خلیج فارس روی لبه تیغ؛ جنگ تهران و واشنگتن معادلات منطقه را برهم زد
یک رسانه لبنانی در گزارشی تحلیلی نوشت تشدید رویارویی نظامی ایران و آمریکا، کشورهای عربی خلیج فارس را در موقعیتی بیسابقه قرار داده؛ جایی که هم از تبعات جنگ آسیب میبینند و هم نگران آینده روابط خود با تهران و تحولات امنیتی منطقه هستند.
به گزارش ایلنا، حملات متقابل نظامی میان آمریکا و ایران در روزهای اخیر، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که کشورهای حاشیه خلیج فارس در قبال این بحران چه رویکردی در پیش خواهند گرفت؛ کشورهایی که با وجود تأکید بر عدم مشارکت در جنگ، هزینههای سنگینی از پیامدهای آن میپردازند. برخی از این کشورها حتی در تلاش برای میانجیگری و یافتن راهحلهای دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن هستند، اما در عمل، به دلیل استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در خاکشان، به بخشی از صحنه این درگیری تبدیل شدهاند.
نگاه کشورهای عربی خلیج فارس به پرونده ایران بر این اساس شکل گرفته که هرگونه توافق احتمالی با تهران باید به موضوعاتی فراتر از برنامه هستهای نیز بپردازد؛ از جمله برنامه موشکهای بالستیک ایران و نقش منطقهای جمهوری اسلامی در کشورهای عربی. با این حال، این مسائل در تفاهم اخیر میان تهران و واشنگتن جایگاهی نداشت.
با وجود این، برخلاف واکنشی که کشورهای عربی در زمان توافق هستهای دوران باراک اوباما نشان دادند، این بار اغلب دولتهای خلیج فارس از تفاهم تهران و واشنگتن استقبال کردند و آن را گامی در مسیر توافقی گستردهتر دانستند.
منابع آگاه به پایگاه خبری «النشره» میگویند برخی دولتهای عربی بر این باورند که ایران امروز با ایران سالهای گذشته تفاوت دارد و اگر روند مذاکرات با آمریکا به نتیجه برسد، جنگ و پیامدهای آن میتواند قواعد تازهای بر مناسبات منطقهای حاکم کند و جایگاه آینده تهران را نیز دستخوش تغییر سازد.
این منابع همچنین میگویند در میان برخی کشورهای خلیج فارس این دیدگاه وجود دارد که میتوان با ایران به تفاهمهایی دست یافت که در نهایت به مهار نفوذ فزاینده اسرائیل در منطقه کمک کند؛ موضوعی که برای بسیاری از بازیگران منطقهای به یک چالش مشترک تبدیل شده است. با این حال، تحقق چنین سناریویی مستلزم آن است که تهران نیز واقعیتهای جدید منطقه را بپذیرد؛ هرچند همه کشورهای عربی چنین نگاهی ندارند و برخی همچنان ایران را تهدید اصلی امنیت خود میدانند.
به نوشته النشره، تاکنون نشانهای از تغییر این رویکرد در رفتار ایران دیده نمیشود. تهران همچنان بر این اساس عمل میکند که در این رویارویی دست برتر را دارد و میتواند معادلات جدیدی را به دیگران، بهویژه در منطقه خلیج فارس، تحمیل کند. نحوه برخورد ایران با پرونده تنگه هرمز، که پس از تحولات اخیر به یکی از مهمترین پروندههای راهبردی جهان تبدیل شده، از نگاه نویسنده نمونهای از همین رویکرد است.
این منابع تأکید میکنند حتی برخی کشورهای عربی که روابط نزدیکی با تهران دارند نیز با چنین نگاهی موافق نیستند. افزون بر این، نمیتوان از تأثیرات جنگ بر روابط ایران و همسایگانش چشمپوشی کرد؛ بهویژه آنکه ایران طی این درگیریها چندین بار مناطقی در خاک برخی کشورهای عربی را به دلیل استقرار پایگاههای نظامی آمریکا هدف قرار داده است. از همین رو، پرسشهای مهمی درباره آینده روابط تهران با همسایگان جنوبی خود همچنان بیپاسخ مانده است.
در پایان، این منابع معتقدند مهمترین سناریوی پیشرو، شکست مذاکرات ایران و آمریکا در دستیابی به یک توافق نهایی در آینده نزدیک است. در چنین شرایطی، یا درگیریهای نظامی بار دیگر وارد مرحلهای گسترده خواهد شد یا دستکم در سطح کنونی ادامه مییابد؛ وضعیتی که به معنای تداوم حملات و ناامنی در کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهد بود. از این رو، این پرسش مطرح است که آیا دولتهای عربی میتوانند همچنان موضع فعلی خود را حفظ کنند یا با تشدید تنشها، ناچار به بازنگری در سیاستهای خود خواهند شد؛ بهویژه با توجه به پیامدهای احتمالی بحران یمن که میتواند ابعاد تازهای به این تنشها بیفزاید.