فجرسپاسی بدون گل، بدون برنامه، بدون پاسخ/خطیبی زیر تیغ انتقاد
شش هفته از آغاز فصل گذشته و فجرسپاسی شیراز حالا با پرسشی جدیتر از نتیجه چند مسابقه مواجه است؛ آیا انتخاب رسول خطیبی برای هدایت این تیم، از ابتدا یک تصمیم اشتباه بوده است؟
به گزارش ایلنا، تیم فجرسپاسی در هفتههای ابتدایی نهتنها نشانهای روشن از پیشرفت نشان نداده، بلکه ضعفهایش در بخشهای مختلف فوتبال، بهویژه در فاز هجومی، بیش از گذشته نمایان شده است. تیمی که برای بقا در لیگ برتر به جسارت، برنامه و کیفیت فنی نیاز دارد، تاکنون نتوانسته تصویری امیدوارکننده از خود ارائه کند و همین مسئله نگرانیها درباره آینده نماینده شیراز را افزایش داده است.
فجر؛ تیمی که گل نمیزند
شاید هیچ آماری به اندازه آمار گلزنی نتواند وضعیت فعلی فجر را توضیح دهد. این تیم در شش هفته تنها سه گل به ثمر رسانده؛ آماری که حتی در نگاه نخست نیز برای تیمی که هدفش تثبیت جایگاه خود در لیگ برتر است، نگرانکننده به نظر میرسد.
اما مسئله زمانی جدیتر میشود که بدانیم دو گل از همین سه گل نیز با گل به خودی بازیکنان حریف به دست آمده است. به این ترتیب، فجر عملاً در جریان بازی تنها یک بار توانسته دروازه حریفان را باز کند.
این آمار فقط یک ضعف آماری نیست؛ نشانهای از یک مشکل تاکتیکی است. فجر در هفتههای گذشته در خلق موقعیت، رسیدن مؤثر به یکسوم دفاعی حریف و ایجاد تنوع در حملات نیز با مشکل مواجه بوده است.
تیمی که بهطور مستمر موقعیت نمیسازد، نمیتواند انتظار داشته باشد در مسابقات لیگ برتر صرفاً با استفاده از اتفاقات فوتبال به امتیاز برسد.

سؤال بزرگ درباره انتخاب خطیبی
رسول خطیبی در لیگ یک تجربههای موفقی داشته و همین سوابق احتمالاً یکی از دلایل انتخاب او برای هدایت فجرسپاسی بوده است. اما تجربه مربیگری او در لیگ برتر همواره با ثبات و موفقیت مستمر همراه نبوده است.
اکنون پرسش اینجاست که مدیران فجر بر چه مبنایی به این جمعبندی رسیدهاند که تجربههای موفق خطیبی در لیگ یک میتواند بدون تغییر و متناسب با نیازهای فنی لیگ برتر، پاسخگوی مشکلات این تیم باشد؟
لیگ برتر با لیگ یک تفاوتهای جدی دارد؛ از کیفیت بازیکنان و سرعت مسابقات گرفته تا فشار رسانهای و توقع هواداران. بنابراین صرف موفقیت در سطح پایینتر نمیتواند تضمینی برای موفقیت در بالاترین سطح فوتبال کشور باشد.
سکوها هم دیگر صبر نمیکنند
مشکلات فنی فجر زمانی جدیتر شده که نارضایتی هواداران نیز آشکار شده است.
در هفته پنجم و در ورزشگاه پارس، شعارهای «حیا کن، رها کن» علیه رسول خطیبی سر داده شد؛ اتفاقی که نشان داد فاصله میان سکوها و نیمکت فجر خیلی زود شکل گرفته است.
واکنش خطیبی در نشست خبری پس از مسابقه نیز نتوانست از شدت این فضای انتقادی بکاهد. در فوتبال حرفهای، پاسخ اصلی به اعتراض هواداران باید در زمین مسابقه داده شود؛ جایی که فجر تاکنون نتوانسته پاسخ قانعکنندهای ارائه کند.
شکست در اهواز؛ فشار بیشتر شد
شکست مقابل فولاد در اهواز، شرایط را برای سرمربی فجر دشوارتر کرده است. حالا فجر باید در هفته آینده در شیراز و مقابل هوادارانی به میدان برود که بخش قابل توجهی از آنها دیگر صرفاً با وعده صبر و فرصت دادن قانع نخواهند شد.
بازی آینده میتواند برای رسول خطیبی فراتر از یک مسابقه معمولی باشد؛ مسابقهای که نتیجه و البته کیفیت نمایش فجر در آن، میتواند مسیر نیمکت این تیم را تحت تأثیر قرار دهد.
فقط خطیبی زیر سؤال نیست
با این حال، مسئله فجرسپاسی را نمیتوان صرفاً به رسول خطیبی محدود کرد.
مدیرانی که مسئول انتخاب سرمربی بودهاند نیز باید درباره تصمیم خود پاسخ روشنی داشته باشند. اگر انتخاب سرمربی بدون توجه کافی به الزامات لیگ برتر، ظرفیت بازیکنان و نیازهای واقعی فجر انجام شده باشد، ادامه این مسیر صرفاً با امید به تغییر ناگهانی شرایط، میتواند هزینه تصمیم اولیه را افزایش دهد.
فجر امروز بیش از هر چیز به تغییر در کیفیت فنی نیاز دارد؛ تغییری که باید در زمین مسابقه دیده شود، نه فقط در صحبتهای قبل و بعد از بازی.
شش هفته نخست فصل هنوز میتواند قابل جبران باشد، اما روند فعلی یک هشدار جدی برای فجرسپاسی است. ادامه فوتبال کمرمق، ضعف در خلق موقعیت و آماری که نشان میدهد بخش عمده گلهای تیم نیز حاصل اشتباه حریفان بوده، نمیتواند برای تیمی که رؤیای ماندن در لیگ برتر را دارد، قابل قبول باشد.
اکنون توپ در زمین فجر است؛ هم برای رسول خطیبی و هم برای مدیرانی که او را روی نیمکت نشاندهاند. اگر قرار است این انتخاب درست از آب دربیاید، زمان اثبات آن دیگر با وعده و صبر سپری نمیشود؛ فجر باید در زمین پاسخ بدهد.