در گفتوگو با ایلنا تاکید شد:
رویارویی دولت با سوگواری جمعی، سطحی و غیرجدی است
سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران گفت: حقیقتیابی باید به عنوان اصلیترین روش برای رویارویی با سوگواری جمعی مد نظر قرار گیرد. روشی که دولت در پیش گرفته، به نظر میرسد که سطحی و غیرجدی بوده و به اعتماد عمومی آسیب میزند.
«امیر حسین جلالی ندوشن» سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در گفتوگو با خبرنگار ایلنا در پاسخ به این پرسش که دولت و حاکمیت باید چگونه با سوگ جمعی پس از حوادث اخیر برخورد کند تا بتوانیم از این بحران جمعی عبور کنیم گفت: اصل اساسی در بحرانهای اجتماعی که منجر به مرگ و وضعیتهای اینچنینی میشود، ایجاد امکان برای سوگواری است. سوگواری به معنای یک تکلیف بر سوگوار در مقیاس فردی نیست. وقتی ما چیزی یا کسی را از دست میدهیم، ظرفیت روانی ما هر چه بیشتر باشد، امکان فرایند سوگواری ما نیز افزایش مییابد. البته فرایند سوگواری نباید با مراسم عزاداری و ماتم یکسان گرفته شود.
وی با تاکید بر اینکه مراسمها و مناسبات و آیینهای سوگ برای تسهیل فرایند سوگواری ضروری هستند، افزود: فرایند سوگواری یعنی امکان گذشتن از موقعیتی که داشتیم یا وضعیتی که از دست دادهایم. این موقعیت میتواند شامل داشتن فرزند، امکانات، یا حتی معنای مشخصی در یک شبکه از روابط یا یک دوره از زندگی باشد.
سوگ جمعی به معنای تراکم سوگواری نیست
وی افزود: وقتی که سالمند میشویم یا سنمان افزایش پیدا میکند، باید این ظرفیت را داشته باشیم که برای دستدادنیها سوگواری کنیم و زندگی را بدون آنها و در یک شرایط جدید تعریف کنیم. در مقیاس فردی، این یک تکلیف فردی است، اما وقتی به سوگ جمعی یا اجتماعی میرسیم، معنای سوگ جمعی و اجتماعی تراکم سوگواری نیست. این بدان معنا نیست که به جای یک نفر، مثلاً ۱۰۰ نفر سوگوار باشند. سوگ جمعی یا اجتماعی به این معناست که جامعهای در دستدادنهایی درگیر شده و باید تجربه سوگواری را بگذراند. این فقط از نظر عددی با هم جمع نمیشود. وقتی یک پدیده مقیاس اجتماعی پیدا میکند، معنایش این است که پویاییهای جمعی و گروهی خاص خودش را دارد. بدون علم و آگاهی نسبت به اینکه این پویاییها چگونه ایجاد شده و چه عواملی در آن نقش دارند، انتظار اینکه وضعیت بهبود یابد یا به وضعیت جدیدی دست یابد، عملاً ناممکن است.
سوگواری جمعی الزاما تکلیف جامعه به تنهایی نیست
این روانپزشک تأکید کرد: بنابراین باید بسیار دقت کنیم که وقتی از سوگ جمعی صحبت میکنیم، این نکته را در نظر بگیریم که این تکلیف جامعه الزاما به تنهایی نیست. جامعه باید کارها و رویههای خاصی را در پیش بگیرد. واقعیت این است که برای مسئله سوگ، موضوع سوگ باید به وضوح مشخص باشد. آیینهای سوگواری و خاکسپاری به این دلیل وجود دارند که به روشنی مشخص میکنند که کسی از دست رفته است. این فرد برای شبکهای از افراد که دور آن مزار حلقه زدهاند، شامل همسر، اعضای خانواده، دوستان و همکاران، معنای خاصی دارد. این فرد، که ممکن است دلبستگیها و حتی کدورتهایی نسبت به او وجود داشته باشد، برای ما معنایی داشته و اسمی دارد. ما در حال پذیرش این هستیم که او دیگر نیست و به برنمیگردد.
با جامعه سوگوار باید به شیوهای انسانی و حساس برخورد کرد
جلالی ندوشن در توضیح گذار از سوگ جمعی و بازگشت به زندگی عادی گفت: بعد از خاکسپاری و مراسمهای یادبود، باید به خانه برگردیم، به سر کار برویم و زندگی را از نقطهای که قبول کردهایم او وجود ندارد، ادامه دهیم. یادشان هست و جای خالیشان محسوس است، طبعاً اندوهی در رفت و آمد وجود دارد، اما ما میپذیریم که زندگی کنیم. حال وقتی به سراغ اندوه اجتماعی میرویم، باید توجه داشته باشیم که این از دست دادن در بافت از دست دادنهای دیگر رخ داده است. به این معنا که عدهای از افراد به خاطر تهدید اقتصادی، احساس کردهاند آیندهشان، امیدشان و کرامتشان در معرض خطر است. آنها به خاطر فراهم آوردن زندگی و ایجاد فضایی برای زندگی شرافتمندانه، به خیابانها آمده و اعتراض کردهاند. در چنین ماجراهایی، نیازی نیست که از نقطه نظر سیاسی ورود کنیم. یکی از مسائلی که سوگواری را در این مرحله پیچیده میکند، تبصرهها و شرایط خاصی است که به آن اضافه میشود. البته، برخی از سرویسهای جاسوسی و خشونتها نیز در این وضعیت دخیل هستند. با جامعهای که در سوگ است، باید به شیوهای انسانی و حساس برخورد کرد.
وی تصریح کرد: وقتی با برخوردی غیر از این با جامعه مواجه میشویم، فرآیند سوگواری به شدت پیچیده و دشوار میشود. مشکل اصلی این است که نمیدانیم چه چیزی از دست رفته و چه کسی مسئول است. وقتی گفته میشود که دشمنی آمده و عدهای را کشته، این سوال مطرح میشود که آیا در داخل کشور هیچ مسئولیتی وجود ندارد؟ چگونه باید این سوگ را تعریف کنیم؟ این وضعیت با مرگ یک نفر در بیمارستان یا تصادف کاملاً متفاوت است.
عدم شفافیت در مسئولیتها، بر فرآیند سوگواری تأثیر منفی میگذارد
وی ادامه داد: در مواردی مانند تصادف، مرگ ناشی از عمل سهلانگارانه یا غیرعمدی است که خشم و اندوه زیادی به بار میآورد. اما در مورد سوگ جمعی و اجتماعی، عدم شفافیت در مورد علل و مسئولیتها، بر فرآیند سوگواری تأثیر منفی میگذارد و افراد را در سردرگمی و ناامیدی نگه میدارد. این پیچیدگیها باعث میشود که تعریف سوگ و تجربه آن به چالشی بزرگ تبدیل شود.
سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران اظهار کرد: مسئله اصلی این است که اگر خانواده و جامعه بخواهند سوگواری کنند، باید بدانند که داستان چیست. در اینجا، باعدم شفافیت و وجود روایتهای متناقض از رسانهها روبرو هستیم که به سردرگمی دامن میزند. فاصله میان روایتهای رسمی و غیررسمی به قدری زیاد است که به نظر میرسد هر دو طرف درباره دو داستان متفاوت صحبت میکنند. این وضعیت باعث میشود که جامعه به سمت سوگیریهای خاصی پیش برود و قضاوتهای پیشفرض شکل بگیرد.
حقیقتیابی؛ اصلیترین روش برای رویارویی با سوگواری جمعی
جلالی ندوشن در خصوص مسئولیت حاکمیت در عبور جامعه از سوگ جمعی گفت: این وضعیت قطعاً باعث بروز انواع قضاوتها، حتی قضاوتهای نادرست میشود. اما نکته کلیدی این است که حقیقتیابی باید به عنوان اصلیترین روش برای رویارویی با سوگواری جمعی مد نظر قرار گیرد. روشی که دولت در پیش گرفته، به نظر میرسد که سطحی و غیرجدی بوده و به اعتماد عمومی آسیب میزند.
عدم بازخواست از مقامات به افزایش ناامیدی و خشم در جامعه منجر میشود
وی خاطرنشان کرد: ارائه یک لیست شتابزده و بدون دقت، هیچ اعتمادی ایجاد نمیکند و این تصور را به وجود میآورد که مقامات در تلاشاند مسئله را بهطور سطحی حل کنند. این در حالی است کهعدم بازخواست از مقامات و دستگاههای اجرایی، به افزایش ناامیدی و خشم در جامعه منجر میشود. وقتی مقامات فقط به عوامل خارجی و اپوزیسیون اشاره میکنند و مسئولیت را فقط متوجه آنها میدانند، این مسئله باعث میشود که جامعه احساس کند که نادیده گرفته شده و به سوگواری وارد نمیشود.
جامعهی کنونی در وضعیت غیرقابل مذاکرهی روانی قرار دارد
این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی در ادامه یادآوری کرد: سوگواری در فضای مجازی بهعنوان ایجاد مدارا بهکار میرود تا امکان مذاکره و گفتگو فراهم شود. اما جامعهی کنونی در وضعیت غیرقابل مذاکرهی روانی قرار دارد. در چنین شرایطی هر گامِ جداییگر، شک و ابهام را تشدید میکند و ورود به فضای سوگواری عملاً ممکن نمیشود. بنابراین، مهمترین نیاز، مسئولیتپذیری، آشکارسازی حقیقت و رسمیت دادن به سوگ بهعنوان پایهی بازسازی است.
جلالی ندوشن افزود: مسئولیت یعنی رسمیت دادن یعنی من میخواستم یک مسئله را کنترل کنم. در جریان این مسئله افرادی از دست رفتند، خطاهایی در محاسبات و اجرا رخ داد؛ اینها در حقیقت فرآیند پیگیری هستند. متأسفانه وضعیت تعلیق شده ناشی از جنگ، مذاکرات ایران و آمریکا و غیره نیز بر این موضوع دامن میزند. اصلاً جامعهای که بخواهد سوگواری کند، نمیتواند زیر این همه فشار باشد. ما اگر یکی از نزدیکان، دوستان یا عزاداران خود را در شرکتی یا موسسهای داشته باشیم، میگوییم: «یک هفته به خانه برو، فعلاً در این یک ماه این کار را انجام نده»، تا با این کار شخص با موضوع روبرو نشود. در حال حاضر آماده نیستیم؛ جامعه با فشارهای مضاعف مواجه است و بار بزرگی بر دوش آن گذاشته شده و از طرفی مردم در حالت تعلیق نگه داشته شدهاند.
سوگواری نیازمند همدلی، همراهی و سبکسازی بار روانی است
سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان تصریح کرد: دلار هر روز نوسان دارد؛ مذاکرهکنندگان بدون حضور مستقیم مقابل یکدیگر مینشینند، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مذاکرات انجام میشود. مشخص نیست خواستهای آنها چیست و کسی به طور شفاف در این خصوص پاسخگو نیست. بنابراین این جامعه اصلاً نمیتواند وارد مرحلهی سوگواری شود. سوگواری نیازمند همدلی، همراهی و سبکسازی بار روانی است. نباید بگذاریم مردم و جامعه در وضعیتی بیپناه و بدون پشتوانه و تعلیق نگه داشته شود و دوباره بار بر دوششان بگذاریم. این مسئله دیگری است؛ به عبارت دیگر، شیوهی مواجههی حاکمیت با مشکلات مردم و دردهای آنان، نیازمند تحول بنیادینی است.
به گزارش ایلنا، انجمن علمی روانپزشکان ایران در بیانیهای کشتهشدن جمعی از هموطنانمان را به ملت شریف و داغدار ایران تسلیت گفته و خشونت عریان در حوادث اخیر را نیز محکوم کرده است.
در این بیانیه آمده بود: «حاکمیت باید با پذیرش مسئولیت، با نگاهی به احوالات جامعه و نوع حکمرانی جاری، به اصلاح عملکرد خود و دیدن ریشههای اصلی نارضایتی، ناکامی، دلزدگی و ناامیدیهای روزافزون مردم بپردازد.عدم پذیرش مسئولیت، نهتنها احساس امنیت روانی شهروندان را تضعیف میکند، بلکه مؤلفههای اساسی سلامت روان اجتماعی، از جمله اعتماد متقابل، احساس تعلق و امید به آینده را نیز با آسیب مواجه میسازد.باید احساسات غالب در جامعه را به رسمیت شناخت و برای ترمیم آن تلاش کرد؛ اگر زمانی برای ترمیم باقی مانده باشد.»
انجمن علمی روانپزشکان ایران در ادامه این بیانیه بر ضرورت کاهش فوری خشونت، حفاظت از حقوق بازداشتشدگان، در نظر گرفتن انصاف و رأفت، رعایت اصول دادرسی شفاف، پرهیز از برخوردهای شدید و شتابزده و حمایت روانی از خانوادههای داغدیدگان با تأکید بر فراهمسازی امکان سوگواری، پایبندی عملی به اصول اخلاقی، حقوق بشر و موازین انسانی تأکید کرد.
انجمن علمی روانپزشکان ایران بر این باور است تنها از مسیر خردورزی، مسئولیتپذیری و تلاش برای یافتن راهحلهای غیرخشونتآمیز میتوان از تداوم این روند آسیبزا جلوگیری کرد و زمینهٔ ترمیم سلامت روان جامعه را فراهم ساخت.