یک گالریدار در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛
دست از کار کشیدن و تعطیل کردن رویدادهای هنری اوضاع را بدتر خواهد کرد/ به دنبال ایجاد امید در شرایط سخت هستیم
چرا گالری داران صنف ندارند؟
بهناز امینی گالری دار و کیوریتور میگوید: هدف ما ایجاد امید در شرایط سخت بود؛ اینکه فضایی ایجاد نماییم تا به آن واسطه از شرایط موجود گذر کنیم. که نام نمایشگاه نیز عنوانش همین است؛ «گذر».
به گزارش خبرنگار ایلنا، هنر در ایران همواره با فراز و نشیبهای تاریخی به مسیر خود ادامه داده است. تاریخ پر حادثه کشورمان همواره و در همه مقاطع مملو از جنگها و نبردها بوده و هست. هنرمندان پرتلاش بودهاند که با حضور در عرصههای مختلف سنگر فرهنگ را در شرایط بحرانی، حفظ کردهاند در دوران معاصر نیز چنین است و هنرمندان ایرانی خواه در همه عرصه ها، هرگز میدان را خالی نکردهاند.
از جنگ دوازده روزه که سال گذشته، آسیبهایی به زیرساختهای کشور وارد کرد و موجب شهادت سرداران و مردم عادی شد، هنر با چالشهایی مواجه شد و هیچ رشتهای از این آسیبها در امان نماند. از دی ماه سال گذشته بود که ناآرامیها آغاز شد و به حملات آمریکای جنایتکار و اسرائیل سفاک و شهادت رهبرمان و هزاران مرد و زن و کودک انجامید.
حال پس از گذشت چندین هفته از جنگ و پس از خسارات جانی و مالی به هموطنان، گالریها تلاش دارند به روال عادی خود بازگردند. البته که این رویه همچنان دشواریهایی در پی دارد. شاید بتوان گفت نمایشگاه گروهی «گذر» با کیوریتوری بهناز امینی، اولین رویداد مستقل بعد از جنگ است که روز جمعه چهارم اردیبهشت ماه در «باگالری»، افتتاح شد. ارغوان فلکه، امین رستمی زاده، نگار اورنگ، توفیق نیک خواه بهرامی، شیدا منجمی، رایکا میلیانیان، دریسا رحمانی، اصغر اهری پور، سما انوشهر، ناصر عزیزی، جلال شباهنگی، مریم سالور، ناصر اویسی و منوچهر نیازی هنرمندانی هستند که آثارشان در نمایشگاه «گذر» پیش روی مخاطبان قرار گرفته است.
بهناز امینی (کیریوتور نمایشگاه نقاشی «گذر» و مدیر باگالری)، درباره این رویداد و مصائب گالری دارها در شرایط جنگی با ایلنا گفتگو کرد.
به عنوان سوال اول درباره فعالیت گالریها طی چند ماه گذشته و حتی طی یک سال گذشته که جنگ دوازده روزه در گرفت، کمی توضیح دهید.
کلیت ماجرا این است که شرایط برای اهالی هنر و البته گالری داران، بسیار سخت است. به این دلیل که همیشه پس از هر اتفاق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و غیره در کشور ما، اولین لایه هنر است که مورد آسیب قرار میگیرد. واقعا چنین آسیبهایی در حیطه هنر، بسیاری مواقع جبران شدنی نیست!
نمونه بارز این آسیبهای جبران ناپذیر تعطیلیهای دوران کرونا بود. در آن مقطع، تعدادی از گالریها و آموزشگاههای هنری برای همیشه تعطیل شدند و دیگر نتوانستند به عرصه فعالیت بازگردند و از چرخه هنر و بازار خارج شدند.
بله همین طور است. اما در همان دوران پاندمی کرونا نیز شرایط بهتری وجود داشت. اوضاع آن دوره نسبت به الان بهتر بود. در آن مقطع گالری ما، چند ماهی بود که فعالیتش را آغاز کرده بود. در آن شرایط ما به صورت آنلاین فعالیتهایمان را ادامه دادیم. در آن دوران فعالیت تعطیل نشد؛ بلکه ما شکل آن را عوض کردیم. تلاشمان این بود مسیر را به شکل دیگری ادامه دهیم. به هرحال در دوران کرونا، با وجود تمام مشکلات، فعالیتها ادامه داشت و حال اینطور نیست. اما اینکه درب گالری به عناوین مختلف بسته شود، موضوعی است که شخصا با آن خیلی مشکل دارم. نه فقط من که خیلی از گالری دارها با این مسئله مشکل دارند. حتی در برخی مواقع خودزنیهایی هم صورت میگیرد و خودمان به خودمان لطمه میزنیم. واقعا نباید اینطور باشد.
در عرصه موسیقی گاه به دلیل اتفاقاتی که رخ میدهد کنسرتها بر اساس خواست مسئولان دفتر موسیقی و دیگر نهادهای ذیربط، تعطیل میشوند، آیا گالریها هم بر همین اساس تعطیل میشوند؟
خیر به هیچ عنوان. هیچ موقع در این زمینه، دستوری از سوی مسئولان صادر نشده است. در واقع شرایطی که ایجاد میشود، این تعطیلیها را رقم میزند. زمانی که نمایشگاهی برگزار میشود، باید در بستری عمومی، اخبار آن منتشر شود. به هر حال باید مثلا در اینستاگرام و کلا سوشال مدیا، درباره فعالیتهایمان توضیحی دهیم و بگوییم که در چه موقعیتی هستیم و چه کاری انجام میدهیم.
که میشود همان انعکاس اخبار.
بله. قاعدتا زمانی که نمایشگاهی برگزار میشود، اخبار آن هم باید منتشر شود؛ تا اطلاعرسانیهای لازم صورت گیرد. در شرایط غیر معمول پس از این خبررسانیها و تبلیغات، صحبتهایی بسیار بد در میگیرد. به طور مثال ما در دی ماه سال گذشته بود که برای برگزاری یک نمایشگاه تبلیغ کردیم، در حالی که خبر نداشتیم قرار است چه شود و بعدش بود که اتفاقات دی ماه رخ داد. در آن مقطع، زمانی که اخباری مبنی بر برگزاری نمایشگاهمان منتشر شد، زیر پستهای که منتشر کرده بودیم، جملات بدی مینوشتند.
که چرا در این شرایط کار هنری میکنید... بله این مدل حملات معمولا از سوی عدهای از مخاطبان وجود دارد.
اینکه میگویم گاهی مجبور میشویم خود زنی کنیم، منظورم چنین اتفاقات و برخوردهایی است. وگرنه خیر تا به امروز هیچ دستور نیامده که مثلا بگوید گالریها باید از فلان تاریخ، تعطیل شوند. ما خودمان هم میدانیم شرایط بسیار دشوار است، اما خب هنرمند و فعالان هنری باید چه کنند؟ آیا آنها نباید کسب درآمد کنند تا بتوانند به زندگی ادامه دهند؟ در حال حاضر هنرمندانی داریم که به نان شبشان هم محتاج هستند. و خودم با چنین اتفاقی مواجه بودهام. مثلا برخی گالری دارها به ناچار، ملکهای خود را پس دادند. البته گالری ما نیز این شانس را داشته که تا به امروز فعالیت خود را ادامه دهد. اما همه گالریها اینگونه نیستند. اجاره مکان و دیگر مخارج، این اختیار را از آنها سلب میکند که کارشان را ادامه دهند. شما حساب کنید همه گالریها پرسنل و کارمندهایی دارند. گالری ما نیز از این قاعده مستثنی نیست و کارمندانی داریم که بابت زحماتشان باید حقوق دریافت کنند.
پس نسبت به وقایعی که رخ میدهد چه باید کرد؟ هنرمند در چنین شرایطی باید چه کند؟
ممکن است به حرمت یک سری اتفاقات چند روزه، کار تعطیل شود، اما سپس روال کارها ادامه خواهد داشت. زمانی که فردی عزیزش را از دست میدهد، رویه و وقفهای چند روز رخ خواهد داد و سپس زندگی ادامه خواهد داشت. این شرایطی که دربارهاش صحبت میکنیم نیز، چنین حالتی دارد. و این موضوع را باید در نظر داشت که وجود هنر به خودی خود، میتواند خیلی از ماجراها و مشکلات را حل کند.
اتفاقا در شرایط نامعمول و بحرانی و حتی جنگی است که هنر میتواند درمان باشد.
درست است. هنر خودش به خودی گویا است و حرف میزند. و فکر میکنم دست کشیدن از فعالیت و تعطیل کردن رویدادهای هنری اوضاع را بدتر خواهد کرد؛ نه بهتر!
طبیعتا باید اینگونه باشد که هنرمندان عرصههای مختلف در مقاطع حساس مورد حمایتهای دولتی قرار میگیرند؛ ولو ناچیز.
حمایتی که میگویید به هیچ وجه وجود ندارد. متاسفانه اینگونه است که همه چیز به شخص گالری دار بستگی دارد و تمام مسئولیتها به عهده اوست. ما یک انجمن داریم که هزینه آن را گالری داران تامین میکنند و انجمن گالری داران عنوان دارد. این انجمن صرفا برای این است که از حال یکدیگر و فعالیتهای اجراییمان در امور نمایشگاهها و مواردی از این دست با خبر شویم.
کمی از کم و کیف و چگونگی برگزاری نمایشگاه گروهی «گذر» بگویید. آیا این رویداد قرار بوده قبل از جنگ برگزار شود یا بر حسب شرایط و اوضاع اقدام به برگزاری کردید؟
همانطور که گفتم در دیماه سال گذشته یک نمایشگاه انفرادی حجم داشتیم که به آثار امیرحسین جباری اختصاص داشت و عنوانش «بسامد» بود؛ و متاسفانه دیده نشد! این رویداد را ادامه دادیم و برای دیده شدنش تلاش کردیم. ما برای این نمایشگاه دوبار مراسم افتتاحیه گرفتیم که یکی از آنها قبل از جنگ اخیر بود. دوبار افتتاحیه گرفتیم تا نمایشگاه مذکور دیده شود. اتفاقا در این زمینه یک سری کارهای تبلیغاتی انجام شد و خبرش را هم رسانهها منتشر کردند. در نهایت نمایشگاه «بسامد» آنطور که باید، دیده نشد و اتفاقی که میخواستیم رخ نداد چون جنگ شد. روز جمعه بود که ما افتتاحیه را برگزار کردیم و فردای آن روز که شنبه بود جنگ آغاز شد. این افتتاحیه دوم داشت خوب شکل میگرفت. دوباره مخاطبان آمدند و گرد هم جمع شدند و مراسم به خوبی برگزار شد اما پس از آغاز جنگ (فردای آن روز)، نمایشگاه تعطیل شد. از طرفی گالری ما در محدود بلوار ارتش است و این منطقه خیلی مورد حمله قرار گرفت. نمیشد نمایشگاه را بر پا نگاه داریم.
آیا کارمندان گالریتان آسیب ندیدند و ساختمان دچار تخریب نشد؟
یک بمب سنگرشکن به نقطهای نزدیک گالری اصابت کرده بود، که باعث شد بخشهایی از ساختمان ترکهای بسیار عمیق بخورد. سپس مهندسان آمدند و سازهها را چک کردند و آنها را مرمت و تعمیر نمودند. خسارتهای دیگری هم وجود داشت که آنها را برطرف کردیم. به هرحال ما در حال برگزاری نمایشگاه «بسامد» بودیم که جنگ آن را به تعطیلی کشاند. در ادامه هم چند نمایشگاه دیگر داشتیم و اگر طبق روالمان پیش میرفتیم، برنامهمان تا آبان ماه پر بود؛ اما خب در ادامه نوعی بلاتکلیفی ایجاد شد که همه را در انتظار قرار داد.
از ابتدای جنگ تاکنون برخی نهادهای فرهنگی برای حمایت از هنرمندان آسیب دیده امتیازاتی قائل شدهاند. به طور مثال خانه موسیقی ایران، طی دو ماه گذشته دوبار برای کمک به اعضای آسیب دیده، اعلام آمادگی کرده است. شما به عنوان یکی از فعالان هنری در عرصه تجسمی از چنین حمایتهایی برخوردار بودهاید؟
ما از سوی هیچ نهادی کمک هزینه دریافت نکردهایم و مطلع نیستم که دفتر کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این زمینه حمایتی را در دستور کار قرار داده یا خیر؟! همانطور که گفتم دیوارهای گالری دچار ترکهایی خیلی بد و عمیق شده بود که مهندسان مربوطه آمدند و ترمیمهایی انجام دادند. کار دیگری که با توجه به شرایط موجود انجام دادیم، این بود که ساختمان را بیمه کنیم. به هر حال حمایتی دریافت نکردهایم و اگر هم چنین چیزی هست، به ما نگفتهاند.
و در نهایت تصمیم گرفتید اولین نمایشگاه بعد از جنگ را برگزار کنید؛ که شد رویداد گروهی «گذر»؟
ما نمایشگاه را روز چهارم اردیبهشت ماه افتتاح کردیم. ده روز قبل از این رویداد، یعنی چهارشنبه هفته قبلش بود که بچهها را جمع کردم و جلسهای گذاشتیم. صحبت این بود که نه من به عنوان مدیر گالری و نه آنها به عنوان پرسنل و همکاران، نسبت به تعطیلی گالری، احساس خوبی نداریم. در ادامه با هدف برگزاری نمایشگاه، از آرتیستهایی که داشتیم آثار جدید دریافت کردیم.
هدف از برگزای نمایشگاه «گذر» صرفا آغاز کار مجدد بود یا دلیل دیگری وجود داشت؟
هدف ما ایجاد امید در شرایط سخت بود؛ اینکه فضایی ایجاد نماییم تا به آن واسطه از شرایط موجود گذر کنیم. که نام نمایشگاه نیز عنوانش همین است؛ «گذر».
برگزاری نمایشگاه گروهی برایتان دشوار نبود؟ شاید برگزاری یک نمایشگاه انفرادی در چنین شرایطی کار راحتتری باشد.
برگزاری نمایشگاه گروهی برای ما کار بسیار دشواری بود. انجام امور نمایشگاه گروهی به لحاظ تعدد هنرمندان آثارشان کار راحتی نیست. کمترینش این است که سه یا چهار وانت گرفته بودیم تا به جمع آوری آثار بپردازیم. شاید باور نکنید اما در عرض یک هفته آثار جمع آوری شدند. خدا را شکر کارها به خوبی انجام شد و نمایشگاه هم برگزار شد و همچنان هم دایر است. روز جمعه چهارم اردیبهشت ماه افتتاحیه خوبی داشتیم که مورد استقبال قرار گرفت.
مضمون نمایشگاه چیست؟
آثاری که جمع آوری کردیم را باید مجموعههایی از گیاه و انسان بدانیم که در بیانیه نمایشگاه نیز به آن پرداختهام. این ایده و مضمون به معنای «حیات و زندگی» است. ما میخواستیم با پرداختن به دو مقوله آدم و گیاه، سرپا بودن و شرایط دشواری را که برای هنرمندانمان ایجاد شده، نشان دهیم. تلاش این بوده که مخاطبان با دیدن آثار با احساسی خوب و مثبت مواجه شوند و شرایط دشواری که وجود دارد، برایشان تسهیل شود.
مقوله کیوریتوری در کشور ما چه تعریفی دارد؟ و درباره خط و ربط کیوریتوری نمایشگاه «گذر» نیز توضیح دهید.
خوشبختانه به تازگی در زمینه کیوریتوری اوضاع در کشورمان، بهتر شده است. کلا گالریهایی که نسبت به بقیه بهتر و درستتر کار میکنند، نسبت به این مقوله مهم فکر مینمایند. در رابطه با نمایشگاه «گذر» و کیوریتوری آن هم باید بگویم ایده از خودم بوده است. همانطور که گفتم و خودتان میدانید، دوران دشواری را پشت سر گذاشتهایم. طی همین دو ماه که همگی مستاصل و بلاتکلیف در خانه بودیم و نمیدانستیم چه کاری باید انجام دهیم، باعث شد جرقهای در ذهنم زده شود. آن روزی که من تصمیم گرفتم با وجود شرایط بد و هرآنچه اتفاق میافتد، گالری را باز کنم. با خودم گفتم نهایتا اگر دوباره جنگ درگرفت گالری را مجددا تعطیل میکنیم؛ اتفاقا در اخبار و اطلاعرسانیها این موضوع را اضافه کرده بودیم که در صورت وجود آتش بس، روز جعمه نمایشگاه را افتتاح خواهیم کرد. اگر آتش بس نقض میشد و جنگ در میگرفت افتتاحیه را لغو میکردیم.
آیا در شرایط جنگی برای خبررسانی با مشکل مواجه نبودید؟
اتفاقا یکی از مشکلاتی که داشتیم و روی آن تاکید میکنم، همین مقوله اطلاعرسانی بود. به دلیل محدودیت اینترنت هیچ امکانات ارتباطی نداشتیم و دقیقا مانند ایام قدیم با تلفن و پیامک امور رسانهای را انجام میدادیم. انشالله اگر صلح شود و اوضاع آرام شود و بخواهیم نمایشگاه بعدی را برگزار کنیم مجددا با همین معضل روبرو میشویم و در نشر اخبار با محدودیت مواجه خواهیم بود. ما برای اطلاعرسانی نمایشگاه آمدیم و در پلتفرم «بله» کانالی راه اندازی کردیم. میگویند «بله» بهترین اپلیکشین است، اما در واقع اینطور نیست و مشکلات بسیاری دارد. این اپلیکیشین واقعا فاقد استانداردهای اولیه است. در این زمینه مثال بسیار است. با این محدودیت شاهرگ گالریها را بریدهاند.
آیا قرار است بعد ازنمایشگاه «گذر»، نمایشگاههای دیگری برگزار کنید؟
همانطور که گفتم تا پیش از وقایع اخیر تا آبانماه نمایشگاههایی را رزور داشتیم. باید ببینیم چه میشود. به طور مثال دو نفر از آرتیستهای ما الان ایران نیستند و نتوانستند بیایند. این دو هنرمند قرار بود در دو ماه خرداد و تیر نمایشگاه برگزار کنند. به هر حال چند نمایشگاه کنسلی داریم که به محض آنکه دریابیم شرایط معمول است برای برگزاری آنها اقدام خواهیم کرد. شاید هم اگر اوضاع کشور به نظم نرسد همین نمایشگاه فعلی را تمدید کنم. واقعا مشخص نیست چه خواهد شد و شب که میخوابیم، نمیدانیم صبح چه اتفاقی رخ خواهد داد. در زمان افتتاحیهای که جمعه داشتیم و پیشتر دربارهاش گفتم، همین اتفاق افتاد. پنجشنبه شب پدافند تهران شروع به شلیک کرد و من به بچهها گفتم اگر جنگ شد افتتاحیه نخواهیم داشت که خداراشکر با استقبال مواجه شدیم و همه چیز خوب پیش رفت. در نهایت ممکن است نمایشگاه «گذر» را تمدید کنیم.
آیا ناگفتهای مانده که بخواهید دربارهاش توضیح دهید؟
ناگفتهای نیست اما از مسئولان میخواهم گالریها را در فیلد هنر ببیند و کمی بیشتر به آنها توجه کنند. ما در این زمینه جلسات مختلفی با شهرداریها و مسئولان وزارت ارشاد و بخش تخصصی دفتر کل هنرهای تجسمی داشتهایم و درباره موارد مهمی صحبت شد. اما متاسفانه مسئولان به طور مکرر عوض میشوند. یادم هست زمانی که میخواستم مجوز گالری را دریافت کنم، ریاست مربوطه چهاربار عوض شد و به همین دلیل انجام کارم، دو سال طول کشید. به عنوان یک گالری دار واقعا میخواهم انسجامی ایجاد شود تا بدانیم در کشورمان پشتوانهای داریم. مشکل این است که ما صنف نداریم تا از حداقلترین امکانات بهرهمند شویم. امیدوارم که این درخواست به گوش مسئولان برسد.