خبرگزاری کار ایران

چگونه یک تحقیق چندقاره‌ای، معمای بزرگ‌ترین هنرمند ناشناس را حل کرد؟

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

خبرنگار «رویترز» پس از یک تحقیق میدانیِ چندقاره‌ای، با بهره‌گیری از پرونده قضایی نیویورک در سال ۲۰۰۰، دست‌نوشته‌ها، استاد مهاجرت اوکراین، عکس های آرشیوی و پرونده‌های شرکتی بریتانیا هویت واقعی هنرمند هنجارشکن بنکسی را فاش کرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، دهه‌هاست هویت واقعی بنکسی، مشهورترین هنرمند خیابانی جهان، به یکی از بزرگ‌ترین چالش های فرهنگ معاصر تبدیل شده است؛ معمایی که هم به اسطوره شخصی او دامن زده و هم به ارزش اقتصادی آثارش افزوده است.

اکنون یک تحقیق مفصل از خبرگزاری «رویترز»، با تکیه بر اسناد قضایی، پرونده‌های مهاجرتی، عکس‌های آرشیوی و مدارک شرکتی، تصویری روشن‌تر از مرد پشت این نام مستعار ارائه می‌دهد.

«رویترز» پس از یک تحقیق چندقاره‌ای با اتکا به پرونده قضایی نیویورک در سال ۲۰۰۰،  دست‌نوشته‌ها ، استاد مهاجرت اوکراین، عکس‌های آرشیوی و پرونده‌های شرکتی بریتانیا، به ارائه این گزارش پرداخته است.

این گزارش که مسیرش از روستای جنگ‌زده هورنکا در اوکراین تا منهتن و لندن امتداد پیدا می‌کند، نه ‌فقط به نام واقعی بنکسی نزدیک می‌شود؛ بلکه نشان می‌دهد چگونه ناشناس‌ بودن به بخشی از خودِ اثر هنری و موتور اقتصادی برند او، تبدیل شده است.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

 در نوامبر ۲۰۲۲، بنکسی با نصب نقاشی‌های دیواری در اوکراین، طرفدارانش را شگفت‌زده کرد. برخی از آنها تنها چند مایل دورتر از مناطقی نقاشی شده بودند که در ماه‌های قبل مناطق جنگی فعال بوده‌اند. کمی پس از نمایش این اثر، سارقان آن را از دیوار بریدند و ربودند گ! 

 

سرنخی از اوکراین؛ جایی که جستوجو آغاز شد

ماجرا از اواخر سال ۲۰۲۲ و ظهور ناگهانی چند نقاشی دیواری بنکسی، در اوکراین آغاز شد؛ آثاری که روی ساختمان‌های ویران‌ شده مناطق جنگی ظاهر شدند و بلافاصله توجه رسانه‌ها و مخاطبان را به خود جلب کردند.

یکی از مهم‌ترین این آثار، تصویری از مردی ریش‌دار در وان حمام بود که در میان خرابه‌های روستای هورنکا، نزدیک کی‌یف، نقش بست. شاهدان محلی به خبرنگار«رویترز» که جزیی نگرانه به تهیه این گزارش پرداخته، گفته‌اند: سه نفر با یک آمبولانس وارد محل شدند؛ دو نفر با ماسک و هودی، و نفر سوم، که به ‌راحتی قابل شناسایی بود. او «Giles Duley»/«جلیز دولی» عکاس جنگ اهل بریتانیا بود که در افغانستان یک دست و هر دو پایش را از دست داده بود!

همین روایت باعث شد خبرنگاران «رویترز» به این پرسش برسند که چه کسی همراه بنکسی در اوکراین بوده و چگونه او توانسته در قلب منطقه جنگی چنین عملیات سریعی را اجرا کند؟

در میان نام‌های مطرح، نام « Robert Del Naja»/«رابرت دلناجا» خواننده گروه « Massive Attack »/«مسیو اتک» و هنرمند قدیمی عرصه گرافیتی برسیتول، بیش از دیگران نظرات را به خود جلب کرده بود.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

اثر نمادین «دختری با بادکنک» اثر بنکسی در یک نظرسنجی به عنوان محبوب‌ترین اثر هنری تاریخ بریتانیا انتخاب شد

خطای بزرگ شایعه قدیمی؛ دلناجا بنکسی نبود

سال‌ها یکی از مشهورترین نظریه‌ها این بود که بنکسی در واقع همان رابرت دل‌ناجاست! شباهت زبانی، خاستگاه مشترک در بریستول، سابقه گرافیتی و همزمانی حضور آثار بنکسی با تورهای «Massive Attack»، این فرضیه را تقویت کرده بود.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

رابرت دلناجا بیشتر به عنوان خواننده اصلی گروه  Massive Attack شناخته می‌شود. اما او همچنین یک هنرمند برجسته در زمینه گرافیتی و شابلون است.

 

در ادامه، تحقیق «رویترز» اما به نتیجه ظریف‌تری رسید: دلناجا خود بنکسی نیست، اما دست‌کم در سفر اوکراین همراه او بوده است.

بر اساس منابع آگاه از اسناد مهاجرتی، دلناجا و جایلز دولی در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۲ از مرز لهستان وارد اوکراین شدند؛ درست پیش از آنکه نقاشی‌های بنکسی در منطقه ظاهر شوند. این داده، شایعه قدیمی را به ‌طور کامل رد نمی‌کند؛ بلکه آن را از یکی‌ بودن، به همکاری هنری و میدانی تغییر می‌دهد.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

در یک مصاحبه به سال ۲۰۱۷، گلدی، تهیه‌کننده موسیقی، بنکسی را با نام کوچکش یعنی «راب» خطاب کرد. از آنجایی که گلدی و رابرت دلناجا حدود ۴۰ سال است که با هم صمیمی هستند، این اظهار نظر به شایعاتی دامن زد؛ مبنی بر اینکه «راب» اشاره‌ای به دل ناجا است.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

خبرنگار رویترز طی انجام تحقیقاتش به ساکنان هورنکا عکسی از افرادی که شایعه شده بنکسی هستند را نشان داد. در میان آنها از چپ به راست: تیری گتا، رابین گانینگهام و رابرت دلناجا، دیده می‌شوند

 

سند طلایی؛ بازداشت در نیویورک

نقطه عطف اصلی گزارش، کشف پرونده‌ای قضایی در نیویورک است؛ سندی که برای نخستین‌بار یک مدرک رسمی و غیرقابل‌ انکار درباره هویت بنکسی ارائه می‌کند.

در ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۰، پلیس نیویورک مردی را هنگام خراب‌کردن یک بیلبورد تبلیغاتی مارک «جاکوبز» روی بام ساختمان ۶۷۵ خیابان «هادسون» در منهتن بازداشت کرد. خسارت وارد شده بیش از ۱۵۰۰ دلار برآورد شد و برای او پرونده کیفری تشکیل شد. در میان اسناد این پرونده،یک اعتراف‌نامه دست‌نویس امضا شده وجود داشت که نام متهم را آشکار می‌کرد؛ « Robin Gunningham»/«رابین گانینگهام».

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

بنکسی پس از دستگیری به دلیل اقدام به نصب بیلبورد در نیویورک، در این اعتراف دست‌نویس که قبلاً گزارش نشده بود، به پلیس اعتراف کرد که تبلیغ را مخدوش کرده است.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

امضای پایین اعترافات دست‌نویس او در دستگیری‌اش در سال ۲۰۰۰ در نیویورک، نام کوچک هنرمند را که اخیراً نام مستعار بنکسی را برای خود برگزیده بود، آشکار می‌کند.

همین سند، مهم‌ترین مدرک «رویترز» برای اثبات این فرضیه قدیمی شد که بنکسی همان رابین گانینگهام، هنرمند اهل بریستول است! اهمیت این کشف فقط در نام نیست؛ بلکه در روش روزنامه‌نگاری تحقیقی آن است: تطبیق عکس‌های آرشیوی مکان‌یابی ساختمان T تاریخ‌گذاری بیلبورد، دسترسی به پرونده قضایی، رسیدن به اعتراف‌نامه اصلی.

این همان چیزی است که یک گزارش را از شایعه به سند معتبر تبدیل می‌کند.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

خیابان هادسون، پلاک ۶۷۵ در منطقه میت‌پکینگ منهتن. در سال ۲۰۰۰، بنکسی به دلیل مخدوش کردن یک بیلبورد مد در بالای ساختمان مثلثی شکل، توسط پلیس نیویورک دستگیر شد.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

در  ماه سپتامبر، بنکسی این اثر را با شابلون روی دیوار دادگاه سلطنتی لندن کشید. مقامات از بیان اینکه آیا این هنرمند به دلیل مخدوش کردن این مکان حفاظت‌شده جریمه شده است یا خیر، خودداری کردند. برخی از هنرمندان خیابانی این سوال را مطرح می‌کنند که آیا بنکسی از سوی نهادهای بریتانیایی مورد توجه ویژه قرار می‌گیرد؟! 

 

از هتل «کارلتون آرمز» تا تولد نام «بنکسی»

 اسناد همان پرونده نشان می‌دهد او در زمان بازداشت، آدرس محل اقامتش را هتل «کارلتون آرمز» در نیویورک ثبت کرده بود؛ هتلی افسانه‌ای که سال‌ها به هنرمندان اجازه می‌داد در ازای نقاشی روی دیوارها، رایگان اقامت کنند.

آرشیو وب‌سایت این هتل نشان می‌دهد که بنکسی در اواخر دهه ۹۰ میلادی چندین دیوار و حتی یک اتاق کامل را آنجا نقاشی کرده بود. این آثار هنوز با سبک آشنای امروز او فاصله داشتند: رنگی، فری‌هند، کارتونی، فاقد استنسیلهای تیز و سیاسی امروز.

جالب اینکه آن آثار با نام « Robin Banks»/ «رابین بنکس»، امضا شده بودند؛ بازی زبانی با عبارت « robbing banks »/ که بعدها به «Banksy» کوتاه شد.

این بخش از گزارش، مسیر شکل‌گیری پرسونا و برند بنکسی را به خوبی نشان می‌دهد: نام مستعار،از یک شوخی خیابانی به یکی از مهمترین برندهای هنر معاصر تبدیل شد.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

بنکسی اغلب تصاویری از معصومیت کودکانه را در کنار هرج و مرج یا ویرانی قرار می‌دهد. این اثر هنری که یک دختربچه جنگ‌زده و بچه گربه بازیگوش را نشان می‌دهد، در سال ۲۰۱۵ در کنار خانه‌ای در نوار غزه نقاشی شده است/ این اثر، شش ماه قبل توسط گلوله‌باران اسرائیل ویران شده بود

 

چرا رابین گانینگهام ناپدید شد؟

یکی از بخش‌های جذاب گزارش، ناپدید شدن ناگهانی رابین گانینگهام از اسناد عمومی بریتانیا پس از سال ۲۰۰۸ است.

استیو لازاریدس، (مدیر رسانه‌ای سابق بنکسی) در این‌باره با «رویترز» گفتگویی کوتاه داشته است.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

استیو لازاریدس در سال‌های اولیه فعالیت بنکسی، او را مدیریت و از او عکاسی کرد و به افزایش دنبال‌کنندگان او و ایجاد برندی پیرامون آثارش و هویت پنهان‌شده‌اش با نام مستعارش کمک کرد/ منبع: پست اینستاگرام استیو لازاریدس

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

در مقطعی، دو روزنامه‌ی زرد بریتانیایی، ایونینگ استاندارد و میل آن ساندی، شروع به حذف نام بنکسی کردند. اما مدیر بنکسی در آن زمان انکار کرد که مرد درون تصویر، همان هنرمند گوشه‌گیر است! 

لازاریدس بیان کرده: «دیگر رابین گانینگهامی وجود ندارد. من آن اسم را سال‌ها پیش کشتم!»

به گفته او، در واپسین سال همکاری‌اش با بنکسی، تصمیم گرفته شد نام قانونی هنرمند تغییر کند تا به این واسطه مسیر ردیابی عمومی او قطع شود.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

در سال ۲۰۲۱، بنکسی این تصویر از یک زندانی را که با استفاده از ورق‌های کاغذ ماشین تحریر از زندان HM Reading فرار می‌کند، استنسیل کرد. این زندان در سال ۲۰۱۴ بسته شد.

 

توضیحات وکیل دیرینه بنکسی به «رویترز»

مارک استیونز وکیل دیرینه بنکسی نیز درباره پرونده او با «رویترز» گفتگویی داشته است.

مارک استیونز، در نامه‌ای به رویترز نوشت؛ «بنکسی نمی‌پذیرد بسیاری از جزئیات مطرح شده در پرسش شما درست باشد و او توضیح بیشتری نداده است.

 استیونز، بدون تأیید یا رد هویت بنکسی، از رویترز خواست این گزارش را منتشر نکند و گفت انتشار آن حریم خصوصی این هنرمند را نقض می‌کند و در روند هنری او اخلال ایجاد خواهد کرد و حتی می‌تواند جانش را به خطر بیندازد.

استیونز نوشت که بنکسی سالهاست «هدف رفتارهای وسواس گونه، تهدیدآمیز و افراطی» قرار گرفته و از شرح تهدیدها هم خودداری کرده است.

به گفته او، افشای هویت بنکسی نه تنها به خود او، بلکه به منافع عمومی نیز آسیب خواهد زد.

او تأکید کرد: «فعالیت به صورت ناشناس یا با نام مستعار، منافع حیاتی اجتماعی را تأمین می‌کند. این شیوه از آزادی بیان محافظت می‌کند و به خالقان امکان می‌دهد بدون ترس از تلافی، سانسور یا آزار، حقیقت را در برابر قدرت بیان کنند؛ به ویژه زمانی که به موضوعات حساسی چون سیاست، مذهب یا عدالت اجتماعی می‌پردازند.»

رویترز با در نظر گرفتن ادعاهای مربوط به حریم خصوصی بنکسی  (و این واقعیت که بسیاری از طرفدارانش مایل هستند او ناشناس بماند) در نهایت به این نتیجه رسید که افکار عمومی علاقه‌ای عمیق به شناخت هویت و مسیر حرفه‌ای، شخصیتی دارد که چنین تأثیر ماندگار و گستردهای بر فرهنگ، صنعت هنر و گفتمان سیاسی بین‌المللی گذاشته است.

این خبرگزاری تأکید کرد همان اصلی را به کار گرفته که در همه جا به آن پایبند است: افراد و نهادهایی که در پی شکل دادن به گفتمان اجتماعی و سیاسی هستند، باید در معرض نظارت، پاسخگویی و گاه افشا قرار گیرند. ناشناس بودن بنکسی  (که خود به یکی از ویژگی‌های آگاهانه، عمومی و سودآور آثارش تبدیل شده)، به او امکان داده بدون چنین شفافیتی فعالیت کند.

در مورد خطری که ممکن است از ناحیه تلافی یا سانسور متوجه او شود، به نظر می‌رسد ساختارهای حقوقی و سیاسی بریتانیا با پیام‌های بنکسی و شیوه ارائه آنها کنار آماده‌اند. در هر صورت به نظر میرسد اعتراض تصویری بنکسی به نظام قضایی بریتانیا تا این لحظه بدون پیامد جدی باقی مانده است.

بر اساس قوانین محلی، گرافیتی جرم محسوب می‌شود و مجازات آن می‌تواند از جریمه نقدی و خدمات عمومی تا (هرچند به ندرت) حبس متغیر باشد.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

در جریان راهپیمایی سال ۲۰۰۳ در لندن علیه جنگ عراق، رابرت دلناجا، نوازنده، پلاکاردی را که توسط بنکسی طراحی شده بود، حمل می‌کرد. این عکس در حساب اینستاگرام دلناجا منتشر شده است/منبع:پست اینستاگرام دلناجا

اسپید در ادامه گفتگویش، در عین تمجید از بنکسی به عنوان «یکی از مهمترین هنرمندان دوران مدرن»،همچنان این پرسش را مطرح کرد که چرا «یک هنرمند باید در نوع و نحوه فعالیت اختیار کامل داشته باشد، در حالی که دیگران با مجازات روبرو می شوند؟»

 

کشف یک نام  دیگر! 

در ادامه گزارش، بررسی‌های «رویترز» بر پایه پرونده‌های شرکتی و اسناد مرتبط با بستگان، به نام تازه‌ای رسید: «David Jones»/«دیوید جونز»؛ نامی بسیار رایج در بریتانیا که بهترین پوشش برای اختفا و پنهان شدن، محسوب می‌شود.

گزارش مدعی است فردی با همین نام و همان تاریخ تولد رابین گانینگهام، همزمان با دلناجا وارد اوکراین شده و همان روز هم خارج شده است؛ موضوعی که فرضیه حضور خود بنکسی در هورنکا را تقویت می‌کند 

اقتصاد رازگونه؛ وقتی ناشناس بودن تبدیل به سرمایه می‌شود 

تحقیق «رویترز» فقط یک پرونده هویتی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد چگونه یک راز، به یک ماشین اقتصادی عظیم تبدیل شده است.

بر اساس داده‌های مؤسسه «Art Tactic»، فروش ثانویه آثار بنکسی از سال ۲۰۱۵ تاکنون حدود ۲۴۸.۸ میلیون دلار برآورد شده است.

مرکز این امپراتوری، شرکت «Pest Control Office» است؛ نهادی که هم اصالت آثار را تأیید می‌کند و هم عملاً درگاه اصلی ارتباط بازار با بنکسی است.

رشد مالی این شبکه چشمگیر بوده که جزییات آن بدین قرار است؛ دارایی اولیه در ۲۰۰۹: حدود ۲۴۳ هزار پوند/دارایی خالص در ۲۰۲۴: حدود ۵.۷ میلیون پوند/میلیونها پوند نقدینگی و سهام و موجودی آثار

در واقع ناشناس بودن بنکسی فقط یک انتخاب زیبایی شناختی نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار ارزش‌گذاری ی بازار است.

هرچه راز جدی‌تر و مهم‌تر؛ میل کلکسیونر بیشتر! و هرچه این تمایل  بیشتر باشد، قیمت نیز بالاتر می رود! 

تناقض بزرگ؛ خرابکاری یا میراث فرهنگی؟

یکی از مهمترین پرسش‌های گزارش، نسبتِ بنکسی با قانون است.

او سال‌ها به عنوان یک خرابکار تحت تعقیب شناخته می‌شد؛ اما امروز وقتی روی دیوار دادگاه سلطنتی لندن اثر می‌زند، همان اثر به جاذبه گردشگری تبدیل می‌شود. 

نمونه تازه آن، استنسیل جنجالی او روی دیوار دادگاه های سلطنتی در سپتامبر سال گذشته بود. اثری که یک قاضی را در حال ضربه زدن به یک معترض نشان می دهد. (عکس این گرافیتی جنجالی پیش‌تر در همین مطلب ارائه شده)

البته بعدتر، این دیوارنگاره با دستگاه شستشوی پرفشار از روی دیوار پاک شد، اما سایه‌ای از تصویر برجا ماند.

در پاسخ به درخواست آزادی اطلاعات، این وزارتخانه اعلام کرد تا ماه دسامبر، دولت ۲۳ هزار و ۶۹۰ پوند برای پاکسازی اثر هزینه کرده است! به گفته این نهاد مرحله بعدی کار استفاده از تجهیزات لیزری توسط پیمانکاران تخصصی برای زدودن لکه باقیمانده است.

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

نقاشی دیواری بنکسی از ساختمان دادگاه سلطنتی به سرعت برداشته شد، اما سایه‌ای از تصویر اصلی باقی مانده است. این اثر هنری حتی به عنوان سایه‌ای از اثر اصلی، به یک جاذبه گردشگری تبدیل شده است

در نهایت، وزارت دادگستری، حاضر نشد بگوید آیا بنکسی بابت این کار جریمه شده و خسارتی پرداخت کرده یا خیر.

استیونز وکیل  بنکسی نیز طی گفتگو با.«رویترز» در اینباره اظهار نظری نکرده است. 

مقام‌های بریتانیایی، اگر چه تخریب را تأیید کرده‌اند اما برخوردی جدی با او صورت نگرفت. همین مسئله بار دیگر این پرسش قدیمی را زنده می‌کند. چرا کاری که برای دیگر هنرمندان «جرم» است، برای بنکسی «اثر هنری» محسوب می‌شود؟

پاسخ را باید در ترکیب پیچیده‌ای از شهرت، بازار،رسانه و حمایت عمومی جستجو کرد.

بنکسی تحت حمایت قدرت

برخی هنرمندان این پرسش را مطرح کرده‌اند که آیا بنکسی، که زمانی چهره‌ای ضد ساختار تلقی می‌شد، اکنون از نوعی حمایت ویژه از سوی ساختار قدرت در بریتانیا برخوردار است یا نه.

در سال ۲۰۱۴، رسانه Vice در گزارشی پرسید: «چرا بنکسی تنها کسی است که اجازه دارد دیوارهای بریتانیا را خراب کند؟»

در آن گزارش، دیوید اسپید،هنرمند خیابانی و مدیر یک گروه گرافیتی بریتانیایی،گفته بود: «برای او یک قانون وجود دارد و برای بقیه قانونی دیگر. وقتی هنرمندان خیابانی این کار را می‌کنند، خرابکاری است؛ اما وقتی بنکسی انجام می‌دهد، اثر هنری محسوب می‌شود.»

در جست‌وجوی بنکسی/ بالاخره پس از سالها هویت واقعی او فاش شد!

در سال ۲۰۲۰، بنکسی اعلام کرد که در حال تأمین مالی یک کشتی سابق نیروی دریایی فرانسه برای کمک به نجات مهاجران در دریای مدیترانه است. از آن پس این کشتی به MV Louise Michel تغییر نام داد.

 

فراتر از هویت؛ بنکسی به مثابه یک پرفورمنس رسانه‌ای 

مهمترین دستاورد این تحقیق شاید اصلاً کشف نام واقعی نباشد. اهمیت اصلی در این است که نشان می‌دهد بنکسی طی بیش از دو دهه توانسته: هویت را به فرم هنری تبدیل کند. غیاب چهره را به سرمایه نمادین بدل سازد. رسانه را جزئی از اجرا کند. قانون و بازار را همزمان به بازی بگیرد.

او فقط روی دیوار نقاشی نکرده؛ بلکه مکانیزم شهرت، راز گمنام ماندن و گردش سرمایه در هنر معاصر را باز طراحی کرده است.

به همین دلیل، حتی اگر امروز نام واقعی او بیش از هر زمان دیگری روشن شده باشد، اسطوره بنکسی نه تنها از بین نمی‌رود ؛ بلکه وارد مقطعی تازه  می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن پرسش اصلی دیگر «او کیست؟» نیست، بلکه این است: چگونه یک هنرمند توانست ناشناس بودن را به خودِاثر تبدیل کند؟

سخن پایانی

در نهایت اینکه «رویترز» پس از جمع بندی گزارش میدانی و رسانه ای خود به این نتیجه رسید که بنکسی همان رابین کاگینهام است؛ همان نامی که سالها شایعه اش وجود داشت. مهمتر اینکه این گزارش ادعا می‌کند که او بعدتر نام قانونی خود را دیوید جونز تغییر داده تا دوباره از تیر رس توجهات دور شود.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز