۳۰ اوت روز فرانکشتاین است

روز ۳۰ اوت، روزی است که به پاسداشت و یادبود مری شلی، نویسنده برجسته انگلیسی، و رمان مشهور او، "فرانکنشتاین"، نامگذاری شده است. این روز، روز تولد مری شلی در سال ۱۷۹۷ است و به همین دلیل، به عنوان "روز فرانکنشتاین" شناخته میشود. این مناسبت فرصتی است تا به میراث ادبی و فرهنگی این رمان تأثیرگذار و خالق آن پرداخته شود.
مری شلی و شاهکارش
مری شلی، نویسندهای پیشگام در ژانرهای علمی-تخیلی و گوتیک، رمان "فرانکنشتاین، یا پرومته مدرن" را در سن ۱۹ سالگی نوشت و در سال ۱۸۱۸ به صورت ناشناس منتشر کرد. این رمان که یکی از اولین نمونههای علمی-تخیلی مدرن به شمار میرود، داستان دانشمندی به نام "ویکتور فرانکنشتاین" را روایت میکند که با استفاده از دانش و تکنولوژی، موجودی را خلق میکند. اما این موجود به دلیل ظاهر هولناک خود، از سوی خالقش و جامعه طرد میشود.
اهمیت "فرانکنشتاین"
"فرانکنشتاین" تنها یک داستان ترسناک نیست. این رمان عمیقاً به مسائل فلسفی و اخلاقی میپردازد. مسائلی مانند:
حد و مرزهای علم: رمان به مخاطرات جاهطلبی علمی بدون در نظر گرفتن پیامدهای اخلاقی آن اشاره میکند.
مسئولیت خالق: ویکتور فرانکنشتاین، موجود خود را خلق میکند اما مسئولیت مراقبت از او را نمیپذیرد. این موضوع، پرسشهایی را درباره مسئولیت خالقان نسبت به مخلوقاتشان، چه در زمینه علم و چه در زندگی، مطرح میکند.
انزوا و طردشدگی: رمان به موضوع تنهایی و طردشدگی موجودی میپردازد که تنها به دلیل تفاوتهای ظاهری خود، از سوی جامعه رانده میشود. این موجود که در ابتدا ذاتاً شرور نیست، به دلیل رنج و تنهایی، به موجودی خشن تبدیل میشود.
انسانسازی: رمان به مفهوم "انسان بودن" میپردازد و اینکه آیا این مفهوم تنها به ظاهر فیزیکی بستگی دارد یا به آگاهی، احساسات و قابلیتهای ذهنی.
تصویرسازیهای نادرست از "فرانکنشتاین"
با گذشت زمان، به ویژه به لطف اقتباسهای هالیوودی و فیلمهای سینمایی، تصورات نادرستی از رمان اصلی در ذهن مردم شکل گرفته است. برخی از این اشتباهات رایج عبارتند از:
نام "فرانکنشتاین": بسیاری از مردم به اشتباه نام "فرانکنشتاین" را به موجود ساختهشده اطلاق میکنند، در حالی که این نام، نام خالق او، ویکتور فرانکنشتاین است. خودِ موجود در رمان نامی ندارد و اغلب به او "موجود"، "هیولا" یا "مخلوق" گفته میشود.
ظاهر فیزیکی هیولا: در اقتباسهای سینمایی، هیولا اغلب با پوستی سبز، بخیههای بزرگ، پیچهای فلزی در گردن و راه رفتنی لنگان تصویر میشود. در حالی که در رمان اصلی، او با پوستی زردرنگ، موهای سیاه بلند و لبهای سیاه توصیف شده و موجودی باهوش و فصیح است.
شخصیت ایگور: شخصیت دستیار گوژپشت به نام "ایگور" در رمان اصلی وجود ندارد و توسط فیلمها به این داستان اضافه شده است.