حکایت زندگی زیر خط فقر کارگران/ کارگر، گرفتار میان هزینههای ثابت و درآمد محدود
افزایش اجارهبها، گرانی کالاهای اساسی و کاهش ارزش واقعی دستمزد، سفره خانوارهای کارگری را هر روز کوچکتر کرده است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی، رشد هزینههای مسکن و کاهش قدرت خرید دستمزد، زندگی بسیاری از کارگران را با دشواریهای جدی مواجه کرده است، بهگونهای که بخش قابل توجهی از درآمد خانوارهای کارگری صرف هزینههای ثابت و ضروری میشود و برای تأمین سایر نیازها، انتخابی جز حذف یا کاهش بسیاری از اقلام مصرفی باقی نمیماند.
وقتی اجارهخانه سهم اصلی دستمزد را میبلعد
محمد یکی از کارگران کارخانه تولیدی در گفتوگو با ایلنا با اشاره به افزایش اجارهبها میگوید: امروز بخش قابل توجهی از درآمدمان پیش از آنکه به سفره خانواده برسد، صرف اجاره خانه میشود. هر سال رقم اجاره افزایش پیدا میکند و پیدا کردن خانهای متناسب با توان مالی یک کارگر، روزبهروز دشوارتر میشود.
به گفته این کارگر، افزایش اجاره تنها هزینه مسکن را بالا نبرده و فشار آن به سایر بخشهای زندگی نیز منتقل شده است؛ چراکه پس از پرداخت اجاره و هزینههای ثابت، درآمد چندانی برای تأمین خوراک، پوشاک، درمان و سایر نیازهای خانوار باقی نمیماند.
دستمزد روی کاغذ افزایش مییابد، اما قدرت خرید نه
احمد کارگر دیگری با اشاره به کاهش ارزش واقعی دستمزد اظهار میکند: مشکل فقط میزان حقوق نیست، ارزش پولی که دریافت میکنیم به شدت کاهش پیدا کرده است. دستمزدی که زمانی میتوانست بخشی از هزینههای ماهانه را پوشش دهد، امروز در مدت کوتاهی صرف هزینههای ضروری میشود.
وی ادامه میدهد: قیمت کالاها با سرعتی افزایش پیدا کرده که حتی اگر حقوق اسماً بیشتر شده باشد، در زندگی واقعی احساس نمیکنیم قدرت خرید بیشتری داریم. هزینهها جلوتر از درآمد حرکت میکنند و هر ماه باید بخشی از مخارج را کنار بگذاریم.
از گوشت و مرغ تا تخممرغ و لبنیات، سفرهای که کوچکتر شده است
یکی دیگر از کارگران با اشاره به تغییر الگوی مصرف خانوادههای کارگری میگوید: قبلاً خرید مرغ، تخممرغ، لبنیات و گاهی گوشت جزو هزینههای معمول خانه بود، اما حالا برای خرید هرکدام باید چند بار حسابوکتاب کنیم. بعضی اقلام را بهطور کامل حذف کردهایم و ناچاریم به گزینههای ارزانتر روی بیاوریم.
وی میافزاید: دیگر انتخاب مواد غذایی فقط بر اساس نیاز و کیفیت نیست، باید ببینیم با پولی که در اختیار داریم چه چیزی میتوانیم بخریم تا غذای بیشتری برای خانواده فراهم شود. وقتی قیمتها بالا میرود، کیفیت و تنوع سفره اولین چیزی است که کاهش پیدا میکند.
کارگر، گرفتار میان هزینههای ثابت و درآمد محدود
کارگر دیگری با اشاره به فشار هزینههای زندگی بر خانوادههای دارای فرزند میگوید: هزینههای بچهها، از خوراک و پوشاک گرفته تا مدرسه و درمان، قابل حذف نیست، اما درآمد ما هم جوابگوی این مخارج نیست. مجبوریم از بعضی نیازهای خودمان بزنیم تا هزینههای ضروری فرزندان تأمین شود.
کارگران چه میخواهند؟
در میان روایتهای کارگران، چند مطالبه مشخص بیش از همه تکرار میشود؛ افزایش دستمزد متناسب با هزینه واقعی زندگی و تورم، حفظ قدرت خرید حقوق، مهار رشد اجارهبها و تأمین مسکن متناسب با توان مالی کارگران، کنترل قیمت کالاهای اساسی و حمایت مؤثر از خانوارهای کمدرآمد.
کارگران میگویند: افزایش حقوق زمانی میتواند اثر خود را در زندگی نشان دهد که فاصله میان درآمد و هزینههای ضروری کاهش پیدا کند. آنها خواستار آن هستند که در تعیین دستمزد، هزینه واقعی مسکن، خوراک، درمان، آموزش و سایر نیازهای ضروری خانوار در نظر گرفته شود و صرفاً به افزایش اسمی حقوق اکتفا نشود.
مطالبه دیگر کارگران، اجرای سیاستهایی برای جلوگیری از کوچکتر شدن سفره خانوار است,چراکه از نگاه آنان، دستمزد باید امکان تأمین غذای مناسب، پرداخت اجاره و برخورداری از حداقلهای یک زندگی شایسته را فراهم کند، نه اینکه بخش عمده آن پیش از رسیدن به سفره، صرف هزینههای ثابت زندگی شود.
در نهایت، کارگران خواستار آن هستند که تصمیمهای اقتصادی و مزدی با واقعیت زندگی آنان و قدرت خرید واقعی دستمزد سنجیده شود, چراکه برای کارگری که هر ماه میان پرداخت اجاره، خرید مواد غذایی و تأمین سایر نیازهای ضروری خانواده ناچار به انتخاب است، افزایش عدد حقوق بدون حفظ قدرت خرید، نمیتواند به معنای بهبود معیشت باشد.