بهرامی سیف آبادی در یادداشتی مطرح کرد؛
انتقال و توسعه صنعت فولاد به سواحل جنوبی کشور نه یک انتخاب بلکه ضرورت است
عضو کمیسیون انرژی مجلس مطرح کرد: تمرکز صنعت فولاد در دل کویر و فلات مرکزی ایران، امروز نه تنها یک خطای اقتصادی و زیستمحیطی، بلکه یک آسیبپذیری سهمگین پدافندی است.
به گزارش ایلنا، محمد بهرامی سیفآبادی نماینده بویراحمد، دنا و مارگون و عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی با عنوان« از کویر به دریا»نوشت:
تمرکز صنعت فولاد در دل کویر و فلات مرکزی ایران، امروز نه تنها یک خطای اقتصادی و زیستمحیطی، بلکه یک آسیبپذیری سهمگین پدافندی است.
در شرایطی که جنگ تحمیلی سوم تهدیدات علیه تاسیسات زیربنایی کشور را آشکار کرد، استقرار صنایع مادر در مناطقی دور از سواحل و با تراکم بالا، ریسکپذیری را به شدت افزایش میدهد.از نظر پدافند غیرعامل، این الگو دیگر قابل اتکا نیست، چراکه نه تنها دسترسی به آب و مسیرهای امن تامین انرژی را دشوار ساخته، بلکه عملا هزینههای انتقال آب، حمل و نقل مواد اولیه و مصرف بیرویه انرژی را چندبرابر کرده است.
حال اگر کسی هنوز در این اشتباه تاریخی تردید دارد، کافی است به اعداد نگاه کند. ایران امروز با یکی از شدیدترین بحرانهای آبی جهان مواجه است، با داشتن تنها یک درصد از جمعیت جهان، نزدیک به ۹درصد از برداشت آب زیرزمینی دنیا را به خود اختصاص داده و سالانه حدود ۵۷ میلیارد مترمکعب از سفرههای زیرزمینی استخراج میکند.
این یعنی سرمایه نسلهای آینده را داریم مصرف میکنیم نه اینکه در مسیر توسعه حرکت کنیم.در چنین شرایطی، عملکرد صنعت فولاد تصویر را کامل میکند. طبق برآوردهای موجود، تولید هر تن فولاد در ایران حدود ۲۳۰ هزار لیتر آب مصرف میکند و تنها مجتمع فولاد مبارکه سالانه ۲۱۰ میلیون مترمکعب آب نیاز دارد. برای درک این عدد کافی است بدانیم مصرف آب این یک کارخانه، به اندازه مصرف بخش قابلتوجهی از چند استان مرکزی کشور است.
گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس نیز بارها تاکید کردهاند که استقرار صنایع آببر در مناطق خشک، عامل تشدید بحران آب و کاهش بهرهوری ملی است.اما مساله فقط آب نیست. این الگوی غلط هزینههای اقتصادی سنگینی تحمیل کرده است: افزایش هزینه انتقال مواد اولیه و حمل و نقل صادرات، کاهش رقابتپذیری جهانی و وابستگی بیشتر به انرژی و منابع یارانهای. به بیان سادهتر، صنعتی را در جایی مستقر کردهایم که نه از نظر منابع، نه از نظر بازار، نه از نظر لجستیک و نه از نظر پدافندی، محل بهینه آن نیست.
ازسوی دیگر، تمرکز تولید در چند مجموعه محدود، زمینه انحصار در بازار فولاد (به ویژه ورق) را فراهم کرده؛ انحصاری که نتیجه آن کاهش رقابت، افزایش قیمت و افت بهرهوری بوده است.امروز دیگر مساله «انتخاب» نیست، مساله «اجبار» است. وقتی بیش از نیمی از سفرههای آب زیرزمینی در وضعیت بحرانی است، بخش عمده کشور در اقلیم خشک و نیمهخشک قرار دارد و روند فرونشست زمین شتاب گرفته، ادامه این مدل توسعه صنعتی غیرقابل دفاع است.
راهحل روشن است؛ انتقال و توسعه صنعت فولاد به سواحل جنوبی کشور. جایی که دسترسی به آب پایدار (دریا) وجود دارد، زیرساخت صادراتی فراهم است، هزینه حمل و نقل کاهش مییابد، به دلیل پراکندگی مناسب، اهداف پدافندی کوچکتر و قابل مدیریتتر هستند و مهمتر از همه، فشار از منابع حیاتی داخلی برداشته میشود. این یک پیشنهاد نیست؛ این یک ضرورت ملی و راهبردی است. ما قبلا یکبار فولاد مبارکه را در کویر ساختیم و هزینه آن را امروز میپردازیم. اگر قرار است دوباره فولاد ساخته شود، باید در جای درست -یعنی سواحل دریا- ساخته شود، در غیر این صورت، این بار نه فقط یک اشتباه صنعتی، بلکه یک خطای تاریخی و راهبردی غیرقابل جبران رقم خواهد خورد.