مکی در گفتوگو با ایلنا:
ادامه تنشها میتواند شوکهای جدید به اقتصاد اروپا وارد کند/علت استقبال کشورهای قاره سبز از توافق احتمالی تهران
کارشناس مسائل اروپا گفت: هرچه بحران طولانیتر شود، شکاف میان اروپا و آمریکا نیز عمیقتر خواهد شد.
مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا با اشاره به بحران اقتصادی در اروپا و تأثیر توافق احتمالی ایران و آمریکا بر این وضعیت در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: پس از بازگشت وزیر کشور و فرمانده ارتش پاکستان و رایزنیهای فشردهای که با مقامات جمهوری اسلامی ایران داشتند، گمانهزنیهای متفاوتی درباره نتایج مذاکرات در رسانههای منطقهای و جهانی مطرح شد. با این حال، مقامات جمهوری اسلامی ایران و همچنین آمریکا هنوز جزئیات مشخصی از چنین توافق یا تفاهمی را اعلام نکردهاند. در عین حال، نوع رفتار، واکنشها و اظهارنظرهای مبهم طرفین نشان میدهد که دو طرف به چارچوبی اولیه برای آغاز مذاکراتی جامع دست یافتهاند. شاید دقیقترین موضع در این زمینه را سفیر ایران در پاکستان مطرح کرده باشد؛ جایی که او نسبت به تحرکات دیپلماتیک اخیر ابراز خوشبینی کرد.
وی ادامه داد: در این میان، توییتها و مواضع دونالد ترامپ همچنان متناقض و چندپهلو به نظر میرسد. او از یک طرف نسبت به امکان توافق با ایران ابراز خوشبینی کرده و از سوی دیگر، مواضعی اتخاذ میکند که نمیتوان چندان بر آنها اتکا کرد. با این حال، نکته مهمتر مواضع مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، است؛ فردی که تاکنون کمتر درباره مذاکرات با ایران موضعگیری صریحی داشت، اما طی ۲۴ ساعت گذشته اظهاراتی مطرح کرده که نشاندهنده نوعی خوشبینی نسبت به اصول توافق با جمهوری اسلامی ایران است. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که روبیو در زمره چهرههای نزدیک به جریان حامی فشار و حتی جنگ علیه ایران در کاخ سفید شناخته میشود. البته هنوز طرفین حاضر نشدهاند مواضع رسمی و جزئیات کامل توافق احتمالی را اعلام کنند. به نظر میرسد برخی بندهای این تفاهم همچنان محل اختلاف است و دو طرف نمیخواهند این اختلافات به شکست کامل مذاکرات یا نابودی تفاهم منجر شود. از همین رو، به نظر میرسد رایزنیها و تحرکات پشتپرده همچنان ادامه دارد تا زمینه برای نهایی شدن و امضای توافق فراهم شود.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در سطح منطقه و جهان نیز واکنشها متفاوت بوده است. ترامپ و برخی چهرههای سیاسی مدعی شدهاند بخشی از این توافق با حمایت و میانجیگری کشورهای عربی حوزه خلیج فارس شکل گرفته است. سفر هیئتهای بلندپایه قطری و همچنین حضور مقامات پاکستانی در تهران، از نگاه بسیاری نشانهای از اراده جدی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای رسیدن به توافق میان ایران و آمریکا تلقی میشود. این کشورها بهخوبی آگاهاند که هرگونه تنش یا جنگ جدید میان ایران و آمریکا، پیش از همه امنیت و ثبات آنها را تحت تأثیر قرار خواهد داد. جنگ دوازدهروزه اخیر به آنها نشان داد که نمیتوان جمهوری اسلامی ایران را نادیده گرفت و این واقعیتی است که کشورهای منطقه ناچار به پذیرش آن هستند. مواضعی که عربستان، قطر و برخی دیگر از کشورهای عربی اتخاذ کردهاند نیز نشان میدهد آنها همچنان به دنبال یافتن راهکاری برای ایجاد ارتباطی پایدار و کمتنش با جمهوری اسلامی ایران هستند. البته این امیدواری که توافق احتمالی بتواند بهطور کامل برتری جمهوری اسلامی ایران را تثبیت کند، بیشتر یک نوع مطلوب سیاسی است؛ زیرا واقعیت این است که تحولات سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه پس از جنگ اخیر، موازنههای گذشته را به شدت دگرگون کرده است. خاورمیانه و خلیج فارس دیگر همان منطقه پیش از جنگ نیستند و اکنون با نظم و معادلات جدیدی روبهرو هستیم که ناگزیر باید بر اساس واقعیتهای تازه مدیریت شوند.
وی افزود: در این میان، دولتهای اروپایی شاید بیش از دیگر بازیگران نسبت به امضای توافق میان ایران و آمریکا ابراز امیدواری کردهاند؛ چرا که تبعات هرگونه درگیری و بیثباتی در منطقه، پس از کشورهای منطقه، مستقیماً متوجه اروپا خواهد شد. منطقه خلیج فارس یکی از مهمترین تأمینکنندگان انرژی اروپا محسوب میشود، بهویژه پس از جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲ که اروپا به دنبال جایگزینی برای نفت و گاز روسیه بود. به همین دلیل، طی سالهای اخیر هیئتهای متعددی از کشورهای اروپایی به منطقه سفر کردند و تلاش داشتند با سرمایهگذاری در صنایع گازی قطر و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، بخشی از نیاز انرژی خود را تأمین کنند. در حوزه نفت نیز همین وضعیت وجود دارد و خلیج فارس همچنان یکی از گزینههای اصلی اروپا برای تأمین انرژی به شمار میرود. در نتیجه، شوک ناشی از حملات آمریکا و تشدید تنش با ایران، تبعات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی گستردهای برای کشورهای اروپایی به همراه داشته است. افزایش قیمت نفت، فرآوردههای نفتی و انرژی، رشد اقتصادی کشورهای اروپایی را تحت فشار قرار داده و موجب افزایش تورم شده است. این شرایط بهطور مستقیم بر وضعیت سیاسی دولتهای اروپایی نیز تأثیر گذاشته و بسیاری از وعدههای اقتصادی و اجتماعی دولتها را با چالش مواجه کرده است.
مکی گفت: این وضعیت بهوضوح در انگلیس قابل مشاهده است؛ جایی که پیروزی قابلتوجه حزب اصلاح در انتخابات محلی نشان داد دولت تا چه اندازه در وضعیت شکنندهای قرار دارد. ساختار سنتی دوحزبی که بیش از یک قرن بر سیاست بریتانیا حاکم بود، اکنون تحت تأثیر تورم، افزایش قیمت سوخت و کاهش خدمات رفاهی، با چالش جدی روبهرو شده است. در آلمان و فرانسه نیز شرایط کمابیش مشابه است. اگر امروز در این کشورها انتخابات برگزار شود، احتمال پیروزی جریانهای راست افراطی بسیار بالاست؛ موضوعی که نظرسنجیها نیز آن را تأیید میکنند. بخشی از این وضعیت ناشی از مشکلات ساختاری اقتصاد اروپا است، اما بخش مهمی از آن نیز به تبعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ناشی از بحرانهای منطقه و تنش میان آمریکا، اسرائیل و ایران بازمیگردد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: به همین دلیل، دولتهای اروپایی خواهان پایان سریعتر بحران و جلوگیری از گسترش جنگ هستند؛ زیرا ادامه تنشها میتواند شوکهای جدیدی به اقتصاد اروپا وارد کند. از سوی دیگر، هرچه بحران طولانیتر شود، شکاف میان اروپا و آمریکا نیز عمیقتر خواهد شد. کشورهای اروپایی همچنان متحدان راهبردی آمریکا محسوب میشوند و مخالفت آنها با همراهی کامل واشنگتن در جنگ علیه ایران، میتواند برایشان هزینهساز باشد؛ بهویژه آنکه اروپا در جنگ روسیه و اوکراین همچنان به حمایت امنیتی آمریکا وابسته است. هرچند برخی کشورهای اروپایی از ضرورت ایجاد ساختار امنیتی مستقل اروپایی سخن میگویند، اما در شرایط فعلی این ایده هنوز بیشتر به یک آرزو شباهت دارد. نه بودجه نظامی لازم برای جایگزینی نقش آمریکا در اختیار اروپا قرار دارد و نه اجماع سیاسی و امنیتی لازم میان کشورهای اروپایی شکل گرفته است تا بتوانند به سمت یک پیمان دفاعی مستقل حرکت کنند. از همین رو، هرچه سریعتر بحران منطقه فروکش کند، فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی ناشی از آن نیز برای اروپا کاهش خواهد یافت و این همان مسئلهای است که باعث شده دولتهای اروپایی بیش از گذشته از هرگونه توافق میان ایران و آمریکا استقبال کنند.