطور همزمان به نابودی میراث فرهنگی و آثار تاریخی منجر شدند، در ایران اما چنین چرخهای تاکنون رخ نداده است. اما با تجاوز نیروهای تروریست این پرسش هم جدی شده است که آیا ساختار حفاظت از میراث فرهنگی کشور آمادگی مواجهه با بحران را دارد؟
مهدی رهبر، باستانشناس پیشکسوت که در محوطههای باستانی فراوانی کاوشهای علمی را به اتمام رسانده است، سایه جنگ و تجاوز را نگرانی جدی برای محوطههای تاریخی ایران اعلام کرد.
او با اشاره به تجربه تخریب و نابودی آثار تاریخی در کشورهای منطقه به ایلنا گفت: در افغانستان، عراق و سوریه، جنگها همواره با موجی از غارت و قاچاق آثار تاریخی همراه بودهاند و ایران نیز از این خطر مصون نیست.
رهبر در پاسخ به این سوال که آیا امکان مدیریت بحران آثار تاریخی در تنشها و جنگها وجود دارد؟ گفت: ما از همان اول در این موضوع سهلانگاری کردهایم.
او نمونهای عینی از وضعیت حفاظتی محوطههای تاریخی کشور را در دوره بدون تنش چنین روایت کرد: چندی پیش به منطقهای رفتم و دیدم مردم روی تپههای باستانی ساختوساز میکنند و متاسفانه میراث فرهنگی هم طی این سالها به این موضوع بیتوجه بوده است. گفتم حداقل یک گشت حفاظتی با موتور بگذارید تا مردم احساس کنند این تپهها صاحب دارد، اما واقعیت این است که موضوع حفاظت از آثار و محوطههای تاریخی در بحرانها را جدی نگرفتیم.
به گفته او، مشکل تنها در بیتوجهی به آثار تاریخی نیست، بلکه کمبود امکانات نیز به بحران حفاظت از میراث فرهنگی دامن زده است.
رهبر تاکید کرد: نگهبانان محوطههای تاریخی در بسیاری از مناطق حتی وسیله نقلیه ندارند و گاه دیده میشود که اگرچه با هدف خدمت در یگان حفاظت به مجموعهها جذب شدهاند اما از آنها در کارهای اداری استفاده میشود. به ویژه در زمینهای کشاورزی، که بسیاری از تپههای باستانی در آن قرار دارند، حفاظت عملاً به حداقل رسیده است.
او به تجربه «جنگ ۱۲ روزه» اخیر اشاره کرده و گفت: هرچند مراقبتهای موزهای انجام شد و حتی از آثار یکی از مهمترین موزههای کشور با کیسههای شن حفاظت شد، اما این اقدامات کافی نیست و نبود یک سازوکار رسمی و از پیشطراحیشده برای مدیریت بحران، آسیبپذیری را افزایش میدهد.
رهبر همچنین به گسترش قاچاق اشیای تاریخی در هنگام وقوع بحرانها اشاره کرده و گفت: در شرایطی که توجه دولت به مسائل امنیتی و نظامی معطوف میشود، فضا برای قاچاقچیان آثار تاریخی فراهمتر میشود باید مراقب حفاران غیرمجاز بود که با استفاده از ابزارها و تجهیزات تپههای باستانی را تخریب میکنند.

منشا خطر از سوی ارتشهای متجاوز یا غارتگران!
عباس مقدم، دیگر باستانشناس پیشکسوت، اما نگاه متفاوت و مکملی ارائه میدهد. او به ایلنا گفت: در هر جنگی، پس از انسانها، میراث فرهنگی قربانی میشود. البته در جنگهای کلاسیک، ارتشهای جهان براساس کنوانسیونهای بینالمللی معمولاً به میراث فرهنگی تعرض نمیکنند.
مقدم؛ تجربه شخصی خود در دوران جنگ ایران و عراق را شاهدی بر این ادعا دانسته و گفت: زمانی که در سال ۱۳۶۶ در کاوشهای باستان شناختی هفتتپه حضور داشتیم، هواپیماهای عراقی هر روز در آسمان منطقه بمباران میکردند و از نزدیکی محوطه باستانی چغازنبیل هم عبور میکردند، اما یک گلوله هم به میراث فرهنگی برخورد نکرد. آن زمان حتی باستانشناسها فهرست برخی محوطههای باستانی ایران به یونسکو ارائه داده بودند تا در جریان جنگ مورد تعرض قرار نگیرند.
مقدم تأکید کرد: یکی از نگرانیها هم خیل کثیری از افرادی است که میراث فرهنگی کشور را غارت میکنند. در شرایط جنگ این افراد فرصت بیشتری پیدا میکنند و حتی ممکن است از کشورهای همجوار نیز برای مشارکت در غارت آثار تاریخی ایران وارد کشور شوند، لذا باید بسیار مراقب بود.
او به نمونهای تازه اشاره کرده و گفت: اخیراً تصاویری از یک گورستان تاریخی در خوزستان به من نشان دادهاند که بهطور گسترده حفاری و غارت شده است.
مقدم لزوم تجهیز یگان حفاظت میراث فرهنگی را مورد تاکید قرار داده و گفت: آموزش منظم و حرفهای نیروها ضروری است و باید هر سال دورههای مشخصی برای ارتقای آمادگی آنان برگزار شود.
گزارش: مریم جلیلوندفرد